تأیید انقلاب سفید شاه، همکاری با ساواک، جلب حمایت دولتهای بزرگ از شاه و سلطنت او توسط اسرائیل و عضویت در حزب رستاخیز، قسمتی از مواضع سیاسی فرقه مزبور بود. یکی از مبلغان بهائیت درباره تأثیر متقابل بهائیت بر شاه و خاندان پهلوی گفته بود: «کارهایی که اکنون به دست اعلیحضرت شاهنشاه صورت میگیرد، هیچ کدامشان روی اصول دین اسلام نیست زیرا شاه به تمام دستورهای بهائی آشنایی دارد و حتی ایشان با اشرف پهلوی در دوران کودکی در مدرسه بهائیان... درس خواندهاند... حالا مردم... میگویند بهائی است. چه کاری میتوانند بکنند!...» محمدرضا پهلوی آنقدر بهائیان را مورد حمایت قرار داد که یکی از افراد نظامی به نام «سرهنگ اقدسیه» در جلسه بهائیان شیراز، مورخ 18 تیرماه 1347، ضمن بهائی خواندن شاه، درباره نحوه برخورد خود با افراد مسلمان اظهار داشت: ... افتخار ما بر دیانت بهائی است. من زمانی که در ارتش بودم، سربازان و درجه داران و افسران بهائی را احترام میگذاشتم ولی اگر یک فرد مسلمان از دیگری شکایت میکرد، دستور شلاق زدنش را میدادم... ما اطلاع داریم که شاهنشاه آریامهر بهائی هستند. ما بهائیان همه پولدار هستیم و ترقّی بیشتری خواهیم کرد. بهائیان در جنگ اعراب و اسرائیل، همواره از اسرائیل جانبداری کرده، علیه مسلمانان به تبلیغ میپرداختند و حتی برای کمک به ارتش اسرائیل به جمعآوری پول میپرداختند.
در همین ارتباط، در یکی از اسناد پس از جنگ 6روزه اعراب و اسرائیل در سال 1346 آمده است: ... مبلغی در حدود 120 میلیون تومان توسط بهائیان ایران جمعآوری شد و تصمیم دارند این مبلغ را در ظاهر به بیت العدل در حیفا ارسال کنند، ولی منظور اصلی آنها از ارسال این مبلغ، کمک به ارتش اسرائیل است. مقدار قابل ملاحظهای از این پول توسط «حبیب ثابت»، تعهد و پرداخت شده است... در سال 1347 در یکی از کمیسیونهای فرقه مزبور، سخنگوی کمیسیون پس از ابراز خرسندی از پیروزی اسرائیل در جنگهای با اعراب گفت: «پیشرفت و ترقی ما بهائیان این است که در هر اداره ایران و تمام وزارتخانهها یک جاسوس داریم و هفتهای یکبار، طرحهای تهیه شده، توسط دول به عرض شاهنشاه میرسید. گزارشهایی در زمینه آن طرحها به محافل روحانی بهائی میرسد. مثلاً در پیمان کار، کادر بهائیان ایران هر روز گزارش خود را در زمینه ارتش ایران و اینکه چگونه چتربازان را آموزش میدهند، به محفل روحانی بهائیان تسلیم میکنند». اسرائیل پس از اطمینان از نفوذ گسترده بهائیت در ارکان رژیم پهلوی و به منظور بهرهبرداری سیاسی، اطلاعاتی و اقتصادی بیشتر از آنها، در کشورهای جهان و بویژه ایران، بهائیت را به صورت آشکار به عنوان یک مذهب به رسمیت شناخت. در یکی از اسناد ساواک در این باره چنین آمده است: «اسرائیل مذهب بهائیها را به عنوان یک مذهب رسمی در سال 1974 به رسمیت شناخته است. دولت اسرائیل با اجرای برنامه تحبیب از افراد مزبور میکوشد از اقلیت فوق الذکر در سایر کشورهای جهان ـ بویژه ایران ـ بهرهبرداری سیاسی ـ اطلاعاتی و اقتصادی بکند.» نمایندگی ایران در تلآویو هر ازچندگاهی گزارشهای مربوط به بهائیان را به وزارت امور خارجه ارسال میکرد. در یکی از این گزارشها، مرتضی مرتضایی به چگونگی انتخابات و تعداد بهائیان جهان اشاره دارد:
«چهارمین کنوانسیون بینالمللی پیروان بهائیت روز شنبه، نهم اردیبهشت ماه [1357] در شهر حیفا گشایش خواهد یافت. به همین مناسبت جمعیتی بالغ بر هزار و یکصد نفر از نمایندگان منتخب از طرف 80 هزار محافل بهائی پراکنده در سراسر جهان به این شهر مسافرت کردهاند تا نسبت به انتخاب یک هیات مدیره 9 نفری که در طی 5 سال آینده امور اداری،... و مذهبی این فرقه را تعقیب خواهد [کرد] [اقدام کنند]... 2 نفر از بهائیان تبعه ایران (فتح اعظم و نخجوانی) حضور دارند که در حیفا به طور دائم مقیماند.» بنابراین اسرائیل با حمایت همه جانبه از فرقه ضاله بهائیت و نفوذ دادن آنها در پستهای کلیدی هیات حاکمه رژیم شاه ـ بویژه در دربار، دولت و ارتش ـ در جهت اغراض و اهداف خود و ضربه زدن به فرهنگ اسلام و مسلمین ـ بویژه به مردم ایران و فلسطین ـ به عنوان یک ابزار، نهایت بهرهبرداری را در جنبههای مختلف به عمل میآورد. در واقع میتوان گفت یکی از عوامل مؤثر در بسط و گسترش روابط ایران و اسرائیل، بهائیان بودند که نقش مهمی را در این زمینه ایفا کردند.