تاریخ انتشار : ۱۰ مهر ۱۳۹۱ - ۱۵:۱۱  ، 
شناسه خبر : ۱۵۱۰۹۷
محمدصادق امینی / yashar0072003@yahoo.com اشاره: پاپ ژان پل دوم رهبر کاتولیک‌های جهان در پی یک بیماری طولانی به جهان باقی شتافت. پاپ که لهستانی‌الاصل بود در طول حیات خود توجه خاصی به جوانان و گفت‌وگوی ادیان داشت به همین دلیل انتظار می‌رود جانشین او نیز در همین راستا قدم بردارد. آنچه در زیر می‌آید بررسی زندگی و فعالیت‌های پاپ ژان پل دوم است.

ویژگی‌های اخلاقی پاپ
1- شجاعت در گفت‌وگو
پاپ ژان پل دوم به عنوان رهبر کاتولیک‌های جهان روشی مخصوص به خود داشت. او از جمله کسانی بوده که به ارتباط مستقیم با مومنان مخصوصا جوانان اعتقاد داشت. در فرهنگ امروز که جوانی و زیبایی را تحسین می‌کند وجود شخصی مثل او که در کنار ارتباط منحصر به فردش با جوانان حمایت خاصی از افراد سالخورده و ناتوان داشته دلیل ارزشمندی برای اثبات شخصیت منحصر به فرد اوست. از دیگر ویژگی‌های اخلاقی او می‌توان به شجاعت او در گفت‌وگو و شکستن سنت‌های قدیمی کلیسای کاتولیک اشاره کرد. شاید او هیچ وقت تصور آن را نمی‌کرد که روزی به مقام بزرگی چون رهبری تمام کاتولیک‌های جهان برسد.
اما به هر حال هنگامی که پاپ ژان پل دوم قدرت را در دست گرفت کلیسای کاتولیک با مشکلات زیادی دست و پنجه نرم می‌کرد. پاپ جدید تنها امید واتیکانی بود که در زیر فشار زیادی از دنیای بیرون بر سر مسایلی نظیر گسترش آزادی‌های جنسی، شیوع طلاق، افزایش هم‌جنس‌بازی (در کشورهای کاتولیک) قرار گرفته و در درون نیز از اختلافات میان آزادی‌خواهان و محافظه‌کاران رنج می‌کشید. با انتخاب او توسط شورای کاردینال‌ها در اکتبر سال 1978 (اوج سالهای جنگ سرد) به عنوان اولین پاپ غیرایتالیایی که بعد از 455 سال قدرت را از دست اسقف‌های ایتالیایی خارج کرد، جهان در بهت و شگفتی زیادی فرو رفت تا آن جایی که تعدادی از کارشناسان مسائل سیاسی و مذهبی انتخاب او را از کشور کمونیستی لهستان که در آن زمان عملا دین را به رسمیت نشناخته بود انتخابی سیاسی می‌دانستند.
بررسی زندگی و ابعاد شخصیتی پاپ ژان پل دوم از آنجایی حائز اهمیت است که او نظرات و دیدگاههای تقریبا متفاوتی با سایر همکیشان خود داشته و به نوعی اقدام به سنت‌شکنی تاریخی در ارتباط دنیای مسیحیت با ادیان مختلف بخصوص مسلمانان کرد او تنها پاپی در طول تمام تاریخ بشریت بوده که پا به مسجد مسلمانان گذارده و اقدام به بوسیدن کتاب آسمانی مسلمانان "قرآن" کرده است.
پاپ ژان پل دوم دارای ویژگی‌های اخلاقی منحصر بفردی بوده که مسلما او را برای مدت بیشتری از همکیشان خود در تاریخ بشر جاودانه خواهد کرد. تا سال 1998 که 20 سال از حکومت او بر کلیسای کاتولیک می‌گذشت او به بیش از 100 کشور جهان سفر کرده و به نوعی باعث افزایش اقتدار و احترام مقام پاپ در سایر کشورهای جهان (حتی در کشورهای اسلامی) شده بود. پاپ ژان پل دوم در طول حیات خود از بیش از 120 کشور جهان بازدید کرده و با مقامات رده بالای سیاسی آنان به گفتگو و مذاکره پرداخته بود. با محاسبه مسافت سفرهای پاپ به این نکته جالب پی می‌بریم که او در طول سفرهایش بیشتر از 25 بار کره زمین را دور زده که این نشان‌دهنده آن است که او حتی بیشتر از بزرگ‌ترین و قدرتمندترین سیاستمداران عصر خود اقدام به سفر کرده است.
از زمانی که پاپ در هشتمین و آخرین سفرش به فرانسه گفت:" فکر می‌کنم به پایان زیارت‌هایم نزدیک شد‌ه‌ام" مشخص گردید این رهبر بزرگ کاتولیک‌های جهان در حال سپری کردن آخرین روزهای حیات خود بوده و جهان کاتولیک باید در جستحوی پاپ جدیدی باشد. از همگام وخامت وضعیت جسمانی پاپ نظریه‌پردازان به احتمال استعفای پاپ اشاره می‌کردند که این احتمال هیچوقت عملی نشد و با مرگ پاپ پرونده آن نیز بسته شد. شاید بتوان گفت که مهم‌ترین دلیل پاپ برای عدم قبول استعفای احتمالی وی (به علت ضعف جسمانی‌اش برای اجرای مراسم عبادی) احتمال بروز نوعی تفرقه میان آزادی‌خواهان و محافظه‌کاران در کلیسای کاتولیک بوده باشد. از طرف دیگر خود پاپ معتقد بود که این خداوند است که زمان خروج او از این مقام را مشخص می‌کند (در حال حاضر محافظه‌کاران بر سنت‌های معنوی و عبادی کلیسا تاکید می‌کنند و آزادی‌خواهان خواستار آیین کاتولیک فعال و از لحاظ سیاسی درگیر مسائل روز هستند).
مقام پاپ از جمله مقام‌هایی است که تازمانی که پاپی در قید حیات است منحصرا در اختیار وی بوده و نمی‌توان او را با وجود بیماری و کهولت بازنشسته یا وادار به کناره‌گیری کرد، به همین دلیل انتخاب هرگونه جانشینی برای پاپ در زمان حیاتش بر خلاف قوانین کلیسای کاتولیک است. به علت قوانین موجود در کلیسای کاتولیک تاکنون هیچ پاپی موفق نشده است که در زمان حیاتش برای خود جانشینی انتخاب کند، این در حالی است که سابقه این ممنوعیت به 15قرن پیش بازمی‌گردد. هنگامی که پاپ فلیکس پنجم، رهبر کاتولیک‌های جهان در قرن ششم قصد داشت پیش از مرگش جانشینی برای خود انتخاب کند ولی سنای روم با این تصمیم مخالفت کرد و با تصویب قانونی هرگونه بحث درباره جانشینی پاپ در زمان حیات او را ممنوع نمود.
تاریخ از پاپ چه به یاد می‌آورد:
پاپ ژان پل دوم در کنار فعالیت‌های مذهبی، فعالیت‌های سیاسی زیادی را نیز در پرونده خود ثبت کرده است. انتخاب پاپ ژان پل دوم به سال  1978 تأثیر بسیاری بر تحولات اواخر قرن بیستم در شرق اروپا و در زمان جنگ سرد به دنبال داشت. او بر خلاف سایر رهبران کاتولیک‌های جهان از موضع‌گیری درباره مسایل سیاسی و درگیر شدن با قدرت‌های جهان هیچگونه واهمه‌ای نداشت و از این رو می‌توان از او به عنوان سیاسی‌ترین پاپ جهان یاد کرد که به مقابله با کمونیسم برخاست. در این رابطه و قبل از فروپاشی دیوار برلین تاریخ از قول او نقل می‌کند که: نه مسکو، نه نیویورک هیچکدام آینده بشریت نیستند.
حتی به گواهی اسناد موجود در تاریخ می‌توان اذعان کرد که او در شکست کمونیسم در اروپای غربی نیز نقش کلیدی داشته و فروپاشی دیوار برلین نیز یکی از موفقیت‌های بزرگ سیاسی وی بوده است. در حقیقت او با سفر به آلمان به سال 1996 قدرت خود را در مبارزه با کمونیسم به نمایش گذاشت و در ارتباط با این پیروزی بزرگ سیاسی خود گفت: "انسان‌ها را با دیوار و مرز از یکدیگر جدا کرده بودند".
هرچند که ممکن است در ظاهر عنوان شود پاپ ژان پل دوم از پرداختن به مسایل سیاسی خودداری می‌کرده و عملکردی محافظه‌کارانه در خصوص مسایلی نظیر سقط جنین و جلوگیری از بارداری (که از بزرگترین معضلات کلیسای کاتولیک در سالهای اخیر هستند) داشته و تمایلی به وارد شدن در این وادی نداشته، اما دلایلی وجود دارد که خلاف اظهارات فوق را ثابت می‌کند. برای پاپ که کمونیسم را به دلیل مخالفت با مذهب مردود می‌دانست سقوط کمونیسم تحولی مطلوب بود. در این خصوص می‌توان به روابط نزدیک ژان پل دوم با رونالد ریگان رئیس‌جمهور محافظه‌کار آمریکا در دهه 1980 و حمایت او از "لخ والسا" رهبر جنبش همبستگی کارگری لهاستان اشاره کرد که به عاملی تسریع‌کننده در روند تضعیف و فروپاشی کمونیسم منتهی شد.
ویژگی‌های اخلاقی پاپ
1- شجاعت در گفت‌وگو
پاپ ژان پل دوم به عنوان رهبر کاتولیک‌های جهان روشی مخصوص به خود داشت. او از جمله کسانی بوده که به ارتباط مستقیم با مومنان مخصوصا جوانان اعتقاد داشت. در فرهنگ امروز که جوانی و زیبایی را تحسین می‌کند وجود شخصی مثل او که در کنار ارتباط منحصر به فردش با جوانان حمایت خاصی از افراد سالخورده و ناتوان داشته دلیل ارزشمندی برای اثبات شخصیت منحصر به فرد اوست. از دیگر ویژگی‌های اخلاقی او می‌توان به شجاعت او در گفت‌وگو و شکستن سنت‌های قدیمی کلیسای کاتولیک اشاره کرد. او در طول سفرهای گسترده‌ای که در نوع خود بی‌نظیر است اولین پاپی بوده است که به دیدار امپراتور ژاپن که یک پادشاه غیرمسیحی است، رفت.
همچنین علاقه خاصی به ایجاد گفت‌و‌گو بین اسلام و مسیحیت داشته و معتقد بود که گفت‌و‌گو بین اسلام و مسیحیت همیشه یک موضوع ساده نبوده و مسیحیان باید با شجاعت و واقع‌بینی با آن برخورد کرده و با مذاکره به ظلم و ستمی که مسیحیان و مسلمان در طول تاریخ نسبت به یکدیگر روا داشته‌اند به مشکلات خاتمه دهند. از دیگر اقدامات جسورانه پاپ سفر تاریخی او در سال  2000 به فلسطین اشغالی، احداث سفارت واتیکان در تل آویو و ملاقات با یاسر عرفات است. هفت سال پس از آنکه واتیکان در سال 1993 اسراییل را به رسمیت شناخت به فلسطین اشغالی سفر کرد و ضمن انجام مراسم مذهبی در کنار دیوار ندبه برای آمرزش خطاهای کلیسا در حق یهودیان ابراز امیدواری کرد. به اعتقاد او مهم‌ترین خطای کلیسا عدم حمایت از یهودیان در جنگ با نازی‌ها بوده است.
2- اعتراف به اشتباهات:
اسناد فراوانی گواهی میدهد که کلیسای کاتولیک در طول سال‌ها به گونه‌ای در برابر نامردمی‌های آشکار هیتلر و موسولینی سکوت پیشه کرد که عملا تایید زشتکاری‌های آنان شمرده شد. در پایان جنگ دوم جهانی بر این سکوت واتیکان به ویژه پاپ پیوس دوازدهم خرده گرفته شد، واتیکان کوشید این امر را بدین‌گونه توجیه کند که هرگونه موضع‌گیری مخالف، مایه شدت عمل بیشتر هیتلر می‌شد نمایشنامه پرآوازه "نماینده "اثر "رالف کوهوت" که در سال 1963 بر روی صحنه آمد نقش پاپ پیوس دوازدهم را به عنوان "نماینده مسیح" روشن میکند که چه پیوند نزدیکی با هیتلر داشت.
هنگامی که پاپ ژان پل دوم به عنوان پاپ برگزیده شد، امید می‌رفت که او به این خطای کلیسا گردن گذارد، اما او نیز گرچه بارها به گونه‌ای کنایی به آن ماجرا اشاره داشته است ولی هیچ گاه از پاپ پیوس نام نبرد. با این وجود باید پذیرفت که او با پیشینیان خود متفاوت بوده است. به عنوان مثال هنگام سفر به لهستان در ماه ژوئن 1999 در سخنرانی خود در بزرگ‌ترین کلیسای لهستان در شهر "تورون" از همشهری دیگر خود اعاده حیثیت کرد.
او پیش از نام بردن از نیکلاوس کوپرنیکوس(کوپرنیک) که در چهارصد سال پیش مرکزیت زمین را که از پایه‌های مسیحیت بود لرزانید و اثبات کرد که خورشید مرکز منظومه شمسی است و به همین دلیل از سوی کلیسا تکفیر شد. در سخنرانی خود، به زادگاه کوپرنیکوس رفت و از او به خاطر دانشش که خدمت به حقیقت بود قدردانی کرده و به خطای کلیسا گردن گذارد. او در همان سال که در آستانه فرا رسیدن سال 2000 بود در ششم دسامبر در سخنرانی هفتگی‌اش گفت: "در این زمان که کلیسا چشم به راه جشن و شادی رسیدن سال 2000 است،باید به این نیاز پیوسته برای پیراستن و بیان پشیمانی خود از کاستی‌ها توجه داشته باشد. از این رو باید برای گناهان و نقاط ضعف فرزندانش در گذشته طلب بخشایش کند.
هرچند پاپ ژان پل دوم کارنامه درخشانی از خود در راه مبارزه با کمونیسم بر جای گذاشته است، اما در تلاش برای برقراری صلح در سطح بین‌المللی از قدرت چندانی برخوردار نبود هرچند که او معتقد بود" نه مسکو و نه نیویورک، هیچکدام آینده بشریت نیستند" ولی با تحلیلی از مبارزات سیاسی او می‌توان اینطور نتیجه‌گیری کرد که او با حمایت امپریالیسم، مانع از گسترش بیشتر کمونیسم گردید هرچند که او در دهه نود بیش از بیش به انتقاد از جامعه مصرفی غرب پرداخت و همچنین در سال 2003 به مخالفت صریح با جنگ در عراق پرداخت ولی نتوانست مانع از بروز جنگ در عراق گردد.
دیوانه‌ای که می‌خواهی نقش مرا بازی کنی؟
اگر چه پاپ ژان پل دوم اقتدار و هیبت پاپ‌های پیشین جهان که عزل و نصب پادشاهان اروپا توسط آنها صورت می‌گرفت را نداشت ولی طرفداران زیادی در بین کشورهای جهان داشت. در طول حیات پاپ به او خبر داده شد که یک کارگردان به نام "گیاکومو بانیاتو" با حمایت مالی 10 میلیون یوروئی نخست‌وزیر ایتالیا قصد دارد فیلمی دو قسمتی درباره زندگی او بسازد. پاپ ژان پل دوم نیز در دیداری که با Piolr Aclamayk بازیگر معروف لهستانی داشت به او گفت: دیوانه‌ای که می‌خواهی نقش من را بازی کنی - مگر من چه کار کرده‌ام؟ داستان این فیلم در مورد زندگی شخصی مردی است که پاپ شده است.
کسی نمی‌داند چرا؟
خانم جرمین گریر نویسنده کتاب معروف "خواجه مونت" به نوعی از ریاکاری دستگاه کارگزار پاپ اشاره می‌کند و می‌گوید: پاپ ژان پل دوم از جنبش هم بستگی لهستان حمایت کرد، ولی حاضر نشد از کشیش برزیلی‌ها در کامارا که از مبارزه دهقانان بی‌زمین در برزیل دفاع می‌کرد حمایت به عمل بیاورد، آن هم در کشوری که بزرگ‌ترین جمعیت کاتولیک را دارد. کشیشان برزیلی که اعتراض توده‌ای را سازمان‌دهی می‌کردند، خود زیر حملات دولت به اندازه کافی آسیب‌پذیر بودند، وقتی پاپ علیه این کشیشان دست به مداخله زد، مردم فهمیدند کلیسا با آن‌ها نیست. در نتیجه اعتقاد مسیحی از میان فقرای برزیل رخت بربست و در برزیل که  50 سال پیش 99 درصد جمعیت‌اش کاتولیک بودند،حالا فقط 13 درصد به کلیسا می‌روند.
پاپ و دو ترور:
از جمله حوادث مهم و بحث‌برانگیز در طول زندگی پاپ دو سو قصد به جان وی بود که اولین آن در ماه مه 1981 توسط مردی ترک تبار به نام "علی آقچا" صورت گرفت که در این ترور نافرجام پاپ به شدت از ناحیه دست و شکم مجروح گردید. این ترور در حالی صورت گرفت که پاپ در یک مراسم دینی در میدان سن پیتر مشغول پاسخگویی به احساسات مردم بود.
پاپ از این ماجرا جان سالم به در برد ولی زخم‌های آن را با خود به گور برد. در آن زمان حدس و گمان‌هایی وجود داشت که سرویس‌های امنیتی اروپای شرقی در این سوء‌قصد دست داشته‌اند، از این رو پاپ در سال 1983 در زندانی که محل نگه‌داری علی آقچا بود با وی ملاقات نمود. پاپ بعد از این دیدار گفته بود که اطمینان‌یافته که وی به تنهایی دست به این اقدام زده و سازمان‌های امنیتی هیچ کشوری در این ترور دخالت نداشته‌اند.
لازم به ذکر است که علی آقچا معتقد بود مسیح دوم است و هم اکنون در حال بازنویسی انجیل بوده و به زودی کتاب "اسرار فاتیما" را می‌نویسد: به جز علی آقجا که قصد ترور ژان پاپ پل دوم را داشت، القاعده نیز به دلایل مذهبی یکبار تلاش کرد پاپ را در جریان سفرش به مانیل در سال 1994 ترور کند، ولی سرویس‌های اطلاعاتی غربی این عملیات تروریستی را کشف و خنثی کردند.