* عواقب طولانی مدت جنگ ایران - عراق از لحاظ اقتصادی، اخلاقی و روانی چه بوده است؟
** رخشان بنیاعتماد: فکر میکنم تاثیر عظیم این تخریب به لحاظ فکری و به لحاظ فرهنگی در طول زمان مشخص میشود.
* بدترین عواقب آن چیست؟
** بدترین پیامد آن تخریب منابع ملی به لحاظ مالی و فیزیکی بوده است و از همه مهمتر مرگ تعداد زیادی ازجوانان ایران بوده است، چه آنهایی که در این جنگ به شهادت رسیدند و چه آنهایی که معلول شدند.
* آیا در ایران فیلمهای انتقادی دربارهی جنگ ساخته شده است؟
** فیلمهای انتقادی زیادی ساخته شده است، اما زمانیکه "گیلانه" را سربازان جنگ دیدند گفتند، این تنها فیلمی است که آنها میتوانند با آن ارتباط برقرار کنند، چرا که این فیلم احساسات درست آنها را نشان میدهد. شاید تفاوت فیلم من با سایر فیلمها این است که فیلم من تنها درباره جنگ بین ایران و عراق نیست، بلکه این فیلم دیدگاه من را که همان صلح است، نشان میدهد.
* آیا دولت به سربازان این جنگ کمک میکند؟
** بله دولت کمک میکند، اما من فکر میکنم این کمکها کافی نباشند. من فکر میکنم این موضوع در همه جای جهان اتفاق می افتد، اما در ایران، بیشتر از سایر کشورها سربازان جنگ ما نادیده گرفته میشوند. زمانی که یکی از سربازان جنگ عراق را برای تماشای این فیلم دعوت کردم ، او از من پرسید: این فیلم را در چه سینمایی نشان می دهید؟ از وی پرسیدم: چه فرقی میکند؟ گفت: به خاطر اینکه تنها تعداد معدودی از سینماها مسیر ویژه عبور ویلچر را دارند. این موضوع بسیار من را ناراحت کرد، من فکر میکنم این موضوع یکی از اصلیترین مشکلات سربازان جنگ باشد، چرا که اکثر آنها در جنگ معلول شدهاند. فراهم آوردن امکانات لازم برای آنها حق اصلیشان است. این تنها یک مثال کوچک از مشکلات بزرگ آنهاست، این نکته نشان میدهد که آنها چگونه در جامعه نادیده گرفته شدهاند.
* با وجود اینکه اولین بخش این فیلم در زمان جنگ به وقوع میپیوندد، ما اتحاد بیشتری میان مردم میبینیم، بخش دوم اگرچه در زمان صلح به وقوع میپیوندد، احساس تنهایی و بیگانگی بیشتری را به مخاطب القاء میکند. این فیلم به نوعی افزایش حس بیگانگی در جامعه ایرانی را نشان میدهد؟
** هدف من برای ساخت این فیلم بیشتر بر روی بخش دوم متمرکز بود و قصد من نشان دادن وفراموش شدن این افراد و تنهایی افرادی همچون اسماعیل است. او دنیای بیرون را از طریق مسافرانی که از کنار خانهاش میگذرند، میبیند،اما مسافران هیچ کدام او را نمیبینند. من همیشه فکر میکردم، اگر اسماعیل را در یک فضای شهری نشان دهم نمیتوانم آن را به عنوان یک قربانی جهانی جنگ به نمایش درآورم، و در آن صورت او تنها قربانی جنگ خاص بین ایران و عراق بود، اما زمانی که داستان فیلم در یک فضای زیبا در آن دهکده به وقوع میپیوندد، من فکر میکنم او بیشتر به یک شخصیت جهانی تبدیل میشود. او میتواند یک سرباز جوان آمریکایی باشد که به جنگ میرود و میتواند یک سرباز عراقی، یک فلسطینی یا یک اسراییلی باشد. «گیلانه» به همین علت می تواند نمادی از مادر تمام سربازان جنگ در سراسر دنیا باشد، میخواستم ،از طریق این فیلم نفرت و اندوه خود را از جنگ نشان دهم.
* نظر شما درباره وضعیت فعلی کارگردانهای ایرانی چیست؟
** بهترین مثالی که میتوانم برای روشن ساختن وضعیت فعلی فیلم سازان در ایران بزنم، این است که ما فیلمسازان شناگرانی در اقیانوسی عظیم هستیم که با تلاش بسیار سعی میکنیم بر روی آب شناور باشیم. فیلم سازان مستقل هم همین وضع را دارند، چرا که فیلم سازان مستقل باید بسیار سختتر بجنگند، آنها با مشکلات مالی و فرهنگی روبرو هستند.
* چرا طی 10 یا 15 سال گذشته فیلم سازان ایرانی تاثیر زیادی بر جهان گذاشته اند؟
** شاید یک دلیل آن این باشد که مخاطبان جهانی مشتاقند درباره کشورهایی همچون ایران یا سایر کشورهای منطقه بدانند. اما دلیل مهمتر این است که دیدگاه فیلم سازان نسبت به مسایل، شخصی نیست. آنها سعی میکنند از پرسپکتیوی وسیعتر به موضوعات نگاه کنند و روابط انسانی را از جنبه متفاوت ببینند.
* دولت آمریکا سیاست مشابهای برای آمریکاییها و مردم سراسر جهان دارد، همان طور که در نیواورلئان دیدید. سیاست آنها جنگ و تخریب حقوق مردم است. آیا چیزی در مورد "سیندی شیهان" شنیدهاید؟ او مادر یک سرباز مرده است که خارج از مزرعه بوش به مخالفت با وی پرداخت.
** اوه بله من او را میشناسم! امیدوارم گیلانه در آمریکا اکران شود، چرا که فکر میکنم این فیلم برای مادران آمریکایی حرف زیادی برای گفتن دارد.