سرگه بارسقیان
آخرین باری که تهران را ترک کرد یک ماهی تا انتخابات پارلمان فلسطین مانده بود و وی به عنوان رهبر یک گروه اپوزیسیون شبهنظامی – نیمه علنی بدرقه شد. حال که به تهران آمده است یک ماهی از انتخابات میگذرد و از وی به عنوان یکی از رهبران طیف پیروز که علاوه بر تصاحب مجلس در آستانه تشکیل دولت است استقبال شد. خالد مشعل این بار علاوه بر کسب حمایت ایران از «مقاومت ضداشغالگری» آمده است تا دغدغه خود درباره «زندگی ملت فلسطین» را بازگو کند و بگوید: «جنبش حماس به یک سلسه اصلاحات درباره زندگی ملت فلسطین نیاز دارد که امیدواریم بتوانیم آن اصلاحات را محقق کنیم.»
رئیس دفتر سیاسی جنبش مقاومت اسلامی فلسطین (حماس) این بار نه در قالب یک فعال اپوزیسیون پذیرایی میشود که صاحب قدرتی است که عملگرایی و مصلحتگرایی گزینههای محتوم بقای آن است. مشعل حامل این پیام حماس است که «ما تحمل بار مسئولیتی سنگین را آغاز کردهایم.» وگرچه همچنان آرمان آزادسازی سرزمینهای فلسطینی و بازگشت آوارگان را در سفرهای دورهای خود بازگو میکند اما الزامات یک جنبش در صورت تصاحب قدرت با ایدهآلهای آن در وجهه منتقد قدرت همخونی مییابد و منتقد را علاوه بر سودای «تغییر» به ساحل «تثبیت و تسکین» میکشاند.
مشعل از زمره آن دسته از میهمانان خارجی است که مبارز و منتقد از ایران رفتند و مدافع و متنفذ به تهران بازگشتند. همچون اعضای مجلس اعلای انقلاب اسلامی و حزبالدعوه عراق که امروز اکثر کرسیهای پارلمان و دولت عراق را در دست دارند، روزگاری در ایران زندگی و فعالیت میکردند. ابراهیم جعفری پزشک متخصص بیمارستان تخصصی قلب تهران و از مبارزین ضدبعثی در حال حاضر نخستوزیر عراق است و خانواده حکیم هم دیرزمانی است از وجهه میهمان به در آمدهاند و همشهری شدهاند.
در این میان «گلبدین حکمتیار» از مبارزین مخالف طالبان که تا زمان جنگ افغانستان در شمال تهران سکونت داشت استثنا شد؛ بخت یارش نشد و تخت کنارش. مشعل علاوه بر آنکه در رایزنی با مقامات تهران بر آرمانهای مشترک دو طرف تکیه کرده و بر تحقق آنها تاکید مینماید اما جنس گفتههای وی و شنیدههایش با دفعات پیشین تفاوت بسیار دارد. صدرنشینی در قله قدرت موجد تغییر جنس گفتوگو است. کسب مسئولیت و تجسم جنبش در کالبد یک سیستم حکومتی انتظارات را آنچنان تغییر میدهد که جنس گفتوگوها را دستخوش دگرگونی مینماید. هم میزبان –تهران– و هم میهمان –مشعل– تجربه جدیدی از گفتوگوهای فیمابین را پشت سر میگذارند؛ تجربهای که در آن اکسیر قدرت در کنار «تکیه بر آرمانها»، «تاکید بر الزامات» را پررنگتر میکند.
به دیگر سخن مشعل امروز نماینده یک جنبش نیست که از رهبران یک طیف حاضر در قدرت فلسطین است و قاعده قدرت و هنجار حکومت «حماس» دیگری را خواهد ساخت که همین امر میتواند هم موجب خرسندی از پیروزی یک متحد ایران باشد و هم عامل نگرانی از تحولات آینده. حماس در حالی اسماعیل هنیه را به عنوان نخستوزیر معرفی میکند که دولت فلسطین پیشتر متعهد به اجرای قراردادها و تعهدنامههای بیشماری در زمینه صلح شده است و روسای حکومت خودگران فلسطینی – چه یاسر عرفات و چه ابومازن – بر پایبندی خود به پیمان اسلو تاکید کردهاند.
دیگر اینکه حماس اگر هم بر مقاومت علیه اسرائیل متعهد بماند، شمایل این مقاومت به سوی تغییر فاز سوق خواهد یافت. طیفی که قدرت حاکم را در دست دارد مجبور به پیشبرد آرمانهای خود در قالب مجاری علنی قدرت است. تجربه یاسر عرفات فقید بهترین گواه این مدعاست. ابتدا دست به اسلحه برد، سپس در یک دست اسلحه و در دست دیگر شاخه زیتون گرفت و به سازمان ملل رفت و نهایتاً به همان شاخه زیتون اکتفا کرد. روزی یاسر عرفات دلبر مبارزین بود و دگر روز که قدرت در کف گرفت دل آزار شد، نگرانی بدرقه کنندگان مشعل و حتی خود وی از همین جنس است. مشعل با امید صرف به ادامه مقاومت از تهران نمیرود که غم نان فلسطینیها و بهبود وضعیت معیشت و امنیت آنها را نیز در دل دارد. قاعده قدرت، انقیاد آرمان است و ورود به قدرت نفرین تلخی به منتقدان آن.