عاطفه نجفی
در دوران حکومت مغولان در ایران به قدرت رسیدن فرمانروا طبقه ضابطه مشخص و موروثی بود، یعنی در هر شرایطی یکی از فرزندان و یا نوادگان میبایست به جای پدر بر تخت سلطنت بنشیند. با این وجود تمام فرزندان فرمانروا از حقوق یکسانی برخوردار بودند.
معمولا فرمانروای جدید میبایست در یک چادر و یا خیمه انتخاب گردد. در این خیمه بزرگ تعداد کثیری از شاهزادگان حضور مییافتند. دور این خیمه میبایست دیواری کشیده میشد که دو در اصلی داشت. یکی برای ورود فرمانروا و دیگری برای شاهزادگان مغول. دور تا دور دیواره را هم سربازان و نگهبانان مغول احاطه میکردند تا مبادا کسی به داخل خیمه راه یابد. در چهار روزی که در خیمه رایدهندگان به بحث و گفتوگو مینشستند سایر مغولها دور تا دور دیوار منتظر میایستادند. معمولا بزرگان مغول پیش از اعلام رای پیشبینی میکردند و با رفتارهای خود نشان میدادند که احتمال فرمانروایی چه کسی بیشتر است.
در این لحظه نیزهداران با انجام حرکاتی خاص مقابل فرد مذکور نشان میدادند که احتمال برگزیدن آن فرد بیشتر است. معمولا پیش از شروع مراسم شاهزادگان و بزرگان محل مناسب برای برپایی خیمه را پیشنهاد میکردند و از آن تحت عنوان «قوریلتای» یاد میکنند. بعدها در دوره زمامداری ایلخانان مغول محل برپایی خیمه یا در همان مکانی صورت میگرفت که فرمانروای قبلی مرده یا در شهر تبریز خیمه برپا میشد.
پس از معرفی فرمانروای جدید مراسمی برپا میشد تا تمامی بزرگان مغول شرفیاب شوند و اصطلاحا با حاکم و فرمانروای خود بیعت کنند. در این مراسم بیشتر آیین مذهب مغول «شمنی» برگزار میشد.
جدای از این شاهزاده مغول کلاه خود را بر میداشتند و کمرهای خود را میگشودند. در همین بین نزدیکان فرمانروا خود را به او میرساندند و سعی میکردند در کنار او قرار گیرند. سپس بستگان پیش میآمدند و فرمانروا را به روی تختی که چهار بالش روی آن قرار داشت میگذاشتند.
از این لحظه به بعد لحن خان یا فرمانروای مغول تغییر مییافت به گونهای که فرمانروا بسیار خشک و رسمی با اطرافیانش صحبت میکرد. او در طی مراسم از دست یکی از شاهزادگان جام شادباش را دریافت میکرد. در همین بین تمام حاضران در خیمه نه بار و به روایتی هفت بار تنظیم میکردند. با اجرای نماز در مقابل خورشید این مراسم به انتها میرسید. او در مراسم جشن به میهمانان هدایای زیادی اعطا میکرد.
مغولان بسیار علاقهمند بودند که این مراسم را حفظ کنند به گونهای که حتی زمانی که ایلخانان به آیین اسلام گرویدند بخشهایی از این مراسم را (جدای مراسم مذهبی شمنی) اجرا میکردند. بعدها تختی که خان بر روی آن مینشست در تبریز نگهداری میشد و در صورت اضطرار به مکان دیگری منتقل میشد. مراسم جشن پایانی هیچ گونه نشانهای از آیین شمنی نداشت به گونهای که ایلخانان مسلمان این مراسم را تا پایان حیات حکمرانی خود حفظ کردند. در دوران زمامداری مغولان در ایران تولد شاهزادگان و بزرگان مغول همواره با جشن و سرور همراه بود. جشنهای یاد شده گاه بسیار مفصل و طولانی بود که حدود سه الی چهار روز طول میکشید. منکوقا آن در یکی از جشنهای خود دستور داد هر روز خلعتهای گرانبها به میهمانانش بدهند.
با این اوصاف گاه فرمانروایی به زنان اعطا میشد. در چنین شرایطی همسر اصلی فرمانروا که دار فانی را وداع گفته بود برگزیده و اداره امور را به دست میگرفت. آنچنان که همسر اوکتای در سال 1241 میلادی بر مسند قدرت رسید تا این که در سال 1246 میلادی پسرش «قاآن» شد. زنان همچنین در حکومتهای ایالات نیز جانشین مردان میگشتند. بعدها فعالیت زنان در این عرصه محدودتر شد. با این حال تاثیر و تاثیرگذاری زنان در حکومت و دولت مغولان همچنان پابرجا ماند.
با این اوصاف مقررات مدونی برای تعیین جانشین فرمانروا وجود نداشت.
معمولا برای تعیین فرمانروا دو شرط وجود داشت: یکی انتصاب به وسیله فرمانروای پیشین و دیگری انتخاب فرمانروا پس از مرگ خان قبلی.
چنگیزخان سومین فرزند خود یعنی اوکتای را به جانشینی خود برگزید و به سایر فرزندان خود فرمان داد از او اوکتای تبعیت کنند. در صورتی که خان شخصا جانشینی برای خود انتخاب نمیکرد ماجرای تشکیل «قوریلتای» و برگزاری مراسم در خیمه اجرا میگشت.
اشاره به این مساله ضروری است که فرمانروا به هیچ عنوان نمیتوانست فردی را که عضو خاندان آنها نبود را برگزیند. به همین دلیل بود که احمد ایلخان مغول که مسلمان شده بود برای حفظ آیین اسلام مجبور شد بسیاری از شاهزادگان مغول را به قتل برساند.
فرمانروایان مغول همچنین پیش از پذیرش مغول برای انتخاب همسر خود هیچ گونه قاعده مشخصی نداشتند. تعداد همسران حاکمان مغول معمولا بسیار زیاد بود.
چنگیزخان دارای پنج همسر و تعداد بیشماری معشوقه بود که همواره آنها را با خود به مکانهای مختلف منتقل میساخت. همسران اصلی خان میبایست به خانوادههای بزرگ مغول تعلق داشته باشند. مغولان به خاندانهای اشرافی خود بیش از حد بها میدادند.
با این حال دیده شده است که برخی فرمانروایان دخترانی را از خانوادههای غیراشرافی و یا دختران شاهان سرزمینهای دیگر بر میگزیدند.
علت انتخاب چنین همسرانی معمولا سیاسی بود. به طور مثال پادشاه چین درصدد بود تا دخترش را به عقد چنگیزخان در آورد تا از تهاجم مغولان به سرزمینش جلوگیری کند.
در این بین گاه فرمانروایان با دختر پادشاهان دستنشانده خود ازدواج میکردند. مغولان بر این باور بودند که از راه ازدواج حق وراثت به وجود میآید به همین دلیل در انتخاب همسر دقت لازم را مبذول میداشتند و کمتر میشد به دلیل ماجراهای عشق و عاشقی همسر برگزینند. جدای از این مغولان از طریق پیوند زناشویی میتوانستند اتحاد ملی خود را حفظ کنند و حکومت خود را پایدار نگاه دارند. این اتحاد بعدها در ایران با ظهور ایلخانان از میان رفت و شرایط سرنگونی حکومت مغولان ایجاد گشت.