تاریخ انتشار : ۲۱ مرداد ۱۳۸۹ - ۰۹:۱۳  ، 
شناسه خبر : ۱۵۰۷۹۰
ترجمه: عباس سیدمیرجمکرانی اشاره: صادق المهدی متولد 1935 در شهر «ام» واقع در نزدیکی خارطوم است. وی ضمن فراگیری علوم اسلامی در سال 1957 فوق لیسانس خود را در رشته علوم اقتصادی از دانشگاه خارطوم گرفت. صادق المهدی از سال 1958 وارد فعالیت سیاسی و در سال 1966 به عنوان نماینده مجلس وارد پارلمان شد. وی در همان سال با به عهده گرفتن رهبری حزب امت به سمت نخست وزیری سودان برگزیده شد و تا سال 1967 در همین سمت ماند. به دنبال سرنگونی حکومت جعفر نمیری در سال 1985 صادق المهدی یکسال بعد به عنوان نخست وزیر جدید سودان قدرت را در دست گرفت. اما در سال 1989 وی با روی کارآمدن عمرالبشیر، از قدرت کنار رفت. سرانجام مذاکرات دولت خارطوم با صادق المهدی به امضای تفاهمنامه و آشتی ملی در سال 1999 منجر شد و رهبر حزب امت سودان فعالیت های سیاسی خود را بار دیگر در خارطوم از سر گرفت. مطلب حاضر به قلم صادق المهدی است. سرویس خارجی کیهان

مقدمات هیجدهمین نشست سران عرب در خارطوم چیده شده است. این نشست در روزهای 27 و 28 مارس برگزار خواهد شد. با این وجود می توان گفت: چنانچه شرکت کنندگان در نشست های عربی نمایندگان دولت های دموکراتیک بودند یا به مصوبات این نشست ها پایبند باشند، نشست های مزبور بسیار کارآمد و تاثیرگذار خواهد بود. اما متاسفانه این نشست ها فاقد چنین شرایطی هستند، خب، در این صورت چه امیدی به نشست سران عرب در خارطوم می توان داشت؟
به هر حال، به نظر می رسد رهبران کشورهای عربی در نشست خارطوم هفت موضوع مهم منطقه ای و بین المللی را به شرح ذیل مورد بحث قرار خواهند داد و تصمیماتی را در این زمینه ها اتخاذ خواهند کرد.
یکی از مسائل مهمی که جهان به آن توجه دارد، روند دموکراسی در کشورهای عربی است. این موضوع یکی از محورهای نشست های منطقه ای و بین المللی جهان عرب بوده است. اکنون افکار عمومی کشورهای عربی خواستار تعیین معیارهای اصلاحات مطلوب در کشورهای خود هستند تا از وجود دولت های مدرن و پیشرفته بهره مند شوند. این مسئله نیز مورد تایید افکار عمومی مردم جهان است. حال باید دید که شرکت کنندگان در نشست خارطوم به این خواسته ملت های عربی چگونه پاسخ خواهند داد؟ آیا آنان می توانند با عبور از الفاظ و عبارت های سیاسی، دموکراسی را در جامعه خود به منصه ظهور برسانند؟
مسئله دومی که مطرح است «رشد و توسعه» کشورهای جهان است. این موضوع هم اکنون به صورتی که هدف ملی، منطقه ای و بین المللی درآمده است. چرا که سازمان ملل در آستانه هزاره سوم میلادی هشت موضوع را به عنوان اهداف قرن بیست و یکم اعلام کرد که رشد و توسعه کشورها یکی از آنها بود. حال باید دید که رهبران جهان عرب در نشست خود به این موضوع چگونه نگاه خواهند کرد؟
کشورهای تولیدکننده نفت در سال گذشته میلادی به خاطر افزایش بها «نفت» سودهنگفتی عایدشان شد. انتظار می رود. این کشورها غالباً جز کشورهای جهان سوم هستند، بخشی از درآمدهای سرشار نفتی خود را برای رشد و توسعه، هزینه کنند، البته جهان عرب در این زمینه با سه بحران روبروست.
- شرق آفریقا یک منطقه ای است که در جوار حوزه استراتژیک جهان عرب واقع شده است. لذا سوتغذیه ای که ساکنان این منطقه در آینده تهدید می کند. یکی از مسائل بحران ساز برای کشورهای عربی محسوب می شود.
- آنفلوآنزای مرغی و پیامدهای اقتصادی و زیان های ناشی از آن از دیگر مسائل بحران ساز جهان عرب است.
- مبارزه با بیماری های مسری و کشنده مثل «ایدز» که مورد توجه جهانیان است، بویژه اینکه در آفریقا بیماری مسری ساکنان این قاره را تهدید می کنند، لزوم مبارزه با این گونه بیماری ها از جمله مسائل بهداشتی جهان عرب به شمار می رود.
مبارزه مستمر با تروریسم و رویارویی با سیاست های سلطه جویانه قدرت های بین المللی یافتن راه سوم برای نجات بشریت سومین مسئله ای است که در سطح جهان مطرح است.
پرونده هسته ای و ضرورت آزادی فن آوری هسته ای از یک سو و لزوم مبارزه با گسترش سلاح های کشتار جمعی در خاورمیانه، شمال آفریقا از دیگر سو، می توان به عنوان چهارمین مسئله مطرح در سطح جهان از آن یاد کرد.
به هر حال این سؤال مطرح است که نقش کشورهای عربی در این زمینه چیست؟
موضوع اقلیت های مذهبی در جهان عربی یکی از اساسی ترین مسائلی است که مورد توجه جهانیان قرار دارد. این اقلیت خواستار حفظ هویت فرهنگی خود در کشورهای عربی هستند. آنان خواهان تساوی حقوق شهروندی با دیگر شهروندان عرب هستند. البته رعایت کردن حقوق شهروندی اقلیت های مذهبی که بعضا تحت عنوان «حقوق بشر» مطرح می شود، به عنوان پنجمین مسئله جهانی باید مورد توجه ویژه سران کشورهای عربی قرار گیرد.
در اینجا می توان گفت جهان عرب در یک منطقه به استراتژیک ویژه ای قرار گرفته است. از شمال و غرب به اروپا از شمال شرقی به کشورهای اسلامی نظیر ترکیه و کشورهای آسیای مرکزی از ناحیه شرق به ایران و از جنوب به آفریقا محدود می شود. از آنجایی که همسایگان جهان عرب نقش بسیاری مهمی در حال و آینده کشورهای عربی دارند. امید است که سران شرکت کننده در نشست خارطوم سیاست های روشن اتخاذ کنند که در راستای منافع مشترک جهان عرب باشد.اصلاحات ساختار سازمان ملل به عنوان هفتمین موضوع در سطح بین المللی است. این اصلاحات نباید به افزایش اعضای امنیت محدود شود بلکه اصلاحات باید فراگیر باشد تا جوانب مختلف را دربربگیرد. خب، اکنون این سؤال مطرح می شود طرح جهان عرب برای انجام اصلاحات در سازمان ملل چیست؟به علاوه این مسائلی که مطرح شد، شش کشور عربی با بحران های بسیار جدی مواجه هستند. این بحران ها به شرح ذیل می باشند.
1) به دنبال برگزاری انتخابات پارلمانی در فلسطین و به قدرت رسیدن حماس، کشورهای عربی اسلامی از نتایج این انتخابات دموکراتیک استقبال کردند.
اکنون روند گفت وگوهای صلح از تحمیل شرایط اسرائیل و کشورهای غربی خارج شده و امید تحقق یک صلح عادلانه و فراگیر افزایش یافته است. حال باید دید که سران کشورهای عربی از شرایط جدید چگونه بهره برداری خواهند کرد؟
2)بی ثباتی و ناآرامی در عراق به عنوان یک بحران در جهان عرب محسوب می شود، اکنون باید تلاش ها برای مهار کردن این ناآرامی و جلوگیری از بروز جنگ مذهبی در این کشور متمرکز شود.
3)از زمانی که دولت سومالی ناکارآمد و زمین گیر شده است بحران در این کشور همچنان ادامه دارد.
4)لبنان در آستانه ناآرامی های داخلی و جنگ طایفه ای ومذهبی و سیاسی قرار گرفته است. هم اکنون در این کشور قوه مقننه با ریاست جمهوری در حال جنگ و درگیری سیاسی قرار دارد.
چنانچه راه حلی برای پایان دادن به این اختلافات پیدا نشود. احتمال بروز جنگ داخلی در لبنان می رود.
5)سیاست های پیشین سوریه سبب شده است تا در این کشور شکاف سیاسی (جدا شدن عبدالحلیم خدام از ساختار دولت سوریه) ایجاد شود و سوریه تحت فشارهای مجامع بین المللی و کشورهای غربی قرار گیرد. لذا باید سیاستی اتخاذ شود تا ضمن حفظ حاکمیت ملی دمشق بحران سوریه به سرعت پایان پذیرد.
6) روند صلح میان صلح ارتش آزادی بخش جنوب سودان با دولت خارطوم، اوضاع بحرانی دارفور و خطراتی که به تجزیه این کشور منجر می شود. از جمله موضوعاتی هستند که بحران سودان را تشکیل می دهند.
سیاستی که اتحادیه عرب تاکنون در برخورد با این بحران ها داشته است اعلام حمایت و ارائه کمک های مادی و معنوی به دولت های مشخصی بوده است. در اینجا باید گفت اوضاع کنونی سودان به لحاظ وضعیت خاص دیپلماتیک و اقتصادی که دارد مناسب مطرح شدن در نشست های بین المللی نیست. به رغم این مسئله باید گفت نشست های عربی نسبت به نشست شکست خورده سران اتحادیه آفریقا درباره سودان دستاورد چندان مهمی به همراه نداشته است.
به هر حال چنانچه نشست آینده سران عرب در خارطوم با این مسائل هفتگانه مطرح در سطح جهان و بحران های ششگانه در کشورهای عربی برخورد مناسب و شفاف داشته باشد مورد تقدیر و احترام ساکنان کشورهای عربی واقع خواهد شد. در غیر این صورت مورد نقد و نکوهش قرار خواهند گرفت.