تاریخ انتشار : ۱۴ مرداد ۱۳۸۹ - ۰۹:۳۷  ، 
شناسه خبر : ۱۴۹۹۲۴
مبانی امام‌(ره) در تشکیل نظام سیاسی

عبدالله‌ گنجی
شکل‌گیری نظام جمهوری اسلامی ایران در قرن بیستم، مسیر طراحی شده برای جهان معاصر را بر هم ریخت و بهت و حیرت صاحبان زر و زور در جهان را به نمایش گذاشت. در دنیای غرب که بیش از دویست سال است انسان به جای خدا جلوس کرده است، هرگز باور کردنی و پذیرفتنی نبود که روزنه‌ای متفاوت نمایان گردد و بنیان‌های مادی و پوشالی مکاتب موجود را به چالش بطلبد. علاوه بر آن ساختاریابی نظام جمهوری اسلامی با تفاوت‌های ماهوی نسبت به ساختارهای رسمی در شرق و غرب و کارآمدی آن در عرصه اجتماعی، شگفتی این پدیده را برای دنیای معاصر دوچندان کرد. برای بررسی چرایی این طلوع مبارک و استمرار حیات آن، باید به مبانی فکری بنیانگذار نظام جمهوری اسلامی رجوع شود و پشتوانه تئوریک حضرت امام(ره) برای این حرکت توفنده مجدداً بازخوانی شود. قطعاً شاه کلید حرکت حضرت‌ امام(ره) و رمز موفقیت وی یقین به نصرت الهی و حقانیت اسلام بود. بنابراین می‌توان مبانی ذیل را به عنوان شالوده محکم و سرنوشت‌ساز حضرت امام(ره) بر شمرد: مبانی حضرت امام(ره) از دو شکل مکمل سرچشمه می‌گیرد که یکی در قرآن و اصل دین و دیگری در سیره رسول‌الله و ائمه ‌هدای خصوصاً امیرالمؤمنین(ع) نهفته است. امام(ره) به عنوان اسلام‌شناسی مسلم و جامع‌نگر، اسلام را واجد پاسخگویی به همه نیازهای بشر امروز می‌دانست، بنابراین به حقانیت مبانی و پشتوانه‌های فکری خود جهت طی مسیر آگاه بود.
بخش اول: می‌توان به موارد ذیل به عنوان مبانی رستاخیز امام(ره) اشاره کرد 1- حکومت از آن خداست: عبارت مذکور که در قانون اساسی جمهوری اسلامی نیز بدان اشاره شده است اساسی‌ترین شالوده حرکت سیاسی امام(ره) را تشکیل می‌دهد. بنابراین امام(ره) تفکر بشر را فاقد جامعیت برای پاسخگویی به همه نیازهای بشر می‌دانست و معتقد بود: عدالت و برابری در جهان فقط در سایه حاکمیت پروردگار قابل تحقق است و مکاتیب مادی فاقد صلاحیت برای این امر هستند.
2- نفی سبیل: حضرت امام(ره) به عنوان مفسر قرآن به نیکی می‌دانست که خداوند حق تعیین سرنوشت مسلمانان به دست غیرمسلمانان را منع کرده است و سلطه آنان را به ممالک و جان و مال مسلمین روا نمی‌دارد. بنابراین نوک پیکان مبارزه امام(ره) به سمت استکبار نشانه می‌رفت و همه همت امام(ره) کوتاه کردن دست اجانب از ممالک اسلامی بود و تا آخرین لحظات عمر، به این مهم ادامه می‌داد و از مسلمانان جهان می‌خواست علیه حکومت‌های فاسد و وابسته قیام کنند.
3- جامعیت اسلام: دین اسلام به عنوان کامل‌ترین دین از جانب خالق مطلق جهان، نمی‌تواند پاسخگوی تمامی نیازهای بشر نباشد. بنابراین امام(ره) معتقد بود که محتوای سیاست اسلام در همه زوایای زندگی باید از درون دید استخراج شود. عرصه‌های اجتماعی زندگی مسلمانان باید در مسیر حل مشکلات آنان (مانند حج) به کار گرفته شود. امام(ره) همه مسائل عبادی اسلام را سیاسی می‌دانست. نماز، حج، خمس و... همه را سیاسی می‌دانست بنابراین راه پاسخگویی به نیازهای اجتماعی مسلمانان را تشکیل حکومت می‌دانست.
4- فقط دو نوع حکومت: از نگاه حضرت امام(ره) و برخی از اندیشمندان مسلمان دیگر (سیدقطب) در عالم فقط دو نوع حکومت وجود دارد؛ 1- حکومت الهی 2- حکومت جاهلی. از نگاه امام(ره) هر حکومتی که منشأ الهی نداشته باشند حکومت طاغوت است. حتی اگر این حکومت از مشروعیت و مقبولیت اجتماعی برخوردار باشد. وضع و جعل قانون توسط هر حکومتی غیرالهی مردود و ناقص است. بنابراین از نگاه حضرت امام(ره)، حکومت‌های سلطنتی، لیبرال دموکراسی، سوسیال دموکراسی، منوکراسی، آرستیوکراسی، کمونیستی و... حکومت‌های طاغوتی و جاهلی هستند زیرا منشأ آنان عقل و اندیشه بشری است و اندیشه بشری از جامعیت برخوردار نیست.
5- انسان موجودی دو بعدی: حضرت‌ امام(ره) در تبیین نظام اسلامی، همیشه به این نکته تأکید داشت که تفاوت جمهوری اسلامی و نظام‌های غربی در این است که اساس آنان تحقق و برآوردن نیازهای مادی بشر است. اما حکومت اسلامی به آبادانی دین و دنیای مردم توأمان می‌اندیشد. انسان دارای نیازهای بزرگ اخلاقی، معنوی و اعتقادی است که حکومت اسلامی باید در دفع آنان نیز کوشا باشد تا انسان، تک‌بعدی و حیوان‌صفت رشد ننماید. تفاوت اصلی مبانی امام(ره) و لیبرال دموکراسی در حوزه آزادی اقتصادی و فرهنگی در این نقطه متمرکز است و به همین دلیل حضرت امام(ره) محتوا و ماهیت حقیقی نظام جمهوری اسلامی ایران را وجه تمایز حکومت ایران با سایر حکومت‌ها می‌دانستند.
بخش دوم: سیره: حضرت امام(ره) به سیره حضرت رسول و امیرالمؤمنین در تشکیل حکومت اشراف کامل داشت. امام(ره) سخت معتقد بود که اگر اسلام دین فردی است، نباید رسول‌الله(ص) و امیرالمؤمنین(ع) برای تشکیل حکومت آنقدر آزار و اذیت می‌‌دیدند. نباید برای سرزمین‌های اسلامی فرماندار تعیین می‌کردند و نباید نسبت به متخلفان از حدود الهی حد جاری می‌کردند. امام(ره) بخشی از مراتب امر به معروف و نهی از منکر آن را در حوزه حکومت می‌دانستند و حاکم اسلامی را واجد صلاحیت برای تعطیلی و تغییر احکام اجتماعی اسلام می‌دانستند.
1- عدم جدایی دین از سیاست: از سیره امیرالمؤمنین(ع) و حضرت رسول(ص) و قیام امام حسین(ع) کاملاً مشهود است که حکومت بر مسملین در بستر دین محقق می‌شود و شاخص و معیار استفاده حکومت از قوه قهریه، احکام اجتماعی اسلام است. جنگ و جهاد که بخش قابل توجهی از عمر حضرت رسول‌(ص) و امیرالمؤمنین(ع) را به خود اختصاص داده بود از ستون حکومت اسلامی است. بنابراین دین زیستگاه سیاست در اسلام امت و محتوای سیاست اسلام از درون دین استخراج می‌شود.
2- مردم‌سالاری: برخی بر این باورند که مردم‌سالاری یا همان جمهوریت مدنظر امام(ره) ریشه در اندیشه غرب معاصر دارد (دموکراسی) حال آنکه توجه به نقش مردم در عرصه سرنوشت و مطالبه سیاسی آنان در تشکیل حکومت و انتخاب حاکمان نیز ریشه در سیره اهل‌بیت(ع) دارد. مردم‌سالاری مدنظر امام(ره) از سخن امیرالمؤمنین(ع) در خطبه شقشقیه نشأت می‌گیرد که بر نقش مردم در به میدان آوردن خویش صحه می‌گذارد: لولا حضور الحاضر و قیام الحجه بوجود ناصر... «اگر حضور فراوان بیعت‌کنندگان نبود و یاران حجت را بر من تمام نمی‌کردند... آخر خلافت را به کاسه اول آن سیراب می‌کردم» از همین رو بود که حضرت امام «جمهوری دموکراتیک اسلامی» را نمی‌پذیرفت و معتقد بود که اگر دموکراتیک را بپذیریم بدین معنی است که اسلام خودش چیزی کم دارد و باید از دیگران عاریه بگیریم.
3- اختیارات حاکم اسلامی همپای اختیارات رسول‌الله(ص) حضرت امام(ره) معتقد بود که وظایف حاکم جامعه اسلامی، چه امروز و چه در عهد رسول‌الله(ص) تفاوتی ندارد چون نیاز به اجرای احکام اسلامی در هر دو برهه از زمان وجود داشته و دارد. احکام اسلامی در زمان غیبت معصوم تعطیل نمی‌شود لذا امام(ره) معتقد بود: ولایت فقیه همان ولایت رسول‌الله(ص) است. این همسانی در حوزه عصمت و دریافت وحی نیست بلکه در حوزه اختیارات و وظایف اجتماعی و سیاسی است.
ولایت فقیه همانند پیامبر می‌تواند احکام واجب الهی (مانند حج) را تعطیل کند، بنابراین نمی‌توان به عنوان مسلمان معتقد به همه ابعاد اسلام در جامعه زیست کرد اما قوانین و مقررات اداره جامعه را از بیگانه به عاریه گرفت و حاکمان سرزمین‌های اسلامی به اجنبی وابسته باشند. نمی‌تواند احکام فردی اسلام را به انجام رساند، اما احکام اجتماعی اسلامی همچون امر به معروف و نهی از منکر را تعطیل کرد. نمی‌شود در جامعه مسلمین حرام‌های مسلم الهی حلال شمرده شود و حاکمیت در دفع آنان نقشی نداشته باشد. تحقق همه موارد فوق فقط با تشکیل حکومت میسر است و همه عمر امام(ره) صرف به ثمر رسیدن این شجره طیبه شد.