تاریخ انتشار : ۰۴ شهريور ۱۳۸۹ - ۱۰:۳۷  ، 
شناسه خبر : ۱۵۰۴۰۷

حمید حسین‌زاده
شهید بهشتی از اندیشوران آزادیخواه مسلمان است که در جهت تکوین و رشد اندیشه آزادیخواهی معاصر گام های استوار و بلندی برداشته است.او علی رغم مسئولیت های سنگین اجرایی که پس از انقلاب بر عهده داشته است نقش ارشاد و هدایت نیرو های انقلابی و پاسخ به شبهات و ابهامات و انتقادات گروه ها و اقشار مختلف جامعه را بر عهده داشته است.او طی سخنرانی های مکرری که در گوشه و کنار ایران داشته به روشن کردن ابهامات و تبیین سیاست های نظام پرداخته است.شهید بهشتی در باره آزادی سیاسی ،آزادی بیان و گونه های مختلف آزادی سخنان گسترده ای ایراد کرده است.در خلال همه آنها کوشیده موضع خود را به عنوان یکی از مسئولان بلند پایه نظام جمهوری اسلامی روشن کند.شهید بهشتی از آنجا که خود شخصیتی تشکیلاتی و دبیر کل یک حزب برجسته و تاثیر گذار در معادلات سیاسی کشور بود به خوبی به بحث آزادی سیاسی و آزادی احزاب پرداخته است.او یکی از ویژگی های اصلی انقلاب را این گونه تشریح می کند:
«این انقلاب قبل از اسلامی بودن و مکتبی بودن، ویژگی دیگری داشته است که بیش از همه در دنیا مورد توجه واقع شده و آن این است: انقلابی است که با پیروزی اش، آزادی های اجتماعی را در جامعه به حدی توانسته تامین و تحمیل بکند که رژیم هایی که سال ها از زمان استقرارشان می گذرد، هنوز نتوانسته اند به ملت هایشان چنین آزادی ای بدهند. بزرگ ترین ویژگی چشمگیر جهانی این انقلاب، آزادی است.»( بهشتی محمد حسینی. نقش آزادی در تربیت کودکان نشر بقعه تهران 1380 ص11)"طرد استبداد و استعمار و نیل به آزادی ، رسیدن به اصالتی است که اسلام برای انسان قائل است. اسلام دینی است که باید با آزادی تمام آن را پذیرفت و آموزه های دینی هم بر این ادعا صحه می گذارند. آزادی ، گوهر آدمی است و بدون آزادی و اختیار نمی توان انسان را مکلف ساخت. ارزش بنیادین آزادی وقتی احساس می شود که انسان توان فرمانبرداری و نافرمانی را توامان داشته باشد. به گفته بهشتی یکی از بزرگ ترین امتیازهای انسان این است که می تواند معصیت کند. آدم تواناست در برابر خداوندگارش نافرمانی کند. بله، این بزرگ ترین امتیاز انسان است که می تواند نافرمان باشد، تا فرمانبرداریش ارزشی دیگر پیدا کند. فرمانبرداری اجباری ، یعنی اگر کسی را مجبور کردند که از راه خاصی برود، چندان ارزشی ندارد. آن چیزی که ارزش دارد، فرمان بری همراه با انتخاب است".( امیررضا ستوده و حمیدرضا سید ناصری (گردآورنده)، رابطه دین و آزادی ، تهران: ذکر، چاپ اول، 1378ص87)او آزادی انتخاب را شرط تداوم انقلاب می داند و می گوید: "به طلاب و فضلای حوزه پیشنهاد دارم که به مردم ایران فرصت را بدهید تا آگاهانه و آزادانه خود را بر مبنای معیارهای اسلامی بسازند و این خودسازی را بر مردم ما تحمیل نکنید. به مردم ما کمک کنید، آگاهی بدهید، ولی بر مردم هیچ چیز را تحمیل نکنید.انسان بالفطره خواهان آزادی است. می خواهد خودسازی داشته باشد، اما خودش، خودش را بسازد. بر خلاف دستور قرآن، مبادا مسلمان بودن و مسلمان زیستن را بخواهید بر مردم تحمیل کنید، که اگر تحمیل کردید آنها علیه این تحمیل، طغیان خواهند کرد. بگذارید مردم،
همان طور که با آزادی به راه اسلام آمدند و رهبری اسلام را پذیرفتند، در تداوم انقلاب هم، آزادانه راه اسلام را انتخاب کنند.(بخشی از سخنرانی دکتر بهشتی در مسجد اعظم قم، ص5روزنامه اطلاعات،15اسفند57 و ص6 کیهان همان روز)"روحانیون در برخورد با مسائل و افکار گوناگون اجتماعی و صاحبان اندیشه ها دو گونه برخورد باید داشته باشند جاذبه و دافعه. این جاذبه و دافعه دقیقا باید به جای خودش به کار رود. کسانی که فقط دفع می کنند اینها خیلی کج سلیقه هستند و همان طور کسانی که همه را جذب می کنند آنها کسانی هستند که التقاطی فکر می کنند اسلام خود مکتبی است که دارای هر دو بعد جاذبه و دافعه می باشد انذار دارد تبشیر هم دارد. به طور کلی آزادی انسانها در رشد خود انسان و در بارور شدن حرکت کمال یاب هر انسانی تاثیر اساسی دارد".(لک زایی شریف.سازوکارهای آزادی سیاسی در اندیشه آیت الله یهشتی.نشریه علوم سیاسی شماره13)شهید بهشتی معتقد است مردمی که انقلاب کردند و در خیابان ها شعار آزادی سر دادند به دنبال بی بند و باری در جامعه نبودند.وی در یکی از سخنرانی های خود می گوید:"هیج مرد و زن مسلمان متعهد خواستار آن نبود که زن و مرد در جامعه آزاد باشد و هیچ قید و بندی نداشته باشد،هرگز نمی خواست که محیط اجتماعی ما به زن و مرد آن آزادی را بدهد، هر جور که دلش خواست لباس بپوشد،هر جور دلش خواست زندگی کند و هر جور دلش خواست معاشرت کند.انقلابیون مسلمان با ایمان ما یک چنین آزادی دنبالش نبودند."آزادی از منظر بهشتی رهایی از هواهای نفسانی است.او معتقد بود که انقلاب اسلامی به دنبال آزادی انسانها از تمنیات نفسانی است."آزادی از دیدگاه اسلام عزیز ما در درجه اول آزاد شدن از بندگی هوا است.آزادی یعنی انسان در برابر حاکمیت هوی و هوس ها و تمایلات درونی گوناگونش بر انتخاب و رفتارش آزاد بماند و آزادیش را حفظ کند."او اعطای این نوع آزادی را به همه آحاد و قشر های جامعه وظیفه حکومت اسلامی می داند."این همان آزادی است که حکومت اسلامی باید به مردم بدهد و تا ما در خط تسلط
بر هوا ها حرکت می کنیم به این آزادی نمی رسیم".کوشش اسلام این است که انسان آزاد تربیت کند که انسان آزاد تربیت کند،آزاد از همه چیز،آزاد از بند هوی و هوس،آزاد از تسط خشم، آزاد از گرایش به جاه طلبی و قدرت و ثروت،آزاد از تسلط دیگران،آزاد آزاد،تا راه خویش را همواره آزادانه انتخاب کند".( بهشتی حسینی محمد. نقش آزادی در تربیت کودکان نشر بقعه تهران 1380 ص20)