تاریخ انتشار : ۳۱ تير ۱۳۸۹ - ۰۷:۳۶  ، 
شناسه خبر : ۱۴۸۴۶۷

 یوسف مولایی / استاد دانشگاه
ایران با درک موقعیت ممتاز تاریخی خود در منطقه خاورمیانه درصدد تبدیل پرونده هسته ای به یک فرصت و اجتناب از نگاه تهدیدمابانه به آن است. سوگیری مدیریت پرونده هسته ای در صورت بهره مندی از تمامی ظرفیت های ملی و قابلیت های کارشناسی، توان تبدیل «مساله هسته ای» به یک فرصت استراتژیک برای ایران را دارد و در این میان می توان بدون عدول از حق ایران در غنی سازی اورانیوم برای مصارف صلح آمیز هسته ای از خطرات پیش رو عبور کرد. جایگزینی نگاه فرصت - امتیاز به جای تهدید- قهر در پرونده هسته ای رمز گذر از تهدیدات احتمالی شورای امنیت سازمان ملل و بهره مندی از امتیازات پیش بینی شده در بسته پیشنهادی 551 است. این امر از آن جهت میسر می باشد که چه در بند 4 معاهده ان پی تی، چه در قطعنامه های شورای حکام آژانس بین المللی انرژی اتمی و چه در قطعنامه 1696 شورای امنیت حق ایران برای غنی سازی اورانیوم به رسمیت شناخته شده و مقامات غربی با اتکای به حق ذاتی ایران در امر توسعه فعالیت های صلح آمیز هسته ای این موضوع را مورد تایید قرار داده اند و تنها استدلالی که برای درخواست از ایران جهت تعلیق غنی سازی اورانیوم مطرح شده صرفا «اقدامی جهت جلب اعتماد جامعه جهانی» آن هم با قید موقت است.
تبدیل مساله «تعلیق غنی سازی اورانیوم» به عنوان شاه کلید توافق طرفین پرونده هسته ای در حال حاضر فقط به عنوان خواستی اعتمادساز مطرح است؛ خواستی که ایران با تاکید بر بومی شدن صنعت هسته ای و خدشه دار شدن اعتماد متقابل با طرفین غربی حاضر به پذیرش آن نیست. بحث محوری و کلیدی در روند مذاکرات ایران و شرکای غربی می تواند گفت وگو برای ایجاد ثبات، امنیت و صلح در منطقه و ایفای نقش سازنده تهران برای نیل به این مهم باشد و دیگر مسائل به عنوان مباحث فنی و حقوقی در راستای توافقات موجود می تواند مورد ارزیابی قرار گیرد. حصول نتیجه در حوزه نقش آفرینی ایجاد ثبات و امنیت در منطقه عامل اعتمادسازی خواهد بود که حصول نتیجه در حوزه مسائل فنی- حقوقی پرونده هسته ای را ممکن می سازد. در صورت تحصیل چنین توافقی به لحاظ حقوقی، می توان تضمین های لازم از سوی 551 برای همکاری های فنی و اقتصادی درخصوص راه اندازی رآکتور آب سبک، لغو تحریم ها، سرمایه گذاری در بخش انرژی، ورود به سازمان تجارت جهانی و تامین سوخت هسته ای را اخذ نمود.
ایجاد فضای مساعد سیاسی ـ اقتصادی و فرهنگی در داخل، زمینه های گره گشایی در مناسبات دیپلماتیک با دیگر کشورها را فراهم آورده و به توافقات فی مابین با کنشگران فرامنطقه ای، رنگی از جنس تحکیم جایگاه استراتژیک و ژئوپلیتیک منطقه ای می دهد. چنین نگرشی در عالم دیپلماتیک جنس و پایه های توافقات موجود را از یک همگرایی دو یا چندجانبه به یک همکاری استراتژیک همه جانبه و بنیادین تبدیل کرده و با علم به نقش ایران در شطرنج خاورمیانه هر نوع تضمین همکاری با آن به تسهیل بازگشت ثبات پایدار به منطقه خواهد انجامید. این دیدگاه تایید هنر تبدیل «تهدید علیه امنیت ملی» به «فرصت ارتقای سطح همکاری ها و جایگاه منطقه‌ای» است. به عبارتی مدیریت این چالش از مدخل تاکید بر حق مسلم غنی سازی و بازفرآوری اورانیوم هم ضامن پایداری فناوری صلح آمیز هسته ای و هم حاکی از تسریع حصول توافق در دیگر حوزه های سیاسی ـ امنیتی و فنی است. به این اعتبار است که هر نوع گفت وگویی بین ایران و شرکای غربی اش چندوجهی و حامل حوزه های چندگانه خواهد بود.به واقع از ابتدای امر هم اصل پیشنهادات غربی ها فقط منحصر به موارد هسته ای و فنی نبوده و پذیرش بسته پیشنهادی 551 از جانب غرب به آغاز دور جدیدی از همکاری های استراتژیک بین ایران و غرب تعبیر می شد.
در چنین شرایطی است که ایران در پاسخ به بسته پیشنهادی 551 راه حل رفع ابهامات موجود را مذاکره دانسته و درصدد ابهام زدایی از فعالیت های هسته ای خود برمی آید. گرچه رفع ابهامات موجود امری صرفا فنی و حقوقی است اما اعتمادسازی درازمدت با طرفین اروپایی فقط از طریق گفت وگوهای هسته ای میسر نمی باشد، بلکه باید فاز اعتمادسازی را از مباحث هسته ای به حوزه های فرهنگی و ملی سوق داد. شناسایی ایران به عنوان کشوری مسوولیت پذیر در عرصه منطقه ای و بین المللی نیازمند نقش آفرینی موثر در مناسبات جهانی است. این تنها یک رویه دیپلماتیک است و سوی دیگرش تقویت بنیان های همگرایی سیاسی داخلی در عین تاکید بر چندصدایی، دفاع از حقوق شهروندی و پاسداشت آزادی های بنیادین از جمله آزادی بیان، مطبوعات، فعالیت سیاسی و اجتماعی و سندیکایی است.
ایران تاکنون در سیر پرونده هسته ای خود موفقیت های خوبی به دست آورده اما برای کسب موفقیت استراتژیک بایستی برای مساله همبستگی و وحدت ملی اهمیت شایسته ای قائل شد. رویکرد داخلی مزبور خود پشتوانه ای عظیم برای دیپلماسی تنش زدایی و ابهام زدایی و استراتژی بلندمدت کنشگری صلح طلبانه و آزادیخواهانه در دو بعد منطقه ای و بین المللی خواهد شد و با لحاظ شرایط نوین خاورمیانه امکان تبدیل به کلید توسعه و تحول منطقه را خواهد داشت.
تغییر جنس کلید اعتمادسازی از مباحث چالش برانگیز هسته ای به حوزه فرهنگی و اجتماعی سرآغاز دیپلماسی نوینی است که معتقد به تجزیه معادلات پیچیده و غامض به مسائل قابل حل است.
در حال حاضر فراتر از مساله هسته ای ایران چیدمان ژئوپلیتیک- ژئواکونومیک جدیدی است که در منطقه خاورمیانه در شرف تکوین است و جایگاه ایران را به عنوان کنشگری قدرتمند و تاثیرگذار در عرصه منطقه معرفی می کند.