تاریخ انتشار : ۰۴ شهريور ۱۳۸۹ - ۰۹:۴۴  ، 
شناسه خبر : ۱۵۰۲۹۵

ترجمه: سهیلا غلطانی
بازگشت به جاده‌های کابل برای «ویکتور ایوانف» دو دهه طول کشیده است.
او اولین بار سال 1987 به عنوان مأمور «کاگ‌ب» به افغانستان آمد و هنگامی آنجا را ترک کرد که افغانستان هنوز پایگاهی در دورترین مرز جنوبی اتحاد جماهیر شوروی بود. وقتی که چندی پیش دوباره به آنجا بازگشت، کابل تبدیل به پایگاه نظامی کشوری دیگر شده بود، پایگاهی که امپریالیست‌های واشنگتن با بی‌میلی آنجا را اداره می‌کنند و در صددند بزودی آنجا را ترک کنند.
اگرچه دلیل اصلی بازگشت ایوانف، نمایندة تام‌الاختیار روسیه در امور مبارزه با موادمخدر، کمک به آمریکا در مبارزه با تولید و قاچاق موادمخدر است، ولی هدف واقعی او در افغانستان کاملاً مشخص است: «بازگرداندن نفوذ از دست رفتة روسیه در افغانستان». زمانی‌که هواپیمای ایوانف که متعلق به نیروی هوایی روسیه است در حال فرود آمدن در فرودگاه کابل بود، او دستان خود را به علامت پیروزی بلند کرد و گفت: «روسیه دوباره بازگشته است.»
در پس رقابت جدید روسیه در افغانستان، ماجراهای بسیاری قرار دارد. هنوز هم خاطرات زیادی از ویرانی‌های به جا مانده از اشغال افغانستان توسط شوروی، در ذهن‌ها باقی مانده است.
ولی هم افغان ها و هم آمریکاییان دلایل مهمی برای استقبال از حضور مجدد روسیه در افغانستان دارند. هیچکس نمی‌تواند به تجارت موادمخدر در افغانستان ضربه کاری وارد کند، ولی مسکو به دلیل داشتن نیروهای زبده و پرشماری که در سراسر آسیای مرکزی و نیز گروه‌های عملیاتی که در مرزهای افغانستان و تاجیکستان دارد، وضعش با بقیه متفاوت است.
روسیه برای نفوذ ابتدایی در افغانستان، پیشنهاد مشارکت در بازسازی بخش‌های انرژی و معادن این کشور را داده است. اخیراً شرکت‌های روسی مشغول مذاکره برای اجرای طرح‌های بازسازی 142 تأسیسات ساخت روسیه در افغانستان هستند. روس‌ها 500 میلیون دلار برای بازسازی طرح‌های برق آبی در شهرهای «نغلو»، «سروبی» و «ماهی‌پر» و 500 میلیون دلار دیگر برای حفر چاه‌ها و سیستم آبیاری در سراسر کشور اختصاص داده‌اند.
شرکت بزرگ نفت و گاز «رز نفت»، مطالعاتی را در حوزه‌های گازی «جرداقک» و «شبرغان» انجام داده و قراردادهایی را منعقد کرده است که سالانه، 350 میلیون دلار سودآوری دارد. پیمانکاران حمل‌ونقل هوایی روسیه قبلاً هم برای ناتو و دولت افغانستان کار کرده‌اند، ولی تمامی این همکاری‌ها قیمت گزافی دارد: «افزایش نفوذ روسیه در افغانستان». مسکو در این باره هیچ تردید و ابایی ندارد. «آندری آواتیسیان» سفیر روسیه می‌گوید: «روسیه به چیزی کمتر از احیای سهم ژئوپولتیک خود در افغانستان رضایت نخواهد داد.»
اینکه افغانستان به عنوان آوردگاه جنگ سرد جدید در نظر گرفته شود، یک غافلگیری بزرگ برای افغانستان و در تاریخ آن بی‌سابقه است، چرا که این بار، آمریکا، روسیه را دعوت به بازگشت کرده است. برای نیل به اطمینان کافی، سال گذشته باراک اوباما و همتای روسی او دیمیتری مدودف، گروه‌هایی را برای تأمین امنیت طرفین در منطقه تعیین کردند. ایوانف و همتای آمریکایی‌اش «جیل‌کرلی‌کاوسک» تاکنون زمینه‌های زیادی را برای یافتن راه‌هایی که روسیه بتواند ناتو را در امر جلوگیری از تجارت موادمخدر طالبان یاری کند، بررسی کرده‌اند. روس‌ها دلیل خوبی برای کمک کردن دارند. بیش از 130 هزار تن هر سال در روسیه از اعتیاد به هروئین و عوارض جانبی آن جان خود را از دست می‌دهند و بیش از 120 هزار نفر به جرم قاچاق موادمخدر و جرائم مرتبط با آن زندانی می‌شوند. روسیه راه ارتباطی تجارت حدود 18 میلیارد دلار هروئین در سال است و همین امر، این کشور را به بزرگترین محل ترانزیت موادمخدر در دنیا تبدیل کرده است. ایوانف می‌گوید: «جنگیدن در مرزهای خودی بی‌فایده است ما باید مشکل را از ریشه برکنیم».
برخلاف سال 1979، معنی این حرف فرستادن ارتش روسیه به افغانستان نیست، بلکه مسکو در حال انجام اقداماتی برای بازگشت و حفظ قدرت خود است: به کارگیری سرویس‌های اطلاعاتی قوی برای مبارزه با قاچاق موادمخدر در آسیای مرکزی، یعنی جایی‌که سازمان جاسوسی اتحاد جماهیر شوروی سابق، هنوز هم سراپا چشم و گوش و شبکه‌های فوق‌العادة جاسوسی خود را در آنجا حفظ کرده است. روسیه همچنین همسایگان افغانستان را برای مشارکت بیشتر در فعالیت‌های مبارزه با موادمخدر، سخت تحت فشار قرار داده است. مسکو به همراهی پکن، سازمان همکاری شانگهای (SCO) را که یک اتحادیه امنیتی منطقه‌ای شامل کشورهای آسیای مرکزی است، رهبری می‌کند. تأمین امنیت مرزی با کمک مالی، تجهیزاتی و آموزشی روسیه، یکی از اولویت‌های مهم «SCO»است. «SCO» نمی‌تواند ریشه‌های قاچاق موادمخدر طالبان را در منطقه قطع کند و کابل هم مجبور است با موج گستردة فسادی که در وزارت کشور و پلیس افغانستان وجود دارد و بیش از طالبان در قاچاق موادمخدر دست دارند، مبارزه کند. با وجود این «کریس کمپر» سخنگوی ناتو می‌گوید: «حضور نیروهای امنیتی محلی و روسیه در جنگ موادمخدر تأثیر بسزایی دارد.»
روسیه هنوز هم در افغانستان به دنبال جاه‌طلبی‌های خود است و آن‌هم خیلی فراتر از جنگ با موادمخدر می‌رود. تربیت افراد برجسته و نخبه که طرفدار روسیه هستند و میلیاردها دلار ثروت حاصل از توسعه صنایع زیربنایی افغانستان را در اختیار دارند و نیز استفاده از ثروت ها و منابع زیرزمینی افغانستان از جملة این جاه‌طلبی‌هاست. سفیر روسیه در افغانستان می‌گوید: «این کارها زیاد هم طول نمی‌کشد ما مصمم هستیم همکاری‌های تجاری خود را با افغانستان از سر گیریم. روسیه بیش از هر کسی علاقه‌مند به بهره‌برداری از منابع و ذخایر گازی و معدنی افغانستان است.»
روسیه برای دستیابی به این ثروت ها «کریم خلیلی» معاون رئیس جمهوری افغانستان را انتخاب کرده و امیدوار است او بتواند به عنوان نمایندة اصلی روسیه در کابل، عمل کند. در ملاقاتی که ایوانف مارس گذشته با خلیلی داشت، پیشنهاد کرد که روسیه به ژاپن در بازگرداندن مجسمة بودا که در سال 1999 توسط طالبان تخریب شد و در استان «بامیان»، مقر اصلی قدرت خلیلی قرار داشت، کمک کند، صنعت گردشگری را در آنجا گسترش دهد و در بازسازی تونلی که شمال و جنوب افغانستان را به هم مرتبط می‌کند، همکاری داشته باشد.
روسیه همچنین متحدان زیادی در میان کمونیست‌های سابق افغانستان دارد که بسیاری از آنان در دهة 1980 در روسیه تحصیل و زندگی کرده‌اند. تعدادی از آنها که تقریباً 100 هزار نفر از تحصیل‌کردگان افغانستان هستند، پس از سقوط «محمدنجیب‌الله» در سال 1992 ـ که همچون عروسک خیمه‌شب بازی در دست روس ها بود ـ به گروه مجاهدین پیوستند و اکنون در دولت حامد کرزی از نفوذ و قدرت زیادی برخوردارند. به عنوان نمونه می‌توان از «عبدالرشید دوستم» افسر سابق ارتش نجیب‌الله نام برد که اکنون منطقه ازبک‌نشین شمال افغانستان را اداره می‌کند و مشاور رئیس ستاد مشترک ارتش افغانستان است.
کمونیست های دیگر که پس از سرنگونی نجیب‌الله از کشور فرار کردند، بعد از سقوط طالبان دوباره به افغانستان بازگشته‌اند. بسیاری از آنان به دلیل اینکه تحصیل کرده‌تر از مجاهدین هستند، مشاغل مهمی را در دولت بدست آورده‌اند.
یکی از دیپلمات های ارشد اروپا که قبلاً در کابل بود، می‌گوید: «اگر چه در ابتدا کمونیست ها از اقبال چندانی برخودار نبودند، ولی توانستند به سرعت جایگاه جدیدی در دولت کرزی برای خود دست و پا کنند.» این دیپلمات می‌گوید: «خدا را شکر، هنوز هم در افغانستان افراد تحصیل‌کرده و مجرب داریم، حتی اگر آنان تربیت شده و تحصیل‌کردة روسیه باشند.» اگرچه در افغانستان این روزها یافتن افراد دانشمند دشوار است، ولی به گفته یکی از افسران ارشد پلیس افغانستان و رهبر سابق کمونیست های ارتش، اکنون بین 50 تا 70 درصد تمامی پست‌های مهم در وزارتخانه‌های کشور و دفاع در اختیار کمونیست‌های سابق است. روسیه با کمک به برنامه‌های فرهنگی در کابل یا بازگرداندن حدود 100 هزار تن از تبعیدی‌های افغانستان که در روسیه زندگی می‌کنند و می‌توانند به لابی آنها کمک کنند، درصدد دستیابی به نفوذ این افراد است.
روس ها علاقه‌مندند تا در کابل از چنین حلقه‌های ارتباطی استفاده کنند. یک دیپلمات روسی از دیدن خارجیانی که هر یک می‌خواهند تکه‌ای از افغانستان را برای خود بردارند، درحالیکه می‌توان تمامی افغانستان را برای روس ها برداشت! شاکی است. برای ایجاد تغییرات کامل، 19 تن از تجار روسی در اوایل ماه می به پایتخت افغانستان آمدند تا دربارة موضوعات انرژی، بازسازی کشور، سیستم حمل و نقل و تأسیسات لجستیک مذاکره کنند.
روس ها می‌گویند هدفشان از آمدن به افغانستان بسیار ساده است. آنان می‌خواهند یک افغانستان ثروتمند بسازند. آواتیسیان می‌گوید: «روسیه نیامده است که فقط بجنگد. دانشمندان روسیه نقشه‌هایی را برای ذخایر افغانستان ترسیم کرده‌اند.» ایوانف در سفر اخیرش طی ملاقاتی که با کرزی داشت دربارة بهره‌برداری از ذخایر گازی، مس و آلومینیوم مذاکره کرد.
او همچنین به خلیلی اطمینان داد که روسیه آماده است برای برقراری روابط مطلوب به توافق برسد. روس ها احتمالاً با چینی‌هایی که قبل از آنان به افغانستان آمده‌اند، رقابت و درگیری سختی خواهند داشت. دو سال پیش یک گروه وابسته به صنایع فلزکاری چین، یکی از بزرگترین معادن مس جهان را در «لوگر» در شمال کابل خریداری کرد و متعهد شد که 3 میلیارد دلار در این پروژه سرمایه‌گذاری کند. گفته می‌شود که روسیه هم چشمش به معدن آهن «حاجی گمک» است که با قیمت حدود 8/1 میلیارد دلار در معرض فروش گذاشته شده است.
روس ها می‌گویند ممکن است جولای امسال در یک گردهمایی متشکل از روس ها و افغان ها در کابل، این معدن را معامله کنند.
تا اینجا به نظر می‌رسد چنین حرکت‌هایی بیشتر موجب آرامش واشنگتن باشد تا نگرانی. دولت اوباما خود را در مخاطره بزرگی انداخته و تمامی چشم‌ها به بیستم جولای دوخته شده است؛ تاریخی که دولت آمریکا قول داده است از افغانستان عقب‌نشینی کند. برای چنین رخدادی، همسایگان افغانستان باید برای بسامان کردن وضع مواد مخدر و مشکلات زیربنایی آنجا، مسئولیت بیشتری را به عهده بگیرند.
اگر این به معنای نزدیک‌تر شدن افغانستان به مدار روسیه باشد، پس دست کم اکنون وقت آن است که واشنگتن قیمتی را بابت آن بپردازد. «آنتونی کوردسمن» تحلیل‌گر مرکز بین‌المللی مطالعات استراتژیک می‌گوید: «ایالات متحده نگران بازگشت روسیه نیست. اگر از تاریخ سرمشق بگیریم، درمی‌یابیم که داشتن افغانستانی در قلمرو نفوذ روسیه، زیاد ایده‌آل نیست، ولی به مراتب بهتر از داشتن افغانستانی است که تنها بماند و موجب گسترش خشونت و ویرانگری در منطقه و جهان باشد.»