تاریخ انتشار : ۲۱ مرداد ۱۳۸۹ - ۰۸:۵۰  ، 
شناسه خبر : ۱۴۹۹۳۳

صادق زیباکلام / عضو هیات علمی
شکست قابل انتظار جمهوریخواهان در انتخابات هفته گذشته آمریکا و استعفای دونالد رامسفلد وزیر دفاع جورج بورش و یکی از معماران سیاست خارجی تهاجمی و میلیتاریست نئومحافظه‌کاران، زمینه‌ساز مباحثی در میان محافل سیاسی ایران شده است. به این معنا که برخی از مطبوعات به همراه شماری از چهره‌های سیاسی شکست جورج بوش را به تعبیری پیروزی ایران در رویارویی‌اش با آمریکا تبیین می‌کنند. آیا به راستی چنین است و شکست دولت جورج بوش را می‌توان پیروزی سیاست خارجی ایران تلقی کرد؟
اساس استدلال کسانی که نتایج انتخابات آمریکا را پیروزی ایران تلقی می‌کنند به واسطه مخالفت ایران با سیاست‌های آمریکا در عراق و اشغال خاک این کشور می‌باشد.
آنان معتقدند که ما از ابتدا مخالف حمله نظامی آمریکا به عراق بودیم و شکست جمهوریخواهان درستی نظرات ایران را تایید می‌کند. واقعیت آن است که اگر خواسته باشیم شکست جمهوریخواهان را به پای کسانی که همچون ایران مخالف حمله نظامی آن کشور به عراق بودند بنویسیم در آن صورت می‌بایستی لیست بلندبالایی از برندگان تهیه نماییم.
چرا که افزون بر ایران بسیاری دیگر نیز از همان ابتدا مخالف لشکرکشی آمریکا به عراق بودند. در خود آمریکا، دموکرات‌ها، جمهوریخواهان میانه‌رو، بسیاری از شخصیت‌های لیبرال، رهبران جنبش‌های مدنی همچون جسی جکسون و دیگران، روسای جمهور پیشین از جمله جیمی کارتر و بیل کلینتون از جمله مخالفان سیاست‌های جورج بوش در عراق بودند.
در بیرون از آمریکا نیز این فهرست طولانی است. بسیاری از کشورهای اروپایی از جمله کشورهای اسکاندیناوی، فرانسه و آلمان به علاوه تمامی احزاب و جریانات چپ، لیبرال و سبزها به همراه مطبوعاتشان مخالف حمله آمریکا به عراق بودند.
جهان عرب، فلسطینی‌ها، حماس، کشورهای اسلامی، روسیه، چین، ترکیه و بسیاری از کشورها و رژیم‌ها نیز مخالف حمله آمریکا به عراق بودند. فی‌الواقع اگر قرار شود مدال قهرمانی شکست جمهوریخواهان بر سینه مخالفان سیاست آمریکا در عراق آویخته شود در آن صورت خیلی‌ها جلوتر از ایران نوبت گرفته‌اند. بماند مخالفان آمریکا در عراق از جمله طرفداران صدام حسین، میلیشیاهای وفادار به رژیم بعث و بالاخره و مهم‌تر از همه مبارزان رادیکال سنی از جمله اعضای القاعده که مخالفت با آمریکایی‌ها را از قوه به فعل در آورده و بیشترین نقش را در پنبه کردن و راه‌های آمریکا در عراق تاکنون بر عهده داشته‌اند.
واقعیت آن است که برنده واقعی انتخابات آمریکا نه مخالفان جورج بوش بودند، نه دموکرات‌ها، نه لیبرال‌ها، نه القاعده، نه ایران و نه هیچیک از جریانات دیگری که از ابتدا با لشکرکشی آمریکا و بریتانیا به عراق مخالفت کردند. برنده واقعی انتخابات هفته گذشته آمریکا «فرشته» دموکراسی بود. دموکراسی درستی و حقانیت خود را در این انتخابات به نمایش گذارده و نشان داد که در نظام‌های مبتنی بر دموکراسی صرف‌نظر از آنکه حکومت‌ها و رهبران سیاسی چه اعتقادات و تفکراتی دارند و چه چیزی را حق دانسته و کدام را باطل، در تجزیه و تحلیل نهایی مردم و انتخاب آنان است که داور نهایی می‌باشد.
ظرف سه سال و نیمی که از حمله نظامی آمریکا به عراق می‌گذرد، بسیاری با عملکرد طراحان و کارگزاران اصلی سیاست آمریکا در عراق به مخالفت پرداختند. از جمله بیشترین مخالفت‌ها با تصمیمات، سیاست‌ها و عملکرد دونالد رامسفلد وزیر دفاع صورت گرفت. بسیاری از رهبران نظامی ارتش آمریکا، اعضای کنگره، رسانه‌های جمعی و حتی پاره‌ای از همکاران وزیر دفاع از سیاست‌ها و تدابیر نظامی رامفسلد در عراق انتقاد کردند.
اما جورج بوش قرص و محکم پشت رامفسلد ایستاد و به هیچیک از انتقاداتی که نسبت به عملکرد و سیاست‌های شخص رامفسلد صورت می‌گرفت وقعی نگذارد. آنچه را که این همه مخالفت‌ نتوانسته بود تکان دهد، رای مردم ظرف چند ساعت از جا کند. دموکراسی قطعا «فرشته» نیست. اما در یک دموکراسی واقعی ارزش رای مردم به گونه‌ای است که هنوز انتخابات به پایان نرسیده بود که جورج بوش استعفای وزیر دفاع مقتدرش را اعلام نمود. رامفسلد نه تنها مسئولیت بسیاری از سوء سیاست‌های آمریکا در عراق را بر عهده دارد بلکه تراژدی زندان ابوغریب و گوانتانامو هم بر عهده وی می‌باشد.
استعفای وزیر قدرتمند دفاع جورج بوش و یکی از اصلی‌ترین آرشیتکت‌های حمله آمریکا به افغانستان و عراق به همراه شکست نئومحافظه‌کاران و طراحان «خاورمیانه بزرگ» بیانگر این واقعیت است که دموکراسی هر عیب و ایراد دیگری که داشته باشد، دست‌کم به این صفت برجسته‌ مزین است که بالاترین مقام‌های حاکمیت هم نهایتا در قبال تصمیمات و عملکردشان مجبور به پاسخگویی به ملت و پذیرش نظر مردم هستند.