تاریخ انتشار : ۱۰ تير ۱۳۸۹ - ۰۸:۲۱  ، 
شناسه خبر : ۱۴۷۶۲۰
اشاره: حکومت اسلامی دارای ضرورت‏ها و مشخصه‏هایی است که در نهایت قوانین جامع اسلام در همه شئون حیات و در همه ابعاد و در مسیر تأمین نیازهای مادی ومعنوی را مستقر می‏نماید و به این وسیله جامعه و کشور را اداره می‏کند و با ارائه خدمات مختلف به توده‏های مردم، مشکلات و تنگناهای اقتصادی و معیشتی آنان را مرتفع می‏نماید. حکومت اسلامی، بدون به اجرا و عمل درآوردن قوانین زندگی ساز اسلام و بدون حضور مردم و تحقق اهداف مقدس و متعالی مبتنی بر متجلی ساختن همه احکام و ارزش‏ها و هنجاری‏های اسلامی در حیات اجتماعی، فلسفه اصلی خود را از دست می‏دهد و به "حکومت برای حکومت" تبدیل می‏شود، نه "حکومت برای خدمت" با راهبرد و اداره صحیح کشور و تسری جامعیت تعالیم الهی در گستره حیات مادی و معنوی مردم. باتوجه به فلسفه اصلی حکومت اسلامی، وظایف و مسئولیت سنگین و حیاتی زمامداران، دولتمردان، نمایندگان مجلس و کارگزاران قوه قضائیه تبیین می‏شود و همین جاست که حکومت اسلامی مصداق عملی پیدامی‏کند. دیدگاههای حضرت امام خمینی ـ که گزیده‏ای از آن پیش روی شماست - به فلسفه اصلی حکومت یعنی استقرار قوانین جامع اسلام و تدبیر امورجامعه و خدمت به مردم توجه دارد و همه دولتمردان و کارگزاران حکومت در قوای سه گانه - به ویژه قوه مجریه ـ را مخاطب قرار می‏دهد و وظایف و مسئولیت‏های آنان را گوشزد می‏نماید.

آنچه مهم است باید رئیس حکومت و همه آنها که زمام امور را در دست دارند مورد قبول ملت باشند و عمیقا معتقد به اسلام و متعهد به اجرای آن. 
ما می‏خواهیم یک مملکتی باشد اسلامی، اشخاصی که اداره می‏کنند این مملکت را اعتقاد به اسلام داشته باشند و اسلام مبنای اعمالشان باشد، نه اشخاصی که به اسلام خیلی توجه ندارند. اینها باید تصفیه بشوند. 
لازم نیست که صاحب منصبان و مرزبانان و کارمندان اداری، همه قوانین اسلام را بدانند و فقیه باشند، بلکه کافی است قوانین مربوط به شغل و وظیفه خویش را بدانند. چنانکه در زمان پیغمبر (ص) و امیرالمؤمنین(ع) اینطور بوده است. مصدر امور باید دارای این دو امتیاز باشد، لکن معاونین و صاحب منصبان و مامورانی که به شهرستانها فرستاده می‏شود باید قوانین مربوط به کار خود را دانسته و در موارد دیگر از مصدر امر بپرسند. 
اسلام خدایش عادل است، پیغمبرش هم عادل است و معصوم، امامش هم عادل و معصوم است، قاضی‏اش هم معتبر است که عادل باشد، فقیهش هم معتبر است که عادل باشد، شاهد طلاقش هم معتبر است که عادل باشد، امام جماعتش هم معتبر است که عادل باشد، امام جمعه‏اش هم باید عادل باشد. از ذات مقدس کبریا گرفته تا آن آخر. زمامدار باید عادل باشد، ولاتشان هم باید عادل باشند. این ولاتی که در اسلام می‏فرستادند، والیهایی که می‏فرستادند به این طرف و آن طرف، امام جماعتشان هم بود، باید عادل باشد. 
ملت ما می‏خواهند که اسلام در خارج تحقق پیدا بکند. یعنی هر کس وارد هر وزارتخانه‏ای بشود خیال کند که وارد شده در یک معبدی، یک جایی که مردمش [در] آنجا هستند مردم صالحند. اگر وارد شد در ژاندارمری ،مثل سابق نباشد که رضاخان وارد شده بود. آن وقت می‏نوشتند که وارد شده بود در اداره ژاندارمری، دست گذاشته بود در جیبهایش، گفته بود می‏ترسم بدزدند! این جور نباشد.
سردارهای جنگهای اسلامی امام جماعت هم بودند. همان سرداری که می‏فرستادند حاکم کجا شده بود، یا می‏فرستادند رئیس لشکرکذا بود، امام جماعت هم بود. آنها صالح بودند. نه امام جماعت که چیزی نبود، نه. آنها صالح بودند. ما حالا می‏خواهیم اینطور باشد که آن رئیس ستادمان هم همچو باشد که به او اقتدا بکنند. نخست‏وزیرمان هم همچو باشند که به او اقتدا می‏کنند. به ایشان اقتدا می‏کنند. ما می‏خواهیم اینطور باشد. 
هرکس در هر جا هست و هر جا خدمت می‏کند، یکی از اموری که بسیار برای او لازم است امانت است، امین باید باشد. اگر خدای نخواسته، در یک گروهی اشخاص غیرامین واشخاص خائن پیدا بشود، یک وقت می‏فهمیم که تمام آن گروه را اینها به بدنامی کشیدند یا به فساد. از امور لازم، امانت است در امور. 
ما می‏گوییم یک حاکمی باید باشد که به بیت‏المال مسلمین خیانت نکند، دستش را دراز نکند بیت‏المال مسلمین را بردارد. 
در جمهوری اسلامی، زمامداران مردم نمی‏توانند با سوءاستفاده از مقام، ثروت‏اندوزی کنند و یا در زندگی روزانه امتیازی برای خود قائل شوند. باید ضوابط اسلامی را در جامعه و در همه سطوح به دقت رعایت کنند و حتی پاسدار آن باشند. 
توجه داشته باشند رئیس جمهور و وکلای مجلس از طبقه‏ای باشند، که محرومیت و مظلومیت مستضعفان و محرومان جامعه را لمس نموده و در فکر رفاه آنان باشند، نه از سرمایه‏داران و زمینخواران و صدرنشینان مرفه و غرق درلذات و شهوات که تلخی محرومیت و رنج گرسنگان و پابرهنگان رانمی‏توانند بفهمند.
و باید بدانیم که اگر رئیس جمهور و نمایندگان مجلس، شایسته و متعهد به اسلام و دلسوز برای کشور و ملت باشند، بسیاری از مشکلات پیش نمی‏آید، و مشکلاتی اگر باشد رفع می‏شود. 
شما اگر چنانچه فرض کنید در یک سفارتخانه‏ای هستید، می‏خواهید عمل بکنید، باید خودتان آن کاری [را] که به شما محول شده خوب عمل کنید، به دیگران کار نداشته باشید. بله، اگر که آنها خلاف کردند، شما نهی شان کنید... شما باید عملی که خودتان انجام می‏دهید، مطابق با موازین و قوانینی باشد که در اسلام است و در جمهوری اسلامی هست... مامور خوب، انسان خوب آن کسی است که ماموریت خودش را خوب عمل بکند و تکالیف خودش را خوب از عهده برآید و من امیدوارم که همه شما این طور باشید و ملت ایران هم این طور باشد. 
حکومت اسلام که الان شما مدعی هستید که نخست وزیر اسلام هستید، دولت اسلامی هستید و آقایان، وزرای اسلام هستند، و آقای رئیس جمهور، رئیس جمهور یک کشور اسلامی هستند و وکلا وکلای کشور اسلامی هستند، باید از آنچه که در سابق گذشته نسیان کنند او را، دفن کنند او را. از دیکتاتوریها، از چپاولگریها، از خودخواهی‏ها و خودپسندی‏ها، همه اینها را باید دفن کنند و وارد بشوند در یک مملکت تازه‏ای که از صدر اسلام که بگذریم، دیگر یک همچو چیزی نبوده است. 
برای حفظ کشور خودتان، برای حفظ اسلام عزیز، که این همه خون در راهش ریختید باید پایداری کنید و توجه بکنید که حفظ کنید این را، و حفظش نسبت به شماها که مامورین هستید به این است که اجرایش را بدون اینکه به کسی اعتنا کنید اجرایش را خوب و موافق شرع و موافق اسلام و موافق مصالح کشور اجرا کنید. 
الان وظیفه ما این است که هر کداممان، در هر جا که هستیم و در حدی که هستیم، ما جدیت کنیم که قوانین اسلام را از خودمان شروع کنیم. اگر چنانچه ما خودمان خودمان را اصلاح نکنیم و قوانین اسلام را در خودمان اجرا نکنیم، نمی‏توانیم یک حکومت اسلامی تشکیل بدهیم. اگر آن کسی که در رأس حکومت است، مثل مثلا رئیس جمهور یا نخست وزیر، اگر خودش اصلاح نکند خودش را و اگر خودش تابع قوانین اسلام نباشد، قوانین اسلام را در مملکت وجود خودش اجرا نکند، این نمی‏تواند حکومت اسلامی باشد و حاکم اسلام باشد. و هر یک از آن قدرتها، صاحب قدرتها کسانی که در رأس قدرتها واقع شده‏اند، مثل مثلا رئیس ستاد، مثل رئیس کل ژاندارمری، مثل سایر روسا، تا قوانین اسلام را در وجود خودشان اجرا نکنند، اینها نمی‏توانند ریاست اسلامی داشته باشند. اسلام نمی‏پذیرد یک رئیسی راکه بر خلاف قوانین اسلام عمل بکند. لشکر اسلام نمی‏پذیرد یک کسی را که در رأس باشد و عمل به اسلام نکند. نمی‏پذیرد یک اداره‏ای را که احکام اسلام در آن جاری نباشد. 
این یک تکلیفی است الان برای ما. شماها الان مکلف هستید به اینکه در هر جا هستید تمام جهات اخلاقی و اعتقادی و ـ عرض می‏کنم ـ سیاسی و همه جهات اجتماعی را و همه این چیزهایی که محول به شما هست اینها را جوری درست بکنید که وقتی منتقل شد به یک نفر دیگری، ولو بد باشد، خودش را مجبور باشد که خوب نمایش بدهد. همان طوری که سابق اگر یک کسی خوب هم بود نمی‏توانست خوبی‏اش را نشان بدهد. برای اینکه محیط یک محیط، جو را جوری درست کرده بودند که یک نفر آدم هم که می‏خواست متدین باشد نمی‏توانست عرضه کند تدینش را.
همه ما الان که اسم جمهوری اسلامی روی خودمان گذاشتیم و رژیم سابقه را فرستادیم ـ بحمدالله ـ به خارج و دفنش کردیم، و دیگر هم زنده نخواهد شد ان‏شاءالله، همه ماالان مکلفیم که این رژیمی که ادعا داریم که تحقق پیدا کرده، واقعیتش تحقق پیدا کند، از حد لفظ به حد معنا بیاید، از حد رأی به حد خارج بیاید. شما که مامورین یک وزارتخانه هستید یک طور باید عمل بکنید، آنها هم که در وزارتخانه دیگرند یک طور، همه باید مامورین اسلامی باشید. هر فرد باید خودش را موظف بداند به اینکه این کاری که الان این کار جزئی که پشت میز نشسته به اول محول است، این کاری که به او محول است، روی عدالت عمل بکند، منتظر نشود که وزیر،عادل بشود. وزیر، عادل بشود یا عادل نباشد، شما باید عادل باشید. نخست وزیر عادل باشد یا نه. برای خودش ضرر دارد و نفع دارد. آن حسابش علی‏حده هست شما هم حسابتان علی‏حده است پیش خدا حسابش علی حده است، پیش ملت هم حسابش علی‏حده است.
شما که این کار جزئی، این پیشخدمتی که این کار جزئی دستش هست، عدالت در آن کارش باید بکند. آن رئیس اداره هم که در آنجا نشسته آن هم عدالت در همان کار بکند، منتظر نشود دیگران عادل بشوند تا او عادل بشود، مثل این است که من منتظر بشوم دیگران نماز بخوانند تا من نماز بخوانم، یا منتظر بشوم دیگران ناهار بخورند تا من ناهار بخورم! چه طور وظایف طبیعی را آدم این طوری عمل می‏کند. وظایف طبیعی را هر کسی شخصی عمل می‏کند، شما هیچ وقت انتظار کشیدید دیگران نفس بکشند تا شما بکشید؟ دیگران نگاه کنند تا شما نگاه [کنید]؟ هیچ همچو نیست. شما به حسب طبیعتتان وظایف طبیعی را شخصا عمل می‏کنید. وظایف الهی هم همین طور است. همان طوری که وظایف طبیعی را شخصا عمل می‏کنید، وظایف الهی راهم شخصا شما موظفید عمل کنید، به علاوه، موظفید که دیگران را هم وادار کنید به این کار. در اینجا موظف نیستید که دیگران را وادار کنید که نگاه کن. اما در آنجا موظفید دیگران را تعدیل کنید، دیگران را هم تربیت کنید.
هرکدام ما موظفیم خودمان عمل کنیم، و موظفیم دیگران را هم وادار کنیم. 
حاکم به حسب تکلیف الهی، مکلف است به طور تکلیف الهی، موظف است به حسب قانون که همه اهل کشور را با یک نظر نگاه کند، تمام اهل کشور را برادر خودش بداند، در اجرای قانون مابین حاکم و محکوم یک جور باشد. 
عمل به عدل اسلامی مخصوص به قوه قضاییه و متعلقات آن نیست، که در سایر ارگانها نظام جمهوری اسلامی از مجلس و دولت و متعلقات آن و قوای نظامی و انتظامی و سپاه پاسداران و کمیته‏ها و بسیج و دیگر متصدیان امور نیز به طور جدی مطرح است و احدی حق ندارد با مردم رفتار غیراسلامی داشته باشد. 
ما چه کنیم با بیت‏المال مسلمین؟ وظیفه حکومتها چیست با بیت‏المال مسلمین؟ این مساله، مساله این نیست که در آن وقت و در حکومت حضرت امیر باشد، این دستور است در طول تاریخ برای کسانی که متکفل حکومت هستند که تا اندازه ممکن در بیت‏المال تصرف نکنند، یک درهمش در آن طرف حساب دارد. باید حساب بدهیم... باید در پیشگاه خدای تبارک وتعالی، در کارهایی که می‏کنیم، تصرفهایی که در بیت‏المال می‏کنیم، باید بعد حساب بدهیم. زیاده‏روی شده باشد، مجازات دارد، عدالت شده باشد، مجازات خیر دارد. بیت‏المال مسلمین را بزرگ بشمارید.
حکومتهای اسلامی باید بیت‏المال مسلمین را برای جلال و جبروت خودشان صرف نکنند، بیت‏المال مسلمین صرف آن چیزی بشود که برای مسلمین است. وزارتخانه‏ها باید وقتی که می‏بینند که کارمند بیت‏المال مسلمین هستند و مسلمین هستند و از آنجا حقوق می‏گیرند و ارتزاق می‏کنند و اداره، اداره بیت‏المال مسلمین است، حتی در آن مسائلی که حضرت امیر گفته ملاحظه کنند، کوچک نشمرند مساله را، مساله بیت‏المال مسلمین است و دستور، دستور اسلام است به حد ضرورت. البته راجع به آن چیزهایی که مربوط به حفظ مقامات است ـ در حالی که ما الان درش می‏گذرانیم ـ آن یک چیز لازم است. اما به حد لزوم. حتی مطبوعات باید این توجه راداشته باشند که چیزهایی که برای ملت مفید نیست در روزنامه‏ها ننویسند، کاغذ صرف این نکنند، وقت صرف این نکنند. باید رادیو تلویزیون توجه به این معنا داشته باشد که این از بیت‏المال مسلمین است، باید وقتش صرف چیزهایی که مربوط به مصالح مسلمین نیست، نشود، مسئولیت دارد اینها. باید اشخاصی که، مقاماتی که هستند، ملاحظه کنند که به اندازه ضرورت مشاور بگیرند، به اندازه ضرورت خدمتگزار بگیرند، نه به اندازه دلخواه. و این معنا را باید همه ما بدانیم که دلخواههای ما آخر ندارد. گمان نباید بکنیم که اگر ما به آنجا رسیدیم، تمام شد مساله، آنجا که رسیدیم بیشتر خواهد شد.
نباید این تزیینات فوق‏العاده‏ای که صرف شده است در اینجا و آنجا باز محفوظ باشد. اینها را بگذارید در بانکها، بگذارید در [خزانه] برای ملت خرج بکنید. ملت عدالت می‏خواهد، اتاق بزرگ نمی‏خواهد. ملت وزارتخانه می‏خواهد، وزارتخانه اسلامی، نه آن وزارتخانه کاخ دادگستری، کاخ نخست وزیری، کاخ وزارت مالی، هی کاخ! کاخ مال ملت است. این تزییناتی که الان در این کاخها موجود است، علاوه بر اینکه بسیاری‏اش یا بعضی‏اش از محرمات است و حتما باید دولت توجه کند به آن، دولتی که می‏گوید دولت اسلامی است ـ و هستند ـ نباید تحت تاثیر واقع بشود و هر طوری سابق بوده همان طوری که در زمان محمدرضاشاه‏خان بوده است حالا هم همان فرم باشد. پس شما چکاره‏اید! تو که می‏گویی من مسلمان هستم، چکاره هستی؟ ما یکی یکی باید بگوییم؟ دانه دانه باید بسپاریم؟ اینها باید اصلاح بشود و شماها ـ من می‏دانم مسلمانید ـ من همه افراد اینها را بعضی‏شان را می‏شناسم، بعضی‏شان را هم معرفی کرده‏اند به من اینها همه متعهدند، همه مسلمانند، لکن ضعیف‏النفسند! می‏ترسند که مبادا یک وقت میهمانی از اجانب بیاید در کاخ دادگستری یا در کاخ نخست‏وزیری و آنجا ببیند که یک [محیط] محقری است، باید حتما به فرم غرب باشد؟!
ضعیفید آقا! تا ضعیفید زیر بار اقویا هستید. آن وقتی که نفس شما قوی شد و اعتنا نکردید، اعتنا به این زخارف نکردید، آن وقت است که از شما حساب می‏برند. صدر اسلام را مطالعه کنید ببینید چه جور بوده وضع. آنهایی که ممالک را فتح کردند، آنهایی که دنیا را گرفتند، آنهایی که قدرتشان را بر عالم نشان دادند، زندگی‏شان چه جور بود؟
...آن کسی که در رأس بود، در زندگی از همه افراد پایین‏تر بود: شاید در یمامه، شاید در سرحدات یک نفر باشد که گرسنه باشد، یک نفر باشد که درست نتواند زندگی خوب بکند، بنابراین من اینجا که هستم باید زندگی‏ام این باشد یعنی یک لقمه نان با یک قدری نمک. این حکومت ما بود. و ما هم البته قدرت نداریم، خودشان فرمودند شما قدرت ندارید. لکن "اعینونی بالورع والاجتهاد ـ بالتقوی والورع والاجتهاد"اعانت کنید امیرالمؤمنین ـ سلام‏الله علیه ـ را