گیتی کیانی
چندی پیش، دولت جورج دبلیوبوش در ادامه سیاست اعمال فشار به جمهوری اسلامی ایران و به بهانه اجرای قانون منع تولید و تکثیر سلاحهای کشتار جمعی مصوب سال 2000، 6 شرکت چینی، 2 شرکت هندی و یک شرکت اتریشی را به علت همکاری با ایران و صدور فناوریهای دو منظوره تحریم کرد. این اقدام دولت بوش با واکنش شدید دولتهای چین و هند به عنوان 2 کشور محوری در آسیا و جهان و 2 غول رو به رشد مواجهه شد. به اعتقاد تحلیلگران، صرف واکنش پکن و دهلینو در برابر اقدام دولت آمریکا نشان میدهد این 2 غول آسیایی به مرحلهای از رشد سیاسی و اقتصادی دست یافتهاند که با احتساب هزینههای احتمالی مخالفت با سیاستهای آمریکا، میتوانند به واشنگتن نه بگویند.
در خصوص چین که به لحاظ رشد اقتصادی پس از آمریکا، ژاپن، آلمان، انگلیس و فرانسه بتازگی با پیشی گرفتن از ایتالیا به ششمین قدرت اقتصادی جهان بدل شده است. میتوان اینگونه نظر داد که پکن در تعامل با دیگر کشورها از جمله ایران، حاضر نیست براساس ملاحظات واشنگتن عمل کند. برخلاف میل آمریکا، چین ترجیح میدهد با این حرکت خود اعتماد طرف ایرانی را جلب کند تا به این ترتیب بتواند زمینه افزایش حضور شرکتهای چینی در بازار ایران را فراهم آورد.
ضمن آنکه امضای قراردادهای متعدد کاری بین تهران و پکن، بویژه قرارداد 70 میلیارد دلاری فروش گاز ایران به چین، شاخصی از تمایل 2 طرف به گسترش همکاریهای دو جانبه بدون توجه به نقزدنهای آمریکا به شمار میرود. اما یک زاویه دیگر مخالفت چین با آمریکا نشان میدهد پکن به دلیل این که واشنگتن از چین به عنوان شریکی نامطمئن- که سیاستهای اعلامی با عملیاش در همکاری با ایران فاصله دارد- گلهمند بود، موضعگیری دولت آمریکا را توهین به مواضع خود میداند؛ چرا که مقامات چین در موضعگیریهای خود همواره اعلام کردهاند در همکاری شرکتهای چینی با ایران، مقررات بینالمللی بویژه معاهدات مربوط به منع تکثیر سلاحهای کشتار جمعی هیچگاه نقض نشده است.
درباره هند نیز به دنبال گسترش همکاریهای اتمی با امریکا و رأی مثبت به قطعنامه شورای حکام آژانس بینالمللی انرژی اتمی علیه ایران، نشان داد که به کشوری پیرو سیاستهای کاخ سفید بدل شده است و موضعگیری اخیرش درباره تصمیم آمریکا به تحریم 2 شرکت هندی جای تأمل دارد.
به نظر میرسد دهلینو با این موضعگیری خود اولاً تلاش کرده است که اعتماد آسیبدیده تهران را مجدداً جلب کند و ثانیاً به آمریکا پیام دهد که هند به عنوان قدرتی رو به رشد که به کسب کرسی دایم در شورای امنیت سازمان ملل میاندیشد، حاضر نیست چشم بسته از حرکتهای یکجانبه آمریکا حمایت و پیروی کند. ضمن این که دهلینو نیز با توجه به طرح انتقال گاز ایران به هند و بازار پررونق ایران به حضور در این عرصه به عنوان فرصتی منحصر به فرد مینگرد که حاضر نیست چنین فرصتی را به بهای همراهی با سیاست شکست خورده آمریکا از دست بدهد. صرفنظر از وجود چنین ملاحظاتی از واکنش چین و هند به تصمیم اخیر دولت آمریکا، به نظر میرسد این 2 کشور همچون دیگر کشورها از نتیجه معکوس تحریمهای یکجانبه آمریکا علیه ایران بخوبی آگاهند و نیک میدانند که استمرار سیاست تحریم علیه ایران نه تنها با استقبال جهانی روبهرو نشده است که حتی برخی محققان آمریکایی و بنیادهای پژوهشی در آمریکا نیز اعتراف کردهاند که سیاست تحریم ره به جایی نبرده است.
شاید گزارش شورای آتلانتیک به ریاست اسکوکرافت، مشاور امنیت ملی بوش پدر، که پس از 3 سال مطالعه روی نتایج تحریم آمریکا بر ضد ایران اعلام کرده است تحریمهای آمریکا غیرسازنده بوده است. در تصمیم سایر کشورها بیتأثیر نبوده باشد. در بخشی از گزارش شورای آتلانتیک آمده است: با وجود تأثیرات اولیه تحریمهای آمریکا علیه ایران، اثر این تحریمها در غیاب حمایت چند جانبه رو به افول بوده و به هیچ وجه به انزوای ایران منجر نشده است. شاید مجموعه این تحقیقات علمی به کشورهایی نظیر چین و هند برای نه گفتن به آمریکا جسارت بیشتری بخشیده اشت.