ر - حاجیبیگی
در طی سالهای طاقتفرسای جنگ، حوادث تلخ و شیرین بسیار زیادی اتفاق افتاد.
شاید شیرین دانستن جنگی که پیامدهای آن هنوز در جامعه ادامه دارد و کاملا احساس میشود؛ در نظر اول کمی غیرمنطقی و ماجراجویانه به نظر بیاید اما شیرینی جنگ گذشته "صرفنظر از این که در پایان سبب مغبون شدن دشمن زبون شد و جوانان برومند ما نگذاشتند حتی یک وجب از خاک کشور ما توسط آنان تصاحب شود" در آن بود که باز هم تاریخ پر شد از حماسهسازان و رشادتهای آنها، حماسهسازانی که فرزندان این آب و خاکند و با ما قومیت و ملیت مشترکی دارند و باز هم نام ما به عنوان ملتی مقاوم و سرسخت در حافظه تاریخ جهان ثبت شد، ملتی که اجازه نفوذ به هیچ دشمن بیگانهای را نمیدهد.
صفحات تاریخ سرزمین ما پر است از تهاجمات و حملهها، ما بارها با هجوم بیگانگان مواجه شدهایم! از اقوام وحشی تاتار و بربر گرفته تا اسکندر، رومیها و مغولها، اما همیشه یا آنها را از دیارمان راندهایم و یا این که آنها را جذب فرهنگ غنی کشورمان کردیم. در ما حل شدند، هویتشان را از دست دادند و هویت غنی ما را پذیرفتند و دیگر اثری از آنان به جا نماند بجز یک نام شوم و خاطرات تلخ آمدن این میهمانان ناخوانده.
مردم ما، مردمی متهور و پرغرور هستند و مطمئنا در هیچ برههای از زمان سرتسلیم در مقابل دشمن بیگانه فرود نیاورده و نخواهند آورد و شیرینی جنگ هشت ساله هم در بطن همین مساله نهفته بود – ما دیدیم، از نزدیک شاهد بودیم چگونه ملت در مقابل همه نقشههای شوم کشور کوچکی به نام عراق که خودش به تنهایی جرات ابراز وجود نداشت بلکه به اتکای کشورهای ثروتمند دیگری همچون دوستان عربی و غربیاش رویای خام تصرف این خاک مقدس را در سر پرورانده بود – ایستادگی کرد.
پایداری کرد تا در نهایت موفق به راندن این مزاحم کوچک! شد، مطمئنا اگر زمانی باز هم کشور دیگری هوس حمله به ایران جاودانه به سرش بزند و در حرکتی اشتباه قصد تصرف و تعرض به کیان پاک سرزمین ما را در سر بپروراند، باز هم تمام آن خاطرات شیرین تکرار خواهد شد، سلحشوریها، رشادتها، پایمردیهای جوانان و پیشکسوتانمان باز هم تکرار خواهد شد که این مسایل نمادهای مقدس جامعه ما هستند.
اما جنگ تلخیهای زیادی هم داشت، تلخیهایی که خاطرمان را آزرده کرد. دلمان را شکست و چشمهایمان را اشکبار کرد. ویرانیهای جنگ، شهادت جوان زیبا و برومندمان، معلولیت فرزندان رشید این آب و خاک و هزاران اتفاق ناگوار دیگر.
هنوز داغ ویرانی زیباترین شهرهایمان در دلهامان تازه و زنده است و نمیتوانیم فراموش کنیم از خرمشهر، آن بندر افسانهای و زیبای جنوب فقط تلی از خاک بجا ماند!...
کودکان شهدا بدون حضور پدر با ما و در کنار ما زندگی کردند. رشد کردند و اینک خود جوانی شدند مانند پدر سلحشور و رشید. اما غم بیپدری به وضوح در چهرههاشان و در چشمهای غمگینشان پیداست و ما در اندوهشان شریک و آزرده خاطر بودیم از این که این گونه قربانی این جنگ ناخواسته شدند و این تهاجم وحشیانه آنها را از داشتن پدری خوب محروم کرد.
جانبازان ما، این قهرمانان ملی سرزمینمان در رنجند و از رنج ابدی آنان قلب و روحمان آزرده میشود، از خاطر نمیبریم جوان برومند و نیکو خصلت شادابی که با هزاران امید و آرزو در دل برای دفاع از تمامیت کشورش به میدان مبارزه رفت و خموده و شکسته و معلول از جنگ بازگشت در حالی که جوانیش را در خاکریزهای جبهه جا گذاشته بود!
آری اینها واقعیتهای تلخ جنگ هستند و تمامی این حوادث تلخ یا شیرین دلیل مسلمی است برای این که با دیدی سیاسی به جنگ نگاه نکنیم، جنگ ما یک اتفاق سیاسی نبود، در مقطعی از زمان مرزهای کشور مورد هجوم یک بیگانه خونخوار قرار گرفت، چه باید میکردیم؟ تسلیم؟! نه مطمئنا هیچ عقل سلیمی این خفت را نمیپذیرفت و ما هم مردمی نبودیم که زیر یوغ بیگانگان زندگی کنیم.
پس دفاع یک ضرورت بود، ضرورت حفظ و بقای کشور چه از لحاظ فرهنگی و اجتماعی چه از بعد حفظ حریم جغرافیایی.
اینک آرامش سالهای بعد از جنگ را تجربه میکنیم. با توجه به همه آنچه که بر ما گذشته است اختلاف دیدگاههای احتمالیمان را در مورد دفاع مقدس باید کنار بگذاریم و با دیدی ملی به این حماسه زیبا بنگریم و باید دوباره و چند باره همه وقایع آن مقطع از تاریخ را برای کوچکترها با زبانی شیوا تعریف کنیم، دلایل وقوع آن مبارزه دلاورانه را توضیح دهیم و واژه ایثار را برایشان معنی کنیم.
مبادا آنها درباره نسل ما دچار اشتباه شوند و ما نسلی ماجراجو و هیجان زده فرض کنند که احساساتمان بر منطقمان غلبه کرد! آنها باید بدانند ما از جنگ گریزان بودیم و جنگ را اشتباه مخوف انسانی میدانسته و میدانیم اما کشور مورد تعدی و تجاوز بیگانگان قرار گرفته بود و باید دست بیگانگان کوتاه میشد تا صلح و آرامش به سرزمینمان بازگردد.
باید با همدلی و دیدی غیرسیاسی در کنار هم و با هم به تعبیر و تفسیر رشادتها و شهادتها بپردازیم تا از ایثارگرانمان الگوی مناسبی برای نسل جوان طرح کنیم، نسلی که در هجوم هجمههای بیامان غرب قرار گرفته است و شاید در مواردی آسیبپذیرتر از پیشینیان خود باشد.
پس به دفاع مقدس با دیدی ملی - میهنی و عقیدتی بنگریم و اختلافنظرها را نادیده بگیریم.