تاریخ انتشار : ۲۰ آبان ۱۳۸۹ - ۰۸:۲۰  ، 
شناسه خبر : ۱۵۰۸۳۷

گروه سیاسی
حامد فتحعلی‌خانی

اغلب متفکرین متأخر در حوزه توسعه بر این باورند که عوامل فرهنگی بیشتر از عوامل اقتصادی و سیاسی در توسعه (ممانعت از آن) موثرند. یونسکو در گزارشی چنین می‌آورد: "رابطه‌ای نزدیک بین مسایل فرهنگی و مسایل توسعه وجود دارد، بیش از پیش روشن است که اولویت‌ها در این زمینه بیشتر از آنچه اقتصادی باشند مستلزم ارتباط بین انسان‌ها، حرمت انسانی و احترام به دیگر اجتماعات، مقررات،‌ معیارها و مذاهب آنهاست." (1) از این رو مسایل فرهنگی را طیف وسیعی از عناصر و عوامل مختلف در نظر می‌گیریم و چه بسا اینها با عوامل دیگری نیز تداخل داشته باشد.
از سوی دیگر نقش عاملین و مسئولین توسعه در برداشتی که مردم نسبت به آنان دارند و فرهنگی که از سوی ایشان تبلیغ و ترویج می‌گردد، نقش تعیین‌کننده و مهمی است. اساسا این موضوع برای مردم مهم است که چه کسانی قصد اصلاح و توسعه دارند و سابقه دو رویکرد ایشان نسبت به فرهنگ مردم چیست؟ از این رو توسعه زمانی موفق است که همگام با فرهنگ مردم در جهت حفظ ارزشها و هنجارهای جامعه باشد و در جهت اصلاح این فرهنگ تلاش کند نه این که سدی برابر فرهنگ مردم ایجاد کند و ارزشها و هنجارهای ایشان را به یکباره و یا به تدریج کمرنگ نماید.
سه عامل مهم و اساسی وجود دارد که جامعه (به واسطه فرهنگ خود) در مقابل اصطلاحات و به طور اخص توسعه ایستادگی می‌کند: 1- در صورتی که توسعه و اصلاح صورت گرفته تحمیلی باشد و اختیار مردم در آن نقشی نداشته باشد. 2- در صورتی که دگرگونی برای مردم توجیه نشده باشد و انها به خوبی ندانند که سرنوشت آنها در پس این اصطلاحات و توسعه چیست 3- در صورتی که این اصلاح و توسعه نوعی تهدید برای ارزشها و هنجارهای جامعه تلقی شود.
مهمترین عامل توسعه انسانها، روابط بین ایشان، فرهنگ آنها و لزوم توجه به فرهنگ‌سازی و توجیه‌شان می‌باشد. اکنون این سوال مطرح است که عدالت محوری چیست و چگونه می‌تواند پیوندی میان فرهنگ و توسعه ایجاد نماید. با توجه به نقش برجسته انسان‌ها و روابط بین آنها، از دیدگاه ارتباطات اجتماعی، عدالت عبارتست از برقراری روابط سالم و صحیح (عقلانی) بین انسان‌ها. از این رو ارتباط انسان – متعالی، انسان – انسان، انسان – خویش، انسان – طبیعت و انسان – اشیا اگر روند رو به بهبود و سالم و صحیحی داشته باشد می‌توان از عدالت گفت‌ و عدالت محوری را بر تمامی سیاست‌های جامعه تسری داد. به تعبیری "عدالت معنایی ندارد جز حرکت مطابق آن نظم و قانونی که در عالم هستی (آنچنان که هست و آنچنان که هست و آنچنان که برای ما است) در ارتباط با بنی نوع  انسانی (آنچنان که هست و آنچنان که باید و شاید) مقرر است! (2)
رویکرد عدالت محوری با تعریف فوق نه تنها سدی از توسعه در برابر فرهنگ و روابط انسانی نخواهد ساخت بلکه فرهنگ را نیز همگام با دیگر جوانب توسعه، رشد و تعالی خواهد بخشید. نوع نگاه به مردم و قرار دادن تمامی سیاست‌ها، قوانین و اعمال دولت در جهت تحقق خدمت به مردم، مهرورزی به مردم و مهمتر از همه تحقق عدالت در جامعه، حلقه مفقوده‌ای است که در سیاست‌های توسعه‌ای ما کمتر بدان توجه شده است و بدین جهت هر توسعه و اصلاحی را با شکست مواجه کرده و عکس‌العمل مردم را در پی داشته است که نمود آن را می‌توان در انتخاب گفتمان کاندیده‌ها توسط مردم طی دو دهه اخیر مشاهده کرد. عدالت نیاز اساسی هر جامعه‌ای است تا انسانها را در مسیر حقیقی خود رشد دهد و فرهنگ مردم و اقدامات اصلاحی و توسعه‌ای دولت را با هم همگام سازد. این مهم نیازمند برخی سیاست‌ها و اعمال فرابخشی نیز می‌باشد که در مجال این یادداشت نیست اما اهمیت این عوامل فرابخشی برخی از این عوامل فرابخشی نیز قابل توجه است و می‌تواند مسیر حرکت عدالت محورانه را تغییر دهد. در آینده برخی از این عوامل فرابخشی را بیان خواهیم کرد. انشاءالله