سرگه بارسقیان
گفتوگو با سفیر آلمان جذابیتهای خاص خود را دارد. نماینده یکی از سه کشور اروپایی شریک مذاکرات هستهای ایران که گرچه جزو پنج کرسینشین شورای امنیت سازمان ملل نیست اما در کنار آنان گروه 1+5 را تشکیل میدهد.
صدراعظمش خانم آنگلا مرکل که تاچر آلمان نامیده میشود از روزی که به قدرت رسیده دیپلماسی فعالی برای حل و فصل دیپلماتیک مساله هستهای در پیش گرفته است. کشوری که بود و نبود «هولوکاست» را باید در آن جست؛ کشوری که رابطه تجاری خوبی با تهران دارد؛ کشوری که مشوق آمریکاییها برای مذاکره مستقیم با ایران است و... حال اگر سفیر آقای بارون پاول فون مالتزان باشد جذابیتها فزونی مییابد. فارغالتحصیل رشته حقوق، تاریخ و عربشناسی در دانشگاه هایدلبرگ، مونیخ و هامبورگ که طی مدت سی و شش سال فعالیت دیپلماتیک هم در پاریس (رایزن فرهنگی) بوده است، هم در لندن (نفر دوم سفارت آلمان) پس اروپا را خوب میشناسد. هم در بیروت بوده است (رایزن مطبوعاتی)، هم در دمشق (قائم مقام سفیر) و الجزیره (قائم مقام سفیر و قاهره (سفیر) پس جهان اسلام و دنیای عرب هم برای وی شناخته شدهاند. حتی وقتی از انتصابش به عنوان سفیر آلمان در تهران در تابستان 2003 (82) سخن میگوید نمیتواند خوشحالیاش را کتمان کند: «وقتی که قرار بود از قاهره به تهران بیایم از انتقالم بسیار خوشحال بودم، چرا که فکر میکردم میتوانم با نوع جدیدی از نگاه به اسلام برخورد پیدا کنم. آشنا شدن با سیستم سیاسی جدیدی که ولایت فقیه نام داشت برایم بسیار جذاب بود. این سیستم دارای عناصر بسیار قوی دموکراتیک است (بیش از عناصر دموکراتیک کشورهای عربی) و در عین حال سیستمی است که به عنوان تئوکراتیک (حکومت دینسالار) شناخته میشود.» سفیر 61 ساله آلمان در تهران تسبیح سفید با خالهای سیاه در دست داشت و وقتی پرسیدم آیا این هدیهای از سوی ایرانیها است یا به واسطه حضورتان در کشور ما با تسبیح آشنا شده و به کار میبرید، با خنده میگوید کارش طی 35 سال اخیر از زمان حضورش در بیروت جمعآوری کلکسیون تسبیح است، انواع و اقسام تسبیح. تفاوت عمده ایران با دیگر کشورهای منطقه از نگاه وی در این است که ایران پلی است بین غرب و شرق، البته نه در چارچوبی که گوته مطرح میکند. بلکه در ایران مظاهر فرهنگ شرقی همچون مهماننوازی به شدت رشد یافته و نضج گرفته است اما به موازات آن جریان روشنفکری قوی و گستردهای دارد که در سایر کشورها به این صورت دیده نمیشود. چیزی که وی را تحت تاثیر قرار داده اتکا به نقس زنان ایرانی در دستیابی به حقوقشان است. در حال حاضر سفیر آلمان که از بدو ورودش به تهران با اوجگیری فشارهای بینالمللی علیه پرونده هستهای ایران و احتمال ارجاع آن به شورای امنیت سازمان ملل روبهرو بود یک دلمشغولی جدید یافته است و خوشحال است به مسائل دیگر - غیر از مساله هستهای - که برای وی جذابیت دارد و مهم است، فکر میکند. کشور وی میزبان هجدهمین جام جهانی فوتبال است. از اینکه تاکنون شرایط جوی و برنامهریزیها خوب بوده احساس رضایت میکند و میگوید هیجان زیادی در آلمان ایجاد شده و آلمانیها که عمدتا تمایل به غر زدن و گلایه کردن دارند به واسطه بازیهای جام جهانی با دید مثبتی به آینده مینگرند؛ چرا که امید هست برگزاری جام جهانی در آلمان به اقتصاد این کشور کمک کند. اما به هر حال آنگونه که تاکید میکند این حالت هیجان فوتبال گذرا است و مسائل مربوط به پرونده هستهای ایران در درازمدت از اهمیت بیشتری برخوردار است. بر همین اساس عقربههای زمان را سه سال به گذشته باز میگردانیم. به حضور سه وزیر خارجه اروپایی (بریتانیا، آلمان و فرانسه) در تهران در پاییز 82 که به امضای توافق سعدآباد انجامید. تهران متعهد شد به صورت داوطلبانه غنیسازی اورانیوم را به حالت تعلیق در آورد و اروپا پرونده را از مسیر نیویورک (شورای امنیت) به وین (شورای حکام آژانس بینالمللی انرژی اتمی) باز گرداند و مذاکرات هستهای آغاز شد. نشست سعدآباد، سفیر آلمان را به یاد کنفرانس تهران در 1943 میاندازد. زمانی که روسای آمریکا، بریتانیا و شوروی در کسوت متفقین در تهران گردهم آمده بودند و در سال 2003 شصت سال بعد - وزیران خارجه سه بزرگ اروپایی به تهران آمدند تا درباره سرنوشت فعالیتهای هستهای ایران مذاکرهای صریح و شفاف داشته باشند. نشست سعدآباد برای مالتزان که خود به همراه دو همتای فرانسوی و بریتانیاییاش در آن حاضر بود جنبه تاریخی دارد. از آن پس در پاییز 2004 (83) قرارداد پاریس منعقد شد و توافقات دیگری میان ایران و سه کشور اروپایی حاصل شد تا اینکه در تابستان 2005 (84) به ارائه بسته پیشنهادی سه کشور اروپایی انجامید.
خواستیم به دولت جدید پیشنهاد بدهیم
تا اینجای کار سفیر خندهروی آلمان لحن رضایت و غرور داشت اما داستان که به تابستان سال گذشته رسید از جا برخاست، تسبیح را به کناری گذاشت و پوشه قرمز رنگی آورد که در آن متن 32 صفحهای پیشنهادهای اروپاییان به ایران در مرداد 84 بود. بخشهایی از متن را خواند: «در نامهای که سه وزیر اروپایی امضا و همراه پیشنهادها ارائه کردند، آمده است آنها اهمیت مساله هستهای ایران را درک میکنند و آمادهاند پیشنهادهای ایران را بررسی و برای رسیدن به توافقی درازمدت تلاش کنند.» از آن پس لحن تاسف بر کلامش چیره شد و مطرح کرد: «متاسفانه بسته پیشنهادی سه کشور اروپایی مورد توجه طرف ایرانی قرار نگرفت. آنها ادعا میکنند که بسته پیشنهادی جایی برای مذاکره باقی نمیگذاشت در حالی که این پیشنهادها چارچوبی برای مذاکره بود. تهران با غیرقابل قبول خواندن پیشنهادها و رد یکطرفه آنها باعث شد مذاکرات به نتیجه نرسد. پس از آن فعالیت هستهای در تاسیسات اصفهان را از سر گرفت و در ژانویه 2006 غنیسازی اورانیوم در نطنز را آغاز کرد.» سفیر آلمان آغاز فعالیتهای جانبی در امر غنیسازی از سوی ایران را موجب بازگشت پرونده به حالت اولیه - پیش از پاییز 82 - دانست که طبق آن پنج عضو دائم شورای امنیت و آلمان در ضیافت شام اندن توافق کردند پرونده به شورای امنیت سازمان ملل ارسال شود. مالتزان تسبیح را مجددا در دست میگیرد اما این بار آن را رد دستش جمع میکند و با جدیت خاصی میگوید: «من شکایت و ناراحتی مقامات ایرانی که چرا پرونده به شورای امنیت رفت را درک نمیکنم. پرونده ایران در سال 2003 در آستانه رفتن به شورای امنیت بود اما به دلیل توافق سه کشور اروپایی با ایران، تهران تعهد کرد در طول مذاکرات، غنیسازی و فعالیتهای مرتبط را تعلیق کند اما دیدیم که فعالیت هستهای در اصفهان را از سر گرفت.»
از سفیر پرسیدیم چرا بسته پیشنهادی پیشین در دوره انتقال دولت در ایران که کشور در شرایط خاص سیاسی و انتقال قوه مجریه از یک طیف به طیف دیگر - بعضا منتقد سیاستهای دولت سابق - قرار داشت ارائه شد. آیا انتخاب این زمان برای ارائه پیشنهادهای 32 صفحهای به ایران مفهوم خاصی داشت؟ مالتزان چنین پاسخ داد: طبیعتا تصمیمگیری برای ایران سادهتر است تا سه کشور اروپایی که در روند تصمیمگیری باید به جهتگیریهای آمریکا هم توجه کند. از سوی دیگر در نظر داشتیم پیشنهادها در زمان دولت جدید مطرح شود، چون محتوای آن فقط مربوط به مسائل هستهای نبود و طیف گستردهای را اعم از سیاسی، اقتصادی و امنیتی در بر میگرفت و طبیعی است که باقی این پیشنهادها به دولت جدید ارائه شود که از این پس با مسائل درگیر است.
3+3 به جای 1+5
اتفاق مهمتری که رخ داده تحولات سیاسی پرونده هستهای ایران است. سفیر آلمان در این باره معتقد است: «آمریکا از ابتدای مذاکرات سه کشور اروپایی با ایران این ابتکار را به طور محدود مورد حمایت قرار میداد. این ذهنیت در اروپا وجود داشت که اگر اروپا پیشنهادی بدهد که مستلزم حمایت و اجرای آمریکا باشد عکسالعمل آمریکا در حمایت از آن قابل پیشبینی نیست. آمریکا بدش نمیآید مذاکرات به بنبست برسد. اما امروزه تغییر زیادی در سیاستهای واشینگتن رخ داده است. در بهار امسال رئیسجمهور و وزیر خارجه ایالات متحده در سفری به اروپا گفتوگوهایی پیرامون پرونده هستهای ایران داشتند و پس از آن در موضع آمریکا تغییر زیادی به وجود آمد و واشینگتن هم به این نتیجه رسید که بهتر است رویکردی مثبت در قبال تهران در پیش بگیریم. ماه مه سال جاری نقطه عطفی در سیاست آمریکا پدید آمد و این کشور موافقت کرد در صورت آغاز مذاکرات با ایران به طور فعال در آن مشارکت داشته باشد و در صورت ادامه مذاکرات، آمادگی ارائه پیشنهاداتی فراتر از بسته پیشنهادی را دارند.»
مالتزان تلاشهای مقامات کشورش در تغییر رویه آمریکا را یادآور شده و میگوید: «اظهارات خانم مرکل در واشینگتن و گفتوگوهای فرانک والتراشتاین مایر وزیر خارجه آلمان تاثیر مهمی در تغییر سیاستهای واشنگتن داشته است. من ماه مه در واشینگتن بودم و با سناتوره و روزنامهنگاران آمریکایی صحبتهای مفصلی داشتم. آنها درباره رفتارشان با ایران به فکر فرو رفته بودند. وقتی به تهران برگشتم کاندولیزا رایس وزیر خارجه آمریکا نطق مهم خود را ایراد کرد که موید تغییر سیاستهای واشینگتن در قبال تهران بود. اما متاسفانه در ایران نقاط منفی این نطق همچون لزوم تعلیق غنیسازی اورانیوم برجسته شد و سیاست جدید آمریکا مورد توجه قرار نگرفت.»
سفیر آلمان میافزاید: «در حال حاضر شرایط جدیدی حاکم شده است. شرایط با سال گذشته تفاوت اساسی دارد. اگر در آن زمان سه کشور اروپایی مذاکرات را انجام میدادند الان آمریکا، روسیه و چین هم به مذاکرات پیوستهاند.» در سفر 6 ژوئن (16خرداد) خاویر سولانا مسوول سیاست خارجی اتحادیه اروپا به تهران مدیران کل سه کشور اروپایی و معاون وزیر امور خارجه روسیه هم حضور داشتند. با این حال مالتزان همچنان تروئیکای اروپایی را محور دیپلماسی هستهای ایران میداند و تاکید میکند: «اصطلاح 3+3 واقعیت را بیشتر ترسیم میکند تا 1+5 کماکان سه کشور اروپایی موتور محرک پیشنهادها هستند که سه کشور آمریکا، چین و روسیه هم به آنها اضافه شده و مجموعه پیشنهادی که اخیرا به ایران ارائه شده مورد حمایت هر شش کشور قرار دارد.» سفیر آلمان از اینکه عکسالعمل اولیه مقامات ایرانی به بسته پیشنهادی مثبت بوده ابراز امیدواری کرده و میگوید: «خوشحالم که این پیشنهادها مورد بررسی قرار میگیرد و به زودی مذاکراتی بین خاویر سولانا و علی لاریجانی از سر گرفته میشود.»
تعلیق غنیسازی فقط برای آغاز مذاکرات
از سفیر آلمان درباره پیششرط 1+5 و به تعبیر دیگر 3+3 برای آغاز مذاکرات سوال شد؛ توقف غنیسازی اورانیوم. مالتزان هم تاکیدی داشت به توافق شش کشور که: «روزی پشت میز مذاکر با ایران مینشیند که تهران غنیسازی را به حالت تعلیق در آورد. این کار به اصطلاح بلیت آغاز مذاکرات است اما اینکه در ضمن مذاکرات چه اتفاقی رخ دهد مساله بعدی است. ایران برای مدتی غنیسازی را متوقف کند تا به نگرانیهای بینالمللی درخصوص ماهیت صلحآمیز برنامه هستهای خود پاسخ دهد.» آیا آلمان پیشنهاد مرضیالطرفینی درخصوص غنیسازی اورانیوم ارائه کرده که هم حق ایران در انجام فعالیتهای هستهای حفظ شود و هم غرب نگرانیهایش را مرتفع کند؟ پاسخ این سوال این است: «آلمان چنین پیشنهادی را مطرح نکرده است. این ایرانیها بودند که پیشنهادهای مختلفی ارائه کردهاند. ممکن است برخی در ذهنشان جنین مسائلی باشد اما در مذاکرات رسمی پیشنهاد جدیدی از جانب برلین عنوان نشده است.» وی در پاسخ به این سوال که غرب با ارائه پیششرط توقف غنیسازی برای آغاز مذاکرات، بازی را آغاز کرده که در نخستین گام شروع آن را سخت کرده است، گفت: «ما نگفتیم ایران باید تا ابد غنیسازی را متوقف کند. کلمه «تعلیق» در خود ویژگی «موقت» را دارد. ما فقط برای آغاز مذاکرات نیازمند تعلیق هستیم. علتش این است که ایرانیها با لغو یکطرفه تعلیق موجب ارسال پرونده هستهای به شورای امنیت شدند حال اگر تعلیق را از سر بگیرند شش کشور هم حاضرند بررسی پرونده در شورای امنیت را به حال تعلیق درآورند. دو تعلیق در برار هم. باید این نکته را مورد توجه قرار داد که تعلیق غنیسازی خواست 6 کشور نیست بلکه خواست شورای حکام آژانس بینالمللی انرژی اتمی و کلیه اعضای شورای امنیت سازمان ملل است. در ایران مساله به صورت انتزاعی مطرح شده است. واقعیت این است که ایران با محصول مرکز هستهای اصفهان و نطنز کاری نمیتواند بکند. آنها مصرف بلاواسطهای ندارند. نیازی به عجله برای شروع فعالیتها نیست. تعلیق موقت مشکلی را ایجاد نمیکند.»
از مالتزان سوال شد میشود از اظهارات شما اینگونه استنباط کرد که تهران برای مدتی فقط برای آغاز مذاکره، غنیسازی را تعلیق کند و پس از آغاز گفتوگو راهی برای لغو تعلیق مییابد. آیا غربیها در طول مذاکرات در خصوص غنیسازی اورانیوم انعطاف نشان خواهند داد؟
وی گفت: «جریان مذاکره را نمیتوان پیشبینی کرد. ایران هم مایل است هرچه زودتر پاسخ این پرسش را بداند اما باید دید در مقابل حاضر به ارائه چه تضمینهایی است. مالتزان به همراه سفرای کشور بریتانیا، فرانسه و روسیه در تهران در مذاکرات سولانا با علی لاریجانی و منوچهر متکی در روز 16خرداد، روز ارائه پیشنهادات 1+5 حضور داشت و فقط سفیر چین غایب بود، گرچه وی با شوخی گفت: علاوه بر سفیر چین، سفیر آمریکا هم حضور نداشت.
با این حال حاضر نشد محورهای اصلی پیشنهادات 1+5 را بیان کند: «در مورد محتوای بسته پیشنهادی چیزی نمیتوانم بگویم، قرار شده چیزی هم گفته نشود اما باید گفت بسیار فراتر از مسائل هستهای است. این پیشنهادات مسیر آینده روابط سیاسی، اقتصادی و امنیتی ایران با جهان را تعیین میکند.»
مالتزان درباره مهلت غرب برای ارائه پاسخ ایران به بسته پیشنهادی و اینکه آیا سولانا ضربالاجلی در دیدار خود در تهران مطرح کرده بود اظهار داشت: «در مورد مهلت ایران در پاسخ به بسته پیشنهاد صحبتی نشد. اما بهتر بود ایران تا هشتم تیرماه جواب میداد. اما در عین حال خوشحالیم که ایران با دقت بسته پیشنهادی را بررسی میکند.»
مالتزان در پاسخ به این سوال که چرا غرب شکیبایی پیشه نمیکند و از تهران که میخواهد با حوصله بسته پیشنهادی را بررسی کند خواستار تعجیل در پاسخ است؟ گفت: «بحث این است که ایران بگوید آیا حاضر به شروع مذاکره هست یا نه؟ این دیگر نیاز به چند ماه وقت ندارد.» سوال دیگرمان این بود: به نظر شما آیا در جریان رایزنی مقامات ایرانی راهی برای حذف پیششرط آغاز مذاکرات پیدا میشود؟
پاسخ شنیدیم: «این مسالهای که شما اشاره میکنید مهم و قابل تامل است. طبیعتا برای پاسخ به بسته پیشنهادی باید آنها مورد بررسی قرار گیرند اما قرار نیست از همان ابتدا به جزییات بسته پیشنهادی پاسخ داده شود. ما باید بدانیم آیا تهران اصولا حاضر به شروع مذاکرات است یا نه. جواب این سوال در چند روز مشخص میشود. نهایتا به چند هفته وقت احتیاج است.»
محور دیگر این گفتوگو نقش متمایز آلمان در قبال ایران نسبت به سایر شرکای اروپاییاش بود. مقامات آلمانی در جریان سفر به واشینگتن بارها از کاخ سفید خواستهاند تا مذاکرات مستقیم با ایران را در دستورکار قرار دهند. پاسخی که از مقامات واشینگتن شنیدهاند چیست؟ سفیر آلمان میگوید: «عدم گفتوگوی مستقیم بین ایران و آمریکا مانع بزرگی برای دو کشوری است که نقش مهمی در جهان دارند. هم خانم مرکل و هم اشتاین مایر از برقراری مذاکره تهران - واشینگتن حمایت میکنند. میدانیم پیشداوریها و مسائل تاریخی وجود دارد که مانع مذاکرات است اما این کاری است که دو کشور باید به آن اهتمام ورزند. شاید حضور آمریکا در مذاکرات ایران و 3+3 بتواند به آغاز مذاکره مستقیم تهران - واشینگتن کمک کند.»
رویدادهای تلخ و شیرین در روابط تهران - برلین
طی یک سال اخیر با روی کا آمدن دولت محمود احمدینژاد چه بر روابط ایران - آلمان گذشته است؟ چند ماهی صندلی سفیر ایران در برلین خالی بود، اظهارات احمدینژاد درخصوص هولوکاست (نسلکشی یهودیان) واکنش تند مقامات آلمانی را برانگیخت و ... دیدگاه مالتزان درباره مناسبات تهران - برلین چنین است: «اروپا و ایران به یکدیگر محتاجند. لااقل چشمانداز مناسبات بینالمللی تا 20 سال آینده نشاندهنده این است که آسیاییها هنوز در شرایطی نیستند که جای اروپا را پر کنند. روابط ایران و آلمان بر پایه تاریخی طولانی و مبنایی قوی استوار است. علاوهبر آن باید گفت خاتمی در آلمان و اروپا زندگی کرده است اما احمدینژاد در این قاره حضور نداشته پس طبیعی است که نگاهها و شناختها متفاوت باشد. درباره اظهارات بیان شده در زمینه هولوکاست متاسفم. این موضوع به طور خاص به آلمانیها ارتباط دارد و ما حساسیتهای زیادی دراین باره داریم. معتقدم که با نگاه عمیقتر به هولوکاست برداشتها درباره آن نیز تغییر میکند. ما در دهههای گذشته تحقیقات گستردهای نسبت به گذشته خود کردیم، پس کنفرانس آتی هولوکاست در تهران نمیتواند مسائل جدیدی را بیان کند.» با این حال سفیر آلمان دو رویداد تلخ و شیرین در روابط دو کشور طی یکسال اخیر را بازگو میکند. از دستگیری یک تبعه آلمانی و فرانسوی که برای ماهیگیری به آبهای خلیجفارس در نزدیکی ابوموسی نزدیک و دستگیر شدهاند و به جرم ورود غیرقانونی به 18 ماه حبس محکوم شدهاند به عنوان مشکل یاد میکند و معتقد است چنین حکمی برای چنین جرمی سنگین است. با این حال امیدوار است درخواست عفو آنها هر چه زودتر پذیرفته شود. رویداد شیرین در روابط دو کشور رکورد جدید سطح صادرات آلمان به ایران طی سال گذشته است که ظرف سالهای اخیر هیچگاه به این حد نرسیده بود. حضور شرکتهای آلمانی در عسلویه هم مایه دلگرمی اوست ولی یک تمایل دارد و آن اینکه برلین حضور فرهنگی گستردهای در ایران داشته باشد. در شهر فرایبورگ آلمان برنامه معرفی فرهنگ ایرانی در حال اجراست و مالتزان امیدوار است در ایران نیز برنامه مشابهی دایر میشد.