تاریخ انتشار : ۳۱ تير ۱۳۸۹ - ۰۹:۱۴  ، 
شناسه خبر : ۱۴۸۵۸۸
محمدرضا باهنر:

نائب رئیس مجلس تاکید کرد: حاکمیت باید به احزاب قدرت قانونی بدهد.
به گزارش مهر محمدرضا باهنر گفت: شکل نگرفتن احزاب در کشور دلایل مختلفی دارد. حافظه تاریخی ملت نشان داده است که اصولا از احزاب یا شناختی ندارند و یا چون احزاب در گذشته آلوده بوده اند، این موجب شده تا بی اعتمادی در میان مردم نسبت به احزاب وجود داشته باشد. پس از انقلاب نیز احزاب عموما دولت ساخته بودند. در حالی‌که باید دولت ساز می بودند. از حزب کارگزاران گرفته، مشارکت و این اواخر نیز جبهه رایحه خوش. اینها احزابی بودند که پس از اینکه دولت سر کار آمد از نزدیکی افراد سیاسی پیرامون دولت تشکیل شدند. احزاب باید با حکومت یک رابطه برد برد داشته باشند به این معنی که اگر یک حزبی توانست شرایط تاسیس را فراهم کند، صاحب ایده باشد، در بین مردم نفوذ کند و تعامل حقوقی مناسب با حاکمیت داشته باشد، تا زمانی که در چارچوب قانون حرکت کند بتواند از سوی حکومت، کمک، مساعدت و پشتیبانی بگیرد.
وی افزود: حلقه گم شده این جریان فقدان قدرت احزاب در انتخابات نهادهای حکومتی است نگاهی به گذشته انتخابات پس از پیروزی انقلاب اسلامی نشان می دهد که افرادی که انتخاب شدند هر کدام به نوعی اعلام برائت از حزبی بودن کردند و گفتند که ما خودمان در انتخابات پذیرفته شده ایم. این مورد هم شامل حال سید محمد خاتمی می شود و هم محمود احمدی نژاد. بهترین راهکار برای فعال کردن احزاب در کشور تصویب قوانین مشخص برای این حوزه است. قانونگذار باید مشخصا بداند که چه توقعی از احزاب دارد و قانون حقوق احزاب را نیز به رسمیت بشمارد. امروز اگر کسی به احزاب تعهدی ندارد به این دلیل است تعهد متقابلی در این حوزه وجود ندارد.
فعالیت احزاب نیز باید مانند هر نوع تکنولوژی وارداتی به کشور بومی شود و در چارچوب نظام ولایت فقیه تعریف شود. باهنر گفت: مثلا در انتخابات از احزاب استفاده شود و به گونه ای عمل شود که افراد رای دهنده بتوانند به جای نوشتن یک اسم کاندیدا اسم حزب را در برگه خود بنویسند. همچنین پرداخت یارانه از سوی دولت از دیگر کمک هایی است که دولت ها می توانند در بکارگیری احزاب کنند. چون احزاب صاحب قدرت در کشور نیستند بنابراین نقش تاثیرگذاری هم در توسعه اقتصادی کشور ندارند و فعالیت ها و برنامه های کنونی آنها نیز در این زمینه کافی نیست. حزب در این زمینه حداکثر تلاشی که می تواند بکند این است که سخنرانی برگزار کند، میزگرد بگذارد و مقاله بدهد. احزاب در کشور نمی توانند تاثیر حقوقی در تصویب برنامه ها داشته باشند. اگر قرار باشد احزاب در قدرت باشند و در این زمینه ها نیز تصمیم گیری کنند باید برای اداره کشور منشور مقرراتی و مانیفست حزبی داشته باشند و این به گونه ای باشد که با رفتن افراد قدیمی و آمدن مسئولان جدید این مقررات عوض نشود. این در کشورهایی ممکن است که انتخابات به صورت حزبی و افراد از طریق حزب انتخاب می شوند.
وی افزود: در ایران عموما جناح ها می آیند و می روند و فرق جناح با حزب این است که حزب انسجام قانونی و حقوقی دارد ودر مقابل اعمال خود پاسخگوست در مقابل اعمال خود در حالیکه جناح شخصیت حقوقی ندارد و تنها از مواهب اعضا استفاده می کند. اعضا به جناح تعهد حقوقی ندارند و از آن سو نیز رابطه حقوقی بین اعضای حزب با حزب و حاکمیت نیز وجود ندارد. نائب رئیس مجلس گفت: در کشور ما عموما دو جناح در انتخابات رقیب اصلی هم بوده اند یک زمان نام این جناح ها چپ و راست یک زمانی محافظه کار و تندرو و زمانی نیز اصولگرا و اصلاح طلب. اسامی عوض شده اند اما ماهیت این احزاب عوض نشده اند و من معتقدم هیچ کدام به تنهایی توان اداره مطلوب کشور را ندارند.
بنابراین نیاز است هر دو جناح در کشور بمانند و امکان حذف هیچکدام وجود ندارد. کما اینکه در 30 سال گذشته دیدیم هر یک از این احزاب تا محاق نیز رفتند اما دوباره جان گرفتند و به صحنه بازگشتند. وقتی سران یک جناح اشتباهات اساسی، تخلفات عمومی و قانونی و یا کارهای ضد امنیتی می کنند طبیعی است که نظام به جرم آنها رسیدگی کند و دیگر افراد جناح نباید سرنوشت خود را به سرنوشت اینها گره بزنند بلکه باید بروند کار خود را بکنند.با رفتن دو یا سه نفر نمی توان یک حزب را حذف کرد و کل حیات جناح نیز زیر سئوال نمی رود. عقلای هر جناح باید تلاش کنند که کار به دست تندروهای جناح نیفتد چرا که تندروها مسیر متعادل حرکت جناح را منحرف می کنند درگیری و برخورد ایجاد می کنند، کار ضد قانونی، خلاف امنیت و خلاف حاکمیت می کنند و کلا مسیر جناح را به انحراف می کشند.
حال در مورد وقایعی که پس از انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری اتفاق افتاد نیز می توان گفت اصلاح طلبان باید به فعالیت خود ادامه دهند.