* انگیزه تجاوز رژیم صهیونیستی به لبنان را در چه میدانید؟
** این تجاوز در ادامه سیاستهای تجاوزکارانه و آتش افروزانهای که رژیم صهیونیستی از بدو تاسیس در پیش گرفته بود، باید به حساب آورد و براساس طینت و ذات صهیونیستها، این رژیم از بدو تاسیس تا به امروز همواره در طول تاریخ ننگین خود به کشورهای همسایه تجاوز کرده است و همانطوری که میببنیم تجاوزات دشمن به مردم فلسطین ادامه دارد و هنوز پس از سالهای متمادی پایان نیافته است.
این دشمنی که از بدو تولد صهیونیسم بر روی زمین پدیدار گشت، مبنای ادامه زندگی را در تجاوز، کشتار و نابودی انسانها، کودکان، خانهها و تمام مظاهر زندگی در فلسطین، لبنان و دیگر کشورهای مخالف این غده سرطانی قرار داده است.
و از طرف دیگر موضوع حملات قبلی به لبنان، با توجه به این که مقاومت توانست بیشتر سرزمینهای جنوب را آزاد کند با این حال تجاوز پایان نیافت و تهاجم به شهرهای دیگر لبنان و حریم هوایی آن ادامه پیدا کرد.
اما تجاوز اخیر صیهونیستها به لبنان، مهمترین انگیزهاش همانطوری که از گفتهها و سخنان کندولیزا رایس متوجه شدهایم برای آمادهسازی و سازماندهی پایههای خاورمیانه جدید شکل گرفت.
پس دشمن صهیونیستی صرفا برای پیروزی در جنگ نظامی پا به این میدان نگذاشت بلکه هدفهای سیاسی در چارچوب یک نقشه از پیش طراحی شده برای گسترش سلطه آمریکا و صهیونیستها در منطقه به دنبال داشته است.
و از طرف دیگر ادعای صهیونیستها در توجیه این تجاوز مبنی بر آزاد کردن 2 سرباز اسرائیلی در بند حزبالله کاملا واهی و بیاساس از آب درآمد، چرا که بوضوح مشخص شد این تجاوز ریشه قبلی داشته است و سران رژیم اشغالگر قدس با اجازه و علم سردمداران کاخ سفید، نقشه آن را پیشاپیش ترسیم کرده بودند.
* موضعگیری عربستان و همچنین مصر درباره این تجاوز همانطوری که سیدحسن نصرالله اعلام کرده بود که یک پوشش عربی برای نیروهای اسرائیلی فراهم شد، چگونه ارزیابی میکنید؟
** معنای تجاوز روشن، واضح و کاملا مفهوم است و مفهوم دیگری ندارد و هیچ کس نمیتواند برای تجاوزگر یک پوشش فراهم کند.
برخی از موضعهای کشورهای منطقه یا سخنانی که به بعضی از سران منتسب شد واقعا غیرمترقبه بود، اما در عین حال دیدیم که عدهای از کشورها از گفتههای خود عدول یا آن را به نحو بهتری بیان کردند و مواضع خود را نیز تغییر دادند.
* دولت سوریه اعلام کرده بود در صورتی که پیشروی نیروهای صهیونیستی به داخل لبنان ادامه پیدا کند، سوریه وارد جنگ میشود و در عین حال بلافاصله دولت سوریه درخواست مذاکره مستقیم با آمریکا را مطرح کرد، بعضی از محافل داخلی و برخی محافل عربی مدعی هستند که این حکایت از سیاست دوگانه دولت سوریه دارد البته برای ما قابل توجیه است که این طور نیست بلکه شاید یک سیاست تکمیلی برای سوریه باشد، اما به خاطر این که از زبان جنابعالی این توجیهات را در روزنامه منعکس کنیم این سوال را مطرح کردم، بفرمایید نظر شما راجع به این ارزیابی چیست؟
** در گفتار وزیر اعلام و آنچه که به برخی از مسئولان رسمی درباره آمادگی سوریه برای مذاکره با آمریکا منسوب شد هیچ تناقضی نیست، برای این که در واقع چنانچه نیروهای اشغالگر صهیونیستی تهدیدی برای سوریه محسوب شود، سوریه در برابر این تجاوز دست بسته نخواهد ماند و این به حمایت و پشتیبانی نیروهای ملی و مردمی بستگی دارد.
اما درباره مذاکره مستقیم با آمریکا این یک موضع قبلی به حساب میآید، چرا که سوریه بیشتر از یک بار اعلام کرده بود که برای مذاکره هدفمند با آمریکاییها براساس حل و فصل اختلافات به صورت عادلانه و منطقی آمادگی دارد.
* خانم رایس در شرایطی وارد منطقه شده بود که همزمان خبر تسریع تحویل محمولههای سلاحها و موشکهای پیشرفته آمریکا به رژیم صهیونیستی منتشر شد، بطور کلی ضمن این که خبر میرسید ممکن است خانم رایس به دمشق هم سفر کند، ارزیابی شما از این رفتار و اهداف سفر خانم رایس به منطقه چیست؟
** نمیخواهم در حال حاضر اظهارنظری به موجب اطلاعاتی که برخی از رسانهها مطرح میکنند بیان کنم اما درباره تجاوزات صهیونیستها علیه مردم لبنان و مقاومت میهنی آن با توجه به این که معروف است اسرائیل از سوی آمریکا حمایت و پشتیبانی میشود و در تمام تجاوزاتی که رژیم صهیونیستی حداقل در این یک ربع قرن اخیر به آن مبادرت ورزید از طرف آمریکا حمایت میشد، این تجاوز نیز زیر پوشش آمریکا و با سلاحهای آمریکایی صورت میگیرد.
* موضعگیری کشورهای عربی در جریان حملههای نظامی رژیم صهونیستی به لبنان را اگر ممکن است با مصداق ارزیابی کنید؟
** برخی از اظهارنظرها به بعضی از مسئولان در کشورهای عربی نسبت داده شد.
اجلاس فوقالعاده وزرای خارجه عرب و همچنین نشست نمایندگان مجالس در محل اتحادیه عرب که در واقع برای محکوم کردن تجاوز صهیونیستها و همراهی و همدلی با مردم لبنان برگزار شد همچنین تمام بیانیههای صادره در این خصوص، بر اجماع شرکتکنندگان در دو نشست یاد شده برای محکومیت اسرائیل اشاره دارد و سرانجام میتوانیم بگوییم که اظهارنظرها غیر از دیدگاههای راستین است و همانطوری که گفتم تجاوز تجاوز است و هیچکس در منطقه نمیتواند این تجاوز را محکوم نکند.
از طرف دیگر بیشتر مردم شریف و اصیل دنیا نیز این تجاوزات را محکوم کردند و حمایت خود را از مقاومت حزبالله و پایداری ملت استوار لبنان ابراز داشتند و امیدوار بودیم و هستیم تا کشورها و دولتها اراده و خواسته مردم خود را نسبت به حمایت از نیروهای حزبالله و مقاومت مردم لبنان و اعتراض به تجاوزات اسرائیل به شکل گسترده بازتاب داده و منعکس کنند.
* در جریان کارکرد رسانهای غربی همچنین بعضی از محافل رسانهای عربی با پشتوانه صهیونیستها تلاش میشود که جنگ کنونی یک جنگ قومی تلقی شود به جای این که جنگی برای دفاع از کیان مسلمانها و اصول مسلمانها، در این شرایط فکر میکنید که این اقدام با چه انگیزههای دارد انجام میشود؟
** اینها کلا تلاشهای استعماری قدیمی است و از آغاز قرن گذشته، زمانی که استعمار بریتانیا و فرانسه در منطقه بود سیاست تفرقهبینداز و حکومتکن را دنبال میکردند و این تلاشها را بیشمار انجام دادند و سعی داشتند همچنین آن را میان عراقیها بکار ببرند.
میان معنای واقعی نیروهای مردمی و مقاومت در کشورهایی که به قوانین مستقل میهن خود پایبند هستند و میان جریانهای سلطهگر و مستکبر مانند نیروهای آمریکایی و صهیونیستی که با نقشههایشان تلاش میکنند از راه تفرقه، گاهی قومی، مذهبی و بعضا نژادی میان مردم دودستگی بیاندازند تفاوت وجود دارد.
در حقیقت گرایش مردم نسبت به مقاومت و نیروهای مردمی و همچنین متحد شدن تمام ملتهای عربی و اسلامی در همه کشورها اظهر من الشمس و روزافزون است و این بزرگترین دلیل و سند بر دروغ و بیپایه بودن این ادعا میتواند باشد.
همچنین بیشترین نخبگان فرهنگی و سیاسی و اندیشمندان توده مردم به سمت و سوی مقاومت میهنی که در برابر نیروهای اشغالگر متجاوز استقامت دارد گرایش پیدا میکنند. نیروی مقاومت در فلسطین و لبنان تاثیرگذار و منسجم است، حماس و حزبالله دارای دیدگاه مشترکی هستند.
تمام صداها و فریادهایی که علیه تجاوزهای صهیونیستها و دشمنیاش با مردم لبنان و فلسطین برمیخیزد خود حکایت از پشتیبانی و حمایت از مقاومت حماس و حزبالله و گرایش به این دو را دارد.
* آیا با طرح اعزام نیروی بینالمللی برای پاسداری از مرز میان لبنان و اسرائیل موافق هستید؟
** در وهله اول نمیخواهم اظهارنظری درباره مسالهای که به کشور لبنان اختصاص دارد بیان کنم و تا این لحظه هیچ طرح جدی در این رابطه مطرح نشده است اما به طور عام میگویم که تاریخ ما ثابت کرد که حضور بیگانه در هر کشوری در منطقه فایدهای ندارد و برعکس مسائل را بیش از پیش پیچیدهتر ساخته و آشوب بیشتری به وجود آورده است.
* وقتی که جنگ شروع شد در همان روزهای اول بعضی از محافل حتی رسمی رژیم صهیونیستی از گسترش جنگ تا مرزهای سوریه هم صحبت کردند اما ناگهان این زمزمهها به صورت کاملا ناگهانی برچیده شد، علت آن به نظر شما چه بوده است؟
** این بخشی از سیاست جنگ روانی است، آنان اظهار میکردند این جنگ به مثابه توپی خواهد بود که آنقدر گسترش پیدا میکند تا یک جنگ اقلیمی و منطقهای رخ دهد و به ایران و سوریه نیز حمله نظامی خواهد شد.
این یک جنگ روانی است، هنگامی که با ایستادگی همه جانبه نیروهای راستین حزبالله و شجاعت مردم لبنان روبرو شدند، دریافتند هیچ کاری برای پیشروی در خاک لبنان و رسیدن به اهداف نظامی خود نمیتوانند انجام دهند پس منطقی نیست که درباره گسترش جنگ فکر کنند.
شما وقتی در برابر حزبالله نمیتوانید هیچ هدفی را محقق سازید پس چگونه از جنگ اقلیمی سخن به میان میآورید. خودشان میدانند که در این زمینه هیچ حرفی دیگر باقی نمانده است.
* سخنگوی وزارت خارجه ایران رسما اعلام کرد که دولت ایران اطلاعاتی را در اختیار دارد که این اطلاعات حاکی از آن است که حمله اسرائیل به لبنان با یک برنامهریزی وسیع قبلی و پیشبینی شده صورت گرفت، آیا دولت سوریه هم در این زمینه اطلاعاتی داشت و اگر امکان دارد بفرمایید که آن اطلاعات چه بوده است؟
** اسرائیل خود براساس تجاوز برپا شد و همواره تهدیدی برای دیگر کشورها به شمار میآید.
من از این اطلاعات آگاهی ندارم، اما احتمال تجاوز همواره وجود دارد، چرا که این موجود طفیلی و حامی استراتژیکیاش آمریکا که کینهورزی با کشورهای منطقه را مبنای کار خود قرار دادهاند، تسلط، استیلا و سروری بر کل خاورمیانه را در سر میپرورانند.
* راجع به روابط ایران و سوریه، تقریبا تمام محافل سیاسی دنیا هیچ تردیدی در گرم بودن آن ندارند، در جریانی که الان پیش آمده ممکن است به دلیل مثلا موضوع مذاکره سوریه و آمریکا و این که سوریه پس از پروژه ترور رفیق حریری تحت یک فشار بینالمللی قرار دارد و حالا در شرایط جدید این فشار بینالمللی مضاعف شده، آیا ممکن است که سوریه بدون هماهنگی با ایران مواضع خودشان را نسبت به این جریان عوض کند یا این گرما همچنان باقی میماند؟
** روابط سوریه و ایران از قدیم براساس مشورتهای دوجانبه استوار بوده است و به تازگی رهبران دو کشور درباره آخرین تحولات و اوضاع منطقه با یکدیگر رایزنی کردند و همانطوری که در آغاز سخن گفتم این روابط در سختترین شرایط و چالشها استوار میماند.
* قطعا عبور احتمالی رژیم صهیونیستی از حزبالله که انشاءالله اتفاق نیفتد و حتما نمیافتد در واقع نزدیک شدن رژیم صهیونیستی بیشتر و بیشتر از گذشته به سوریه است. سوریه برای عبور از این بحران که ملتهای مستقل و انسان دوست نیاز پشت سرش هستند چه استراتژی دارد؟
** این احتمال که حزبالله شکست بخورد هرگز انشاءالله اتفاق نخواهد افتاد و ما هرگز راجع به آن فکر نمیکنیم. اما جهان بداند که دمشق تا آخر کنار حزبالله خواهد بود.
حزبالله، حزب عقیدتی، قدرتمند و براساس پایههای قوی شکل یافته است و یک گرایش ملی نیز پیرامون آن قرار دارد و همچنین رهبران و دو ملت سوریه و ایران هیچ وقت و تحت هر شرایطی حمایتهای مالی و معنوی خود را از حزبالله لبنان دریغ نکردند و نخواهند کرد.