تاریخ انتشار : ۲۸ مرداد ۱۳۸۹ - ۱۱:۰۲  ، 
شناسه خبر : ۱۵۰۸۴۳

علی‌اکبر ترابیان طرقبه
مردم ایران 8 بار رئیس‌جمهور خود را انتخاب کرده‌اند و در این 8بار با عنایت به شعارهای انتخاباتی، چهره‌های برتر رای می‌آوردند. این روزها در پی استراتژی «حساس کردن اذهان» تمام گروه‌ها استجاب، شخصیت‌ها، رسانه‌ها به ویژه مطبوعات سعی دارند در ادامه ادوار انتخابات رئیس‌جمهوری چهره‌های موردنظرشان را تابلو کنند یا به عنوان پیش‌زمینه به پرده‌برداری از چهره‌ها بپردازند. اگر رای به رئیس‌جمهور را یک گونه«بیعت» دوطرفه بدانیم، موضوع این بیعت«راه و روشی» است که رئیس‌جمهور و دولت او قرار است به نحو مطلوب در پیش گیرند. رای‌دهندگان اگر اعضای هیات دولت را بشناسند و برنامه‌های راهبردی آنها را فهمیده باشند، احساس مسؤولیت آنها تا پایان دوره خدمتی رئیس‌جمهور و کابینه‌اش حفظ خواهد شد وگرنه عملکرد و نوع برنامه‌ریزی‌های دولت ممکن است مردم را به بی‌تفاوتی یا تنفر بکشاند، همچنان که ممکن است به حمایت و همراهی برساند. اگر نامزدهای ریاست‌جمهوری هیات دولت خود را به مردم معرفی کنند یا از آنها بخواهند به میدان تبلیغات بیایند و برنامه‌های خود را ارائه دهند، آهنگ انتخابات به سمت «مشارکت عمومی» خواهد رفت، شهروندی که نمی‌داند وزیر آموزش و پرورش فلان نامزد چه کسی خواهد بود؟ و نمی‌داند آن وزیر مفروض چه برنامه‌هایی دارد؟ به ناچار باید یا کاملاً به چهره موردنظرش اعتماد کند یا به شانس و اقبال واگذارد. حال اینکه مسؤولیت سرنوشت‌ساز ریاست‌جمهوری امری نیست یا حداقل کمتر از انتخاب همسر و خریدخانه و وسیله نیست که کسی بخواهد ناآگاهانه و تفننی و تفریحی با آن برخورد کند. تا به حال اقتضای فصول و دوره‌های مختلف انقلاب ایجاب می‌کرده است مردم به یک چهره از چهره‌های مطرح رای دهند و با اعتماد کامل کارها را به او بسپارند اما در دوره‌ای که مردم تجربه عملکردها را دارند و در تحلیل خودشان کلی‌ترین و جزئی‌ترین تصمیمات و واکنش‌ها را در حافظه سپرده‌اند حتی یک رجل سیاسی مثل «هاشمی رفسنجانی» اگر بخواهد به میدان بیاید بهتر است کابینه‌اش را به مردم معرفی کند تا مردم در انتخابات خود مصمم‌تر باشند.
ما در پیشبرد توسعه به وزیرانی نیازمندیم که معدل عالی در برنامه‌ریزی و اجرا داشته باشند. وزارت جایی نیست که بخواهند تجربه کسب کنند، بلکه با انبوهی از تجربه‌ها و دستاوردها و فرآیندها باید کرسی‌وزارت را تصاحب کنند. در واقع دولت موتور حرکت قوه مجریه است، اگر رئیس دولت وزیران ضعیفی داشته باشد، سرعت و قدرت این موتور آن‌قدر رو به کاهش خواهد رفت تا اینکه بحران‌ها یکی پس از دیگری قطار خواهد شد. شناسایی مدیران موفق و نخبگان اجرایی و هم‌پیمان شدن با آنها آن‌گونه که مسؤولیت را بپذیرند بزرگترین موفقیت تبلیغات برای یک نامزد است. در کشورهای توسعه یافته می‌بینیم وزیران در زمینه مربوط به کارشان از ارشدیت و سرآمدی خاصی برخوردارند و آنها حتی قبل از پیروزی انتخاباتی به صورت روشن و شفاف به شهروندان معرفی می‌شوند. جریان‌های رایج سیاسی که اکنون در حال طناب‌کشی هستند اگر بجای پررنگ جلوه‌دادن چهره‌های مورد نظر به معرفی کابینه نامزدشان بپردازند نوع واکنش‌های اجتماعی بهترین سنجش و گمانه زنی برای موفقیت آنها خواهد بود. این نوشتار جای تحلیل و نقد و بررسی پیروزی‌ها و شکست‌های دولت‌های قبلی و فعلی نیست، اما اگر اکنون در یک نظرسنجی علمی بخواهیم وزیران موفق و قدرتمند را از نظر مردم استخراج کنیم ممکن است حداقل با «ضعف شناخت عمومی» روبه‌رو شویم و این عارضه نادرست از همان ابتدا لازم است درمان شود. برنامه خوب مثل یک نمایشنامه خوب است، اگر کارگردان قوی و بازیگران زبده برای اجرای آن به صحنه نیایند فاتحه آن برنامه برای همیشه خوانده است یک وزیر قوی مثل یک بازیگر قوی ممکن است حتی ضعف برنامه‌‌ها را بپوشانند هرچند«برنامه جامع و کارآمد و کابینه قوی و سرآمد» لازم و ملزوم و مکمل هم هستند. در مقایسه ساده، رئیس دولت پنجم و ششم بیشتر نقش یک مربی را به عهده گرفته بود و وزرا در سایه حمایت‌های او، بازی خود را پیش می‌بردند اما در دولت هفتم و هشتم رئیس دولت بیشتر نقش یک کاپیتان تیم را داشت و گاهی در پوشش‌دادن بازی‌ها بیشتر از یک وزیر تلاش می‌کرد.
هاشمی رفسنجانی در گرفتن رای اعتماد کابینه‌اش از مجلس به صراحت اعلام کرد اگر تعهد می‌خواهید خودم و چنانچه دنبال تخصص هستید کابینه‌ام! حال اینکه خاتمی در معرفی کابینه‌اش به مجلس از میزان تعهد و تخصص وزیرانش سخن می‌گفت و بعهدها از متوسط بحران‌ها در یک روز! طرح تئوری «گفت‌وگوی تمدن‌ها» از طرف رئیس‌جمهور خاتمی و حضور فعال ایشان در محافل بین‌المللی چتری از بارهای مثبت بر سر وزارت‌خارجه گشود. اضافه کنیم پیگیری‌های شخص ایشان را در تاسیسات و تولیدات کلان که منجر به توفیقات چشمگیری در وزارتخانه‌هایی مثل نیرو، نفت و صنایع ... شد. نوع استیضاح و سؤالات مجلس از وزرا در مجلس پنجم، ششم و هفتم قبل از اینکه وزیر مربوطه را فعال سازد، رئیس جمهور را در صحنه پاسخگویی حاضر می‌ساخت و می‌سازد و این چتر دفاعی در مقایسه با دولت قبل و مجلس‌های قبل از منظر تعامل و تقابل دلیلی است بر همان نقش«مربیگری» رئیس‌جمهور قبل و «کاپیتان واری» رئیس‌جمهور فعلی. آنچه این روزها در لبنان و عراق در حال وقوع است و نگاه محافل سیاسی را به خود مشغول نموده است شیوه تشکیل کابینه‌ملی است و پاسخ به سهم‌خواهی جریان‌های مختلف و تاثیرگذار آنچنان که ختم به وحدت‌ملی و همبستگی‌ملی شود. کشورهایی مثل آمریکا در استراتژی«مدیریت صنعتی» چند سالی است به این نتیجه رسیده‌اند که بجای«مدیریت تولید»در کشور بهتر است در کشورهای هم‌پیمان «مدیریت صنعتی» داشته باشند. اینکه نفت را از خاورمیانه به قاره خود بکشانند مقرون به صرفه‌تر است یا کارخانه‌های مربوطه را در آن سرزمین نصب کنند تا سرعت دسترسی به فرآورده‌ها بیشتر شود؟ پاسخ مثبت این سوال در مهندسی تشکیل حکومت‌های موردنظر نقش بسزایی دارد، از جمله مشروعیت نظام حاکم به معنای بالابردن مشارکت عمومی برای اهداف کوتاه‌مدت و بلندمدت آنها یک رکن اصلی است. چنانچه هیات حاکمه جمهوری‌اسلامی ایران بخواهد«همبستگی ملی و مشارکت عمومی» را در راستای منافع ایران‌اسلامی به منصه ظهور برساند تا رنگ و آهنگ این استراتژی کلیدی و سرنوشت‌ساز کاملاً با هدف‌گیری کشورهای استکباری متفاوت شود می‌توان در این برهه سیاست معرفی«هیات دولت» را از طرف نامزدهای اصلی به مردم اعمال کرد. ریاست‌جمهوری طبق قانون‌اساسی وظایفی را دنبال می‌کند که با رای حداکثری مردم بر عهده‌اش گذارده می‌شود او که به میدان آمده است و مردمی که رای می‌دهند در حقیقت پای این قرارداد بزرگ اجتماعی را امضاء می‌کنند، در این مرحله هرچقدر راه‌وروش‌های اجرایی موضوع قرار داد برای شهروندان بیشتر گفته شود فراخوان مشارکت عمومی جدی‌تر می‌گردد. کوچک‌ترین پدیده‌های اجتماعی تا بزرگترین جریانات اجتماعی آنچه باعث همبستگی می‌شود اهداف و منافع مشترک است، اعضای یک جریان به محض اینکه احساس کنند در هدف و منفعت همسویی وجود ندارد طبیعتاً کناره‌گیری و بی‌انگیزگی در همراهی آغاز می‌گردد. کاندیدای فعلی رئیس‌جمهوری می‌خواهد برای حفظ منافع کشور با فعال کردن مشارکت عمومی به همبستگی ملی رسد و این رهنمود تاریخی را جامه عمل بپوشاند، آیا می‌شود به این هدف رسید بی‌آنکه به رای‌دهندگان گفته شود به گونه و با چه برنامه و چه تیمی قصد انجام این قرارداد را دارد؟ امیدواریم طراحان و کارگردان‌های تبلیغاتی نامزدهای ریاست‌جمهوری، هیات دولت منظور نظرشان را به مردم معرفی کنند تا بحث و تحلیل‌های مردمی فراتر از شعارهای کلی تبلیغاتی و مباحثات و مناظرات چهره‌ای مطرح به سمت نقد و بررسی برنامه‌ها و ارزیابی وزیران دولت آینده گشانده شود. دوباره تاکید می‌کنیم که وزارتخانه‌ای مثل آموزش‌وپرورش که زیر ساخت اصلی توسعه است و تمام بدنه جامعه را دربرمی‌گیرد در نگاه و برنامه رئیس‌جمهور دیده شده آیا در حد و اندازه‌های ساختار فعلی و قبلی دیده می‌شود یا اهمیت آن می‌تواند به اندازه یک سازمان گسترده در حد معاونت ریاست‌جمهوری باشد؟ اگر چنین است با چه نگرشی و برنامه‌ای و مدیریتی قابل اجراست؟ پاسخ معقول و قابل‌اجرا به این سوال می‌تواند دانش‌آموزان، اولیای آنها و جامعه گسترده فرهنگیان را حساس کند و به جای تعریف از چهره‌ها به تحلیل از برنامه‌ها بکشاند. ان‌شاءالله.