تاریخ انتشار : ۱۴ مرداد ۱۳۸۹ - ۱۰:۲۸  ، 
شناسه خبر : ۱۴۹۶۹۱

جواد منصوری ـ ‌مورخ
دشمنی دولت‌های بزرگ بویژه آمریکا، اروپا و اسرائیل با انقلاب اسلامی یک واقعیت روشن است و این دولت‌ها دقیقا از صبح 23 بهمن 1357 در تمام زمینه‌ها برای شکست و نابودی انقلاب اسلامی تلاش کردند.دولت‌های غربی در طول 30 سال گذشته برنامه‌های کوتاه‌‌مدت و بلندمدت برای مقابله با نظام اسلامی طرح‌ریزی کرد‌ه‌اند، که به طور مشخص در سال 1364 به گفته‌ معاون سازمان سیا(CIA)، در جلسه‌ای که با کارشناسان MI 6 انگلیس ترتیب داده شده بود، برای از بین بردن هویت انقلاب اسلامی، برنامه‌های بلندمدت طراحی و تصمیم به اجرای آن گرفته شده بود. حوادث سال گذشته در کشور نیز براساس برنامه‌ بلندمدت جبهه‌ نفاق برضد جمهوری اسلامی بود که متأسفانه به سال 88 ختم نمی‌شود و احتمالا تا سال‌های دیگر ادامه پیدا خواهد کرد.
سردمداران غرب در این برنامه‌ صراحتا می‌گویند؛ همان‌طور که 50 سال برضد شوروی اقدام کردیم و با اجرای برنامه‌های «اروپای آزاد» در نهایت شاهد فروپاشی نظام سوسیالیستی شوروی بودیم درباره ایران هم، همین کار را خواهیم کرد.
غربیان بر ضد ایران 20 سال کار خودشان را در کشور ما انجام دادند و به موفقیت‌های قابل مشاهده‌ای در این زمینه نیز رسیده‌اند که کشف آنها نیازی به تحقیق زیاد ندارد و از نمودهای آن در جامعه می‌توان به رواج فمینیسم، آزادی بی‌حساب و رفتار‌های مبتذل و به دنبال آن افزایش اراذل و اوباش و مغازه‌هایی که نمایندگی شرکت‌های لباس‌های مبتذل هستند، اشاره کرد.
ریشه‌ این قضایا برمی‌گردد به سابقه فعالیت بیش از 20 سال غربیان، بویژه 2سال قبل از انتخابات زمانی که فقط 300 نفر در میز انتخابات ریاست‌جمهوری ایران در CIA کار می‌کردند تا انقلاب رنگین نیرومندی را علیه نظام ایجاد کنند.با این حال با واکاوی جنگ نرم در ایران می‌توان گفت که از حدود 20 سال پیش تحولاتی بتدریج در جامعه ما اتفاق افتاد و متأسفانه کسی حاضر نبود این اتفاقات را دقیقا شناسایی و با آن برخورد متناسب کند که از جمله‌ این تحولات افزایش ناگهانی و بدون برنامه فارغ‌التحصیلان دانشگاهی، وضع رشته‌های علوم انسانی و ایجاد یک طبقه‌ جدید از جامعه که با استفاده از درآمدهای نفتی به غول‌های سرمایه‌داری تبدیل شده بودند. «عدم شناسایی ریشه‌ تحولات اجتماعی و فرهنگی» حوادث بعد از خرداد 88 را رقم زد. این اتفاقات اصلا فردی نبود، بلکه فرصتی شد تا جریان مدعی، با هدف انتقام‌گیری درصدد مطرح کردن جریان خود در جامعه باشد.این افراد فرصت‌طلب به دنبال رسیدن به امیال و اهداف شخصی خود با استفاده از نارضایتی‌های مردم در حوادث پس از انتخابات بودند. این افراد به دنبال تضعیف نظام اسلامی بودند و به دلیل ضعف در ایدئولوژی و عدم شناخت از سطح آگاهی‌های مردم شکست خوردند.نمونه‌ای از عدم شناخت آنان از مردم را می‌توان در راهپیمایی 9 دی و 22 بهمن مشاهده کرد.در 9 دی و 22 بهمن اکثریت ملت ایران بدون توجه به اشخاص و گرایش‌های سیاسی و نتایج انتخابات از اسلام حمایت کردند و این نکته را اعلام کردند که ما اسلام، استقلال مملکت و نظام جمهوری اسلامی را می‌خواهیم. مردم در 9 دی برای دفاع از تمامیت ارضی مملکت و دفاع از امنیت ملی به صحنه آمدند تا به دشمنان خارجی بگویند ما اجازه نمی‌دهیم از اختلافات داخلی در جامعه بهره‌برداری کنند.
تمام کسانی که در 9 دی آمدند برای اعتراض به اهانت به ارکان دین و نیز حمایت از انقلاب، وارد صحنه شدند.
در این بین نیز طیفی از مردم، به مسائل‌ خاصی اعتراض داشتند و به عملکرد دولت معترض بودند اما سخنرانی مقام معظم رهبری (مدظله العالی) در نماز جمعه 29 خرداد موجب شد بخش قابل ملاحظه‌ای از این معترضان، با شناسایی عقبه این جریان از مواضع براندازانه فاصله گرفتند و نگذاشتند تا جریان نفاق از آنها بهره‌برداری شخصی کند.
با این حال طرح مساله تقلب از سوی کاندیداهای شکست خورده در انتخابات بسیار غلط و طرح «تقلب بزرگ» به دنبال منحرف کردن افکار عمومی جامعه توسط این افراد بود.
بحث تقلب در انتخابات یک انحراف بزرگ از سوی جریان معارض داخلی و معاند خارجی بود که با ایجاد تردید در مساله انتخابات به تصور غلط درصدد مقابله با نظام اسلامی بودند اما توطئه تقلب بزرگ از سوی این جریان، آنها را در دام یک اشتباه دیگری انداخت.
سران فتنه آدم‌های لجوج و فرصت‌طلبی هستند که به دنبال انتقام‌گیری از اختلافات در20 سال گذشته از نظام هستند. باید توجه داشت که آقایان موسوی، کروبی و خاتمی در واقع اصل ماجرا نیستند بلکه باند اصلی و گرداننده، افرادی هستند که سران فتنه را حمایت مالی و مدیریتی می‌‌کنند.
شناسایی باند اصلی جبهه‌ نفاق یکی از اصلی‌ترین وظایف‌ مسؤولان‌ امر است.
مسؤولان‌ باید از منبع تأمین هزینه‌ هنگفت انتخاباتی این افراد مطلع باشند؛ چرا که پایه‌گذاری جنگ نرم بدون تامین مالی دشمنان اتفاق نمی‌افتد.
البته باید گفت اگر توجه لازم به همه گزینه‌‌های محتمل برای حوادث انتخابات انجام شده بود، جامعه به این شرایط دچار نمی‌شد.
دستگاه‌های امنیتی کشور باید انتخابات‌های جنجالی در کشورهای جهان را بررسی می‌کردند و با شناسایی موارد متناقض و مشابه، راهکارهای خوبی ارائه‌ می‌دادند و با رصد لحظه به لحظه حرکت گروه‌ها، برنامه‌های آنها را پیگیری می‌کردند تا یک‌مرتبه در 23 خرداد دچار چنین شوکی نمی‌شدند.