تاریخ انتشار : ۲۲ مهر ۱۳۸۹ - ۰۷:۲۷  ، 
شناسه خبر : ۱۵۱۰۱۵

دکتر حسین دهشیار
خروج آریل شارون از صحنه سیاسی اسرائیل، بیش از هر چیز بیانگر نیاز به ترسیم چشم‌انداز جدیدی در حیات سیاسی اسرائیل و نیز در سرزمین‌های اشغالی است. یاسر عرفات و آریل شارون نماد عصری به حساب می‌آیند که به دلیل تحولات بین‌المللی و دگردیسی داخلی فاقد کارآمدی و تداوم باید قلمداد شوند. اسرائیل در بطن خون و آتش پا به عرصه روابط بین‌الملل نهاد و سازمان آزادبخش فلسطین در بستر تلاش خشونت‌آمیز برای حفظ هویت حیات یافت. سیاستمداران اسرائیلی از بن گوریون تا شارون با در نظر گرفتن جغرافیایی سیاسی منطقه‌ای و معیارهای ارزشی که نگرش و چشم‌انداهای ادراکی و عملیاتی آنها را شکل داد، بقای اسرائیل را تنها در سایه خشونت امکان‌پذیر یافتند. به همین ترتیب از سال 1964، که رهبران فلسطینی به انسجام سازمانی دست یافتند این منطق حاکم بر منطقه را اعتباری دوچندان اعطا کردند و توسل به خشونت در برای اعاده حقوق حقه خود مطلوب‌ترین و تنها راه یافتند. پنج دهه خشونت در جهت تداوم بقا، به ضرورت تأثیر فراوانی بر خاستگاه فکری و ماهیت بینشی رهبران اسرائیلی بر جای گذاشت. مدیریت خشونت در حیات روزمره اسرائیل منجر به این شد که تنیدگی وسیعی بین ساختار نظامی  ساختار سیاسی پدید آید. به جهت اعتبار گسترده خشونت برای دفاع از موجودیت اسرائیل، ‌آنچه در بین مردم اسرائیل و رهبران این کشو مقبولیت یافت درک تک‌بعدی از امنیت بایدمحسوب شود.
امنیت ماهیتی یک‌سویه به نظر آمد و جنبه‌ای کاملاً نظامی یافت. از زمانی که تئودور هرتسل پدر صهیونیسم در کتاب خود «دولت یهودی» در سال 1896 خواهان تجمع یهودیان در فلسطین به عنوان «خانه تاریخی» گردید اساساً خشونت اجتناب‌ناپذیر و التزامی شد. در بستر این نگاه است که نظامیان در ساختار قدرت به شدت پرنفوذ و تعیین گردیدند.
اسرائیل از همان ابتدا در سال 1948 به شکل  یک جامعه پادگانی پا به عرصه وجود گذاشت. در یک جامعه پادگانی انتظاری جز این نیست که امنیت در بستر قدرت نظامی به تصویر کشیده شود و سیاستمدارانی به قدرت دست یابند که «محکم» قلمداد گردند و «عقاب» محسوب شوند. ملاک ارزیابی، تنها میزان استحکام فرد است و به همین روی است که گلدامایر با وجود اینکه یک زن بود اما به لحاظ عقاب بودنش به نخست‌وزیری اسرائیل دست یافت. ماهیت پادگانی جامعه و درک تک‌بعدی از مفهوم امنیت منجر به این گشت که آریل شارون به عنوان فردی نظامی که در مبارزه با فلسطینی‌ها بالاترین میزان سرسختی و خشونت را به نمایش گذاشته بود به عنوان نخست‌وزیری برگزیده شود. او در رهبری حزب لیکود و با همراهی و معاضدت احزاب کوچک‌تر مذهبی ارتدوکس توانست حزب کارگر را کاملاً به انفعال سوق دهد و با تکیه بر پشتوانه نظامی و مقابله با فلسطینی‌ها هدایت اسرائیل را در اختیار بگیرد. خصلت و روحیه نظامی آریل شارون در بین مردم اسرائیل برای او جایگاه یک عقاب را کاملاً مسجل ساخت. این تصویر در عین حال در بین طرف‌های مذاکره‌کننده فلسطینی این موقعیت برخوردار است که «امتیاز» بدهد و آن را اجرایی کند. آریل شارون به مانند سمبل حزب لیکود مناخم‌بگین که قرار داد کمپ دیوید را با انورسادات امضا کرد در عین وقوف به مقبولیت خشونت برای حل و فصل معضلات به واقعیات بین‌المللی و منطقه‌ای نیز توجه داشت. شارون به عنوان یک نظامی سیاستمدار هر چند که طبیعتاً امنیت را در پرتو توان نظامی امکان‌پذیر می‌یافت اما آگاه به محدودیت عملیاتی خشونت نیز بود. انتفاضیه دوم فلسطین، ظهور کادر جدید از سیاست‌ورزان فلسطینی، تضعیف شدید رژیم‌های طرفدار پان‌عربیسم در منطقه و صعود آمریکا به جایگاه محوری در خاورمیانه، آریل شارون را متوجه این مهم ساخت که گریزی جز درک چندبعدی مفهوم امنیت نیست. هر چند به عنوان یک نظامی، هضم ادراکی این موضوع برای او سخت بود اما در عین حال تنها پیشینه نظامی او بود که این امکان را برای او فراهم می‌ساخت تا در صحنه داخلی به سیاست‌هایی متناسب با واقعیت دست یازد. از کنفرانس مادرید در 1991 و به دنبال آن کنفرانس اسلو در  1993 برای مردم اسرائیل این موضوع آشکار شد که به جهت وجود پذیرش جهانی برای شکل گرفتن دولت مستقل فلسطینی، این راه می‌بایستی طی شود. آنچه را که قابل تصور نبود در نهایت شارون به انجام رساند. او با تکیه بر سابقه نظامی جایگاه حزبی و اعتبار سیاسی آغازگر راهی گشت که محققاً در نهایت به ایجاد یک دولت مستقل فلسطینی در کنار اسرائیل منجر خواهد شد. او به عنوان رهبر حزب دست‌راستی لیکود که موطن گروه‌های دست‌راستی مذهبی و گرایش‌های ارتدوکس مذهبی است، سیاست تخلیه شهرک‌نشین‌های یهودی‌نشین در نوار غزه را به اجرا گذاشت. آنچه را که کمتر کسی تصور می‌کرد و همیشه یکی از موانع اصلی در راه تحقق صلح بود به یک موضوع قابل مذاکره تبدیل ساخت. جمع‌آوری شهرک‌نشین‌های یهودی در نوار غزه به وسیله آریل شارون نشانگر ورود این منطق به صحنه سیاسی اسرائیل است که حتی نظامیان نیز درک کرده‌اند که صلح تنها از بطن خشونت حادث نمی‌شود و ضرورت فراوان برای برای امتیاز دهی وجود دارد. امنیت نه تنها جنبه نظامی دارد بلکه به بعد انسانی نیز باید توجه شود. هر چند که آریل شارون دیر هنگام به این نکته وقوف یافت ولیکن محققاً او تنها کسی بود که با توجه به سابقه نظامی و ماهیت دست‌راستی حزبش قادر به بیرون راندن شهرک‌نشین‌ها بود. دوران بعد از شارون در اسرائیل و منطقه رقم خورده است و این دوران به وضوح از نظر کیفی بسیار متفاوت با گذشته خواهد بود. آریل شارون این امکان را از نقطه‌نظر روانی برای جامعه اسرائیل به وجود آورده است که برای صلح به امتیازدهی بپردازند و تابوها را نادیده بگیرند. امنیت به ضرورت باید ماهیتی انسانی بیابد حتی در نقطه‌ای که تاریخ آن با خشونت و نظامی‌گری آغشته است.