سید محسن بنیطبا
بدون شک حاکمیت آمریکا بر نظم نوین جهانی بر کسی پوشیده نیست، بسیاری از کشورهای جهان بر این باورند که نفوذ و حاکمیت آمریکا بر جهان امروز امری غیرقابل انکار است، و آمریکا رهبر بلامنازع جهان به حساب میآید. همچنین بسیاری از کشورهای به خصوص جهان سوم، معتقدند جهان امروز به رهبری بی قید و شرط آمریکا نیازمند است. نظام تک قطبی به رهبری آمریکا در وضعیت کنونی، با توجه به برتری نظامی و اقتصادی این کشور در جهان از بحران اخلاقی فجیعی رنج میبرد و همین امر باعث تضعیف حاکمیت آمریکا بر کل جهان شده است. به تدریج جهان به این واقعیت رسیده که واشنگتن نمیخواهد از برتریهای خود در جهت حاکمیت بر جهان و ایجاد راهحلهای مسالمتآمیز در مشکلات آن استفاده کند.
ولی برعکس درصدد است تا جهان رهبری بیچون و چرا این کشور را جهت توسعه دایره نفوذ بر جوامع دیگر، به رسمیت بشناسد. در واقع ایالات متحده آمریکا به جای اینکه پیشنهادات سازنده و منطقی را برای مقابله با مشکلات فزایندهای (نظیر توسعه نیرویانسانی، بهبود وضع محیط زیست، صلح و امنیت جهانی، آزادی بشریت و حفظ کرامت انسانی به دور از نظام دیکتاتوری، ترور و شکنجه) به کارگیرد میخواهد تجارت خود را در بازارهای آمریکا تضمین کند.
اولویتبندی ایالات متحده جهت تحکیم پایههای نفوذ و حاکمیت خود بر جهان مانع از این شده است که نظام بینالمللی قانونمندی در جهان شکل گیرد.
این اقدام فقط موجب بازیچه گرفتن قوانین سازمان ملل و تبدیل این سازمان به ابزاری جهت منافع سیاسی آمریکا، تبدیل شده است. از طرف دیگر این امر باعث شده تا آمریکا هر گونه گفتوگو چند جانبه را برای حل مشکلات جهان که خواست تمام کشورهای است، به حاشیه بکشد. تمسک جستن به حاکمیت زور، شرط کافی قرار گرفتن آمریکا بر کرسی واحد جهان نیست، زیرا آمریکا از تمام فاکتورها جهت وضع استراتژی جهانی در روی کرهزمین برخوردار است. آمریکا به موازات توسعه حاکمیت مادی خود بر جهان، اسباب نگرانی جهان را فراهم کرده و همین انگیزه حاکمیت آمریکا را زیر سوال برده است.