تاریخ انتشار : ۱۲ شهريور ۱۳۹۱ - ۱۴:۰۸  ، 
شناسه خبر : ۱۵۱۰۹۴

احسان صالحی طالقانی
باورها و عقاید ادیان الهی همواره در میان پیروان آن ادیان از قداست ویژه‌ای برخوردار بوده و آنان در برابر اهانت به این باورها متأثر شده و به فراخور آن عمل، عکس‌العمل نشان داده‌اند. البته محل تردید نیست که مناظره و گفتگوی علمی درون دینی و یا میان ادیان با انگیزه کشف حقیقت نه تنها مذموم نیست بلکه مورد تایید ادیان الهی و دین مبین اسلام بوده و آنان که فقط از سر تقلید از نیاکان، دین خود را برمی‌گزینند مورد نکوهش اسلامند."انا وجدنا اباءنا علی امه و انا علی آثار هم مقتدون".
با این توضیح آنچه که امروز خشم جهان اسلام را – در سطح امت‌ها - برانگیخته است، اهانت به ساحت مقدس پیامبر عظیم‌الشان اسلام(ص) با چاپ کاریکاتورهایی با شعار "آزادی بیان" است. اگرچه در برابر این رفتار گستاخانه، حق برانگیخته شدن احساسات و نمایاندن خشم و خروش مسلمین از این اقدام محفوظ است اما التفات به پشت‌پرده و ریشه‌یابی شق اخیر اسلام‌ستیزی در درجه برتری از اولویت قرار دارد. آیا هدف از تجمع در برابر سفارتخانه کشورهایی چون اتریش و دانمارک، صرفا دشمنی با این کشورهاست؟ و آیا این کشورها در نقطه وسط سیبل دشمنان جمهوری اسلامی قرار دارند؟
پاییز سال 74، دادگاه محلی میکونوس آلمان با صدور رای علاوه بر ایراد اتهامات واهی به جمهوری اسلامی، مقامات عالیرتبه نظام را - به زعم خویش - متهم و محکوم نمود. آلمان کشوری است که از سطح مبادلات اقتصادی گسترده‌تری نسبت به سایر کشورهای اروپایی با ایران برخوردار بوده است، با این همه دولت این کشور، با توجیه تفکیک قوا و عدم دخالت در مسایل قضایی این رای مخدوش را تایید نمود و بر آن صحه گذاشت. در همان هنگام تجمعاتی مشابه تجمعات چند روز اخیر مقابل سفارت آلمان برگزار گردید و درخواست‌های مشابه و بلکه تندتر از آنچه امروز بیان می‌شود، در آن مقطع عنوان گردید. اما آیا آلمان هدف اصلی جمهوری اسلامی در میان دول درگیر با ایران بود؟
نگاهی به بیانات مقام معظم رهبری در همان ایام (نوروز 75)، در جمع زائران و مجاوران حرم رضوی، پاسخ روشن به پرسش‌های فوق و راهگشا برای چینش دوستان و دشمنان در نگاه به آینده خواهد بود:
"ما در صحنه بین‌المللی مجبوریم با دشمنان این ملت مبارزه کنیم. ای کاش این ملت هیچ دشمنی نداشت و ما هم مجبور نبودیم با او مبارزه کنیم؛ اما این ملت، دشمنان لجوج، عنود، خبیث، رذل، دروغگو و خطرناکی دارد.
باید با آنها مبارزه کرد. در زمینه مبارزه بین‌المللی نیز، ما دو گونه دشمن داریم.
یکی دشمنان اصلی، که مبارزه ما با آنهاست و دیگری دشمنان غیر اصلی. ما با آنها مبارزه نمی‌کنیم، بلکه سعی می‌کنیم با آنها تفاهم نماییم؛ آنها را از اشتباه خارج و از دشمنی منصرف کنیم. این مربوط به دشمنان درجه دو است. حتی در مواردی نمی‌شود به آنها دشمن گفت. عمده، دشمنان اصلی هستند. دشمن اصلی برای جمهوری اسلامی ایران کیست؟ امروز دشمن اصلی ما در دنیا، صهیونیست و استکبار است. اصل قضیه در دشمنی با اسلام و نظام جمهوری اسلامی و ملت ایران، صهیونیست و استکبار است.
اگر بخواهیم استکبار را درست ترجمه کنیم، امروز با دولت متجاوز و مستکبر و یاغی و گردنکش آمریکا تطبیق می‌کند. امروز عمده مستکبرین عالم آنها هستند. داستان استکبار برای همه ملت‌ها، داستان تلخی است."
" امروز در راس دشمنان خارجی این ملت – که مبارزه اصلی سیاسی خارجی ما در دنیا با اوست... رژیم فاسد غاصب خبیث صهیونیست حاکم بر فلسطین اشغالی و پشت‌سر او، رژیم ایالات متحده آمریکاست."
"اینها دشمنان اصلی ما هستند. البته در گوشه و کنار دنیا، باز هم علیه ما دشمنی و خباثت می‌شود، اما اینها آن اهمیت چندانی ندارد و مساله اصلی نیست. همین قضایای اخیر دستگاه قضایی آلمان که یک حرکت بسیار زشت و نفرت‌انگیزی را به خاطر صهیونیست‌ها انجام دادند، از این نوع است. البته دولت آلمان خودش را کنار می‌کشد و می‌گوید به دستگاه قضایی کشورش مربوط است. هم ما می‌دانیم و هم آنها می‌دانند که این طور نیست که دولت آلمان، تسلطی بر دستگاه قضایی کشورش نداشته باشد، جاهایی را خود ما مطلعیم که اعمال نفوذ کرده‌اند. در حقیقت فشار صهیونیست‌ها به دولت آلمان و دستگاه قضایی آن کشور است. اما اهمیتی ندارد. اینها کارهایی است که باید دولت ما و وزارت امور خارجه خود ما حل و فصل کنند که بحمدالله به خوبی مشغول خدمتند و کار می‌کنند و حل و فصل هم خواهند کرد. اینها چیزی نیست که به عنوان یک مساله برای ملت محسوب شود. آنچه که برای ملت مهم است، همین نکته ای است که اشاره کردم؛ یعنی مساله آمریکا و اسراییل. اساس مساله این است."
با توجه به این بیانات و همان‌طور که در ابتدای این نوشتار ذکر آن رفت، شناخت صحیح دشمنان و تحلیل عمیق اهداف، استراتژی و تاکتیک‌های اجرایی او، از درافتادن به دام‌های گسترانده شده پیشگیری می‌نماید.
آمریکا و اسراییل دشمنان اصلی جمهوری اسلامی ایران‌اند و این همان نکته‌ای است که غفلت از آن، مطلوب و موردنظر این دو قدرت شیطانی است. برای واکاوی چرایی رفتار لابی‌های صهیونیستی فعال در اروپا و مطبوعات غربی نیاز به نگاه همه‌جانبه به تحولات نرم‌افزاری و سخت‌افزاری در میان جهان اسلام است.
در بعد سخت‌افزاری پیروزی‌های پیاپی اصولگرایان در انتخابات‌های لبنان، افغانستان، عراق و فلسطین(حماس) شواهدی بر این گزاره‌اند.
در بعد نرم‌افزاری موضوع، رییس‌جمهور اسلامی ایران با تاکید بر دیپلماسی فعال در عرصه سیاست خارجی، خط قرمزهای غیرواقعی صهیونیست‌ها را شکست و در هنگامی که رژیم صهیونیستی با عقب‌نشینی از غزه درصدد القای مشروعیت خود به افکار عمومی و هموار کردن راه مذاکرات علنی و عادی‌سازی روابط با کشورهای اسلامی بود، جمهوری اسلامی بار دیگر از اساس این مولود را غیرمشروع جلوه داد و احمدی‌نژاد بر حذف اسراییل از صفحه روزگار تاکید کرد. پس از چندی در حالی که لابی‌های صهیونیستی هنوز در شوک این هجوم به سر می‌برند، شوک دوم (بر مبنای استراتژی "شوک و بهت") با به چالش کشیدن افسانه بی‌پایه هولوکاست توسط رییس‌جمهور وارد گردید. منطق گفتاری احمدی‌نژاد هم ساده و قابل فهم بود و هم از منطقی استوار برخوردار. لذا به زودی طیف وسیعی از روشنفکران و اندیشمندان به همراه افکار عمومی جهان - با وجود سانسورهای رسانه‌ای – به بررسی و ریشه‌یابی این علامت سوال بزرگ برآمد.
پرسشی که یافتن پاسخ آن نه دشوار بود و نه زمان بر و در صورت احاطه افکار عمومی جهان و به ویژه مسلمین به حقیقت ماجرا و زیرسوال رفتن ماهیت وجودی و حقوقی رژیم اشغالگر، زیست این رژیم با خطر جدی مواجه می‌شد. لذا تعیین آلترناتیوی برای این مشغولیت ذهنی، در دستور کار لابی‌های صهیونیستی - آمریکایی غرب قرار گرفت و فاز اجرایی آن به کشورهای درجه دو اروپایی به لحاظ وجهه نرمتر آنان سپرده شد و این همان نکته‌ای است که نگارنده، غفلت نسبت به آن را مطلوب قدرت‌های شیطانی می‌انگارد. پروراندن ابعاد ضدبشری رفتارهای آمریکا و اسراییل و زیرسوال بردن ماهیت وجودی این رژیم در تجمعات، بیانیه‌ها و هرآنچه که در ساختار و محتوا اعراض به اهانت به مقدسات را دنبال می‌کند، راهکاری برای فرار از دام صهیونیستی پیش گفته است.