آیتاللهالعظمی سیدعلی سیستانی
عیسیبن مریم(ع) در انجیل میگوید: (من نیامدهام که صلح و آرامش برقرار کنم، من آمدهام تا شمشیر را برقرار نمایم، من آمدهام تا پسر را از پدر جدا کنم و دختر را از مادر و عروس را از مادرشوهر) [49].
تشریع احکام جهادی و دفاعی اسلام نیز از مصادیق خشونت نیست بیتردید جنگهای غیرمشروع و تجاوز منفورترین پدیدههایی هستند که همگان از آن نفرت دارند و اسلام نیز آن را غیرمشروع خوانده و همگان را به صلح و همگرایی فراخوانده است. سفارش اسلام به صلح نشاندهنده آن است که اسلام پرچمدار صلح بوده و قوانین خشونتآمیز تشریع نکرده است، زیرا بین دعوت به صلح و تجویز خشونت پارادوکس وجود دارد. احکام دفاعی اسلام که با اهداف دفاع از جان، مال و دفاع در برابر تجاوز بیگانگان و دفاع از نظام تشریع شده رهیافت مهم عقل و شرع است. از سوی دیگر دفاع از جان و مال فطری بوده و با نظام آفرینش همسو است. آیا حیوانات مانند زنبور عسل نیستند که به دفاع از خود میپردازد. امروزه اگر قانون دفاع تشریع نمیشد و خردمندان بر لزوم بهرهگیری از آن اتفاق نداشتند، بشر شاهد جنایات، قتلعامها و بیشتر از این نبود؟! آنچه که جوامعبشری را در طول تاریخ تهدید میکرده و امروزه نیز تهدید میکند، تجاوز و جنگهای غیرمشروع میباشد، خلط دو مقوله «تجاوز» و «دفاع» سبب شده است که برخی تصور کردهاند که احکام دفاعی اسلام خشونت است، غافل از اینکه آنچه که در اسلام مشروعیت دارد، دفاع است. در اسلام دفاع ارزشمندترین پدیده است که در آیات [50] و روایات به آن تصریح شده است. امام علی(ع) از جهاد به عنوان عامل عزتمندی و حفظ قدرت در برابر دشمن یاد کرده [51] و آن را بابی از ابواب بهشت خوانده است [52] و ترک جهاد را مایه ذلت دانسته است [53] اسلام ذلت و تسلیم شدن در برابر ستمگران را نپذیرفته است. (یا ایّها النبی جاهد الکفار والمنافقین واغلظ علیهم) [54] ای پیامبر با کافران و منافقان به جهاد برخیز و بر آنان سخت بگیر: (فمن اعتدی علیکم فاعتدوا بمثل ما اعتدی علیکم) [55]، هرکس به شما تعدی کرد و حملهور شد، مقابله به مثل کنید.
اظهار عجز پیش ستمگر ز ابلهی است
اشک کباب باعث طغیان آتش است
دفاع از مظلومان که اسلام بدان سفارش کرده است [56] از سوی خرد و خردورزان نیز پذیرفته شده است، (مطابق عقل سلیم، مظلومان که مورد تجاوز ظالمان قرار گرفتهاند و هستی آنها در معرض نابودی قرار دارد، مجازند و حق دارند تا برای سرکوبی مهاجم دست به سلاح برده و دفع شر نمایند) [57] در درون ایدئولوژی لیبرالیستی خشونت دفاعی میگنجد، لذا شخصی مانند کارل پوپر مینویسد: ( نتیجه مهم این است که نباید اجازه داد تفاوت میان حمله و دفاع محو شود بلکه برعکس باید بر این تفاوت، تاکید کنیم و از نهادهای اجتماعی که وظیفهشان تفاوت دقیق نهادن میان تجاوز و مقاومت در برابر تجاوز است، پشتیبانی کنیم) [58]
در اینجا این پرسش ضروری است: آیا معصومان(ع) در اجرای احکام الهی و اجرای عدالت تسامح میکردند؟ در جواب باید گفت: معصومان(ع) بعد از اثبات جرم و رعایت مدارا در اثبات حکم، هیچگاه در اجرای احکام الهی تسامح نمیکردند، زیرا جعل قانون با تسامح در اجرای آن تقابل دارد. در قرآن نیز به اجرای قاطعانه احکام سفارش شده است: (و لا تاخذکم بهما رافة فی دین الله) [59] پیامبر اسلام نیز با قاطعیت احکام را جاری میکرد: زنی از اشراف قریش به فاطمه مخزومی مرتکب سرقت شد. رسولخدا دستور داد درباره او حد جاری شود. اسامه بن زید نزد ایشان آمد و تقاضای بخشش نمود. پیامبر(ص) فرمود: ( والله لو انّ ابنتی سرقت لقطعت یدها و لا فرق عندی بین الناس فی اجراء حدود الله) [60] سوگند اگر دخترم دزدی کند دست او را قطع میکنم و در اجرای حدود الهی هیچ فرقی میان مردم قائل نمیشوم. پیامبر(ص) یکی از ویژگیهای امام علی(ع) را قاطعیت در اجرای احکام خدا دانست، چنانچه عدهای از اصحاب پیامبر(ص) در خصوص سختگیری علی(ع) درباره بیتالمال از او شکایت نمود. پیامبر(ص) فرمود: ( ارفعو السنتکم عن علی فاته خشن فی ذاتالله عزوجل، غیر مداهن فی دنیه) [61] زبان از بدگویی علی(ع) بردارید که او در اجرای دستور خدا، بیپروا و سختگیر است و اهل مداهنه در دین خدا نیست. امام علی(ع) نیز در اجرای احکام الهی سهلانگاری نمیکرد او فرمود: ( فاننا لن نصالحک علی البدعه و ترک السنه) [62]، ما هرگز بر سر بدعت گذاری و ترک سنت و سیره پیامبر(ص) با تو مصالحه و مدارا نخواهیم کرد، همچنین آن حضرت درباره نجاشی که از یاران آن حضرت بود، حدّ جاری کرد. [63] نحوه برخورد او با برادرش عقیل [64] و توبیخ و عزل مدیران او که از بیتالمال سوءاستفاده کرده بودند [65]، نشان از قاطعیت آن در اجرای احکام الهی دارد.
د- جایگاه خشونت و مدارا در ساختار حکومت دینی.
به نظر میرسد آنچه که مورد چالشها و تضارب اندیشهها قرار گرفته است، جایگاه خشونت و مدارا در شکلگیری، حکومت و نحوه برخورد با مخالفان نظام است که بایسته تحقیق در محورهای زیر میباشد:
1- شکلگیری حکومت
آنچه که در فلسفه سیاسی اسلام به آن توجه شده است، آن است که حکومت باید براساس دستور شرع و مقبولیت مردمی به وجود آید، یعنی حکومت باید با رای مردم و به دور از هرگونه خشونت تشکیل شود. اکثر اندیشمندان اهل سنت عقیده دارند که بعد از پیامبر(ص) باید رهبر جامعه از سوی اصحاب اهل حل و عقد- که در حقیقت نمایندگان و خبرگان جامعه هستند- گزینش شود.[66] در اندیشه شیعی نیز به رغم اینکه رهبران از سوی شرع منصوب شدهاند[67] ولی اقبال مردم و مقبولیت مردمی و مردمسالاری نادیده گرفته نشده است. برهمین اساس است که علی (ع) بعد از اقبال مردم به تشکیل حکومت پرداخت[68] امام را حل که خود از طرفداران دیدگاه انتصاب ولایت فقیه هست[69] ولی به مقبولیت مردمی توجه خاص نموده و اعمال ولایت و کارآمدی حکومت را مبتنی بر مردمسالاری دینی کرده است[70] از این رو در تشکیل حکومت نمیتوان از قهر و غلبه بهره گرفت. متاسفانه بعد از شکلگیری سقیفه، بنیانگذاران او به اجبار از علی(ع) بیعت گرفتند[71] و حال آنکه علی(ع) برای تشکیل حکومت از قهر و غلبه بهره نگرفت، زیرا این مردم بودند که آن حضرت را مجبور به پذیرش حکومت نمودند[72] و استقبال مردم به گونهای بود که علی(ع) خود فرمود: من برای حسن و حسین(ع) به خاطر هجوم مردم احساس خطر کردم[73]، از سوی دیگر آن حضرت مخالفان را مجبور به بیعت نکرد، گرچه از آنان خواست که بیعت کنند.[74] زیرا برای حفظ نظام همگرایی و همسویی همه مردم، بویژه شخصیتهای جامعه لازم است، همچنین او با بیعتشکنان تا زمانی که قصد براندازی نظام را نداشتند با خشونت برخورد نکرد[75] و استراتژی آن حضرت صلحگرایی و جذب مخالفان بود[76]، متاسفانه تاریخ اسلام نشان میدهد که رهبران ستمگر بنیامیه و بنیعباس، با غلبه و خشونت حکومت تشکیل داده و برخی از آنان با کشتن هزاران انسان و حتی با کشتن برادر و بستگان بر مسند قدرت قرار گرفتند، متاسفانه خشونتگرایی حاکمان ستمگر نه تنها مبنای شرعی نداشت، که پیامدهای منفی را در شناسایی اسلام نیز در پی داشت، زیرا این پرسش را به وجود آورد به رغم آنکه اسلام دین رافت است، پس چرا مسلمانان خشونتگرا هستند؟!