تاریخ انتشار : ۳۱ تير ۱۳۸۹ - ۰۸:۳۰  ، 
شناسه خبر : ۱۴۸۰۷۶
آیا لابی‌های طرفدار اسرائیل توان تاثیرگذاری بر سیاست‌های آمریکا را دارند
سیدحمید حسینی اشاره: آن ها عمیقا نگران این بودند که تحلیل داده های جاسوسی از زیردست چه کسی رد می شود. به این خاطر که امکان داشت درست به مانند آن چه در مورد سند «گمانه اطلاعاتی کشور NIE» که در سال ۲۰۰۶ اتفاق افتاد، حمله آمریکا یا اسرائیل به ایران با مشکل روبه رو شود. در این سند تاکید شده بود که ایران دیگر برنامه اتمی نظامی ندارد. وادارکردن چارلزفریمان به کناره گیری هشداری بود به کسانی که خیال رسیدن به مقامات دولتی را در سر می پرورانند، به این معنی که آن ها باید مراقب باشند که مبادا نظریات شان در تقابل با سازمان آن ها (آیپاک) قرار گیرد. حال می خواهند این افراد در تعیین سیاست های خارجی دخیل باشند یا نه. به زبان دیگر «جامعه هوادار اسرائیل» سربریده فریمان را روی نیزه طلب می کرد و به آن سر رسید.

آیا چیزی به عنوان لابی اسرائیلی وجود دارد؟ اسرائیل فرزند آمریکاست یا تصمیمات آمریکا در اسرائیل گرفته می شود؟ اگر لابی طرفدار اسرائیل وجود دارد ریشه ها و نحوه عمل آن چگونه است؟
اگر فرض کنیم لابی طرفدار اسرائیل در آمریکا وجود دارد آیا قدرت آن به حدی است که توان هدایت سیاست های دولتی آمریکا را داشته باشد. فارغ از این که ایران و آمریکا مشکلات بنیادی و گاه ایدئولوژیک با هم دارند و در برخی موارد حتی مذاکره ۲ کشور بعید به نظر می رسد اگر اوباما بخواهد شعار تغییر خود را درباره ایران عملی کند این لابی می تواند جلوی این تغییرات را بگیرد؟ ابزارهای قدرت این لابی چه چیزهایی است. درباره نفوذ لابی یهودیان طرفدار اسرائیل بر سیاست خارجی آمریکا، گزارش های متفاوتی منتشر شده است که برخی از آن ها گاه سکان سیاست خارجی آمریکا را یکسره در دستان این لابی ها فرض کرده اند و برخی رویکردی متعادل تر نسبت به این مسئله در پیش گرفته و یا این که عده ای قدرت این لابی ها را ناچیز برشمرده اند. اما واقعیت چیست؟
لابی چیست؟
لابی اصطلاحی است معادل درخواست از نمایندگان خود برای تصویب قانون و یا تغییر در آن به نفع گروه یا دسته ای خاص. هم چنین به گروه یا نمایندگانی از مردم اطلاق می شود که برای تصویب و یا تغییر قانون از طریق مجلس و نمایندگان آن فعالیت و اقداماتی انجام می دهند. به تماس های شخصی نیز گفته می شود که در راهروها و قسمت هایی از ساختمان قوه مقننه با نمایندگان مجلس برای تصویب یا تغییر قانون در جهت حمایت از اهداف و خواسته های خویش و کسب امتیازات منطبق با منافع خود صورت می گیرد.
لابی (lobby) لغت انگلیسی به معنی «سرسراها» است. لابیگری، در اصطلاح سیاسی آمریکا، به معنای نفوذ در قوه قانون گذاری از راه تماس با اعضا در کنگره و زیر نفوذ درآوردن آن ها و اجرای نظرهای خود از آن راه است. گروه های زورآور و با نفوذ با تماس با اعضای سنا یا مجلس نمایندگان در «سرسراها» یا بخش هایی از ساختمان مجلس که همگان به آن دسترسی دارند، برای رد یا تصویب لایحه های موردنظر خود می کوشند. (۱)
براساس تعریف جامعه شناسی سیاسی بین حزب و گروه فشار سیاسی از نظر نوع نگاه به قدرت سیاسی یک تفاوت ماهوی وجود دارد. یعنی در حالی که یک حزب درصدد دستیابی به قدرت سیاسی است اما یک گروه فشار سیاسی بیشتر درصدد تاثیر بر سیاستمداران و نوع تصمیم گیری آنان است. به عبارت دیگر گروه های نفوذ یا همان گروه های فشار نمی خواهند مستقیما به قدرت سیاسی دست پیدا کنند اما در عین حال به شدت به دنبال تاثیرگذاری بر قدرتمندان هستند تا مطابق خواسته گروه های نفوذ عمل کرده یا دست کم در تعارض با خواسته گروه فشار اقدامی نکنند. اما خاستگاه گروه های فشار به سیاست مدرن برمی گردد و این پدیده خاص جهان مترقی است. یعنی اگرچه می توان نمونه هایی از حضور و نفوذ گروه های فشار حتی در سیاست قدیم پیدا کرد و مثلا زنان در دستگاه های سلطنتی نفوذ زیادی را بر پادشاهان و تصمیم گیران داشته اند اما با این وجود به چنین لابی ها و لابی گرانی نمی توان عنوان واقعی گروه های فشار داد چرا که ویژگی اصلی هر گروه فشاری سازمان یافته بودن آن ها، داشتن برنامه و هدف مشخص و پیگیری برنامه ها و اهداف براساس یک روش خاص است. بر این اساس می توان نمودی از حضور و گسترش گروه های فشار را در جهان کنونی در تمام کشورها مشاهده کرد اما در برخی کشورها مانند آمریکا حضور و نفوذ گروه های فشار بیشتر از سایر مناطق جهان است.
لابی در آمریکا
آمریکا به عنوان بزرگ ترین کشور اقتصادی، سیاسی و نظامی جهان به صورت رسمی فعالیت گروه های فشار و گروه های ذی نفوذ را پذیرفته است در این کشور گروه های فشار متعددی وجود دارند که اهداف سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، خارجی، هنری و... را دنبال می کنند. این گروه ها به صورت آزادانه خواسته های گروهی خود را به سیاستمداران منتقل کرده و خواستار لحاظ شدن آن در تصمیم گیری های رسمی و سیاسی هستند. این گروه ها براساس قانون آمریکا باید به ثبت هم برسند. حتی کاندیداهای ریاست جمهوری آمریکا پیش از برگزاری انتخابات به دیدار چنین گروه هایی می روند و سعی می کنند با دادن وعده هایی مبنی بر تحقق خواسته هایشان نظر مساعد آنان را برای گرفتن رای جلب کنند. به عنوان مثال بیل کلینتون در جریان رقابت های انتخاباتی با گروه های همجنس گرا ملاقات کرد و به آ نان وعده داد در راستای آزادسازی و قانونی کردن همجنس گرایی در آمریکا فعالیت خواهد کرد. البته این نمونه ای از فعالیت گروه های فشار در موضوعات غیرسیاسی است چرا که در آمریکا گروه های فشار سیاسی وجود دارند که به شدت پیگیر اهداف سیاسی و اقتصادی خود هستند معمولا گروه های فشار سیاسی در آمریکا با صبغه سیاسی همزمان در حوزه های اقتصادی هم فعالیت می کنند و اغلب مجاری مهم اقتصادی و رسانه ای را در اختیار خود می گیرند و مالک آن به شمار می روند.
لابی‌های یهودیان طرفدار اسرائیل در آمریکا
با شروع جنگ جهانی اول و حضور مهاجران یهودی در آ مریکا سازمان های متعدد یهودی به شکل مذهبی به فعالیت مشغول بودند و بعد از جنگ جهانی دوم، یهودیان آمریکا از کشتار یهودیان به دست نازی ها استفاده کرده با مدیریت سازمان های متعدد، به بهبود سطح معیشتی یهودیان با حقوقی برابر با شهروندان آمریکایی پرداختند. این سازمان ها به تدریج افزایش یافته، با اعمال مدیریت در آن ها توانستند این تصور را که یهودیان آ مریکا دشمن هستند، از بین ببرند و موجب شوند تا جامعه یهود در سیاست گذاری سران ایالات متحده در خصوص مسائل خاورمیانه و اسرائیل تاثیرگذار شود.
سازمان یهودی ایپاک
یکی از سازمان های مهم و تاثیرگذار، کمیته امور عمومی آمریکا و اسرائیل است که با نام اختصاری «ایپاک» (American-Israelpublic Affairs committee) شناخته می شود. این لابی از سال ۱۹۵۱.م توسط آل.ای.کنن روزنامه نگار کانادایی، به منظور تصویب قوانینی برای حمایت از اسرائیل تشکیل گردید(۲) این سازمان که سه سال بعد از تشکیل دولت اسرائیل در سرزمین های اشغالی فلسطین به وجود آمد در ۱۹۵۳- م پس از جنگ اول اعراب و اسرائیل که نهایتا منجر به دستور آیزنهاور رئیس جمهور وقت آمریکا به اسرائیل برای عقب نشینی از صحرای سینا شد اعلام موجودیت کرد. لابی ایپاک از آن زمان به بعد فعالیت های خود را براساس اصل «چنین حادثه ای نباید هرگز به هر نحوی تکرار شود» آغاز کرد. دکترینی که این اصل براساس آن تصمیم گرفت این بود که «باید کاری کرد که هیچ مقام آمریکایی نتواند به اسرائیل دستور دهد، آن را تحت فشار قرار داده و یا به کاری وادار کند».(۳)
ایپاک از همان بدو تاسیس، هدف خود را مبارزه برای تصویب قوانینی در جهت حمایت از اسرائیل و جلوگیری از تصویب قوانین مغایر با این هدف اعلام کرده است. در آمریکا ۲۸۱ سازمان یهودی و ۲۵۰ اتحادیه منطقه ای یهودیان وجود دارد لیکن در میان آن ها ایپاک از قدرت بیشتری برخوردار است به عبارتی ایپاک مادر تمامی سازمان های یهودی آمریکا و هم چنین مسئول اصلی جمع آوری کمک و اعانه برای اسرائیل به شمار می رود که با ارتباط تنگاتنگ با ۶۰ اتحادیه دیگر مسئول ایجاد کانال های جدید برای نفوذ اسرائیل نیز می باشد. این کمیته دارای دفاتر و مراکز منطقه ای در سراسر آ مریکا و اورشلیم می باشد که هر یک تحت مدیریت یک نفر اداره می شود. هر کدام از این دفاتر در برگیرنده چند شعبه می باشند که امور آن ها را با دفتر مرکزی هماهنگ می کند. بخش های مهم این سازمان عبارتند از: حوزه قانونگذاری، سیاست خارجی، امور سیاسی، بخش ارتباطات، بخش توسعه و گسترش (عضوگیری)، رهبری سیاسی.
مقر اصلی ایپاک در کاپیتال هیل واشنگتن دی سی می باشد و این موقعیت امتیاز ویژه ای را برای دستیابی و دسترسی سهل تر به هرم قدرت در آمریکا به این سازمان داده است. ایپاک اعضای خود را از بین یهودیان و غیریهودیان گزینش می کند که همه آن ها در یک چیز اتفاق نظر دارند و آن حمایت از اسرائیل و کانالیزه کردن سیاست خارجی آمریکا در راستای منافع این رژیم می باشد. زمانی که از اعضا و عناصر سازمان ایپاک سخن به میان می آید.
مهم‌ترین اهداف ایپاک
فهرستی طولانی از مهم ترین اهداف ایپاک اهم فعالیت های ایپاک در قبال اسرائیل را می توان به شرح ذیل برشمرد:
- کمک به بقاء اسرائیل با ادعای تنها کشور دموکراتیک خاورمیانه.
- حمایت از اسرائیل در مقابل تهدیدات احتمالی.
- تربیت نسل آینده رهبران حامی و طرفدار اسرائیل.
- تاثیرگذاری بر کنگره ایالات متحده در خصوص روابط اسرائیل و آمریکا.
- تقویت اسرائیل از طریق کمک های نظامی.
- حمایت از به رسمیت شناخته شدن بیت المقدس به عنوان پایتخت اسرائیل.
- تلاش برای جلوگیری از انزوای اسرائیل در سازمان ملل و محافل بین المللی.
- حمایت از پروسه صلح خاورمیانه، با فشار بر دولت آمریکا به نحوی که منافع اسرائیل را تامین کند.
اهداف استراتژیک ایپاک اگرچه به این ترتیب برشمرده شده است اما این سازمان هدف های مقطعی چون مقابله با هسته ای شدن ایران را مطابق آن چه در سایت رسمی خود اعلام کرده است نیز دنبال می کند. ایپاک دارای ۲۰۰ کارمند، رایزن، محقق و برگزارکننده است و سالانه بیش از ۵۰ میلیون دلار بودجه دارد. این سازمان همچنین دارای ۱۰۰ هزار عضو است که نسبت به ۶ سال گذشته تقریبا دو برابر شده و در ۳۰۰ دانشگاه نیز مراکز جذب نیرو دارد.
کنفرانس سالانه ایپاک
ایپاک سالانه یک کنفرانس برگزار می کند که در آن به تعیین خط مشی کلی می پردازد این خط مشی ها با جلسات و برنامه های آموزشی توام است. اعضای شرکت کننده در کنفرانس که تقریبا ۲ الی ۳ روز به طول می انجامد و معمولا محل آن در واشنگتن است از مناطق مختلف هستند ولی این کنفرانس چه در کاپیتال هیل باشد چه در هر جای دیگر موضوع آن به تحولات منطقه خاورمیانه و سیاست خارجی آمریکا در قبال اسرائیل مربوط می شود و در بیشتر مواقع رئیس جمهور آمریکا و نخست وزیر اسرائیل یکی از سخنرانان اصلی آن هستند .(۴) هم چنین کاندیداهای انتخابات ریاست جمهوری آمریکا نگاه ویژه ای به این اجلاس دارند و حتی ادبیات آن ها در این اجلاس با سخنرانی های قبلی و حتی بعدی شان متفاوت و به خصوص در مورد حوزه مورد حساسیت اسرائیل مثل ایران، حزب الله  و... رادیکال تر است. همانند سخنان باراک اوباما در اجلاس سالانه ایپاک در دوران رقابت های انتخاباتی وی که تعجب ناظران را درباره تفاوت این سخنان با اظهارات قبلی وی درباره ایران برانگیخت.
علاوه بر ایپاک سازمان های لابی قدرتمند دیگری نیز در آمریکا وجود دارد که در جهت حفظ منافع اسرائیل حرکت می کنند.
سازمان صهیونیست های آمریکا (ZOA)
این سازمان قدیمی ترین و یکی از بزرگ ترین سازمان های طرفدار اسرائیل در آمریکاست و با هدف برپایی دوباره یک دولت یهودی در فلسطین، پا به عرصه وجود گذاشت و بدین منظور جمع آوری کمک های مالی را وظیفه خود دانست. ZOAدر ایالات متحده، به عنوان دومین لابی مهم صهیونیست شناخته می شود. این سازمان از طرفداران سرسخت حزب لیکود به شمار می رود.
EVANGILISTS
مبلغان مسیحی که به نام «مسیحیان متحد در دفاع از اسرائیل» نیز شناخته می شوند برخلاف ایپاک و نهادهای مشابه مسیحیان انجیلی برای حمایت از اسرائیل دلایل مذهبی دارند. آن ها فکر می کنند که خلق دوباره اسرائیل متحقق شدن آن چیزی است که انجیل بشارتش را داده است.
مسیحیان انجیلی در سال های اخیر در آمریکا صاحب نفوذ زیادی شده اند و هنوز هم روز به روز بر قدرت آن ها افزوده می شود.(۵)
پیروان مسیحیان انجیلی حدود ۷۰ میلیون نفر تخمین زده می شوند. حمایت این گروه برای اسرائیل به حدی اهمیت دارد که سفارت اسرائیل در آمریکا برای آن ها یک سفیر جداگانه در نظر گرفته است. (۶)
از جمله رهبران این گروه مسیحی کشیش بیلی گراهام کشیش روسای جمهور آمریکا از زمان ریچارد نیکسون در دهه ۶۰ تا زمان ریاست جمهوری بیل کلینتون بوده است. فرانکلین پسر او نیز کشیش جرج بوش بود.
جی استریت و دیگر لابی‌ها
جی استریت (J.street) یکی دیگر از لابی های جدید طرفدار اسرائیل است که متشکل از شماری از یهودیان برجسته و سرشناس آمریکایی می‌باشد و با هدف تعدیل سیاست های اسرائیل تشکیل شده است. رهبران جی استریت از سازمان خود به عنوان جایگزینی برای سازمان های سنتی، که به عقیده این افراد مانع پیشرفت و بهبود اوضاع در خاورمیانه هستند یاد می کنند. آن ها بر این اعتقادند که بهترین راه تامین صلح و امنیت اسرائیل پشتیبانی از آن دسته از نامزدهای سیاسی است که حامی آن کشور و در عین حال منتقد برخی سیاست هایش از جمله حفظ و توسعه شهرک نشینی در سرزمین های مورد اختلاف هستند.(۶) پایگاه اینترنتی آنتی وار در گزارشی با اشاره به مواضع متفاوت این گروه با ایپاک درباره شهرک سازی و روند صلح خاورمیانه از ایجاد شکاف میان لابی های طرفدار اسرائیل در آمریکا سخن به میان آورده است.(۷) اما گری سیک مشاور پیشین امنیت ملی آمریکا با اشاره به مواضع متفاوت لابی های طرفدار اسرائیل معتقد است: این سازمان ها در حفظ موجودیت اسرائیل موضع یکسانی دارند و هرگاه احساس کنند خطری اسرائیل را تهدید می کند در دفع آن متحد هستند. (۸)
لابی های دیگری نیز به فراخور مسائل و موضوعات مطرح در موقعیت های گوناگون در سیاست خارجی ایالات متحده اعمال نفوذ می کنند به طور مثال صادق خرازی معاون وزیر خارجه وقت معتقد است: پس از مذاکرات ایران و آمریکا درباره افغانستان که جرج بوش ایران را محور شرارت نامید فقط لابی اسرائیل اعمال نفوذ نمی کرد بلکه لابی پاکستانی ها هم اطلاعات غلط به آمریکا دادند. وی می افزاید: هرگاه ایران و آمریکا درصدد تنش زدایی برآمده اند سه لابی یهودی، ضد انقلاب و برخی کشورهای منطقه به طور جدی وارد و مانع شدند.(۹)
لابی‌های ایرانی در آمریکا
در مقابل گروه هایی نیز در آمریکا وجود دارند که به گفته موسسان آن ها و هم چنین رسانه های آمریکا در جهت منافع ایران در حال لابی در ایالات متحده هستند از جمله این گروه ها به گزارش بی بی سی می توان به «نیاک» (NIAk) یا شورای ملی ایرانیان ساکن آمریکا نام برد که از سال ۲۰۰۲ فعالیت خود را در واشنگتن آغاز کرده و هدف خود را پیشبرد منافع مدنی، فرهنگی و سیاسی جامعه ایرانیان آمریکا اعلام کرده است. ترتیا پارسی رئیس این شورا است. گروه دیگری که از آن به عنوان لابی طرفدار ایران در آمریکا نام برده می شود. «شورای ایرانی- آمریکایی»، AIkبه ریاست هوشنگ امیراحمدی است که در سال ۱۹۹۷ راه اندازی شد و «پایا» (PAAIA) یا اتحادیه روابط عمومی آمریکایی های ایرانی تبار نیز از دیگر لابی های ایران در آمریکاست که در واشنگتن مستقر است. گزارش های متفاوتی درباره وابستگی ها و فعالیت های ترتیا پارسی و هوشنگ امیراحمدی منتشر شده است گزارش هایی که گاه آنان را عوامل جمهوری اسلامی ایران معرفی و در برخی موارد مشاوران نزدیک اوباما معرفی می کند. همان‌طور که پایگاه اطلاع رسانی ورلدپالتیکس ریدیو نوشت: وقتی بزرگ ترین راهپیمایی پس از انقلاب سال ۱۹۷۹ در ایران پس از اعلام نتایج انتخابات ریاست جمهوری دهم اتفاق افتاد کاخ سفید با ترتیا پارسی رئیس شورای ملی ایران و آمریکا به طور مرتب گفت وگو می کرد.(۱۰)
منشاء قدرت اقتصادی یهودیان
ثروت و رسانه دو بازوی قدرتمند لابی های اسرائیلی برای تاثیرگذاری بر سیاستمداران و افکار عمومی در آمریکا و جهان هستند. درباره این که چرا یهودیان باتوجه به این که همواره در اقلیت بوده اند اما اقلیتی ثروتمند طیفی از اظهارنظرهای جامعه شناسانه، روانشناسانه و مذهبی درباره دلایل قدرت اقتصادی یهودیان بیان شده است به طور عمده از این قوم به عنوان کسانی یاد می شود که در کار پول قرض دادن بوده اند حتی برخی این خصیصه را برگرفته از ایدئولوژی توراتی و تلمودی می دانند. (۱۱)
آوارگی پیاپی این قوم نیز این الزام را بر آن ها پدید آورد که همواره دارایی خود را به صورت اموال ساده و قابل حمل و نقل درآورند و چه چیزی قابل حمل تر از پول و طلا و جواهر پیدا می شد؟ بنابراین یهودیان یاد گرفتند که پول را عاشقانه دوست بدارند، می دیدند که فقط به مدد پول است که می توانند قدرت های جهان را مطیع خود گردانند. پول به وسیله ای بدل شد که آن ها توانستند به مدد آن قدرت را به دست گیرند بی آن که خود از نظر جسمی قدرتمند باشند. مردمی که پایگاه اجتماعی مهمی نداشتند، به مدد استفاده ماهرانه از فوت و فن پول قرض دادن، توانستند فئودال های قدرتمند زمانه را تحت کنترل خود درآورند. همان طور که لی لی پوت های کوتوله توانستند گالیور را اسیر کنند. یهودیان در قرون ۱۷، ۱۸ و ۱۹ بزرگ ترین جابه جایی جغرافیایی خود را به سوی منزلگاه های جدید که غالبا امنیت اقتصادی را برای آنان به ارمغان می آورد برگزید. قاره آمریکا یکی از این قرارگاه های مطمئن و افق های بازی بود که این اقلیت خاص در آن ماوا گزیدند. (۱۲)
بانک داری مدرن را در قرن ۱۹ فردی یهودی به نام «بارون ادموند روچیلد» یهودی پایه گذاری کرد. از دیگر مبادی ورودی یهودیان به چرخه اقتصادی آمریکا، تاسیس بانک بود. بعد از جنگ جهانی دوم سرمایه داران یهود وارد چرخه جدید تجاری شدند و در شکل دهی این کاپیتالیسم جدید، بانک داران زبردست و دولت آمریکا به تجار یهودی کمک کردند یهودیان با ابداع یک سیستم تجاری و با حمایت احزاب توانستند نفوذ خود را دوام ببخشند. قدرت جدید یهودیان که از آن با اصطلاح «ارتباط کابودی یهود» یاد می کنند در آمریکا به منصه ظهور رسید. از همان ابتدا نقش پررنگ این اقلیت در تجارت و اقتصاد ایالات متحده قدرت سیاسی و اقتصادی خاصی را برای آن ها به ارمغان آورد. امروزه نیز این قدرت اقتصادی پشتوانه قوی برای لابی های طرفدار اسرائیل در آمریکا به شمار می رود.
رسانه‌ها، ابزاری قدرتمند در اختیار لابی طرفدار اسرائیل
رسانه ها به عنوان یک ابزار توانمند در فرآیند تصمیم سازی در سیاست داخلی و خارجی به شمار می روند. فرآیند سیاستگذاری خارجی ۴ مجموعه از بازیگران را شامل می شود: ۱- کارگزاران دولتی، مقام های سیاسی (سیاستمداران) ۲- عامه سازمان نیافته (افکار عمومی) ۳- عامه سازمان یافته (گروه های ذی نفع و لابی های مرتبط با آن ها) و ۴ - رسانه ها. (۱۳)
نمادهای فرهنگی از جمله مطبوعات، مجلات، رادیو، تلویزیون و سینما از دیرباز مورد توجه یهودیان بودند، یهودیان از سال ۱۷۲۸ - م تا ۱۹۰۴ - م در حدود ۹۷۵ روزنامه و مجله به چاپ رساندند تا بتوانند مواضع خود را اعلام کنند. سازمان های یهودی بیش از ۸۰۰ روزنامه و مجله در کشورهای مختلف جهان نشر می دهند که از این تعداد ۲۵۰ نشریه در ایالات متحده آمریکا و حدود ۱۶۰ نشریه در کشورهای اروپایی منتشر می شوند. (۱۴)
پروفسور میرشایمر و استیفن والت نویسندگان کتاب جنجالی «لابی اسرائیلی و سیاست خارجی آمریکا» که چاپ کتاب آن ها جنجال بسیاری در این کشور برانگیخت درباره شیوه عملکرد لابی طرفدار اسرائیل در عرصه رسانه ها می نویسند: «لابی اسرائیلی نقطه نظرهای خود را به طور گسترده ای در رسانه های اصلی (Mainstream media) منعکس می کند، چرا که بخش اعظم ستون نویسان و خبرنگاران آمریکایی طرفدار اسرائیل هستند» (۱۵) بیشتر نویسندگان و موسسان رسانه ای آمریکا یهودی اند که مهم ترین آن ها ۴ روزنامه نیویورک تایمز، لس آنجلس، واشنگتن پست و وال استریت ژورنال می باشند. مهم ترین این روزنامه ها نیویورک تایمز است.
این روزنامه را ابتدا یک یهودی به نام «آدولن آچر» در سال ۱۸۹۶ تاسیس کرد. نیویورک تایمز با تیراژ یک میلیون و ۲۰۰ هزار در روز و یک میلیون و ۷۰۰ هزار نسخه در روزهای یکشنبه یکی از بزرگ ترین رسانه های نوشتاری آمریکاست. این مجموعه نشریات هرالد تریبیون، بوستون گلوب و ۱۰ روزنامه دیگر، ۸ ایستگاه تلویزیونی و چندین ایستگاه رادیویی مستقل را در مالکیت خود دارد و صدها روزنامه و بنگاه خبری در آمریکا اخبار خود را از طریق نیویورک تایمز دریافت می کنند. (۱۶)
رابرت مرداک سرمایه دار مشهور یهودی و غول رسانه ای جهان مالک روزنامه هایی چون تایمز، ساندی تایمز، مجلات سان نیوز آود ورلد، سیتی مگزین، دیلی اکسپرس، آبزرور، منچستر گاردین و چند شبکه تلویزیونی است. مجله ریزرس دایجست نیز که در خارج از مرزهای ایالات متحده آمریکا با تیراژ ۱۳ میلیون نسخه و به شکل پیش از ۱۱ نشریه منطقه ای چاپ و منتشر می شود از دیگر رسانه هایی است که در تسلط یهودیان می باشد.
یهودیان نفوذ زیادی در خبرگزاری های رویترز، آسوشیتدپرس و یونایتدپرس نیز دارند. هم چنین ۳ شبکه مهم تلویزیونی «C.B.S»، «NBC» و«A.B.C» نیز تحت کنترل یهودیان و لابی های طرفدار اسرائیل می باشد. فاکس نیوز نیز دیگر شبکه تلویزیونی است که در این زمره قرار می گیرد.
همچنین ۲ کمپانی سینمایی متروگلدین مایرM.G.M و فوکس قرن بیستم نیز تحت نفوذ یهودیان می باشند.
حوزه نفوذ رسانه ای یهودیان و لابی های طرفدار اسرائیل به داخل آمریکا محدود نشده و به طور مثال حتی در روسیه نیز ۲ روزنامه پر تیراژ «نزاویسمایا» و «سورینا» متعلق به یهودیان است. در آلمان موسسه اشپینگر که حدود ۳۰ درصد از نشریات این کشور را در اختیار دارد متعلق به یهودیان است در هندوستان نشریه «هندو» در فرانسه «فیگارو» «فرانس سوار» و «لوکوتیدن» در انگلیس تایمز، ساندی تایمز ، سیتی مگزین، اکونومیست و .... تحت نفوذ و متعلق به یهودیان می باشند.(۱۷) علاوه بر این یهودیان حضور علمی و فرهنگی گسترده ای در مراکز علمی و دانشگاهی دارند، اکثر یهودیان آمریکا دارای تحصیلات دانشگاهی می باشند و براساس یک تحقیق از میان هر ۵۰۰ رئیس و مدیر آمریکایی ۷۵ نفر آن ها یهودی هستند و بالاترین میزان این میانگین درمیان مدیران و روسای مراکز و سازمان های تبلیغاتی و اطلاعاتی مشاهده می شود، براساس این تحقیق از میان ۱۷۲ چهره بارز فرهنگی جامعه آمریکا ۷۷ نفر یهودی هستند (۴۵درصد) این مسئله در میان اندیشمندان علوم اجتماعی بیشتر بوده و به ۵۶ درصد و در میان دانشمندان علوم انسانی به ۶۱ درصد می رسد. (۱۸) که این توانایی ها بدون شک در تاثیرگذاری یهودیان و لابی های طرفدار اسرائیل به سیاست و حتی قانون گذاری دولت آمریکا نقش بسیاری را ایفا می کند.
شیوه‌های تاثیرگذاری لابی اسرائیلی بر سیاستمداران آمریکایی
لابی طرفدار اسرائیل از ابزارهای قدرت خود یعنی ثروت و رسانه چگونه در راستای اهداف اش استفاده می کند، شیوه هایی که آن ها برای تاثیرگذاری بر سیاستمداران و قانونگذاران آمریکایی به کار می برند چیست؟ و نفوذ این لابی بر دولتمردان آمریکایی تا چه حد است؟
بی بی سی در گزارشی با عنوان لابی اسرائیل چگونه عمل می کند به نقل از گری سیک عضو پیشین شورای امنیت ملی آمریکا با اشاره به آیپاک که قدرتمندترین لابی طرفدار اسرائیل است می نویسد: «ایپاک یک سازمان بسیار متشکل و موثری است که اغلب نظرات اسرائیلی ها را منعکس می کند اما در بعضی موارد حتی از سیاستی که خود اسرائیل درپیش گرفته افراطی تر بوده است. آیپاک به طور اخص روی کنگره و دولت آمریکا متمرکز است. این سازمان ترتیب سفر نمایندگان کنگره آمریکا به اسرائیل و تورهای آن ها در اسرائیل را می دهد، در تماس با دفاتر اعضای کنگره است و برای افراد خاصی که نامزد نمایندگی در کنگره شده اند فعالیت انتخاباتی می کند، یا علیه نامزدهای خاصی فعالیت می کند، نتیجه این شده که بسیاری ازنمایندگان در مجالس آمریکا فهمیده اند که مخالفت با آیپاک ممکن است در دور بعدی برایشان گران تمام شود، به این ترتیب شیوه های آیپاک بسیار موفق بوده است.» (۱۹)
«استیفن دی والت» یکی از نویسندگان کتاب جنجالی «لابی اسرائیل و سیاست خارجی آمریکا» که کتاب آن ها حتی در آمریکا اجازه انتشار نیافت و برای اولین بار در لندن منتشر شد نیز می گوید: «تمهیدات ایپاک به خصوص در ارتباط با نمایندگان مجالس آمریکا بسیار موفق بوده است، اگر شما یک نماینده در کنگره آمریکا هستید و در زمینه مسائل مربوط به اسرائیل نظر خاصی ندارید، ترجیح می دهید زرنگی کنید و از اسرائیل حمایت کنید و وقتی کسی می آید از شما می خواهد به این یا آن مصوبه یا قطعنامه رای بدهید این کار را بکنید، به خصوص که اگر این کار را نکنید ممکن است عواقب خطرناکی برایتان داشته باشد، اگر شما به عنوان کسی که از اسرائیل حمایت نمی کند مشهور شوید ممکن است در انتخابات بعدی با دردسر مواجه شوید مثلا ممکن است پول بیشتری به حساب رقیب انتخاباتی شما سرازیر شود، برای همین بود که ارنست هالینگز سناتور پیشین گفت که در مجالس آمریکا شما نمی توانید در قبال اسرائیل سیاستی متفاوت با سیاستی که ایپاک به شما می دهد اتخاذ کنید.»(۲۰)
یهودیان و لابی های طرفدار اسرائیل یکی از بزرگ ترین تامین کنندگان هزینه های تبلیغات انتخابات ریاست جمهوری آمریکا به شمار می آیند، به گونه ای که ۶۰ درصد هزینه های این انتخابات را به ویژه در حزب دموکرات تامین می کنند و از آن جایی که تبلیغات انتخابات ریاست جمهوری آمریکا بسیار سنگین و هزینه بردار است به همین دلیل هر کاندیدایی که خواهان به دست آوردن حمایت آن ها باشد باید بتواند رضایت آن ها را نیز جلب کند، این موضوع بر کاندیداهای مجلس سنا و نمایندگان نیز منطبق است، اگر چه هزینه کمتری را در بردارد. به عنوان مثال در حزب دموکرات بیش از ۶۰ درصد از اموالی که «کارتر» و «کلینتون» برای تبلیغات ریاست جمهوری شان صرف کردند از آن یهود بود، بیش از ۶۰ درصد اموالی که «نیکسون» از حزب جمهوری خواه خرج تبلیغات انتخاباتی خود کرد تا در سال ۱۹۷۲.م برنده انتخابات شود را یهودیان پرداخت کرده بودند. (۲۱)
قدرت انتخاباتی سازمان یافته
یهودیان و لابی های طرفدار اسرائیل از رای دادن در انتخابات آمریکا استفاده می کنند تا قدرت و تاثیر انتخاباتی خود را افزایش دهند و از آن جا که سطح سواد و تحصیل در میان آن ها بالا است بنابراین میزان مشارکت در انتخابات آنها نیز بالاست و به ۹۲ درصد می رسد حتی یکی از توصیه های سازمان های طرفدار اسرائیل در آمریکا به رای دهندگان یهود حضور گسترده و سازمان یافته در انتخابات است این در حالی است که میزان مشارکت عامه مردم آمریکا در انتخابات ۵۲ درصد است. (۲۲) در آمریکارقابت های انتخابات ریاست جمهوری به صورت الکترال کارت برگزار می شود و هر ایالتی به تناسب جمعیت و قدرتش از تعداد کارت انتخاباتی بیشتری برخوردار است، هر نامزد ریاست جمهوری که بیشترین رای را در هر ایالت به خود اختصاص دهد تمام کارت های انتخاباتی آن ایالت را هم می برد. در پایان کارت های انتخاباتی ریاست جمهوری شمارش می شود و هر کس بیشترین کارت را داشته باشد، پیروز انتخابات ریاست جمهوری به شمار می رود، نکته مهم این که تعداد کارت های انتخاباتی هر ایالت با ایالت دیگر فرق دارد و در این میان ایالت نیویورک و کالیفرنیا یکی ازبیشترین کارت های انتخاباتی را در اختیار دارد و معمولا هر کاندیدایی که در این ایالت ها پیروز شود شانس زیادی برای ریاست جمهوری دارد و جالب این که یهودیان در ایالت های پر جمعیت و مهم چون نیویورک، کالیفرنیا و فلوریدا تمرکز یافته و تمایل آن ها به یک کاندیدا کافی است تا حدود زیادی تضمین کننده پیروزی کاندیدای خاصی در انتخابات باشد جالب آن است که این لابی های طرفدار اسرائیل به خصوص آیپاک در اغلب موارد از هر دو کاندیدای انتخابات ریاست جمهوری آمریکا حمایت می کنند همان طور که در انتخابات اخیر آیپاک از اوباما و مک کین حمایت می کرد اما اگر یکی از کاندیداها از مسیر مورد نظر آن ها خارج شده و مواضع اش در تضاد با منافع اسرائیل قرار گیرد در کنار رقیب وی قرار خواهد گرفت. همچنین توجه به این نکته که مسیحیان راست گرا یا همان (Evanjlists)که پیشتر به عنوان یکی از لابی های طرفدار اسرائیل از آ ن ها نام بردیم یک چهارم جمعیت رای دهندگان آمریکایی را تشکیل می دهند نشان دهنده قدرت انتخاباتی این لابی هاست(۲۳)
بعضی از مراکز دانشگاهی و تحقیقاتی مثل انستیتوی سیاست خاور نزدیک در واشنگتن نیز که در لابی اسرائیل نقش نظری ایفا می کند مشورت های زیادی به اعضای کنگره ارائه می کنند.(۲۴)
کارمندان طرفدار اسرائیل شاغل در کنگره و سنای آمریکا نیز از دیگر منابع نفوذ لابی اسرائیل در مراجع تصمیم سازی آمریکاست. جان مرشایمراستاد دانشگاه شیکاگو در مورد آیپاک و تاثیر این لابی در کنگره می نویسد در واقع آیپاک بین ۲۵۰ تا ۳۰۰ رای در مجلس نمایندگان کنگره آمریکا را در اختیار دارد، یعنی آیپاک می تواند روی حمایت بیش از نیمی از کرسی های مجلس نمایندگان حساب کند. در مجلس دوم آمریکا، یعنی سنا هم وضع چندان متفاوت نیست.(۲۵) لس آنجلس تایمز نیز در گزارشی درباره نفوذ این لابی می نویسد: رهبران این لابی مجوز کارت سفیدی دارند که ورودشان به وزارت خارجه، وزارت دفاع و شورای امنیت ملی در هر زمان آزاد است. مرشایمر و استیفن والت درعین حال در کتاب جنجالی خود «لابی اسرائیلی وسیاست خارجی آمریکا» معتقدند که هیچ لابی نمی تواند مبنای سیاست خارجی آمریکا را که براساس منافع ملی آمریکا تعیین می گردد تغییر دهد مگر این که آمریکایی ها را متقاعد کند که منافع آمریکا و منافع اسرائیل ازاساس یکی هستند و فرقی میان آنان نیست.(۲۶) با توجه به اهرم های سیاسی و رسانه ای که در اختیار این لابی های قدرتمند طرفدار اسرائیل می باشد ایجاد این حس که منافع آمریکا و اسرائیل از اساس یکی هستند برای این لابی ها غیر ممکن نیست.
لابی طرفدار اسرائیل و به ویژه لابی آیپاک به صورت رسمی در سایت اینترنتی خود از ایران به عنوان تهدیدی برای امنیت اسرائیل یاد و شرط خود برای انصراف از مخالفت و دشمنی با ایران را شناسایی رسمی اسرائیل از سوی نظام جمهوری اسلامی ایران عنوان کرده است. امری که شدنی به نظر نمی رسد و جالب این که در سایت اینترنتی آیپاک ابتدا نام ایران و برنامه اتمی آن و سپس دولت حماس و گروه های فلسطین به عنوان تهدیدهای اسرائیل نام برده شده اند(۲۷). این لابی طی سال های گذشته منشاء بسیاری از استراتژی ها و سیاست های کاخ سفید درباره ایران بوده است. سیاست مهار دوگانه که در اردیبهشت سال ۱۳۷۲ علیه ایران و عراق اتخاذ شد توسط یکی از مهره های اساسی این گروه یعنی «مارتین ایندایک» ارائه گردید.(۲۸)
لابی طرفدار اسرائیل و دولت اوباما
در دولت اوباما نیز حضور چهره های شاخص نزدیک به لابی طرفدار اسرائیل مشهود است. دنیس راس، مسئول میز ایران در وزارت خارجه و مشاور ارشد هیلاری کلینتون وزیر خارجه شاخص ترین این چهره هاست. راس بنیانگذار و موسس خاور نزدیک واشنگتن است که در لابی اسرائیل نقش نظری ایفا می کند و مشورت های بسیاری به اعضای کنگره ارائه می کند.
رام امانوئل، رئیس کارکنان کاخ سفید که در زمان بیل کلینتون نیز ریاست ستاد کارکنان کاخ سفید عهد ه دار بود دیگر چهره شاخص نزدیک به لابی طرفدار اسرائیل است که ارتباط گسترده ای با موساد و شین بت دارد.
لوموند دیپلماتیک در گزارشی جالب درباره لابی های طرفدار اسرائیل و دولت اوباما می نویسد: «یکی از نشانه های قدرت بالای این لابی آیپاک در جریان وادار ساختن چارلز فریمان «Charles Freeman» به کناره گیری از کاندیدای ریاست «شورای ملی امنیت» در دولت اوباما ظاهر شد و این تازه به رغم عقب نشینی موقتی این سازمان در مقابل اتهام جاسوسی به ۲ نفر از کارگزارانش (استیو روزن و کیت وایسمن) از مسئولان بالای این سازمان بود. معروف بود که فریمان نسبت به مسئله فلسطین تمایلات عرب گرایانه دارد. با وجودی که تمام نیروها علیه فریمان بسیج شده بود اما آیپاک ادعا می کرد که هیچ نقشی در آن جریان نداشته است. در جریان بسیج علیه فریمان او را حتی به داشتن رابطه با افراد پروفیل نیز متهم کرده بودند. به گفته جاناتان فریدلند، در روزنامه گاردین واقعیت لابی اسرائیل حتی زمانی که افسانه ها و اغراقات اطراف آن را نیز دور بریزیم هنوز به قدر کافی نگرانی آور است. تخریب چهره این شخصیت توسط آیپاک به دو دلیل انجام گرفت که مکمل هم هستند:
الف - آن ها عمیقا نگران این بودند که تحلیل داده های جاسوسی از زیردست چه کسی رد می شود. به این خاطر که امکان داشت درست به مانند آن چه در مورد سند «گمانه اطلاعاتی کشور NIE» که در سال ۲۰۰۶ اتفاق افتاد، حمله آمریکا یا اسرائیل به ایران با مشکل روبه رو شود. در این سند تاکید شده بود که ایران دیگر برنامه اتمی نظامی ندارد.
ب - هشداری بود به کسانی که خیال رسیدن به مقامات دولتی را در سر می پرورانند، به این معنی که آن ها باید مراقب باشند که مبادا نظریات شان در تقابل با سازمان آن ها (آیپاک) قرار گیرد. حال می خواهند این افراد در تعیین سیاست های خارجی دخیل باشند یا نه. لوموند دیپلماتیک می افزاید: « به زبان دیگر «جامعه هوادار اسرائیل» سربریده فریمان را روی نیزه طلب می کرد و به آن سر رسید. امروز آیپاک از چنان قدرتی برخوردار است که توان آن را دارد که فرش را از زیر پای رئیس جمهور نیز بکشد بدون این که وی حتی علیه چیزی موضع گرفته باشد.» (۲۹)