تاریخ انتشار : ۲۵ شهريور ۱۳۸۹ - ۰۸:۱۹  ، 
شناسه خبر : ۱۵۰۷۳۳

دکتر کابک خبیری/ عضو مرکز تحقیقات استراتژیک
مهمترین کارویژه دولت، تأمین امنیت شهروندان در ابعاد اقتصادی، اجتماعی و نظامی و ... بوده و دولت موظف است که تهدیدها را از جامعه دور کند، اما سیاستهای اخیر باعث شده که ما متحدان اروپایی و حتی روس‌ها و چینی‌ها را از دست بدهیم و لایه‌های امنیتی کشورمان در بیرون مرزها از بین رفته و به درون ایران منتقل شده است. بر خلاف دیدگاه غالب کارشناسان که از مدتها پیش اتفاق نظر داشتند که پرونده ایران به شورای امنیت خواهد رفت، کسانی که در تیم اجرایی پرونده بودند، چنین اجماعی نداشتند و متأسفانه مباحثی را مطرح می‌کردند که پایه و اساس چندان کارشناسی نداشت. این تیم به بحث اجماع و رأگیری بسیار پرداخت در حالی که اساساً این موضوع ویژگی خاصی نداشت، چرا که هدف آمریکایی‌ها این بود که پرونده را از اختیار آژانس بین‌المللی انرژی اتمی به عنوان یک نهاد حقوقی خارج کند و آن را به نهادی امنیتی و سیاسی (شورای امنیت) بسپارد که اعضای آن از قدرتهای جهانی شمرده می‌شوند و اتفاقاً این روزها خود آمریکایی‌ها ریاست دوره‌ای این شورا را بر عهده دارند و به این واسطه تلاش خواهند کرد که ایران را تحت فشار بیشتری قرار دهند. پرونده هسته‌ای، تروریسم، حقوق بشر و ... از جمله مباحثی هستند که آمریکایی‌ها می‌خواهند به واسطه آن فشارها را به کشورمان بیشتر نموده و ایران را وادار به تغییر رفتار کنند و این نیز تنها مختص کشور ما نیست.
حتی جورج‌بوش نیز در سخنرانی سالانه خود گفت: که طرح‌هایی برای کل جهان و خاورمیانه دارد و چین و روسیه را دو قدرت بزرگ دانست که باید مهار شوند. در حال حاضر ایران به گونه‌ای خاص به موضوعی تبدیل شده که آمریکا توانسته بر روی آن اجماع جهانی ایجاد کند که البته سوریه نیز کنار ایران قرار می‌گیرد و در این میان مسأله هسته‌ای ابزار مناسبی است که می‌خواهند به وسیله آن ایران را به تغییر رفتار اساسی وادار کنند. رأی مثبت روسیه و چین به قطعنامه گزارش پرونده هسته‌ای ایران به شورای امنیت، موجب شده است که ابزارهایی مانند چانه‌زنی‌های دیپلماتیک و اعطای کمک‌های اقتصادی از جمله پرداخت مبلغ 20 میلیارد دلار که روس‌ها بر عکس لفاظی‌های بسیار در آخرین لحظات در موضوع حمله به عراق همراهی و یا حداقل سکوت کنند و حالا هم هرچند که هنوز چیزی قطعی نشده اما گفته می‌شود که شش میلیارد دلار از طرف آمریکایی‌ها به حساب روس‌ها واریز شده و برای روسیه در شورای حکام به نفع خواسته‌های آمریکا و به زیان ایران اعلام شده است، البته این پرداخت نیز دارای سند قطعی نیست.
رأی هیأت چینی‌ها به قطعنامه محکومیت ایران که بر خلاف اظهارات هر دوطرف (چین و ایران) صورت گرفت، ما باید می‌دانستیم چینی‌ها دارای ارتباطات بسیار قدرتمندی با ایالات متحده هستند و به راحتی حاضر نیستند که مازاد 260 میلیارد دلاری و سود خالص بالا در این رابطه را از دست بدهند و عظیم‌ترین طرح‌های پیشنهادی و اقتصادی ایران نیز نمی‌تواند، این سود را برای آنها ایجاد کند. البته چینی‌ها نگران امنیت انرژی خود هستند و این نگرانی در میان کشورهای شرق آسیا مشترک است که ظاهراً سفر پادشاه عربستان به چین در همین جهت بود تا وعده‌های بسیاری دهند و تأمین انرژی شرق آسیا را تضمین کنند و البته رأی چین در آژانس عضو شود و خیال آمریکا و متحدانش راحت شود. در حال حاضر ایران در مرحله گزارش پرونده به شورای امنیت به سر می‌بریم و کلید ارجاع نیز خورده اما همه چیز تمام نشده و برای وارد نشدن به مرحله ارجاع به یک مدیریت و تدبیر عقلانی نیاز داریم.
ما نباید انتظار داشته باشیم که به سرعت به نتیجه برسیم. همانگونه که به صورت تدریجی پرونده ما در مرحله گزارش قرار گرفت، خارج شدن آن نیز سخت و تدریجی خواهد بود هر چند که به گزارش البرادعی نیز نمی‌توانیم زیاد امیدوار باشیم و از سوی دیگر نحوه برخورد خودمان با پرونده نیز در طول هفته‌های اخیر بسیار احساسی بوده و بر اساس منافع ملی نبوده است. معتقدم که تنها راه پیش روی ما فقط و فقط دیپلماسی بر اساس تعامل و تدبیر و در نظر داشتن سه اصل عزت، حکمت و مصلحت است. ما در حال حاضر توان امتیازگیری را نداریم و فقط می‌توانیم پرونده را تدبیر و مدیریت کنیم. در حقیقت ابزارهای امتیازگیری را در طول ماهها و هفته‌های اخیر از دست داده‌ایم. با دیپلماسی مشخص و تدبیر فراوان باید پروژه را مدیریت کنیم و باور داشته باشیم که کشورهایی مانند سوریه، کوبا، ونزوئلا که رأی منفی به قطعنامه دادند تأثیرگذار نیستند. حتی کشورهایی که آرای ممتنع دادند نیز رأی آنها بینابینی بود و این یعنی به نفع اکثریت. بنابراین چه بخواهیم و چه نخواهیم واقعیت این است که آمریکا ائتلاف مورد نظر خود را شکل داده و با لحنی مداخله‌گرایانه می‌گوید که 90 کشور را بر علیه ما متحد ساخته و فضای بدی را ایجاد کرده است. هر چه به زمان باقی‌مانده تا اجلاس 6 مارس شورای حکام و گزارش محمد البرادعی درباره ایران، نزدیک می‌شویم ما باید این احتمال را بدهیم که گزارش آخر البرادعی می‌تواند کلید ارجاع ایران به شورای امنیت باشد در این صورت تدابیری اتخاذ خواهد شد که عنصر زور در آن دخیل خواهد بود. بنابراین ما باید در فرصت باقی‌مانده با قدرتهای اصلی مانند شخص البرادعی و تروئیکای اروپایی و نه هند و ... وارد رایزنی شویم.
بنابراین باید تلاش کنیم که آن فضا دوباره ایجاد شود. هر چند که در گذشته نیز ما شاهد اختلافاتی با اروپا بودیم، اما احیاء روابط با اتحادیه اروپا که توانایی تحمیل امتیازات به آمریکا را دارد باید در اولویت دیپلماسی ما قرار گیرد. طرح پیشنهادی روسیه در خصوص غنی‌سازی اورانیوم ایران در خاک این کشور را طرحی کاملاً یک‌طرفه و یک‌سویه است و تاکنون با این طرح نه‌چندان شفاف بازی بسیاری شده اما این طرح قطعاً هیچ امتیاز ویژه‌ای برای ما نداشته و به معنای پایان غنی‌سازی برای ایران است و فقط یک‌راه تخفیف بحران محسوب می‌شود. روسیه در راه تأمین منافع ملی خود و هم‌پیمانان اروپایی و آمریکایی قدم برمی‌دارد و بدین‌وسیله حضور خود در ائتلاف قدرتها را تضمین می‌کند. در حقیقت چه ایران طرح روس‌ها را بپذیرد و چه نپذیرد، این روسیه و نه ایران است که منافع اقتصادی سرشاری نصیبش می‌شود، اما حالا دیگر این طرح راهی برای تخفیف بحران محسوب می‌شود. از روند کنونی پرونده هسته‌ای ایران مرا نگران کرده چرا که آمریکایی‌ها جنگ روانی خاصی را بر علیه ما راه انداخته‌اند تا زمینه را برای تفکر بروز حمله نظامی به ایران فراهم کنند و نوع گفتار و رفتار آنها حاکی است که خود را آماده چنین امری می‌نمایند که یقیناً اسرائیل نیز در ایجاد این جنگ روانی نقش فراوانی ایفا می‌کند. متأسفانه به نظر می‌رسد ما نیز گاهی خودمان به آنها کمک می‌کنیم و حتی برخی اوقات سناریو را دست دشمن می‌دهیم. در حالی که باید فضا را به سمت تنش‌زدایی برده و آرامش را ایجاد کنیم.