سینا تکاور
در هیاهوی پروژه خرداد داغ فتنهگران، انتشار یک یادداشت از سوی مصطفی تاجزاده دلیلی را فراهم آورد تا خاکستر از روی آتش رو به افول فتنه کنار رود و باز شاهد زبانه کشیدن این آتش در فضای جامعه باشیم؛ آتشی که هیزم نفاقش رو به اتمام است و به زودی خاموش خواهد شد.
شاید تنها هدف از نگارش این یادداشت از سوی مصطفی تاجزاده، رئیس ستاد عملیات روانی فتنه سال پیش، در سالگرد این فتنه زنده کردن خاطرات و امید واهی دادن به حامیانش در این روزها است تا همگان ماجرای سعید الصحاف سخنگوی دولت بعث عراق در جریان حمله امریکا به این کشور را به یاد بیاورند که به رغم رسیدن نیروهای امریکایی به بغداد، وی در مقابل دیدگان رسانهها به پشت بام محل استقرار خود رفته بود و برای روحیه دادن به نیروهای خود و پنهان کردن سقوط قریبالوقوع رژیم بعث به دروغ از آرامش حاکم بر بغداد سخن میگفت. داستان این یادداشت نیز به همین گونه است با این تفاوت که مردم با بصیرت خود در حال فتح شهرهای فتنهگون آنها هستند.
عذرخواهی تاجزاده از مخالفین نظام
شاید مهمترین نکتهای از این یادداشت پر طمطراق مصطفی تاجزاده که آمیخته به لغات ژورنالیستی و بیان کننده همان تفکرات قدیمی وی در مشارکت است و بسیار مورد توجه رسانههای بیگانه نیز قرار گرفت، عذرخواهی وی از رفتارهای تند خود و همفکرانش در ابتدای انقلاب است. تاجزاده در این نوشته ابراز تأسف میکند که چرا وی و همراهانش به دادگاههای انقلاب زمان انقلاب اعتراض نکرده و چرا نسبت به هجوم به مراجعی چون آیتالله شریعتمداری سکوت کرده بودند. وی همچنین از سحابی و بازرگان که از اعضای نهضت آزادی بودند نیز طلب حلالیت میکند و از همه سیاسیونی که خواهان فعالیت در آن دوره بودند و نتوانستند نیز عذر خواسته است. وی البته در ادامه یادداشت خود حملاتی را نیز متوجه دستاوردهای انقلاب کرده است.
امام(ره) مخالف رفتارهای تند بود
اما آن چیز که در این بین نمود بیشتری مییابد، مخالفت صریح امام با افراط و تفریط است. اگرچه تاجزاده در این یادداشت از افراطگریهای خود و همفکرانش در ابتدای انقلاب عذرخواهی کرده اما به هیچ عنوان اشاره نکرده است که امام(ره) همان زمان نیز با رفتارهای افراطگرانه این جماعت به شدت مخالف بود و بارها در مقابل آنها ایستادگی کرد. نمونه آن را میتوان در ماجرای انقلاب فرهنگی جستوجو کرد که همین مخالفان گشت ارشاد به دنبال دیوارکشی و تفکیک جنسیتی در دانشگاه بودند که این موضوع با موضعگیری صریح امام و دخالت حضرت آیتالله خامنهای ختم به خیر شد. آیا این عدم تبعیت از فرمان ولی فقیه زمان چیزی جز نفاق است که در چهره طالبانزده آن روزهای مدعیان لیبرالیسم امروزی نمود پیدا کرده بود؟
به راستی چه بر سر این افراطیون آمد که پس از امام خط میانه را باز گم کردند و به سمت تفریط حرکت کردند؛ تفریطی که نمود آن در روزگار حاکمیت اصلاحطلبان بر جامعه ایران مشهود است. در همین دوران بود که آنها از سوی دیگر بام به زمین افتادند و مردم دیندار شاهد حمله به مقدسات و زیر سؤال بردن اخلاق اسلامی از سوی همین به ظاهر روشنفکران بودند. آیا به راستی اگر امام زنده بود و این تفریط افراطیون سابق را میدید باردیگر اعلام خطر نمیکرد؟
تاجزاده در خدمت منافقین
اما یادداشت نفاقگونه تاجزاده در مرحله ابراز تأسف از محاکمه شریعتمداری به اوج میرسد. فردی که در همان روزهای ابتدایی انقلاب با اقدامی منافقانه و به خاطر گرفتن مقام رهبری، تبر به دست گرفت تا نهال نورسیده انقلاب را از ریشه قطع کند. شریعتمداری نقش بسیار بارزی در توطئه نافرجام ترور امام خمینی و کودتای نوژه داشت و به همین دلیل با خلع مرجعیت از سوی جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، سالهای واپسین عمر خود را در منزلش سپری کرد. پس بدون شک اعتراض به دادگاه محاکمه شریعتمداری قطعاً موافقت با طرح وی برای ترور امام خمینی است. حال سؤال اینگونه مطرح میشود که آقای تاجزاده ادعای خط امامی بودن شما را باور کنیم یا اعتراض شما به محاکمه فردی که قصد ترور امام را داشت؟ به راستی این تضاد نشأت گرفته از رفتار منافقانه شما نیست؟
از سوی دیگر عذرخواهی شما از وابستگان به نهضت آزادی(سحابی و بازرگان) که امام آنها را از منافقین بدتر خواند چه معنی دارد؟
و نهایتاً اینکه عذرخواهی شما از سیاسیون که خواهان فعالیت در ابتدای انقلاب بودند، آیا عذرخواهی از سازمان مجاهدین خلق و فدائیان خلق که گرایشات ضد اسلامی داشتند نیست؟ این گروهها همان گروههایی نبودند که با عناوین مختلف سیاسی قصد نفوذ در بدنه انقلاب را داشتند و امام با بصیرتی مثال زدنی ضمن برخورد با آنها، حسابشان را از حساب امت انقلابی جدا کرد؟ پس چگونه به خود اجازه میدهید که خود را وابسته به امام بدانید و برای منافع خود از ایشان دم بزنید؟ قطعاً اگر وجود پر برکت امام(ره) در دنیا بود و این رفتار منافقانه شما و همفکرانتان را میدید چه بسا اقدامی به مراتب محکمتر از آنچه که ایشان برای منافقین و نهضت آزادی در نظر گرفت، نصیبتان میشد.