تاریخ انتشار : ۲۱ مرداد ۱۳۸۹ - ۰۸:۲۹  ، 
شناسه خبر : ۱۴۹۲۴۰
سعید حجاریان:

سعید حجاریان، عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت ایران اسلامی، با اعتقاد به اینکه شعارهای انقلاب معمولا خودجوش بود و مردم ایران به دلیل قریحه و ذوق سرشارشان آن شعارها و دیوار نوشته‌ها را می‌ساختند، به ایسنا گفت:«حداقل دو کتاب را دیدم که سعی کردند این شعارها و دیوار نوشته‌ها را جمع و ثبت و ضبط کنند، اما در این میان این شعارها و دیوار نوشته‌ها یک شعار محوری و متعلق به همه ملت ایران بود، استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی که در قانون اساسی هم ذکر شده است.»
حجاریان برای روشن شدن این مطلب به ذکر مثالی پرداخت و گفت: «کودکی را تصور کنید که در حال رشد است؛ این کودک در هر مرحله از رشد خود نیازهایی دارد. مثلاً در مرحله اول در سنین طفولیت، محبت نیاز اصلی‌اش محسوب می‌شود. که باید برآورد شود. اگر این نیاز سرکوب شود، به صورت عقده در خواهد آمد و به عنوان بحرانی خفته در ناخودآگاهش ثبت و ضبط می‌شود. در مرحله نونهالی که سن کنجکاوی است، نیاز به آموزش دارد، سوال می‌کند، می‌خواهد جهان پیرامونش را بشناسد و اگر برای سوال‌هایش پاسخ در خوری نیابد، بحران دیگری بربحران اولیه‌اش انباشته می‌شود. بزرگتر که می‌شود. احتیاج به خودآرایی، خودنمایی، جلب توجه دیگران و تفاخر دارد و ممکن است در این مرحله باز هم سرکوب شود و بی‌توجه از کنار این نیازها گذر کنند. این هم بحرانی بر بحران پیشین می‌افزاید و همچنین سایر تمنیات مانند امیال جنسی و خودشکوفایی و تکاثر اگر برآورده نشود، فرد را به مرحله‌ای می‌رساند که با مجموعه بحران‌های روی هم انباشته شده مواجه است و این شرایط فرد را یا وادار می‌کند که دست به تعرض بزند و یا عنصری ضد اجتماعی و ناهنجار شود و در اصطلاح فرنگی Serial Killer می‌شود و یا در اثر بحران‌ها به یاس و حرمان رسیده و خودکشی می‌کند.»
این پژوهشگر و تئوری‌پردازدر ادامه با بیان اینکه ممکن است این اتفاق برای جامعه هم رخ دهد، اولین نیاز جامعه را نیاز به هویت برشمرد و تصریح کرد:«از مقطعی به بعد، مردم گمان کردند که ایرانی هویت ندارد و کشور ایران، حداقل نیمه مستعمره است. بعد 28 مرداد، مردم احساس کردند که شاه عروسک خیمه شب بازی دست آمریکاست و آمریکاست که او را می‌چرخاند. در واقع، ایرانی هویت نداشت و یک قشر ممتاز و دربار وابسته به غرب بر آن حکومت می‌کند و مردم را به امان خدا رها کرده‌اند. در چنین شرایطی ملت احساس می‌کرد که رعیت است، یعنی شهروند نیست.»
وی با بیان اینکه جامعه با شهروند ساخته می‌شود، تاکید کرد: هیچ جامعه‌ای با رعیت ساخته نمی‌شود؛ با رعیت، تنها می‌توان نظام سفارشی ساخت و رعیت، ارباب و خدایگان می‌خواهد. مجموعه شهروندان می‌توانند جامعه بسازند و هویت جامعه مربوط به شهروند است. اگر شهروندان سرکوب شوند، بحران هویت ایجاد می‌شود و استقلا‌ل‌طلبی پاسخی به بحران هویت ملی است.»
وی با طرح این سوال که چرا در کشورهای مستعمره جنگ‌های استقلال‌طلبانه رخ می‌دهد؟ به فروپاشی شوروی اشاره و خاطرنشان کرد:«شوروی فرو پاشید چون جمهوری‌خواهان به دنبال هویت بودند. هویت زیریوغ استعمار معنایی نداشت. از زمانی که مردم ایران احساس بحران هویت کردند، یعنی از زمان کودتای سیدضیاء وبخصوص بعد از کودتای 28 مرداد، بحران هویت در ساختار سیاسی ما به صورت بحران خفته نهادینه شد؛ بحرانی که پاسخی جز استقلال نداشت.»
حجاریان نیاز به مشارکت در تعیین سرنوتش خود را نیاز دیگر جامعه دانست و اظهار داشت:« آزادی پاسخی به بحران مشارکت است و بعد از انقلاب شاهد درخواست مشارکت جامعه در تعیین سرنوشت خویش بودیم. یکی از نشانه‌های هر انقلابی، گسترش دولت بعد از انقلاب است که درایران هم این اتفاق افتاد. بعد از انقلاب، دولت بیش از سه برابر گذشته شد و نهادهایی مثل بسیج و سپاه در کنار ارتش، کمیته‌ها در کنار شهربانی، جهاد سازندگی در کنار وزارت کشاورزی و کمیته امداد در کنار سازمان بهزیستی تشکیل شد.»
وی میل به مشارکت را عاملی برای باز شدن دولت عنوان کرد در عین حال که معتقد است این مختص انقلاب ما نیست و به همه انقلاب‌های دنیا ما نیست و به همه انقلاب‌های دنیا مربوط می‌شود، افزود:«مردم می‌خواستند مستقیما مشارکت داشته باشند. از نظر آنها، قدرت دولتی سابق فاسد بود و فرصت برای بازسازی ساختارهای قبلی کم بود؛ لذا تشکیل نهادهای دولتی جدید ناگزیر می‌نمود و به همین خاطر دولت حجیم شد.»
حجاریان افزود:«برخی به صراحت می‌گویند جمهوریت محلی از اعراب ندارد و این امر مظلومیت جمهوریت نمایان می‌کند.»
وی با تایید اینکه نوع نظام جمهوری را مردم انتخاب کردند و خود ‌می‌توانند از آن دفاع کنند، تاکید کرد:«همان‌طور که مردم در دوم خرداد آمدند و ازحق خود دفاع کردند، به محض آنکه روزنه باز شود، از حق خود دفاع می‌کنند.»
ین تئوریسین اصلاحات در ادامه درباره بحران تبعیض، با بیان اینکه باز توزیع ثروت از زمان شاه بهتر شده است، تاکید کرد:«هر چند که فاصله دهک اول نسبت به دهک آخر زیاد شده است، طبقه متوسط بزرگتر و شهرنشینی بیشتر شده است.»