تاریخ انتشار : ۲۵ شهريور ۱۳۸۹ - ۱۰:۵۰  ، 
شناسه خبر : ۱۵۱۰۴۶

مهدی مطهرنیا / عضو هیات علمی دانشگاه 
در ماجرای پرونده هسته‌ای ایران با گزارش شورای حکام به شورای امنیت سطح دیگری از کنش‌های بین‌المللی را تجربه خواهیم کرد.
در بررسی دانش واردگان سیاسی به ویژه تاکید بر رفتارشناسی سیاسی، ادبیات سیاسی همواره بر این نکته تاکید دارد که رفتارهای سیاسی «هدف‌گرا»، «فرآیندگرا» و «نیت‌گرا» نیست بلکه «نتیجه‌گرا» است. اگر ما می‌خواهیم رفتار سیاسی را به محک بررسی بگذاریم باید نتایج آن را بسنجیم. نتیجه رای کشورهایی چون چین، روسیه، هند، پاکستان و حتی یمن در شورای حکام نشان‌دهنده آن است که جهان امروز بیش از هرچیز جهان منفعت‌طلبی است و این کشورها تکه‌هایی از این جهان منفعت‌طلب که در فکر فربه ساختن خویش‌اند. در این فربه‌سازی آنچه که اهمیت پیدا کند منافع ملی این کشورها و بهره‌مندی از فرصت‌های حاصل جهت دستیابی به این منافع است. بنابراین کشورهای مختلف جهان در موقعیت موجود به نفع منافع خود عمل می‌کنند و در اینجاست که می‌بینیم روسیه و چین نیز تلاش می‌کنند در این بازی از اجزای موجود به نفع خود بهره‌مند شوند. نباید این منطق را فراموش کرد که در رفتارشناسی سیاسی نتیجه عمل مهم است؛ حال دیپلماسی ایران می‌تواند در جهانی که همه به منافع خود می‌اندیشند به مذاکره با چین و روسیه دل‌خوش کند. به نظر اگر می‌خواهیم بازیگر خوبی باشیم هرچند که دردآور، اما گریزناپذیر است و باید این منطق را قبول کرد و تلاش کنیم تا با فهم محیط بازی در این بازی به درستی عمل کنیم. حال چگونه می‌توانیم در این فضای بین‌المللی منافع خود را تامین کنیم. باید اذعان کنیم که هویت منافع ملی تزاید قدرت ملی را برمی‌تابد. همه تفکرات، بیانات و رفتارهای ما باید معطوف به افزایش توان ملی باشد. زمانی که ما توان ملی را تزاید می‌بخشیم می‌توانیم مدعی شویم که منطبق با منافع ملی خود عمل کرده‌ایم. دستیابی به چرخه سوخت هم در این راستا مصداق منافع ملی ماست. و باید تا آنجا که به عنوان دلالت عینی بر منافع ملی ما محسوب می‌شود، آن را دنبال کرد زیرا موجب افزایش توان ملی ما شود. باتوجه به این معانی باید بر این گزاره جدی تاکید کنم که در منطق ایدئولوژیک ما هدف وسیله را توجیه نمی‌کند. اما این گزاره را نیز مورد تاکید قرار می‌دهم که هدف وسیله مورد نیاز خود را تولید می‌کند. هدف ما اگر منافع ملی جمهوری اسلامی ایران است باید متناسب با آن وسایل و ابزار لازم را فراهم کنیم و در بافت‌های موقعیتی متفاوت از ابزار متناسب با اهداف خود برای حصول نتیجه مطلوب بهره‌مند شویم. هدف وسیله را توجیه نمی‌کند اما وسیله مقصود خود را طلب می‌کند و باتوجه به موقعیت خود ادبیات مناسب را تولید خواهیم کرد و اگر بپذیریم اصلی‌ترین مبنای قدرت دانش است بارزترین نشانه دانش در ساحت سیاست بازتولید ادبیات متناسب با موقعیت است. به نظر می‌رسد در این موقعیت به بازپردازش ادبیات سیاسی خود در پرونده هسته‌ای نیاز داریم.