علیرضا داوری / کارشناس روابط بینالملل
پس از چندین ماه کش و قوس سیاسی و مذاکرات فشرده، عاقبتالامر شورای حکام آژانس بینالمللی انرژی اتمی در خصوص گزارش پرونده هستهای ایران به شورای امنیت سازمان ملل متحد به توافق رسید و با 27 رای موافق در برابر 5 رای ممتنع و 3 رای مخالف نظر خود را در این خصوص اعلام نمود. اما سوال اصلی در این راستا این است که چرا به رغم اظهارات مذاکرهکننده کشورمان در خصوص عدم هماهنگی و ائتلاف اکثریت کشورها با اعلام گزارش موافقت نمودند. متاسفانه برخلاف خوشبینی دستگاه دیپلماسی کشورمان، در نشست اخیر شورای حکام از سه کشور اروپایی، آمریکا، روسیه و چین بررسی مشترکی در خصوص پرونده ایران صورت گرفت و این کشورها تصمیم گرفتند که در یک تصمیمگیری مشترک شورای امنیت را از پرونده هستهای ایران آگاه سازند. این مساله نشان میدهد که چین و روسیه همکاری و همگامی با اروپا و آمریکا را بر ایران ترجیح داده و با اتخاذ یک سیاست میانهرو به کلمات دیپلماتیک اما و اگر روی آوردهاند و از نگاه دیگر مذاکرهکنندگان ایران آنچنان چانهزنی خوبی را از خود نشان ندادهاند.
چنانچه میدانیم تا پیش از نشست لندن و نشست اخیر شورای حکام، بین غرب (آمریکا و اروپا) و شرق (روسیه ـ چین) بر سر نحوه رویارویی با پرونده هستهای ایران، اختلاف وجود داشت. کشورهای غربی، به ویژه آمریکا، اصرار داشتند که پرونده هستهای ایران باید به شورای امنیت ارجاع شود، ولی چین و روسیه، این پافشاری را منطقی نمیدانستند و زمان کنونی را برای این کار مناسب نمیشمردند حتی در دیدار وزیر خارجه کشورمان با همتای چینی خود و سفر لاریجانی به روسیه هر دو کشور مخالفت خود را با ارجاع پرونده ایران به شورای امنیت اعلام کرده بودند اما قبل از نشست فوقالعاده شورای حکام در نشست لندن راهحل میانهای برای حل اختلاف این دو گروه پیدا شد، به این ترتیب که به جای ارجاع پرونده به شورای امنیت، برای تصمیمگیری، صرفا گزارش از فعالیتهای هستهای ایران به این شورا «جهت اطلاع» ارسال شود که این راهحل در نشست شورای حکام نیز به تصویب رسید و نشان داد که کشورهای غربی و حتی چین و روسیه نیز خارج از سازمانها و نهادهای بینالمللی سیاستهای خود را بر اساس منافع ملی خاص خود طراحی مینمایند و نشست در سازمانهای بینالمللی صرفا محل تصویب و نه چانهزنی است.
در نهایت گام اول که میتواند تأثیرات منفی بر جای بگذارد برداشته شد. نفس قطعنامه اخیر شورای حکام بر آن است تا به این وسیله فشار علیه ایران را تشدید و به ایران اعلام نماید که ارجاع به شورای امنیت، یک بلوف نیست، بلکه میتواند صورت عملی به خود بگیرد و مشکلاتی را به وجود آورد. از نگاه دیگر هنوز فضای مناسب برای گفتوگو وجود دارد و استفاده کردن از واژه پایان دیپلماسی مناسب فضای کنونی پرونده ایران نمیتواند باشد زیرا راه را برای اظهارات دیگر مقامات کاخ سفید و تبلیغات منفی و مخرب رسانههای مسموم باز مینماید. ایران باید نشان دهد که هنوز هم مانند سابق در چارچوب مذاکرات مسالمتآمیز و اجرای انپیتی گام میبردارد. بنابراین هنوز هم گفتوگو تنها شیوه و بهترین راه برای برخورد با پرونده هستهای ایران است. بنابراین باید بر این نکته تاکید کرد که ارجاع گزارش پرونده هستهای ایران به شورای امنیت پایان دیپلماسی نیست و گزینههایی همانند حمله نظامی به ایران تنها متعلق به میز است.
در این راستا ما باید بکوشیم با پیشه کردن سیاست صبر، راهی برای خروج از بنبست و ارتقای روابط فیمابین یافته و حقوق حداکثری خود را در این پروژه لحاظ کنیم و با طرفهای مقابل به توافق برسیم. در واقع اظهارات ناسنجیده آن هم در چنین اوضاعی، میتواند برای برخی کشورها که دم از دوستی با ایران میزنند اما در لوای آن اقداماتی دیگر انجام میدهند، موثر باشد. مسکو و پکن که اکنون با گزارش پرونده ایران به شورای امنیت موافقت کردهاند، برآنند در مذاکرات آتی خود با تهران، امتیازات بیشتری را از آن خود کنند، بنابراین، موضوع کنونی این دو کشور را نمیتوان رویکرد دایمی و استراتژیک آنها دانست و آن را دارای همان خاستگاهها و دیدگاههای آمریکا و اروپا برشمرد. روسیه و چین، با مشارکت در طرح گزارش به شورای امنیت، همچنان درصدد امتیازگیری از آمریکا، اروپا و ایران هستند. در واقع، روسها و چینیها، از شگرد بازی در میانه میدان بهره گرفتهاند تا بتوانند هم از توبره بخورند و هم از آخور.
هرگونه تصمیمگیری شتابزده وضعیت را پیچیدهتر و تصمیمگیری را هزینهزاتر میکند و این اصل که هرگونه امتیازدهی، منجر به پیشرویهای بیشتر و بلاعوض طرف مقابل خواهد شد، همچنان پابرجا خواهد ماند. تشدید فعالیتهای دیپلماتیک، بازگرداندن مسیر پرونده هستهای به فاز حقوقی و فنی گزینههایی هستند که باید در شرایط حاضر بر آن تاکید شود و اکنون زمان برای رو کردن برخی برگها زود است. باید لحن همکاری در این مساله را با ظرافت خاص دیپلماتیک عنوان کرد. باز باید بر این نکته تاکید کرد که گفتوگو تنها شیوه و بهترین راه برای برخورد با پرونده هستهای ایران است و این مهم است که گفتوگوها با ایران به چه شکلی ادامه پیدا کند.
ایران باید به نحوی عمل نماید که اروپا در تداوم گفتوگوهای خود بر ایران سیاستهای جدیدی را در پیش بگیرد و اروپا چارچوب جدیدی برای ادامه گفتوگوهای خود بر سر موضوع هستهای ایران پیدا کند. البته باید در لوای تلاشها این نکته نیز برای اروپا و جامعه جهانی مشخص شود که زمانی اختلافنظرها با ایران بر سر برنامههای هستهای این کشور حل و فصل پیدا میکند که زمینه مناسبی برای غنیسازی اورانیم در خاک این کشور و دستیابی به فناوری روز و جدید برای آنها میسر و فراهم شود. باید تلاش شود تا با گفتوگو با ایران امکانی به این کشور داده شود تا مراحل لازم برای دستیابی و برخورداری از تکنولوژی روز هستهای محقق شده و ایران بتواند از این راه به فناوری پیشرفته مسلط شود.
بدیهی است اگر قرار است امتیازی بگیریم، باید امتیازی بدهیم و بالعکس، لذا لازم است برگ برندههایی در دست داشته باشیم، بنابراین در اوضاع کنونی و در آینده حساسی که پیش رو داریم، هیچ چیزی به اندازه برگهای برنده، یاریمان نخواهد کرد. بنابراین، انفعال و ترس از گزارش پرونده به شورای امنیت، دقیقا همان چیزی است که طراحان قطعنامه اخیر شورای حکام، درصدد آنند. واقعیت امر این است که غربیها نمیخواهند وارد یک بازی پرهزینه و با آیندهای نامعلوم شوند. بنابراین، پیامی که در این مقطع از ایران به غرب باید مخابره شود، باید به روشنی حامل این گزاره باشد که ادامه تندرویهای غرب، هر چند میتواند برای ایران هزینهزا باشد، ولی ایران، تنها کشوری نخواهد بود که این هزینهها را میپردازد. بنابراین، بهتر است به مشی میانهروانه و منطبق با بازی برد ـ برد بازگردند، زیرا این ماجرا، یا به باخت ـ باخت منتهی میشود و یا به برد ـ برد و حالت سومی وجود ندارد که بنابرآن، غربیها به باخت ایران و برد خود دل خوش کنند.