احسان مهرابی: زیرزمین ساختمان جبهه مشارکت دیروز محلی بود که اصلاحطلبان دیروز دور هم جمع شدند تا در برنامهای به نام برای صلح و گرامیداشت حجاریان، در سخنرانیهای پر تعداد خود از خاطرات خویش و نتیجه اصلاحات، صلح، ترور و داستان کشورمان ایران بگویند. حجاریان سر وقتتر از دیگر دوستان حزبیاش و در حالیکه هنوز به کمک عصا راه میرفت به جلسه آمد. هنوز هم حضورش باعث میشود تا فلاش دوربینها پشتسر هم روشن شود. پس از آرمین و عبدی، لطفالله میثمی وقتشناستر از بقیه در مراسم حضور یافت و احوالپرسی او با حجاریان دوباره فلاش دوربینها را روشن کرد.
گویا احوالپرسی این دو که هر یک در برههای و بر اثر حادثهای مصدوم شده بودند جالب مینمود چه اولی در مبارزات پیش از انقلاب و بر اثر انفجار نارنجکی مصدوم شد و چشمانش را از دست داده بود و دومی بدست جوانی که در زمان مبارزات انقلاب آغاز کودکی را طی میکرد. حجاریان خود اما افتتاح کننده مراسم بود. او در ابتدا در حالیکه هنوز آثار مصدومیتش هویدا بود گفت: من بقیه السیف خیل عظیمی هستم که دستشان از دنیا کوتاه است و نمیتوانند از خود دفاع کنند، او پویندهها، مختاریها، فروهرها و... را به عنوان کسانی نام برد که در کنار ما نیستند و تا زمانی طولانی تاریخ ما شاهد این بوده است که آنها را از دست دادهایم و ترور آنها لکه ننگی بر تاریخ ما نهاد است.
وی تاکید کرد که اگر در مقابل ترور نایستیم شاید شاهد نسلکشی باشیم و با اشاره به نسلکشی در دارفور و صربستان و با بیان اینکه ما شاهد طرح نسلکشیها در دادهگاه بینالمللی هستیم گفت: برای ملتی مانند ما حیف است که پروندهای جهانی در این باره داشته باشیم.
خشونت آخرین راهحل برای واداشتن به سکوت
عباس عبدی اولین سخنران پس از حجاریان بود که به گفته خود پس از چند سال سخن نگفتن به احترام حجاریان برای گفتن درباره خشونت آمده بود.
عبدی گفت: در سطح سیاسی صاحبان قدرت کوشش میکنند به عنوان آخرین راه، خشونت را انتخاب کنند.
وی انگیزه اصلی در خشونت سیاسی را به سکوت وا داشتن طرف مقابل دانست و گفت: برای مبارزه با خشونت باید گفت که صرفا یکی از نمودها، خشونت فیزیکی میشود اما عوامل دیگر هم در اینجا باید بررسی شود که به سکوت وا داشتن افراد منجر میشود.
وی گفت: در تشکیلات مختلف مخفی مشاهده شده که چه شیوههایی اتخاذ میشود که افراد را به سکوت وادار کنند. عبدی مسئله دیگر درباره خشونت را هزینه و فایده آن دانست و با بیان اینکه منطق هزینه فایده درباره خشونت هم صدق میکند گفت: سکوت هزینه خشونت را برای طرف مقابل پائین میآورد و منافع آن را بالا میبرد. اگر در سطح فردی ممکن است که کوتاه آمدن تاثیر اخلاقی برطرف مقابل بگذارد در سطح نهادی و سازمانی چنین چیزی وجود ندارد و آنچه که باعث خشونت میشود موازنه قدرت و تحمیل هزینه به مرتکب عمل است.
دور باطل خشونت
هاشم آقاجری دومین سخنران مراسم در ابتدا با اشاره به سخنان حجاریان اسفند 78 و بیمارستان سینا را یادآوری کرد و گفت: احساسات، همبستگی و دعا و ابراز تنفر از ضاربان نشان داد که آنها به هدف خود نرسیدند.
عضو سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی خشونتگران را فرزندان معنوی و خلف قابیل خواند و گفت: متاسفانه بعد از آن وارثان قابیل عرصه تاریخ را با خشونت گره زدند. آقاجری با اشاره به موارد تاریخی خشونت ریشههای آن را مواردی چون قدرت، ثروت، نژاد، قومیت و ایدئولوژی عنوان کرد. وی خشونت را از سوی خودی علیه دیگری دانست و گفت: در تاریخ به موازات گسترده شدن شعاع خود و دیگری شعاع خشونت هم زیاد میشود. وی افزود: هرچه خود تنگتر شود باعث خشونت بیشتر میشود. آقاجری گفت: متاسفانه در کشور ما یک فرقه سازمان یافته با ایدئدلوژی خشونتساز اعمال خشونت کرده و تاسفبارتر اینکه این سازمان ترور، لباس رسالت الهی به تن کرده است. عضو سازمان مجاهدین انقلاب گفت: در عین حال تاریخ نشان داده که خشونت تیغ دو لبه است، خشونتگر قربانی خشونتی میشود که خود اعمال میکند. وی گفتمان و ساختار خشونت را دور باطل خواند و گفت: ما نمیتوانیم انتظار داشته باشیم که خشونت در آیندهای نزدیک از زندگی بشری خارج شود. پس از آقاجری نوبت زنان مدعو رسید آنان ترجیح دادند که به جای خشونت سیاسی درباره خشونت علیه زنان و خشونت در خانواده سخن بگویند.
گره خوردن خشونت با بنیادگرایی
علیرضا علویتبار به عنوان سخنران بعدی تحلیلی را با خود به همراه آورده بود برای واکاوی خشونت.
علویتبار با بیان این که "اگر خشونت را دو نوع فرض کنیم که یکی ناشی از اقدامات مجرمانه و یا مقابله با آن باشد و دیگری ناشی از تلاش برای صیانت از یک فکر و فرهنگ، نمیتوان انکار کرد که نوع دوم با عنوان بنیادگرایی گره خورده است "اظهار داشت: بنیادگرایی اگر چه با سنت نسبت دارد، اما با آن یکی نیست. وی گفت: راه درمان خشونتگرایی، نفی سنت به صورت کامل نیست بلکه باید آموخت که میتوان از سنت به شیوه مدرن دفاع کرد. علویتبار گفت: ترور محصول کار کسانی است که به شیوه سنتی نمیتوانند از سنت دفاع کنند، کسانی که فکر میکنند سنتهایی در خطر است، بازیچه دست کسانی شدهاند که به هیچ سنتی جز سنت استبداد، معتقد نیستند. میتوان بدون این که سنتگرایان واقعی را وحشتزده کرد، جامعه را از بنیادگرایی نجات دهیم؛ با نشان دادن شیوه جدید دفاع از سنت.