تاریخ انتشار : ۲۸ مرداد ۱۳۸۹ - ۰۷:۱۶  ، 
شناسه خبر : ۱۵۱۰۰۷

 علی ماجدی
در سال ۱۹۷۳ دانیل بل در تحقیق خود جامعه ای را به تصویر کشید که محور آن دانش و دانایی بود، بعدها آلوین تافلر و هیدی تافلر در کتاب های متعدد خود موج سوم تمدن بشری را که بعد از امواج کشاورزی و صنعتی نوید دادند جامعه فراصنعتی و یا جامعه اطلاعاتی نامیدند. این مقدمه کوتاه با این هدف ذکر شد که امروز فهم قدرت ملی و معیارهای آن در سطح بین المللی و در جامعه فراصنعتی امروز دیگر معیارهای رایج و شناخته شده قدرت نظیر جمعیت، تولید ناخالص داخلی، تعداد نیروهای مسلح، وسعت خاک و نظایر آن نیست و یا دست کم معیارهای دیگر مطرح است که فراتر از معیارهای سابق، قدرت ملی هر کشور را در جامعه جهانی مورد ارزیابی قرار می دهد و مبنای تصمیم گیری های بین المللی ناشی از فاکتورهای جدید قدرت ملی است.
شناخت معیارهای جدید قدرت ملی که بعضاً آن را به مفهوم فرمانروایی هم به کار می برند، قدرت واقعی کشور را در قلب سیاست بین المللی نشانه می رود، لذا ما را بر آن می دارد که این معیارها را بشناسیم و جایگاه واقعی خود را در سطح بین المللی مورد سنجش قرار دهیم. قبل از شناخت و معرفی این معیارها مناسب است که تعریفی اجمالی از قدرت ملی داشته باشیم. در دنیای امروز می توان قدرت ملی را در قالب «ظرفیت یک کشور در پیگیری و تحقق اهداف کاربردی خود» معرفی نمود.
با این قرائت از قدرت ملی دو بعد مجزا آشکار می شود: یکی ظرفیت خارجی است که عبارت است از تاثیر گذاشتن بر محیط بین المللی از طریق پتانسیل های اقتصادی، سیاسی و نظامی و دیگری بعد داخلی است که ظرفیت کشور را در تبدیل منابع جامعه به دانش قابل اجرایی که می تواند بهترین فناوری های اقتصادی و نظامی را تولید کند، مجسم می نماید. اکنون با این تعریف، می توان معیارهای قدرت ملی را در سه قلمرو بازتعریف کرد. قلمرو اول منابع ملی است و سنگ بنای منابع ملی در جامعه فراصنعتی امروز، استفاده از فناوری های نوین از جمله فناوری اطلاعاتی و میکروپروسسورها است و آن عبارت است از اینکه یک کشور تا چه اندازه قادر است دانش و دانایی را با روش های نوین مادیت بخشد تا کشور بتواند در اقتصاد جهانی بر چرخه های نوآوری که دامنه آن را می توان در مورد کالاهای جدید و خدمات نوین بسط داد، تسلط یابد و حتی دامنه این تسلط را به نیروهای نظامی فوق العاده هوشمند گسترش می دهند. قلمرو دوم عملکرد ملی است که مشخص می نماید، چگونه یک کشور قلمرو اول که منابع ملی است را به اشکال ملموس قدرت مورد استفاده و بهره برداری قرار می دهد. در قلمرو عملکرد ملی معمولاً ارزیابی سه متغیر ذیل معیار سنجش است.
الف: کشور در مقابله با تنگناها و چالش های بین المللی چگونه براساس منابع ملی این چالش را حل و فصل می نماید.
ب: ظرفیت زیرساختی یک کشور (دولت و سایر ساختار یک نظام) که قدرت بالفعل و بالقوه توان ملی است، در سطح جهانی در چه رده ای قرار دارد.
ج: منابع فکری موجود در مجموعه دولت- جامعه که در قالب نیروی انسانی متخصص و تاثیر گذار در جامعه جهانی است در چه موقعیتی قرار دارد و بسیج عمومی کشور که همدلی و همزبانی دولت و ملت است تا چه اندازه مستحکم و استوار است.
نکته حائز اهمیت در عملکرد ملی که چگونگی قدرت و نمایش قلمرو اول است، آن است که نمی توان آن را فارغ از منابع ملی واقعی به رخ جهانیان کشید، بلکه عملکرد ملی حداکثر می تواند بهره برداری کامل از منابع ملی باشد. قلمرو سوم ظرفیت نظامی است که توانمندی های نظامی کشور را که شامل بودجه دفاعی، بسیج نیروی انسانی، زیرساخت نظامی و مهم تر از همه دانش و به کار بردن سلاح های هوشمند است شامل می شود. ارزیابی بین المللی از قدرت هر کشور در سیاست خارجی خودنمایی می کند و این قدرت با توجه به سه قلمرو فوق پاسخ به پنج سئوال ذیل است که مورد ارزیابی قرار می گیرد:
۱- آیا کشور در قلمرو فناوری ها، توانمندی تولید بومی دارد یا خیر؟
۲- آیا کشور توانمندی های تولید خود را در رشته های مهم نظیر نفت، برق، فولاد، الکترونیک می تواند فارغ از خارجیان و شرکت های خارجی ادامه داده و توسعه دهد یا خیر؟
۳- آیا کشور در قلمرو فناوری های مورد ادعای خود که بومی شده، دسترسی تجاری به بازارهای کشورهای دیگر را دارد یا خیر؟
۴- آیا کشور درگیر پژوهش کاربردی و پایه ای در کارهای توسعه ای مستقل ولو در سطح تولید غیرتجاری هست یا خیر؟
۵- آیا کشورهای دیگر، کشور مورد نظر را در تحقیقات و پژوهش های فناوری خود، مشارکت می دهند یا خیر؟ به عبارت دیگر راه برای کشور مورد نظر از این جهت باز است؟
اکنون با این بازخوانی از تعریف و معیارهای قدرت ملی و این مهم که جامعه بین المللی بر مبنای قدرت های ملی و تقسیم آن میان کشورها و با نفوذی که در سازمان ها و نهادهای بین المللی دارند اداره و مدیریت می شود، می توان جایگاه کشور خود را بازشناسی کرده و سیاست ها و خط مشی ها را بر آن استوار کرد که در غیر این صورت اگر در ارزیابی قدرت ملی مقهور قدرت بین المللی گشته و یا دچار توهم قدرت شویم، در بلندمدت خسران غیرقابل جبرانی را برای کشور به بار خواهیم آورد.