تاریخ انتشار : ۲۱ مرداد ۱۳۸۹ - ۰۸:۵۲  ، 
شناسه خبر : ۱۴۹۱۸۹

سید امیر خرم / عضو شورای مرکزی نهضت آزادی ایران
بطور کلی انتخابات در هر سطحی و برای انتخاب هر رکنی از ارکان حکومت که باشد، دارای دو وجه است، وجه اول مشارکت مردم و وجه دوم مسامحت حکومت، معنای وجه اول آن است که اگر مردم در انتخابات مشارکت نکنند، عملاً انتخاباتی صورت نخواهد گرفت، بنابراین اصل در هر انتخاباتی حضور و مشارکت توده‌های مردم در پای صندوق‌های رای است. اما وجه دوم یعنی مسامحت حکومت بدان معنا است که حکومت نیز شروط یک انتخابات صحیح و دموکراتیک را رعایت کند و پیشاپیش رأیی که از صندوق‌ها بیرون خواهد آمد بپذیرد، حتی اگر با خواست او مغایر باشد، یک انتخابات صحیح و دموکراتیک حداقل دارای چهار شرط می‌باشد، آزادی،‌ عدالت، امنیت و سلامت، آزادی انتخابات بدان معنا است که هر کس که شهروند محسوب می‌گردد، حق داشته باشد که هم آزادانه خود را نامزد انتخابات نموده و در معرض افکار عمومی قرار دهد و هم بتواند آزادانه رأی خود را به نام هرکس که مایل است در صندوق اندازد. عدالت در انتخابات نیز به این معنا است که همه نامزدهای انتخاباتی برای ارائه نظرات و اندیشه‌های خود به مردم از امکانات مساوی برخوردار باشند و حکومت در افزایش و یا کاهش این امکانات به نفع یا ضرر هیچکدام از نامزدها، عملی انجام ندهد. امنیت انتخابات نیز به معنای آن است که هیچ شهروندی از نامزد شدن در انتخابات، فعالیت‌های تبلیغاتی به نفع یک نامزد و یا دادن رأی به یک نامزد خاص، هراسی به دل راه ندهد و نگران ایام پس از انتخابات و محدودیتها و مزاحمتهای احتمالی حکومتیان نباشد و سلامت انتخابات نیز به معنای آن است که ارکان حکومت پاسدار رأی مردم بوده و به هیچ بهانه‌ای و با هیچ مصلحت‌اندیشی، اجازه دخل و تصرف در رأی مردم را به کسی ندهند، اگر حداقل این چهار شرط در یک انتخابات برقرار باشد، می‌توان آن انتخابات را یک انتخابات دموکراتیک نامید.
اما از سوی دیگر انتخابات در جوامع گوناگون جایگاههای متفاوتی دارد. اگر جوامع انسانی موجود را به سه دسته، توسعه نیافته، توسعه یافته و در حال توسعه تقسیم‌بندی نماییم، آنگاه رویکرد مردم و حکومت و حکومتیان به انتخابات در این سه گونه جوامع به شرح زیر خواهد بود.
- در جوامع توسعه نیافته بدلیل آنکه حکومت نیاز به کسب مشروعیت مردمی احساس نمی‌کند، لذا ضرورتی نیز در برگزاری یک انتخابات دموکراتیک و رعایت شروط چهار گانه فوق‌الذکر نمی‌بیند. به عبارت دیگر حکومت ارزشی برای مشروعیت مردمی قایل نیست، لذا حاضر به پرداخت هزینه‌برای کسب این نوع از مشروعیت نیز نمی‌باشدو از سوی دیگر مردم نیز بدلیل آنکه از عدم تأثیر‌گذاری رأی خود در انتخابات تقریباً مطمئن هستند، لذا آنان نیز رغبت و علاقه‌ای به شرکت در انتخابات از خود نشان نمی‌دهند، به عبارت دیگر در جوامع توسعه نیافته هیچ کدام از وجود انتخابات عینیت نمی‌یابد، نه حکومت به رأی مردم نیازمند است و نه مردم به تغیر اوضاع و احوال موجود از طریق انتخابات امیدوار.
برخلاف این نوع از جوامع توسعه یافته، حکومت هم به کسب مشروعیت مردمی نیازمند است و هم به ارزش این نوع از مشروعیت واقف. لذا آماده است که هزینه آن را که تلاش در جهت برگزاری یک انتخابات دموکراتیک می‌باشد نیز بپردازد. به عبارت دیگر تلاش می‌کند که انتخابات در فضایی آزاد امن سالم و عادلانه برگزار گردد و پیشاپیش نیز از رأی مردم تمکین می‌کند، از سود دیگر مردم نیز که به مؤثر بودن رأی خود اطمینان دارند از حضور در انتخابات استقبال کرده و در تعیین سرنوشت خود سهیم می‌شوند. به عبارت دیگر در این نوع از جوامع هر دو وجه انتخابات یعنی هم مشارکت مردم و هم مسامحت حکومت را می‌توان مشاهده نمود.
اما در جوامع در حال توسعه (مانند ایران) شرایط با مدل‌های جوامع پیشین کاملاً متفاوت است. اگر در جوامع توسعه یافته حکومت ارزش کسب مشروعیت مردمی را می‌داند و حاضر به پرداخت هزینه آن نیز می‌باشد و در مقابل مردم نیز با اطمینان از امانت‌داری حکومت و رعایت شروط آزادی امنیت عدالت و سلامت از سوی حاکمان، در انتخابات مشارکت کرده و آینده سیاسی کشور و جامعه خود را تعیین می‌کنند، و نیز اگر در کشور‌های توسعه نیافته حکومت اصولاً با مقوله‌ای بنام مشروعیت مردمی بیگانه بوده و به عبارتی دیگر که به گوش ما نیز آشنا‌تر است مردم را در تعیین سرنوشت خود نیازمند قیم میداند و لذا ارزشی برای کسب مشروعیت مردمی قایل نبوده و منبع مشورعیت خود را در جای دیگری همچون تاریخ ملی، ارتباط لاهوتی با مفاهیم مقدس، برتری‌نژاد و... جست‌وجو می‌نماید و در مقابل مردم نیز یا بدلیل اطمینان از بی‌تأثیر بودن آرای آنها در سرنوشت آینده در انتخابات شرکت نمی‌کنند و با حضورشان در پای صندوق‌های رأی ناشی از هراس آنها بخاطر هزینه‌های احتمالی عدم حضوری است که ممکن است از سوی حاکمیت بر آنها تحمیل شود. بر خلاف هر دو این مدلهای اجتماعی، در جوامع در حال توسعه حکومت به خوبی به ارزش کسب مشروعیت مردمی واقف است و می‌داند که دارا بودن حمایت گسترده مردم چگونه دولتیان را در مناسبات جهانی در موضع قدرت می‌نشاند، لیکن هنوز آمادگی آن را ندارد که از رأی آزاد مردم تمکین کند و هزینه کسب این نوغ مشروعیت را بپردازد، به عبارت دیگر در این نوع از جوامع حکومت مایل است شراطی (که می‌تواند همان چهار شرط پیش گفته باشد) را برای برگزاری انتخابات فراهم نماید که حضور گسترده مردم را در پی داشته باشد لیکن مشروط به آنکه مردم لزوماً به کاندیداهای مورد تأیید حکومت رأی دهند که این اندیشه دارای تناقض درونی و یا به اصطلاح پارادوکسیکال می‌باشد. این نوع از حکومتها در صورتی که شرایط داخلی و خارجی اجازه دهد، بطور طبیعی علاقه دارند که به سمت جوامع توسعه نیافته بازگردند و خود را از شر این دو گانگی و تناقض نجات دهند. به بیان صریح‌تر مقصود نگارنده آن است که دولت‌های توسعه نیافته به خودی خود و تنها بر اساس احساس نیاز درونی به سمت و سوی توسعه یافتگی گام بر نمی‌دارند، بکله این شرایط و فشارهای اجتماعی و بین‌المللی است که این دولتهای را برخلاف میل درونی به سمت توسعه یافتگی سوق می‌دهد.
از سوی دیگر مردم نیز در این گونه از جوامع نه مانند مردم توسعه یافته با اطمینان از تأثیر‌گذار بودن روند امور، بطور طبیعی و بدون هیچگونه نگرانی در انتخابات شرکت می‌کنند و نه مانند مردم توسعه نیافته با اطمینان از بی‌تأثیر بودن آرای‌شان یا راه عدم حضور را بر‌می‌گزینند و یا حضوری تنها به جهت هراس و نگرانی از آینده است. در اینگونه از جوامع مردم علاقه‌مندند که در سرنوشت خود تأثیر‌گذار باشند و حکومت را نیز با فشار افکار عمومی به سمت توسعه‌یافتگی ببرند. به اعتقاد نگارنده توسعه یافتگی در اکثر موارد از سوی مردم آغاز شده و به سمت حکومت میل می‌کند. جوامع در حال توسعه جوامعی هستند که در آنها مردم به سطحی از توسعه یافتگی رسیده‌اند و تلاش می‌کنند که حکومت توسعه نیافته را نیز با خود همراه و همسو کنند. لذا در این گونه از جوامع در صورتی که حکومت در زیر فشار افکار عمومی داخل و خارج مجبور به برگزاری انتخاباتی دموکراتیک شود، مردم نیز حضور گسترده‌ای از خود نشان خواهند داد تا انتخابات را وسیله‌ای برای افزایش سطح توسعه یافتگی نمایند و اما در صورتی که حکومت حاضر به پذیرش شرایط یک انتخابات دموکراتیک نشود و بر دیدگاه‌های قیم‌مابانه خود پافشاری کند، مردم نیز حکومت را از داشتن مشروعیت مردمی محروم می‌نمایند. به عبارت دیگر انتخابات در جوامع در حال توسعه می‌تواند هم به عاملی در جهت بسط توسعه‌نیافتگی تبدیل شود و هم می‌تواند به عاملی در جهت عقبگرد اجتماعی به سمت توسعه نایافتگی مبدل گرددد. آنچه تعیین کننده این سمت و سو خواهد بود، تمایل حکومت به تمکین از رأی ونظر مردم و پذیرش عقل جمعی است، که این نیز میسر نم‌شود مگر با افزایش فشارهای اجتماعی و تحمیل شرایط برگزاری یک انتخابات دموکراتیک به حکومت. بنابراین از دید نگارنده این سطور، عدم مشارکت پیشاپیش مردم و نیروهای سیاسی در یک انتخابات، همانقدر به روند توسعه در جامعه لطمه می‌زند که مشارکت بلا شرط در انتخابات، به عبارت دیگر انتخابات در یک جامعه در حال توسعه هنگامی می‌تواند به روند دموکراتیزه شدن و پیشرفت و توسعه جامعه مدد رساند که حاکمیت مجبور شود تا در ازاری کسب مشروعیت مردمی که به ارزش آن واقف است. هزینه آن را نیز بپردازد. تنها در این صورت است که می‌تواند انتخابات را عاملی در جهت افزایش سطح توسعه یافتگی جامعه تلقی نمود.
از این منظر موضع نهضت آزادی ایران قابل تعمیق می‌باشد، نهضت آزادی ایران در انتخابات پیش رو از یک سو مردم را به حضور در یک انتخابات دموکراتیک دعوت می‌نماید و از سوی دیگر برای جضور خود در انتخابات، شروطی را برای حکومت تعیین می‌کند که در صورت پذیرش این شروط می‌توان امیدوار بود که انتخابات آتی در فضایی دموکراتیک و در جهت افزایش سطح توسعه‌یافتگی در جامعه برگزار گردد. طبیعی است که در صورت عدم تأمین این شروط، نهضت آزادی در قبال انتخاباتی که تنها قرار است دست بدست شدن قدرت در میان باند‌های قدر را تأمین نمایند، موضعی متفاوت خواهد گرفت. آنچه مسلم است خالی کردن میدان رقابت به نفع حکومتی که تمایلات توسع نایافتگی فراوانی را در خود دارد، و نیز حضور در پای صندوق‌های رأی بدون تلاش در جهت مجبور کردن حکومت به پذیرش شرایط یک انتخابات آزاد، هر دو از علایم توسعه نایافتگی اجتماعی تلقی می‌گردند و تنها راه تلاش در جهت بسترسازی برای سوق دادن حکومت به سمت توسعه یافتگی سیاسی است.