مسیح علینژاد ( masih-pooyan@yahoo.com)
جثه کوچکش را شاید تاب تحمل این همه فشار جمعیت خبرنگاران که به دورش حلقه زده اند، نباشد اما سعی می کند آنگاه که از همان جمعیت، آخرین اس ام اس های طنز ساخته شده در وصف خویش را می شنود، کوچک نیندیشد، تحمل پیشه کند و لبخند بزند. به رغم آنکه روسای دولت ها همواره به دلیل فزونی کار و گستردگی حوزه مسوولیت خویش، فرصت و زمانی برای پرداختن به مسائل خرد و کوچک را ندارند و چه بسا گاه در این گذرگاه فرصت های مهمی را نیز از دست می دهند، احمدی نژاد اما از جنس دیگری است و دولتش نیز.
از آن جنس که رئیس دولت در اوج شگفت زدگی ناظران بر رفتار خویش به آرامی کار خود می کند و گویی به اندازه وفور وقت و زمان اضافه در حوزه مسوولیت کلان یک رئیس جمهور می یابد تا هم وبلاگ نویسی کند، هم نامه نگاری و نامه خوانی و هم به اذعان خویش از اس ام اس هایی که برایش در محافل سیاسی و اجتماعی ساخته و پرداخته می شود، مطلع شود. بر این اساس حتی اگر او از شنیدن برخی از این طنزهای کوتاه که در اوصاف احوال یک رئیس جمهور در عرصه های اجتماعی رواج می یابد، لبخند به لب راند و باز هم شانه بالا اندازد اما الزاما همه آن پیام های طنز آلود، شیوه ای منطبق بر عقل و اخلاق برای اعلام مخالفت با برنامه های یک رئیس جمهور نیست و چه بسا گاه تمسک به چنین شیوه مدرن اما کمی نامتعارف، بیش از آنکه متکی بر اندیشه های سیاسی و اخلاقی منتقدان باشد، متکی بر آن بخش از واکنش های عصبی منتقدان است که با اتکا به ادبیات طنز، سعی در فروکش کردن آن قسمت از واکنش ناگزیر اما ناآرام خود دارد.
یادمان نرفته است آنگاه که سخنان احمدی نژاد در مقام یک رئیس جمهور، مبنی بر محو اسرائیل از نقشه جهان و یا نفی هولوکاست، ایران را در عرصه های بین المللی وارد چالش عظیمی ساخت . برخی منتقدان با ارسال پیام های آمیخته با طنز بر روی تلفن های همراه، پیامی را با این مضمون مخابره می کردند که گویا دولت اصرار دارد برای خود دردسر و بحران درست کند.
بی هیچ توضیح و تفسیری گویاست که در مقابل منتقدان آرام و عاقل رئیس جمهور که او را از سوق دادن کشور به ورطه چالش های جدی انذار می دادند، منتقدان دیگری بودند که شاید شدت نارضایتی شان از رویکرد و رفتار رئیس جمهور در عرصه سیاست خارجی بیش از آن بود که با اتکا به استدلال به انذار رئیس دولت بپردازند. از این رو ابزار مدرن و ادبیات طنز را نقطه اتکایی یافتند برای انتقال این نارضایتی شدید خود به دیگران و بدین ترتیب، چنین متن کوتاهی بر صفحه تلفن همراه بسیاری از ما نقش بست و در مقابل نیز عقل بی وقفه حکم می کرد که بر این طنز کوتاه، تنها لبخندی کوتاه تر روا داریم بی آنکه روزنه ای برای باورش در ذهن بگشاییم، چرا که مگر می شود دولتی خود به آفریدن چالش یا چاله ای بزرگ در مسیر راهش کمر همت ببندد؟ اما؛
اول- آنگاه که رئیس دولت به مشورتی ساده با مجلس برای چینش کابینه اش تن نداد تا اینکه تنها رئیس جمهور ایران در 27 سال گذشته شد که مجلس به چهار وزیرش اعتماد نکرد و به 3 وزیر نفتش نیز <نه> گفت این روند را به حساب چالش سازی به دست خویش برای چنین دولتی متصور نشدیم. اما مجلس چنین پنداشت و با صرف وقت و هزینه، برگزیدگان رئیس جمهور را با برگزاری چندین جلسه و نشست علنی و غیرعلنی به سر جایشان <بازگرداند.>
دوم- آنگاه که یاران رئیس جمهور برای ورود به کابینه از شورای شهر به سمت هیات دولت به صف شدند، ما این را به حساب اختلاف بدیهی در عرصه سیاست ورزی پنداشتیم تا مبادا این روند نیز به مثابه چالش سازی و یا ایجاد بحران توسط دولت برای خود دولت تلقی شود، اما در نهایت بازهم مجلس دست به کار شد و با تصویب قانون، دوشغله های شورای شهر را که به کابینه آمده بودند، با هزار مشقت و هزینه و صرف وقت در جلسات علنی و غیرعلنی به سر جای اولشان <بازگرداند.>
سوم- بر عمر دولت افزوده می شد، بر آما ر این چالش های خودساخته نیز. اما ما حتی آنجا که دولت برای رضایت خاطر کارگران در یک اقدام پوپولیستی دستور به افزایش حقوق آنان داد، یک چالش سازی جدید توسط دولت برای دولت را متصور نبودیم که در نهایت بازهم مجلس و معترضان دیگر به میدان آمدند، دولت نیز ایجاد بحران در جامعه کارگری را به واسطه اخراج دستجمعی آنان توسط کارفرمایانی که قدرت پرداخت حقوق افزایش یافته را نداشتند، دید و بار دیگر با صرف وقت و هزینه انسانی و ارقامی، وضعیت پرداختی کارگران را به روال اولیه اش <بازگرداند.>
چهارم- این بار برای خرسندی خاطر زنان بود که رئیس جمهور در اقدامی شتابزده بی آنکه بستر و زمینه اجرای دستورش را فراهم سازد، طی نامه ای به سازمان تربیت بدنی ورود زنان به استادیوم ورزشی را امر می کند اما در نهایت نه تنها مجلس و معترضان دیگر بلکه مراجع و علما نیز وارد میدان شدند و از خود و جایگاه خویش مایه گذاردند تا آقای رئیس دولت از تصمیم شتابزده خویش <بازگردد.>
پنجم- چالش سازی ادامه یافت تا آنجا که روزنامه تحت نظارت دولت با انتشار یک کاریکاتور جنجالی، چنان بحران و ناآرامی ای در منطقه آذربایجان به وجود آورد که همه، دولت را مکلف به عذرخواهی از آذریها دیدند اما دولت بی عذرخواهی کار خود کرد و در گام چالش ساز بعدی رای به تعطیلی روزنامه ایران داد، بازهم هزار اما و اگر و اعتراض مجلس و معترضان دیگر بود که در مواجهه با موج بیکاری ایجادشده توسط این اقدام به راه افتاد و این بار قوه قضاییه به میدان آمد تا با صرف وقت و هزینه ای دیگر، روزنامه ایران را سرجای اولش <بازگرداند.>
ششم - تصمیم دولت برای ورود به حریم بانک های خصوصی و دستور برکناری رئیس بانک پارسیان، دیگر اقدام چالش ساز دولت در نظام بانکی و اقتصادی بود که این بار دیوان عدالت اداری وارد میدان شد و این تصمیم را <بازگرداند.>
هفتم - آخرین تصمیم دردسرساز نیز همین تغییر ساعت آغاز کار بانک ها بود که باز هم جلسات متعددی از وقت دولت و مجلس را از آ ن خود ساخت و تا این لحظه برای بازگرداندن این تصمیم، تصویب دو مصوبه از مجلس و صرف وقت و هزینه برگزاری ا ین همه جلسات علنی و غیرعلنی باز هم کفاف نکرد، چالش همچنان ادامه دارد تا آ نجا که وزیر کشور این دولت نیز در این هیاهو که خود اصولگرایان تصمیم این دولت را غیرکارشناسی و بحران ساز می دانند، فرصتی می یابد که باز بر دولت اصلاحات بتازد و بگوید که گذشتگان برای تغییر ساعت بانک ها عرضه نداشتند.
صرفنظر از آنکه چرا در لابه لای این همه تصمیم های چالش ساز، هرازچندگاهی تیر تیز اعتراض با ادبیاتی از این جنس به سمت اصلاح طلبان خارج از گود، شلیک می شود، باید برای فرجام این روند بدیع در عصر حاکمیت یکپارچه اصولگرایی تدبیری کرد.
دولت هوشیار باشد که با اتلاف این همه وقت و هزینه از منابع مالی و انسانی برای اتخاذ تصمیم هایی که بالاخره توسط خود دولت، مجلس، قوه قضاییه، دیوان عدالت اداری و یا علما و زعمای قوم، سرجای اولش بازگردانده می شود، به کجا می خواهد برود؟
ما که قرار بود بر آن پیام کوتاه تلفن همراه خویش در ابتدای راه دولت، تنها لبخندی کوتاه تر روا داریم و باورش اما نکنیم، حال مانده ایم که در مواجهه با اتلاف وقت و هزینه ای که می باید مصروف پرداختن به مسائل و مشکلات کلان کشور می شد، بخندیم یا گریه کنیم؟