تاریخ انتشار : ۱۶ مرداد ۱۳۹۱ - ۱۶:۲۴  ، 
شناسه خبر : ۱۴۸۱۸۸

رضا فرخی
پس از اینکه باراک اوباما ایران را تهدید به حمله هسته ای کرد بسیاری از کارشناسان بر این موضوع متفق القول شدند که هیچ تغییری در سیاست های اوباما نسبت به بوش ایجاد نشده و تنها ژست های او تغییر کرده است. چرا که دیگر حرف های کهنه و نخ نمای بوش را کسی نمی پذیرفت و اوباما باید همان راه را با ظاهری متفاوت ادامه می داد.
یکی از علت های این رفتار اوباما به خاطر سیاست های همیشگی ضدایرانی آمریکا بوده است و یا فشار بر ایران برای عقب نشینی از مواضع خود یکی دیگر از این علت ها است. اما یکی از موضوعاتی که از نظرها پنهان ماند و یا درباره آن کمتر صحبت شد بحث جلب حمایت لابی های اوانجلیستی و گروه های صهیونیستی آمریکا بود؛ موضوعی که از دیرباز مطرح بوده است. اما دو علت اصلی را می توان دلیل این تلاش برای جلب حمایت صهیونیست ها توسط رئیس جمهور آمریکا دانست. 1-قدرت و نفوذ لابی های صهیونیستی در داخل خود آمریکا و احزاب سیاسی 2-تحقق بخشیدن به رویای آخرالزمان صهیونیست یعنی برتری قوم یهود بر تمام دنیا و به عبارت دیگر رویای هارمجدون (آرماگدون) و جنگ هسته ای و در پایان ظهور منجی یهود.
به واقع یکی از مباحثی که در چند سال اخیر در بین گروه های صهیونیستی در غرب مطرح بوده است مسئله فراهم کردن شرایط برای به وجود آمدن آرمان های آخرالزمانی صهیونیستی و به قول خود آنها سروری نهایی قوم یهود بر جهان است. این گروه ها که از پشتیبانی لابی های بسیار قدرتمند و ثروتمند غرب مانند آی پک برخوردارند برای تحقق آرمان های خود به خصوص در این زمینه دست به هر کاری می زنند. چرا که آنها به این موضوع علاوه بر وجود مسائل سیاسی با نگاهی ایدئولوژیک نگاه می کنند. برای همین در این زمینه بسیار تلاش می کنند تا به طور کامل تمام رویاهای خود را به تحقق رسانند. در این بین آنها از همه ابزار از جمله رسانه ها و به خصوص سینما برای القای این موضوع استفاده کرده اند. به طوری که در چند سال اخیر 80 درصد آثار هالیوود را سینمای آخرالزمان تشکیل داده است.
یکی از منابعی که یهودیان در ساخت این فیلم ها و به طور کلی در باب آخرالزمان و بحث جنگ نهایی به آن استدلال بسیاری می کنند کتاب مکاشفات یوحناست. در اینجا بهتر است براساس همین منبع تعریفی از هارمجدون (که تلفظ فارسی آن «آرماگدون» است) داشته باشیم تا جهت گیری آنها بیشتر آشکار شود. هار کلمه ای است عبری به معنی تپه و محل مرتفع و «مجدو» یا «میگدو» یعنی اشراف که دشت مرتفعی است در 55 کیلومتری شمال قدس نزدیک حیفا و از پریا به عمق 15 کیلومتر در خاک فلسطین فاصله دارد. این جریان معتقد است که در اینجا نبرد نهایی بین خیر به رهبری مسیح و شر به رهبری دجال صورت خواهد پذیرفت و در این بین جنگ هسته ای یکی از ارکان اصلی این درگیری است.
اما نکته جالب توجه اینجاست که تمام این گفته ها و عقاید صهیونیست در این مقوله را به صورت کامل در فیلم های هالیوودی می توان دید به عنوان مثال فیلم «جادوگر آرماگدون» به کارگردانی آنتونی هیکاکس و بازی جولیان سندرز و کریس یانگ شناخته شده است. در این فیلم می بینیم که شیطان بزرگ هر شش هزار سال یک بار از جهنم فرار کرده و سعی می کند آرماگدون را به راه بیاندازد. اما در این بین تنها گروه پنج نفره ای هستند که می توانند او را مهار کرده و با او بجنگند و این گروه آمریکایی در پایان او را دستگیر و به جهنم باز می گرداند.
در اینجا فیلم به نوعی به مکاشفات یوحنا استناد می کند؛ مکاشفات یوحنا باب یازدهم از عهد جدید کتاب مقدس، پس از رویای «هفت شیپور» در توضیح ضد مسیح این جملات آمده است: «... آن جانور عجیب که از چاه بی انتها بیرون می آید، به ایشان اعلان جنگ خواهد داد و آن ها را شکست داده، خواهد کشت. اجساد آنان نیز سه روز در خیابان های شهر بزرگ به نمایش گذاشته خواهد شد...» در این فیلم می بینیم که شیطان ظهور کرده است و به نوعی یاران مسیح با او به مبارزه می پردازند و درنهایت آنها هستند که منجی جهان می شوند و مسیح به عنوان رهبر آنها برای پیروزی نهایی ظهور خواهد کرد!
اما در این بین فیلم هایی هستند که علاوه بر جنگ آخرالزمان و آرماگدون به تشریح وضعیت دنیا در آخرالزمان براساس گفته های یوحنا می پردازند. یکی از این فیلم ها «امگا کد2- مجدو» به کارگردانی براین ترنکارد اسمیت است که در سال2001 ساخته شد. این فیلم، مجدو را با یک حرکت و هجوم مافوق طبیعی به دنیایی متزلزل که در لبه فاجعه جهانی قرار دارد تعریف می کند. براساس این فیلم یک رهبر سیاسی در کشوری به قدرت می رسد و او ارتش های جهان را برای آرماگدون بسیج می کند. در همین حال بدبختی و فلاکت های پیش بینی شده در کتاب های مقدس ایوانجلیست ها مانند «صحیفه یوشع بن نون»، «مکاشفه یوحنا» و «تسالونیکیان» در ابعاد بزرگ کره زمین را فراگرفته است.
نکته جالب اینجاست که در همه این فیلم ها، شخص سیاسی که به نوعی همان دجال است رهبر کشوری معرفی می شود که مخالف دنیای غرب است. این موضوع جای تأمل دارد که چرا آمریکا و غرب هر که را مخالف خود باشد را دجال می نامند. اما نکته جالب تر اینجاست که در تمام این فیلم ها بر فضای آخرالزمان مطابق با گفته های کتاب های مقدس تأکید می شود تا نشان دهند که این پیش گویی ها کاملاً درست است. در این جا نمونه هایی از این پیش گویی ها را ذکر می کنیم: «باب 16 مکاشفه به ما می گوید که رودخانه فرات خشک خواهد شد، و این به پادشاهان مشرق زمین، مشرقیان، اجازه خواهد داد که سرزمین اسراییل را درنوردند. باران های سیل آسا و تگرگ سخت آتش و گوگرد، تکان های سختی در زمین پدید خواهند آورد، کوه ها سرنگون خواهد شد و صخره ها خواهد افتاد و جمیع حصارهای زمین منهدم خواهد گردید، رویارو در برابر هرگونه وحشت.»همچنین در آیه های هشتم و نهم باب سیزدهم کتاب زکریا می گوید: «آن قدر خون جاری خواهد شد که خداوند آن را به چرخشت شراب گیری، که خون آنان را می گیرد، تشبیه می کند. تا مسافت 200مایل، خون تا به دهانه اسبان، بالا خواهد آمد.» نمونه بارز این مطالب را می توان در فیلم های «شکافی در کره زمین» (1965) دید که در رابطه با انفجارهای اتمی است؛ همان چیزی که ایوانجلست ها دائم درباره آن حرف می زنند، یعنی جنگ آخرالزمان و نبرد پایانی که در آن بمب اتمی استفاده می شود. و یا «وحشت در سال صفر» که یکی دیگر از این نمونه ها است. همچنین درجایی که گفته می شود «چرخشت شراب گیری از خون آنان پر خواهد شد» به اعتقاد آنها منظور خون یهود است و دلیلش این است که با این کشتار، یهود تصفیه خواهد شد و برای سروری بر جهان آماده می شود که این هم یکی از عقاید عجیب صهیونیست هاست!
اما نکته دیگری که در این فیلم ها براساس مکاشفات یوحنا به چشم می خورد تأکید دائم بر دجال در جنگ آخرالزمان است، س.س.کریب، رییس پیشین انجمن کشیشان پروتستان انجیلی، در سال 1977 نوشت: «شاه مسیح، میلیون ها نظامی گرد آمده توسط دیکتاتور شیطان صفت، دجال را، به سختی تار و مار خواهد ساخت.» این صحبت های او در فیلم «پایان روزگار» با بازی آرنولد شواتزنگر و کارگردانی کوین پولاک به عینه به نمایش گذاشته شده است. فیلم در ابتدا بیمارستانی در شهر نیویورک را نشان می دهد. در یکی از بیمارستان های شهر دختری به نام کریستین متولد می شود که بر بازوی چپ او علامتی به چشم می خورد. این علامت ضدمسیح برای مراقبت از اوست. دو روز پیش از پایان هزاره دوم شیطان به نیویورک می رود تا کریستین را به چنگ آورد و او را باردار کند و از این طریق در هزاره بعدی حاکمیت خود را بر جهان برقرار سازد. اما به هر صورت باز هم مثل همیشه با کمک یک پلیس قهرمان آمریکایی که به نوعی از یاران مسیح است نجات می یابد.
در جایی دیگر در مکاشفات یوحنا آمده است: «... در این هنگام جانور عجیبی را در رویا دیدم که هفت سر داشت و ده شاخ... سپس جانور عجیب دیگری دیدم که از داخل زمین بیرون آمد...» و بالاخره در باب بیستم آمده است: «... پس از پایان آن هزار سال، شیطان از زندان آزاد خواهد شد. او بیرون خواهد رفت تا قوم های گوناگون یعنی یاجوج و ماجوج را فریب داده، برای جنگ متحد سازد. آنان سپاه عظیمی را تشکیل خواهند داد که تعدادشان همچون ماسه های ساحل دریا بی شمار خواهد بود. اینان در دشت وسیعی، خلق خدا و شهر محبوب اورشلیم را از هر سو محاصره خواهند کرد، اما آتش از آسمان، از سوی خدا خواهد بارید و همه را خواهد سوزاند...» تمام این گفته ها در فیلم های هالیوودی به عینه به نمایش گذاشته می شود. به خصوص در فیلم های جنگی و ژانر وحشت که در همه آنها این موضوع به صورت آشکار مشخص است. به عنوان مثال در مجموعه فیلم های «هالووین» و یا فیلم «هالک»، سری «مومیایی»، «گرگ نما و دیگر موجودات»، «ون هلسینگ» و... شاهد این موضوع هستیم که یا خود شیطان و یا یکی از سربازان او که یک موجود عجیب و غریب و خون ریز است ظهور کرده و سعی در نابودی دنیا دارد و در این بین دولت آمریکا به عنوان نماینده مسیح و ناجی نهایی با تمام قوا با او مبارزه خواهد کرد تا شرایط برای ظهور مسیح آماده شود.
نکته جالب نوع ترسیم این جنگ است که طبق ادعای ایوانجلیست ها در مکاشفات یوحنا آمده است: در جنگ نهایی، دجال با یک ارتش 200میلیونی شرقی در طی یک سال به سمت غرب به حرکت درمی آید. این ارتش به حرکت درمی آید و در تغییر مکان خود پرجمعیت ترین ناحیه های جهان را پیش از رسیدن به رودخانه فرات، ویران خواهد ساخت.
چیزی که درسری فیلم های «مومیایی» به صورت کاملا آشکار به تصویر کشیده شده. یا در فیلم «طالع نحس» به کارگردانی جان مور که بازسازی فیلمی دیگر به همین نام است پس از عنوان بندی اول فیلم که در آن تصاویری از شیطان ترسیم شده درکتاب یوحنا نشان داده می شود. فیلم وارد سالن رصدخانه می شود و پس از آن تصویری از آسمان را ارائه می دهد که درآن ستاره دامین یعنی همان دجال شرقی وضد مسیح درحال درخشش وظهور است که باز هم نشان از سلطه کامل این تفکر بر هالیوود دارد. اما سوال اینجاست که منظور از دجال ازشرق ظهور خواهد کرد چیست و دجال شرقی کیست؟ اصلا چه اصراری است که دجال حتما شرقی گفته شود؟ در اینجا باید به یک نکته اساسی اشاره شود، اینکه موضوع فراتر از چند فیلم و یا یک عقیده معمولی است و چیزهای بسیار فراتر از این مطالب درپشت این تفکر پنهان است، اینکه دائم دجال را شرقی می خوانند کاملا هدفمند است. کافی است که نگاه کنیم که چه کسی امروز در دنیا با افکار تندرو اوانجلیست ها و گروه های جنگ طلب مبارزه می کند و مخالفت می کند؟ آیا به غیر از این است که سیاستمداران و اندیشمندان انقلابی و برخی از هواداران مترقی و مستقل ما با استدلال با این اندیشه ها مخالفت می کنند؟ پس به احتمال زیاد منظور آنها از دجال شرقی ما هستیم و اینکه گفته می شود به دست دجال این تعداد از افراد کشته می شوند همان توطئه ایران هراسی است. باید باور کنیم که آنها نقشه بزرگی را برای ما ترتیب داده اند، اینکه طبق مکاشفات یوحنا 9 میلیون یهودی کشته می شود اولا غیرقابل قبول است دوماً کاملا نشان از مظلوم نمایی برای قوم یهود است. چیزی که در فیلم «شمارش معکوس تا آرماگدون» به عینه می بینیم. همچنین اینکه دائما در برخی از فیلم ها از جنگ بزرگ هسته ای در آخرالزمان صحبت می شود و در آن ها سلاح هسته ای به عنوان ابزاری در دست دجال به نمایش گذاشته می شود کاملا نشان دهنده توطئه های آنها در مقابل حقوق قانونی ما برای بهره بری از انرژی هسته ای است. اما یک نکته بسیار مهم دراین بین وجود دارد؛ یکی این که در مستند«پیش گویی نوسترادموس» تحت عنوان FINAL WAR به این نکته اشاره می شود که مردی محمدی (ص) با سپاهی از شرق ظهور خواهد کرد که به باور بسیاری، منظور نوستراداموس حضرت مهدی (عج) است. اما اینکه اوانجلیست ها سپاه شرقی را دجال می خوانند و خود را منجی می دانند نشان از یک توطئه ایدئولوژیکی بزرگ و توهین به عقاید بخشی از مردم جهان دارد. در اندیشه اسلامی ما دجال یک ستمگر است که دنیا را به جنگ می کشاند و می تواند از هر قومی باشد و ما فرد خاصی را دجال نمی دانیم و به کسی توهین نمی کنیم و موعود اسلام برای برپایی عدالت ظهور خواهد کرد نه این که مانند منجی اوانجلیست ها برای سروری قوم یهود دنیا را به خاک و خون بکشد.چیزی که در فیلم «آرماگدون-سامورایی دوباره تولد یافته از جهنم» مشاهده می شود. به هر صورت تمام این فیلم ها و رفتارهای آنها نشان دهنده آن است که آنها در این موضوع بسیار جدی هستند چرا که علاوه بر این کار آنها حتی گوساله ای به نام ملودی را برای قربانی آماده کرده اند و معتقدند درآخرزمان باید با خون این گوساله مکان مسجدالاقصی تطهیر و به جای آن معبد سلیمان ساخته شود و به این علل و هزاران علل دیگر ما باید هوشیار باشیم.
به هر صورت باید به این نکته توجه کرد که راه مبارزه با این هجمه ایدئولوژیک و رسانه ای، مبارزه رسانه ای است. چرا که رسانه سریع ترین و گسترده ترین وسیله برای انتقال مفاهیم رهایی بخش و صلح طلبانه اسلامی و پاسخ به این جنگ ایدئولوژیک است.