عباس خسروانی
این روزها لزوم برکناری اساتید سکولار و غالب شدن تفکر اسلامی- انقلابی از جمله بحث های مهم دانشجویان و مسئولین دانشگاهی است. پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران امام خمینی (ره) مراجع تقلید و دلسوزان انقلاب، پرداختن به مسائل فرهنگی را در دستور کار قرار دادند و حتی امام خمینی (ره) با ابراز نارضایتی شدید به دولت موقت اعلام کرد که هنوز آثار و ظواهر حکومت قبلی موجود است و با اعتراض شدید خواستار تغییر رویکرد فرهنگی دولت وقت شد. نتیجه اعتراض امام(ره) به نحوه اداره فرهنگی کشور، تشکیل شورای انقلاب فرهنگی بود. در آن زمان برخی به تشکیل این شورا اعتراض کرده و وجود آن را برای کشور زیانبار دانستند البته عدهای نیز که خود را مدعی روشنفکری میدانستند، جرات اعتراض نداشته و منویات درونی خود را بروز ندادند که این افراد سالها بعد نسبت به جریان انقلاب فرهنگی و پاکسازی دانشگاهها از اساتیدی که اعتقادی به اصول اسلام نداشتند، اعتراض کردند.
بیتردید دانشگاه یکی از مهمترین جایگاهها در جامعه به شمار میرود و در ابتدا باید دانشگاهها به عنوان مبدا تحولات جامعه، از ناخالصیها پاک شود.با توجه به وجود تعداد معدودی از اساتید سکولار در محیطهای دانشگاهی، مهمترین وظیفه وزارت علوم، تحقیقات و فناوری برخورد قاطع با این اساتید است تا دانشجویان در محیطهای دانشگاهی سالم و منطبق بر اصول و آرمان های انقلاب پرورش یابند.
حضور اساتید سکولار در دانشگاه های کشور حتی بعد از انقلاب علل مختلفی دارد.یکی از علل رسوخ اساتید سکولار در دانشگاه های کشور به نظام گزینش اساتید بر می گردد. مشکلاتی که امروز اساتید سکولار در دانشگاه ها ایجاد میکنند ناشی از دانش محوری صرف در سیستم گزینش اعضای هیئت علمی در آموزش عالی کشور است،در صورتی که اگر با وضع فیلترهای کارآمد فرهنگی و دینی ،ارزشها هم مبنا و محور قرار میگرفتند قطعا بسیاری از چالشهای کنونی مرتفع میشد.امروز نیاز به یک تحول اساسی در شیوه گزینش اساتید و استفاده از مکمل ارزشی محوری محسوس است.یکی دیگر از مولفههای چالش برانگیز در آموزش عالی نبود نظارت کافی بر شیوه تدریس ، رفتار و گفتار اساتید است. به گونه ای که امروز اساتید لائیک بدون اعمال هیچ نظارتی آنچه در ذهن دارند بر زبان جاری میکنند.فقدان نظارت ارشادی،مولدی و قانونی در فعالیت اساتید محسوس است. در دانشگاههای ما سیستمی وجود ندارد که از بعد ارزشی و اسلامی اساتید در کنار علوم تجربی و اجتماعی دفاع کند.امروز گروههای معارف هیچ نقشی در رتبه بندی سالانه دانشگاهها ندارند و در نظام و لایی ما بعد از گذشت 30 سال هنوز معیارهای ارزشی و فرهنگی در ارتقای دانشگاههای ما به کار گرفته نمیشود.
ساختار نامناسب گزینش موجب ورود تعداد معدودی از اساتید سکولار به دانشگاهها شده است.اگر قرار است در کشور دانشگاه اسلامی داشته باشیم باید این نکته را مدنظر قرار دهیم که بخش قابل توجهی از مسئولیت اسلامی کردن دانشگاهها به اساتید دانشگاه مرتبط میشود. برای شناسایی ویژگیهای اساتید برای حضور در دانشگاه اسلامی باید به دیدگاههای حضرت امام(ره) و همچنین نگرشهای دینی خود رجوع کنیم. اولین نکته این است که این اساتید باید دین را به خوبی فهمیده و متدین باشند، یعنی اینکه به دین نگاه حداکثری داشته و آن را تمام زندگی خود بدانند. اساتید دانشگاه اسلامی باید اهل پژوهش و تحقیق باشند،اساتیدی که در دانشگاه اسلامی حضور مییابند باید تولید علم را در صدر برنامههای خود قرار دهند نه اینکه تنها به فکر توزیع علم باشند.
اساتیدی که قرار است دانشگاهها را به سمت اسلامی شدن سوق دهند باید تفکرات انقلابی داشته و ارزشهای انقلاب را به خوبی بشناسند و به آن پایبند باشند. این نکته که اکنون برخی از اساتید دانشگاه با شرایط و معیارهای دانشگاه اسلامی سازگاری ندارند کاملا روشن است اما در این زمینه باید ارادهای جدی و عملیاتی وجود داشته باشد تا بتوانیم این مشکل را برطرف کنیم. متاسفانه اکنون به دلیل ساختار نامناسب گزینش اساتید بعضا شاهد موفقیت و پیشرفت اساتید ناسازگار با معیارهای اسلامی هستیم.اگر قرار است دانشگاهها به سمت اسلامی شدن پیش بروند باید جلوی ورود اساتید سکولار به دانشگاه گرفته شود.
به لحاظ فرهنگی، اعضای هیئتهای علمی دانشگاههای اسلامی باید تفکرات و مطالعات علمیشان، با ارزشهای دینی همگرا و مبتنی بر آن اندیشهها باشد. دانشگاه اسلامی دارای شاخصههایی است و این دانشگاه به لحاظ اساتید خود باید دارای متغیرهای قابل قبولی باشد. اعضای هیئتهای علمی دانشگاههای اسلامی از لحاظ علمی باید قوی بوده و به لحاظ بینشی باید هماهنگ با مبانی دینی و اندیشههای اسلامی باشند و همچنین همسو با آرمانهای انقلاب اسلامی حرکت کنند. به لحاظ فرهنگی، اعضای هیئتهای علمی دانشگاههای اسلامی باید تفکرات و مطالعات علمیشان، با ارزشهای دینی همگرا و مبتنی بر آن اندیشهها باشد. اعضای هیئتهای علمی باید قوام علمی داشته باشند و قوام علمی آنها مبتنی بر ارزشهای دینی بوده و در نهایت فعالیتهای علمی این اساتید مبتنی بر آرمانهای انقلاب اسلامی باشد. قوام علمی، تاکید بر ارزشهای دینی و اعتقاد به آرمانهای انقلاب اسلامی، چارچوب تفکری و اندیشهای یک استاد مناسب در دانشگاه اسلامی است. علم، اخلاق، دین و تقوای دینی باید در وجود اساتید دانشگاههای کشورمان نمود داشته باشد.
اگر این خصوصیات در وجود یک استاد باشد مطمئنا دانشگاهی پویا، اسلامی، با نشاط و مؤثر در عرصه علم و فناوری، فرهنگ و سیاست خواهیم داشت و حتی در حوزههای سازندگی و مدیریت کشور و در سطوح و لایههای گوناگون موفق خواهیم بود. با این اقدامات مطمئناً جامعه ما با سرعت بالا و گامهای بلند به سمت اهداف والای اسلامی خود پیش خواهد رفت.با توجه به مسئولیت سنگین این قشر نباید اجازه داد که افکار مسمومی مانند سکولاریسم در بین اساتید رشد کرده و به دانشجویان منتقل شود.مسئولان باید با شجاعت در وضعیت اساتید سکولار بازنگری کنند. این گونه اساتید لطمه بسیار زیادی به فضای دانشگاهها میزنند. باتوجه به اینکه دهه چهارم انقلاب، دهه پیشرفت و عدالت نامگذاری شده است و از آنجایی که این پیشرفت مرهون تلاشهای دانشگاهیان، دانشجویان و علیالخصوص اساتید عرصههای مختلف علمی است لذا یکی از موضوعات مهمی که باید مورد توجه قرار گیرد، بحث اساتید و هیئت علمی دانشگاهها است. لازمه این امر این است که ما اساتیدی را برای هیئت علمی دانشگاهها انتخاب کنیم که در حرکت رو به رشد ایران کمککننده باشند، لذا مهمترین ویژگی این اساتید با توجه به اینکه نظام ما یک نظام اسلامی است، باید صرفنظر از شاخصههای علمی و توانمندیهای تخصصی، انقلابی، متعهد و وابسته به اصول و آرمانهای انقلاب باشند.
طبق بیانات امام خمینی (ره) یک استاد مادی میتواند درس الهی را نیز به صورتی آموزش دهد که آن درس مادی شود همچنین اگر استادی یک استاد الهی باشد، متون مادی و دنیوی را میتواند به صورتی نشر و ترویج دهد که الهی شود. لذا مشخص است که اساتید به راحتی میتوانند در متون علمی نیز تغییر ایجاد کنند. نقش اساتید از این نظر بااهمیت است که میبایست دانشجویانی را تربیت کنند که آیندهسازان مملکت هستند. یکی از مهمترین شاخصههایی که باید به آن توجه شود و بعضاً در برخی از گزینشها فراموش شده است میزان تعهد و پایبندی اساتید و هیئت علمی دانشگاهها به اصل انقلاب و اسلام است. طبق بیانات امام(ره) اگر دانشگاه ما مستقل باشد کشور نیز مستقل میشود و از آنجا که یکی از پایههای استقلال دانشگاهها، اساتید هستند لذا این موضوع که اساتید هیچ وابستگی به اندیشههای غربی نداشته باشد، بسیار مهم است.ما در کشوری زندگی میکنیم که هم دین و فرهنگ حاکم بر آن اسلامی است و هم نظام حاکم بر آن که به تبع آن در این نظام اسلامی هر نهادی که ایجاد شود باید اسلامی باشد.
ما میدانیم انقلابی که در کشور ما صورت گرفت و نظام اسلامی که پس از آن در کشور حاکم شد در جهت پیریزی یک تمدن اسلامی و تحقق یک جامعه ایدهآل اسلامی حرکت میکند. تمدنسازی اسلامی بدون دانشگاه تمدنساز اسلامی و تولید علم و معرفت مبتنی بر اسلام قابل تحقق نخواهد بود. دو مفهوم تمدنسازی اسلامی و دانشگاه اسلامی دارای یک ارتباط عمیق و تنگاتنگ با هم هستند . از طرفی تحقق دانشگاه اسلامی در گرو این است که جهانبینی و چارچوب حاکم بر دانشگاه ما "اسلام " باشد. در این جهانبینی، تولید علم و معرفت در جهت اهدافی است که جهانبینی اسلامی را برای ما طراحی کند. این اهداف در جهانبینیهای اسلامی و غیر اسلامی با هم متفاوت هستند. با توجه به تفاوت در اهداف دو جهان بینی اسلامی و غیراسلامی ما شاهد تفاوت در حوزههای معرفتی و علمی نیز هستیم، لذا چارچوب حاکم بر تولید علم و معرفت در کشور ما باید "اسلام " باشد. صاحب نظران و اساتیدی که در کرسی تدریس و پژوهش نشستهاند باید این جهانبینی اسلامی را قبول داشته و به دانشجویان خود منتقل کنند و در این چارچوب، به تولید علم و معرفت بپردازند.
متاسفانه علیرغم تاکیدات وزیر علوم شاهد آن هستیم که برخی اساتید دانشگاهها نه تنها چارچوب و جهانبینی اسلامی را قبول ندارند بلکه با این سئوالات که مگر میشود گفت علم اسلامی و غیر اسلامی، علوم انسانی اسلامی و دانشگاه اسلامی را به سخره میگیرند. این اساتید و اصحاب پژوهش نگاه مادی و غربی به انسان و جهان را پذیرفته و آن را یک امر مسلم و قطعی میدانند و این تفکر را نیز به دانشجویان خود تزریق میکنند. از دل این فلسفه و نگاه مادی سکولاریسم، اومانیسم و غیره بیرون میآید و تبعاتی دارد که به شدت جامعه را تهدید کرده و سبب ایجاد آنومی و ناهنجاری در جامعه میشود، که این افراد در درجه اول دین و فرهنگ را تهدید و در مرحله دیگر مسئله ضدیت با نظام سیاسی و چارچوب حاکم در کشور را مطرح میکنند. پس واضح و روشن است در یک کشور اسلامی و یکی از نهادهای اسلامی آن مانند دانشگاهها این افراد نباید جایگاهی داشته باشند.
دانشگاههای ما باید از وجود اساتید سکولاری که از هزینههای بیت المال برای ترویج اعتقادات ضد دینی خود استفاده میکنند، پاک شود.اسلامی شدن دانشگاهها موضوع جدیدی نیست و انقلاب اسلامی نیز برای اسلامی شدن کشور از جمله دانشگاههای ما به وقوع پیوست. از ابتدای انقلاب اسلامی تا کنون، فعالیتهایی در اینباره انجام شده تا فضای آموزشی ما به سمت اسلامی شدن حرکت کند.همان گونه که از نام نظام مقدس جمهوری اسلامی پیداست، این حکومت، اسلامی است نه سکولار، لذا حضور برخی از اساتید در دانشگاهها برای انتقال تفکرات سکولاریستی خود به دانشجویان، زیبنده این نظام نیست و دانشگاههای ما باید از حضور چنین افرادی پاک شود. سلیقه های جناحی نباید در شناسایی اساتید سکولار و برخورد با آنان ملاک قرار داده شود. باید از حضور اساتیدی که به اصل دین اسلام اعتقادی نداشته و از هزینه بیت المال برای تدریس در دانشگاهها استفاده میکنند، جلوگیری و این مهم باید با درایت تمام انجام شود.