تاریخ انتشار : ۱۴ مرداد ۱۳۸۹ - ۱۰:۳۳  ، 
شناسه خبر : ۱۴۹۶۹۴

سعدالله زارعی ـ کارشناس ارشد مسائل‌ خاورمیانه
در ارتباط با آشوب‌های پس از انتخابات ریاست‌جمهوری در ایران به طور مشخص 3 کشور عربی همسایه ایران نقش‌آفرینی کردند که عبارتند از: عربستان، امارات و کویت. نقش عربستان سعودی در این بحران، حمایت‌های رسانه‌ای از آشوب‌طلبان و سران آشوب بود که به 2 شکل تجلی پیدا کرد؛ نخست از طریق سایت فارسی‌زبان العربیه آن‌هم با درج مقالات حمایت‌آمیز از سران آشوب و دادن سرویس‌های رسانه‌ای به آشوب‌طلبان که کماکان نیز ادامه دارد و دیگری پشتیبانی‌های خاص و ارائه تحلیل‌های خاص از طریق روزنامه‌های فرامنطقه‌ای متعلق به خود نظیر الشرق‌الاوسط و الحیات که هر 2 در لندن به چاپ می‌رسند. در واقع عربستان سعودی در این 2 روزنامه به بزرگنمایی قدرت آشوب‌طلبان در ایران اقدام و همزمان چشم‌اندازی درباره ناکامی جمهوری اسلامی ایران در کنترل و مدیریت آشوب‌ها ترسیم می‌کرد که البته این نقش کماکان ادامه دارد و رژیم عربستان سعودی برخلاف قاعده حسن همجواری به رفتار غیردوستانه با جمهوری اسلامی مبادرت می‌ورزد. البته باید به مجموعه اقدامات عربستان علیه ایران، محور اعمال محدودیت‌ها علیه حجاج ایرانی در شهرهای مکه و مدینه را نیز اضافه کرد که با اعمال رویه انگشت‌نگاری و ممانعت از اعمال آزادانه مذهبی شیعیان انجام می‌شد و در حال حاضر نیز ادامه دارد. تبلیغات شدید ضدشیعی از طریق علمای وهابی عربستان سعودی علیه ایران و به‌طور کلی محور مقاومت در منطقه، متهم کردن ایران به دخالت در کشورهای عربی و همین‌طور نقش‌آفرینی در پروژه آمریکایی معروف «ایران‌هراسی» از دیگر اقدامات ضدایرانی این کشور علیه ایران به شمار می‌رود. اما در این میان، نقش امارات در آشوب‌ها، ریشه‌دارتر از نقش عربستان در این ماجرا بود چراکه امارات طی 10 سال گذشته از طریق فعال کردن یک دفتر ضد ایرانی در دوبی و کمک به دیک چنی، معاون اول رئیس‌جمهور آمریکا زمینه ارتباط دنباله‌دار و عملیاتی میان ایرانیان معترض و دستگاه‌های اطلاعاتی و جاسوسی آمریکا و همین‌طور وزارت خارجه این کشور را فراهم کرد. بر اساس ارزیابی و اسناد ارائه شده از سوی وزارت اطلاعات ایران، در 5 سال گذشته گروه‌هایی از روزنامه‌نگاران، روشنفکران، دانشجوها، استادان دانشگاه و دیگر طیف‌ها با راهنمایی سرویس‌های جاسوسی آمریکا و با کمک برخی عناصر ایرانی مرتبط با آمریکا از ایران به دوبی اعزام و پس از توجیهات مقدماتی به آمریکا یا اروپا عازم می‌شدند تا در دفاتر هلند و واشنگتن آموزش‌های لازم را جهت خرابکاری در ایران و اعمال فشار بر دولت ذیل عنوان جعلی «NGO» ببینند. البته امارات نقش کارچاق کن را برعهده داشت و به نمایندگی از آمریکا چنین نقشی را ایفا می‌کرد که این مساله هم برخلاف درایت و آینده‌نگری و هم در تضاد با حسن همجواری دولت امارات بود. به علاوه چنین موضوعی در عرف دیپلماتیک یک جرم مشهود قلمداد می‌شود و قابل پیگرد است. کشور سومی که در رخدادهای سال گذشته نقش ایفا کرد، کویت بود. رژیم کویت نیز به منظور کمک به آشوب‌طلبان و ترسیم چشم‌انداز منفی علیه ایران و همین طور برای بازی در پروژه معروف ایران‌هراسی، برخی روزنامه‌های معروف خود از جمله السیاسه را فعال کرد؛ روزنامه‌ای که از طریق درج برخی مقالات به خصومت علیه جمهوری اسلامی می‌پرداخت. علاوه بر این، کویت در جریان آشوب‌های سال گذشته تهران با سرویس‌های جاسوسی آمریکا و انگلیس نیز همکاری داشت که به طور مشخص می‌توان به متهم کردن ایران به جاسوسی در کویت اشاره کرد. دستگاه اطلاعاتی کویت چندی پیش به دروغ اعلام کرد که گروهی از جاسوسان ایرانی را دستگیر کرده و موفق به خنثی کردن یک شبکه جاسوسی ایرانی در منطقه شده است. این ادعا در حالی مطرح شد که هیچ سندی در این باره در دست نبود و در نهایت وزیر خارجه کویت ناچار شد فعالیت جاسوسی ایران علیه کشورهای عربی منطقه را تکذیب و بر حسن همجواری با ایران تاکید کند. اقدامات ضدایرانی کویت علیه ایران در حالی صورت گرفته که این کشور 2 بدهی بسیار بزرگ به ایران دارد؛ نخستین آن به همکاری دولت آل صباح با رژیم صدام در جریان جنگ 8 ساله عراق علیه جمهوری اسلامی مربوط می‌شود، در واقع این کشور علاوه بر اعطای میلیاردها دلار کمک مالی به صدام، با واگذاری 2 جزیره مربح و بوبیان به دولت عراق یک کمک لجستیکی بی‌دریغ و مجانی را در اختیار رژیم عراق قرار داد تا بتواند از این طریق به مراکز و منافع جمهوری اسلامی ایران در خلیج فارس بویژه مراکز نفتی ضربه وارد کند. بدهی دوم کویت به ماجرای اشغال این کشور توسط رژیم صدام در سال 1369 مربوط می‌شود یعنی زمانی که برخلاف درخواست دولت عراق برای همراهی با بغداد آن هم به دلیل بدرفتاری مقامات کویتی علیه ایران در طول دوره جنگ تحمیلی، جمهوری اسلامی نه‌تنها از همراهی صدام در حمله به کویت خودداری کرد بلکه با صراحت تجاوز عراق به کویت را محکوم کرد و خواستار خروج نظامیان عراقی از کویت شد. با این وجود، در جریان رخدادهای سال گذشته، کویت با پروژه آمریکا و عربستان علیه ایران همراهی کرد. البته در مشکلی که بعد از قضایای انتخابات ریاست‌جمهوری در ایران پدید آمد به رغم اینکه محورهای غربی و عربی و ضد انقلاب ایرانی با هم همکاری صمیمانه و همه‌جانبه‌ای داشتند راه به جایی نبرد و جمهوری اسلامی در نهایت توانست با استفاده از ظرفیت‌های داخلی و البته روش‌های کاملا مسالمت‌آمیز که در سطح دنیا بی‌سابقه بود بر مشکل پیش آمده فائق آید که می‌توان گفت زمستان رفت و روسیاهی بر ذغال عربستان، امارات و کویت ماند.
در ارتباط با آشوب‌های پس از انتخابات ریاست‌جمهوری در ایران به طور مشخص3 کشور عربی همسایه ایران نقش‌آفرینی کردند که عبارتند از: عربستان، امارات و کویت. نقش عربستان سعودی در این بحران، حمایت‌های رسانه‌ای از آشوب‌طلبان و سران آشوب بود که به2 شکل تجلی پیدا کرد؛ نخست از طریق سایت فارسی‌زبان العربیه آن‌هم با درج مقالات حمایت‌آمیز از سران آشوب و دادن سرویس‌های رسانه‌ای به آشوب‌طلبان که کماکان نیز ادامه دارد و دیگری پشتیبانی‌های خاص و ارائه تحلیل‌های خاص از طریق روزنامه‌های فرامنطقه‌ای متعلق به خود نظیر الشرق‌الاوسط و الحیات که هر 2 در لندن به چاپ می‌رسند. در واقع عربستان سعودی در این 2 روزنامه به بزرگنمایی قدرت آشوب‌طلبان در ایران اقدام و همزمان چشم‌اندازی درباره ناکامی جمهوری اسلامی ایران در کنترل و مدیریت آشوب‌ها ترسیم می‌کرد که البته این نقش کماکان ادامه دارد و رژیم عربستان سعودی برخلاف قاعده حسن همجواری به رفتار غیردوستانه با جمهوری اسلامی مبادرت می‌ورزد. البته باید به مجموعه اقدامات عربستان علیه ایران، محور اعمال محدودیت‌ها علیه حجاج ایرانی در شهرهای مکه و مدینه را نیز اضافه کرد که با اعمال رویه انگشت‌نگاری و ممانعت از اعمال آزادانه مذهبی شیعیان انجام می‌شد و در حال حاضر نیز ادامه دارد. تبلیغات شدید ضدشیعی از طریق علمای وهابی عربستان سعودی علیه ایران و به‌طور کلی محور مقاومت در منطقه، متهم کردن ایران به دخالت در کشورهای عربی و همین‌طور نقش‌آفرینی در پروژه آمریکایی معروف «ایران‌هراسی» از دیگر اقدامات ضدایرانی این کشور علیه ایران به شمار می‌رود. اما در این میان، نقش امارات در آشوب‌ها، ریشه‌دارتر از نقش عربستان در این ماجرا بود چراکه امارات طی 10 سال گذشته از طریق فعال کردن یک دفتر ضد ایرانی در دوبی و کمک به دیک چنی، معاون اول رئیس‌جمهور آمریکا زمینه ارتباط دنباله‌دار و عملیاتی میان ایرانیان معترض و دستگاه‌های اطلاعاتی و جاسوسی آمریکا و همین‌طور وزارت خارجه این کشور را فراهم کرد. بر اساس ارزیابی و اسناد ارائه شده از سوی وزارت اطلاعات ایران، در 5 سال گذشته گروه‌هایی از روزنامه‌نگاران، روشنفکران، دانشجوها، استادان دانشگاه و دیگر طیف‌ها با راهنمایی سرویس‌های جاسوسی آمریکا و با کمک برخی عناصر ایرانی مرتبط با آمریکا از ایران به دوبی اعزام و پس از توجیهات مقدماتی به آمریکا یا اروپا عازم می‌شدند تا در دفاتر هلند و واشنگتن آموزش‌های لازم را جهت خرابکاری در ایران و اعمال فشار بر دولت ذیل عنوان جعلی «NGO» ببینند. البته امارات نقش کارچاق کن را برعهده داشت و به نمایندگی از آمریکا چنین نقشی را ایفا می‌کرد که این مساله هم برخلاف درایت و آینده‌نگری و هم در تضاد با حسن همجواری دولت امارات بود. به علاوه چنین موضوعی در عرف دیپلماتیک یک جرم مشهود قلمداد می‌شود و قابل پیگرد است. کشور سومی که در رخدادهای سال گذشته نقش ایفا کرد، کویت بود. رژیم کویت نیز به منظور کمک به آشوب‌طلبان و ترسیم چشم‌انداز منفی علیه ایران و همین طور برای بازی در پروژه معروف ایران‌هراسی، برخی روزنامه‌های معروف خود از جمله السیاسه را فعال کرد؛ روزنامه‌ای که از طریق درج برخی مقالات به خصومت علیه جمهوری اسلامی می‌پرداخت. علاوه بر این، کویت در جریان آشوب‌های سال گذشته تهران با سرویس‌های جاسوسی آمریکا و انگلیس نیز همکاری داشت که به طور مشخص می‌توان به متهم کردن ایران به جاسوسی در کویت اشاره کرد. دستگاه اطلاعاتی کویت چندی پیش به دروغ اعلام کرد که گروهی از جاسوسان ایرانی را دستگیر کرده و موفق به خنثی کردن یک شبکه جاسوسی ایرانی در منطقه شده است. این ادعا در حالی مطرح شد که هیچ سندی در این باره در دست نبود و در نهایت وزیر خارجه کویت ناچار شد فعالیت جاسوسی ایران علیه کشورهای عربی منطقه را تکذیب و بر حسن همجواری با ایران تاکید کند. اقدامات ضدایرانی کویت علیه ایران در حالی صورت گرفته که این کشور 2 بدهی بسیار بزرگ به ایران دارد؛ نخستین آن به همکاری دولت آل صباح با رژیم صدام در جریان جنگ 8 ساله عراق علیه جمهوری اسلامی مربوط می‌شود، در واقع این کشور علاوه بر اعطای میلیاردها دلار کمک مالی به صدام، با واگذاری 2 جزیره مربح و بوبیان به دولت عراق یک کمک لجستیکی بی‌دریغ و مجانی را در اختیار رژیم عراق قرار داد تا بتواند از این طریق به مراکز و منافع جمهوری اسلامی ایران در خلیج فارس بویژه مراکز نفتی ضربه وارد کند. بدهی دوم کویت به ماجرای اشغال این کشور توسط رژیم صدام در سال 1369 مربوط می‌شود یعنی زمانی که برخلاف درخواست دولت عراق برای همراهی با بغداد آن هم به دلیل بدرفتاری مقامات کویتی علیه ایران در طول دوره جنگ تحمیلی، جمهوری اسلامی نه‌تنها از همراهی صدام در حمله به کویت خودداری کرد بلکه با صراحت تجاوز عراق به کویت را محکوم کرد و خواستار خروج نظامیان عراقی از کویت شد. با این وجود، در جریان رخدادهای سال گذشته، کویت با پروژه آمریکا و عربستان علیه ایران همراهی کرد. البته در مشکلی که بعد از قضایای انتخابات ریاست‌جمهوری در ایران پدید آمد به رغم اینکه محورهای غربی و عربی و ضد انقلاب ایرانی با هم همکاری صمیمانه و همه‌جانبه‌ای داشتند راه به جایی نبرد و جمهوری اسلامی در نهایت توانست با استفاده از ظرفیت‌های داخلی و البته روش‌های کاملا مسالمت‌آمیز که در سطح دنیا بی‌سابقه بود بر مشکل پیش آمده فائق آید که می‌توان گفت زمستان رفت و روسیاهی بر ذغال عربستان، امارات و کویت ماند.