بیل پاول
مترجم: دکتر محمدحسن گنجی
آیا تلاش در راه دستیابی به یک هدف مشترک با متحدین شعفانگیز نیست؟ کیست که نخواهد در شعف وزیر خارجه اتحادیه اروپا (خاویر سولانا) و صدراعظم آلمان (آنجلا مرکل) و حتی رئیسجمهوری آمریکا (جرج دبلبو بوش) که شانه به شانه تلاش میکنند راهی پیدا میکنند برای اینکه آمریکا و متحدین اروپایی آن بتوانند ایران را به ترک آرمانهای تسلیحاتی وادار کنند مشارکت داشته باشد؟
البته مذاکرات به جایی نرسید، بخاطر این که تهران از روز اول اعلام کرده که برنامهای برای ایجاد سلاح هستهای ندارد و با این اظهار اساس مذاکره را بیهوده دانسته است. ولی بهر حال آمریکا بخاطر اقدامات دستجمعی که این روزها در کاخ سفید رواج دارد مورد تحسین واقع شده است.
تنها مسئله (با اظهار مؤدبانه) این است که همه اینها حرف است و اهمیتی ندارد و در روز آغاز بحران ایران چنین مقدر بوده که پاسخ سیاسی نهائی به آن کشور در یک نقطه دور از مغرب زمین تنظیم شود، چون شانس این که جهان بتواند آنچنان محدودیتهای شدید بر ایران تحمیل کند که هشداری برای هیئت حاکمه آن باشد، بستگی به تصمیمی خواهد داشت که «هوجین تااو»، رئیسجمهوری چین و زعمای حزب کمونیست چین اتخاذ نمایند.
حالا که بحران توسعهیافته و کار به وضع امروز کشیده شده است باید به سه نکته توجه داشت:
1. چین یکی از اعضای ثابت شورای امنیت سازمان ملل است و حتی اگر واشنگتن بتواند روسیه را مجاب کند که در ابلاغ و اجرای محدودیت علیه ایران در شورای امنیت، رای مخالف ندهد، باز هم واشنگتون نیاز دارد که چین را همراه داشته باشد.
2. پکن همواره مقادیر معتنابه و روزافزوئی نفت و گاز وارد میکند که بخش اعظم آن به هر حال از خلیجفارس تامین میشود.
3. حتی اگر ایران بمب اتمی بدست آورد، چین در معرض تهدید مستقیم آن قرار نخواهد داشت.
حالا شما خود را جای رئیسجمهوری چین فرض کنید. وقتی دو متحد شما یعنی اروپای غربی و آمریکا از شما مصراً بخواهند که علیه تحمیل محدودیتها بر ایران رای ندهید و این تحمیل به هر حال نفت و گاز را هم دربر خواهد داشت، شما چه خواهید کرد؟
واقع امر این است که کمتر کشورهای بزرگ جهان مانند چین، یک سیاست واقع بینانه و دشوار را دنبال میکنند. اقدامات خارجی چین رابطه تنگاتنگی با سیاستهای داخلی آن دارد و یک اصل که در هر دوی این سیاستها رعایت میشود، موضوع آرامش است. چین در صدد رشد اقتصادی مداوم است، زیرا که اعتلای سطح زندگی مردم آن، تنها مبنای مشروعیت حزب به شمار میآید. پس برای«هو» رئیسجمهوری چین، مساله این است که اگر در این میان، تحمیل محدودیت علیه ایران را و تو نکند، چه چیزی عاید او خواهد شد که حالا در اختیار ندارد؟
در مورد کره شمالی، اگر قرار باشد که چین با تحمیل محدودیتها بر ایران مخالفت نکند، به گفته یک سیاستمدار غربی مقیم پکن، روی طرد مطلق طرح آمریکا دایر بر احاله پرونده کره شمالی و سلاحهای هستهای آن به شورای امنیت اصرار خواهد ورزید. چین مایل نیست که کره شمالی را بیشتر تحت فشار قرار دهد چون نمیخواهد که پناهندگان بیشتری از آن کشور با عبور از دریا به خاک چین وارد شوند. از این گذشته رئیس جمهوری چین بر این عقیده است که آرامش در کشورش تنها با تقویت روزافزون نیروی نظامی آن تضمین میشود و آنچه باعث خشم او شده این بود که سال گذشته واشنگتن اتحادیه اروپا را سخت تحت فشار قرار ذاذه که فروش اسلحه به پکن را محدود سازد و چین اکنون مایل است که آن محدودیت از میان برداشته شود.
چین برای رشد اقتصادی خود نیاز به نفت دارد و میخواهد که نفت مورد نیاز خود را بدون فکر این که آمریکا (بزرگترین مصرفکننده نفت در جهان) موانعی در راه تحصیل آن ایجاد میکند، بدست آورد و این شامل عربستان متحد قدیمی آمریکا و حتی خود آمریکا هم میشود، چنان که سال گذشته یک جنجال سیاسی CNOOC چین را در خرید Unocal به تاخیر انداخت.
خلاصه این که پکن منافع سرشاری در قبال سکوت در تحمیل محدودیتهای مطالب خواهد بود و در چنین شرایطی باید دید که هو (رئیسجمهوری چین) دست به چه اقدامی خواهد زد. نظر متعارف این است که چین هرگز تحمیل محدودیتهای اقتصادی علیه ایران را تایید نخواهد کرد، به خاطر این که به نفت و گاز ایران نیاز مبرم دارد. چین با وجود کشتارهای دارفور برای تین که به نفت سودان نیاز داشت، مانع از اجرای تحمیل محدودیت اقتصادی علیه سودان شد. اما در مورد خلیجفارس افراد واقع بین تلاش دارند تا از بروز یک مخاصمه نظامی جلوگیری به عمل آورند که چنین واقعهای برای چین با اشتهای روزافزون آن به نفت از تمام منطقه (نه فقط ایران) یک تصور وحشتناک خواهد بود. بنابر عقیده یک مقام سیاسی ارشد مغرب، چین این امر را به خوبی درک میکند که چه اقدامی به غیر از تحمیل شدید محدودیتها ممکن است به یک راه حل نظامی. احتمالاً وسیله اسرائیل. با احتمال بیشتر و نه کمتر منجر شود.
اگر آمریکا شانسی داشته باشد که اسرائیل را از در دست گرفتن موضوع باز دارد، آن موقعی خواهد بود که جهان در یک جبهه متحد محدودیتهای موثر و معنیدار را تحمیل کند. همان مقام رسمی میگوید: «چین با اقدامی صحیح نفع زیادی خواهد برد و تعجبی نکنید اگر همان طور عمل کند».