تاریخ انتشار : ۳۱ تير ۱۳۸۹ - ۰۹:۱۴  ، 
شناسه خبر : ۱۴۸۵۸۹

حبیب ترکاشوند
عده‌ای تصوف را موافق با طریقت اسلام می‌دانند و آن را نهایتا روشی در تحقق زهد و پرهیزگاری مورد نظر اسلام می‌دانند. حتی عده‌ای بر این عقیده‌اند: «در جهان اسلام خاستگاه اصلی تصوف را باید در اعتراض گروهی از مومنان دلسوخته جست‌وجو کرد که پس از دوران طلایی اسلام شاهد گرایش مسلمین به مادی‌گری و دنیا طلبی بودند.» اما در عوض عده‌ای نیز معتقدند: «آنان که تاریخ تصوف ایران را در چارچوب اسلام مطالعه می‌کنند سخت در اشتباهند زیرا طبق اسناد مسلم علمی و تاریخی، تصوف ایران سابقه 3 هزار ساله دارد. این افراد منشأ تصوف را زهد و عرفان مسیحی و فلسفه نو افلاطونی اسکندریه می‌دانند. در اینجا باید پرسید اگر به قول آنها تصوف اعتراض مسلمانان دلسوخته به مادیگری بود چرا اهل بیت‌(ع) همراهی نکردند و چرا سردمداران این جریان را سب کردند؟! مگر نه اینکه معصومان علیهم‌السلام زاهدترین انسان‌های عصر خود و تمام اعصار هستند. بد نیست سردمداران این دلسوختگان(!) را بشناسیم: حسن بصری، سفیان ثوری، ابوهاشم کوفی و... که در زمان اهل بیت‌(ع) زندگی می‌کردند و مخالفت اهل بیت‌(ع) با راه و روش آنان محرز است. حسن بصری که حرف‌های بنی‌امیه را اسلامیزه می‌کرد!! تا کارش به جایی رسید که فقیه حجاج ‌بن یوسف شد!! حسن بصری که امام علی (ع) و امام حسن(ع) را می‌شناخت و آن بزرگواران نیز حسن بصری را می‌شناختند.
اما در تحقیق بیشتر درباره مسلک تصوف و خرقه‌پوشی باید این جریان را سقیفه بنی‌ساعده دوم نامید چرا که اگر با تشکیل سقیفه بنی‌ساعده توانستند ولایت و زعامت را از امام(ع) بگیرند ولی در مقابل معنویت امام(ع) ماندند و نتوانستند کاری کنند، اما صوفی‌ها ابزاری شدند برای ولی‌تراشی و حکومت‌های وقت نیز هیچ مخالفتی با آنان نداشتند و صوفیه آلت دستی شد در مقابل مخالفان اهل بیت(ع) که بتوانند در برابر روح بلند عرفانی ائمه(ع) حرفی برای گفتن داشته باشند. در بررسی تاریخ ایران مشخص می‌شود که تا عصر صفویه از مذهب تشیع در داخل تصوف خبری نیست بنابراین می‌توان اینگونه استنباط کرد که این جریان با اهل بیت(ع) شروع نشده و هیچ نسبتی با مذهب جعفری ندارد هر چند ادعا می‌کنند که حسن بصری(از سردمداران تصوف) از دست امیرالمومنین(ع) خرقه گرفته است. این مقدمه کوتاه درباره منشأ تصوف برای پاسخ به این شبهه آمد که فرقه‌ای از آنان تحت عنوان دراویش گنابادی که در ایران فعالیت بیشتری دارند برای اینکه رد گم کنند و کسی آنان را مورد بازخواست قرار ندهد خود را پیرو مکتب اهل بیت می‌شمارند و حتی خانقاه‌های خود را حسینیه(!) جالب اینکه آقای کروبی که خود یک درس خوانده حوزه‌های علمیه تشیع است با حمایت از این فرقه آنان را شیعه می‌شمارد و از تخریب حسینیه آنان بشدت انتقاد می‌کند که البته از سوی آنان بی پاسخ نمی‌ماند و به قول خودشان پاسخ احسان را با احسان باید داد.
شخصی به نام دکتر آزماش که خود را از ارادتمندان این فرقه در خارج از کشور می‌داند هفته پیش در گفت‌وگو با جرس تاکید می‌کند: «دراویش به‌طور مطلق معتقد به ضرورت جدایی دین از سیاست هستند و معتقدند که اگر دین و سیاست با هم ممزوج شود، هم کار دنیا درست نمی‌شود و هم به اعتبار و آبروی دین ضربه وارد می‌شود». وی که مدعی جدایی دین از سیاست است در عین حال مدعی شده است: «دراویش گنابادی بیش از 4 میلیون نفر در ایران هستند و آنها همگی به آقای کروبی رای دادند و همین نشان می‌دهد که در این انتخابات چه تقلب آشکار و بینی صورت گرفته است. چون آماری که توسط دستگاه‌های اطلاعاتی درباره آقای کروبی 350 هزار آرا اعلام شده بود مسلما دروغ بود، چون دراویش به تنهایی بیش از 4 میلیون رای به ایشان دادند». مشخص نیست این 4 میلیون ادایی آقای آزمایش کجا هستند؟ با مرگ محبوب علیشاه قطب قبلی فرقه و روی کار آمدن مشکوک نورعلی تابنده قطب فعلی ماهیت این فرقه از یک تشکیلات به اصطلاح مذهبی به یک شاخه سیاسی از یک جریان خاص تغییر پیدا کرد. نورعلی تابنده که عضو رسمی و از سران جبهه ملی (مرتد) است با رسیدن به قطبیت ابزار بسیار خوبی برای مخالفت با جمهوری اسلامی پیدا کرد. اگر چه پدر و برادر او قطب فرقه بودند اما وی به دلیل عقاید ضد دینی هیچ گاه فعالت صوفیانه نداشت. با مرگ برادر‌زاده‌اش یعنی علی تابنده قطب قبلی فرقه، وی ریاست فرقه گنابادیه را بر عهده گرفت. سابقه مقابله با انقلاب اسلامی و حتی زندان در کارنامه او هویداست.
وی با تلاش‌های زیاد توانست فرقه را به ابزاری در دست جبهه ملی تبدیل کند. پس از برگزاری جلسه نور‌علی تابنده با برخی از اعضای نهضت آزادی و ملی‌ ـ مذهبی‌ها و درخواست آنان مبنی بر کمک به جنبش سبز برای برگزاری تظاهراتی در روز 22 خرداد، جذب نیرو و فراخوانی اعضا از اولویت‌های فعالیت کاری دراویش در چند وقت اخیر است. نورعلی تابنده که در انتخابات ریاست جمهوری سال گذشته در ازای دریافت مبلغی از کروبی از وی حمایت کرده بود نیز در این دیدار قول داد تا از جنبش سبز حمایت مالی کرده و نفراتی را برای برگزاری تظاهرات روز 22 خرداد آماده کند. گزارش‌های رسیده حاکی است اعضای فرقه دراویش از ابتدای سال‌جاری اقدام به فراخوانی گسترده اعضای خود کرده‌اند به‌طوری‌که در جلسات برگزار شده آنان تعداد افراد شرکت‌کننده نسبت به گذشته بیشتر شده است. حرکات مرموز فوق نمونه بسیار کوچکی از اقدامات دراویش و صوفیانی است که دخالت در سیاست را بر خود حرام کرده‌اند و آن را کثیف می‌شمارند. این گروه اکنون به یک ابزار دست سران فتنه در‌آمده و در جهت تحقق منویات آنان حتی حاضرند پا روی ادعاهای مثلا اعتقادی خود بگذارند و پیاده نظام آقایان موسوی و کروبی را برای اغتشاشات احتمالی آینده تامین کنند.