تاریخ انتشار : ۲۰ آبان ۱۳۸۹ - ۰۸:۱۹  ، 
شناسه خبر : ۱۵۰۶۸۶

رضا جلالی
هرچند هشدار احمد جنتی دبیر شورای نگهبان مبنی بر نگرانی از تکرار معاهده ترکمانچای با هشدارهای هاشمی رفسنجانی خطیب نماز جمعه تهران در هفته گذشته که تاکید می‌کرد «اگر ما امروز از حقمان در این زمینه بگذریم، در تاریخ چیزی مثل قضیه کاپیتولاسیون و قرارداد ترکمانچای برایمان ثبت خواهد شد و قطعاً هیچ‌کس مسئولان نظام را در این مقطع نخواهد بخشید» متفاوت بود اما باید یادآوری کرد که با توسعه‌طلبی دولت‌های اروپایی در عهد صفویه در ایران و دولت عثمانی زمینه‌های قرارداد ترکمانچای فراهم شد. حال باید دید که مگر قرارداد ترکمانچای چه بود؟
هر چند اقتدار دولت ایران، اجاره کسب نفوذ و تثبیت موقعیت دولت‌های اروپایی را نمی‌داد و تنها در زمان فتحعلی‌شاه قاجار اشغال طولانی بخش‌های مهمی از ایران در جنگ با روس‌ها زمینه تحکیم نفوذ دولت‌های قدرتمند اروپایی به ویژه روسیه‌تزاری و انگلیس را فراهم کرد بطوری که درکنار آمریکا سه قدرت بزرگ نقش عمده‌ای در تحولات سیاسی ایران به ویژه در روابط خارجی دوران قاجاریه و پهلوی بازی کردند.
برای اینکه از میزان تاثیرگذاری قدرت‌های صاحب نفوذ در کشور ایران درک درستی داشته باشیم بایستی به شرح توسعه‌طلبی آنان در منطقه مهم و استراتژیک ایران بپردازیم. تجاوزات روسیه در آسیای مرکزی تشابه زیادی به تاریخ استعمارگرانه قدرت‌های اروپای‌ غربی در آفریقا داشت در همه این موارد تجارت قبل از پرچم و تجار قبل از سربازان می‌آمدند. صحراها همان نقشی را برای روس‌ها داشتند که دریاها برای اروپائیان. در جدا کردن مرکز امپراطوری از متسعمرات، دوری و آب و هوای ناآشنای آسیای مرکزی بیشتری جایی برای استثمار بود تا برای آباد کردن، پیشرفت در آسیای مرکزی روس‌ها را به حوزه نفوذ و منافع انگلیس نزدیک کرد.
اشغال مرو در سال 1844 توسط روس‌ها که از آن راهی به هرات و بعداً به هند باز می‌شد منجر به عکس‌العمل شدید انگلیسی‌‌ها گردید و به دنبال آن دوره‌ای از برخورد و تعارض میان روسیه و انگلیس به وجود آمد. انگلیسی‌ها سعی می‌کردند که مرز شمالی افغانستان را به عنوان حد جنوبی حوزه نفوذ روسیه تعیین کنند و افغانستان را به عنوان منطقه حایل حوزه نفوذ روسیه و انگلیس از هم جدا کنند.
در ایران حضور و نفوذ روس‌ها به تدریج گسترش می‌یافت. قرارداد ننگین ترکمانچای و گلستان در پس جنگ‌های اول و دوم ایران و روس در زمان پادشاهی فتحعلی شاه قاجار به ذلت و به ضرر مطلق ایران منعقد شد. پیمان ترکمانچای در سال 1828، ایالات ایروان و نخجوان را برای همیشه به روسیه ملحق کرد و غرامت هنگفتی نیز بر ایران تحمیل نمود و دولت ایران را مجبور کرد که امتیازات تجاری حقوقی فرامرزی به شهروندان روسی اعطا نماید و این در حقیقت آغاز نفوذ سیاسی و اقتصادی روسیه در ایران به ویژه در اراضی شمالی ایران بود. روس‌ها علاقه داشتند که به طرف خلیج‌فارس حوزه نفوذ خود را گسترش دهند ولی خلیج‌فارس در آن زمان هنوز فاصله زیادی از مرکز و کنترل روسیه داشت بنابراین پیشرفت مستمر روس‌ها در این جهت ادامه داشت. بخش شمالی ایران تقریباً به طور کامل در کنترل روس‌ها بود و دریای خزر یک دریاچه روسی تلقی می‌گردید.
انقلاب اسلامی ایران به بیش از یکصد سال نفوذ و سلطه قدرت‌های خارجی پایان داد و هرگز اجازه تعدی به بیگانه‌ای در عرصه سیاست خارجی نداد و مقتدرانه و در مقابل قدرت‌های استثمارگر تا پای جان ایستادگی کرد. اکنون پر واضح است که ملت ایران هیچگاه نمی‌پذیرد که از حق مسلم خویش مبنی بر دستیابی به انرژی هسته‌ای با رویکرد صلح‌آمیز بگذرد و آنچه مورد تایید می‌باشد این است که تصمیم گیرندگان حکومتی سیاست خارجی ایران به روشنی باید نظام سلطه و نفوذ قدرت‌های خارجی را مشخص نمایند تا توانایی مقابله با شیوه‌های نامطلوب غرب را در گذرگاه برخورد پیچیده با پرونده هسته‌ای ایران داشته باشند. مجمع‌الجزایر تصمیم‌سازی حکومتی بدون مشورت با نخبگان و کارشناسان قادر به تصمیم‌گیری و عمل نیستند بلکه بایستی با درایت و روشن‌بینی و مشورت با اهل فن بدون هیچگونه توهمی دست خود را به طرف نخبگان غیر حکومتی دراز کنند تا از شیوه‌های تعاملات پیچیده در برون رفت از بن‌بست سیاسی‌ترین پرونده در تاریخ ایران اطلاعات جامع‌تری کسب نمایند.
باید دقت داشته باشیم که مبادا تصمیم‌گیری‌ها و برنامه‌ریزی‌های کلان نظام صرفا به مصلحت و تحت تاثیر و نفوذ صاحبان قدرت قرار گرفته و آنرا خدشه‌دار نماید و ملت ایران هرگز نقش کوتوله‌های سیاسی زمان قاجار در قراردادهای ننگین ترکمانچای و گلستان و انفکاک جغرفیایی کشور که به موجب آن معاهدات ننگین، 17 ایالات سبز شمالی برای همیشه از ایران جدا شد و هرگز آن وصله‌های رنگارنگ به پیکر تنومند سرزمین‌مان پیوند نخورد و متصل نگردید، فراموش نمی‌کند. در پایان پیشنهاد ما همچنان اصرار بر مذاکره و رعایت قواعد بازی در عرصه دیپلماسی است که با موضع عزت و اقتدار، حق ملت بزرگ ایران تضییع نگردد.