تاریخ انتشار : ۲۸ مرداد ۱۳۸۹ - ۰۸:۱۲  ، 
شناسه خبر : ۱۵۱۳۱۱

دکتر حسن غفورى‌فرد
همزمان با شدت گرفتن تبلیغات غرب علیه فعالیت هاى صلح جویانه هسته اى ایران، گزینه شوراى امنیت به کرات مطرح شده است. شاید زمانى که این مقاله را مطالعه مى فرمایید پرونده هسته اى ایران روى میز شوراى امنیت بوده و درباره آن در حال شور و مشورت و تصمیم گیرى باشند. در این مقاله سعى شده است که در رابطه با احتمالات پیش روى پرونده هسته اى ایران بحث شود.
شوراى امنیت
در چند ماه گذشته هر گاه که عدم تفاهم در مذاکرات هسته اى ایران شدت گرفته است مذاکره کنندگان غربى تهدید به ارجاع پرونده هسته اى ایران به شوراى امنیت کرده اند. با توجه به اینکه اروپایى ها در مذاکره به نتایج مورد نظر آمریکا دست نیافتند و ایران تعلیق دائمى غنى سازى و تحقیقات هسته اى را نپذیرفت گزینه شوراى امنیت قوت گرفت. به نظر مى رسد غربى ها اهداف ذیل را در مسئله ارجاع پرونده هسته اى ایران به شوراى امنیت سازمان ملل متحد پیگیرى مى کنند.
۱- کاهش توان اقتصادى، سیاسى و نظامى ایران
۲- تقویت موضع اپوزیسیون داخلى و خارجى ایران
۳- کاهش سرعت رشد تکنولوژى هسته اى
۴- ایجاد جو تهدید و ارعاب در منطقه
۵- تعلیق مناسبات و مبادلات ایران با قدرت هاى منطقه و احتمالاً کشورهاى توسعه یافته
قبل از هر چیز باید گفت آمریکا در این مسئله به شدت نیازمند حمایت آژانس بین المللى انرژى اتمى است و با وجود موضع حق ایران جلب این حمایت آسان نخواهد بود.
در این راه احتمالاً آمریکا دست و دلبازى فراوانى خواهد کرد تا بتواند آراى لازم را جهت تحقق اهداف خود به دست آورد. در عین حال در جایى که لازم باشد حربه تهدید را نیز به اهرم تطمیع اضافه خواهد کرد. غیر از این مورد آمریکا باید آلترناتیو مناسبى را جهت تامین انرژى کشورهاى منطقه جایگزین ایران کند که ظاهراً در این مورد رایزنى هاى فراوانى براى تامین انرژى خود و کشورهاى همراه (چین، روسیه و...) با کشورهاى منطقه خاورمیانه کرده است. در صورت موفق شدن غرب در ارجاع پرونده هسته اى ایران به شوراى امنیت سازمان ملل متحد یکى از احتمال هاى زیر قابل پیش بینى است.
الف- حمله نظامى: در این صورت قبل از هر اقدام عملى نیاز به مجوز شوراى امنیت سازمان ملل متحد دارد و بعید است کشورهایى چون چین و روسیه با این مورد موافقت کنند. به علاوه قطعاً بسیارى از کشورهاى جهان نیز با آن مخالفت خواهند کرد. آمریکا مى تواند مانند بحران عراق بدون مجوز سازمان ملل اقدام به حمله نظامى کند. ولى موقعیت بسیار نامناسب آمریکا در عراق و شرایط سخت نیروهاى نظامى آمریکا در این کشور این امکان را از آمریکا سلب کرده است. بعد از جنگ ویتنام و لطمه جبران ناپذیرى که به حیثیت و پرستیژ آمریکا وارد شد این کشور جنگى را شروع نمى کند مگر از برد آن اطمینان کافى داشته باشد. به خصوص اگر طرف مقابل کشورى همچون ایران اسلامى و انقلابى و... باشد. ایرانى که بارها موجب بى آبرویى آمریکا شده است (ماجراى طبس و ایران گیت). به دلایل یاد شده قبل از حمله به کشور ما احتمالاً آمریکا سعى بسیار خواهد کرد که ایران را با تحریم هاى طولانى مصوب شوراى امنیت تضعیف کند. با این امید که طى این مدت توان سیاسى، اقتصادى و نظامى ایران دچار ضعف و فتور شود و شرایط براى یک حمله موفقیت آمیز فراهم آید. اما مشکل عمده آمریکا و جهان غرب این است که رشد صنعت هسته اى ایران طى این مدت متوقف نخواهد شد، بلکه با انگیزه بسیار قوى که ایران معمولاً در هنگام مقابله با قدرت هاى استکبار پیدا مى نماید رشد فراوانى پیدا خواهد کرد. بسیار بعید است که آمریکا دچار این حماقت شود که تصمیم حمله به کلیه تاسیسات هسته اى ایران را که در کل کشور توزیع شده است اتخاذ کند. چرا که این کار براى آمریکا بسیار پرهزینه خواهد بود و به علاوه امید موفقیت در آن بسیار ناچیز است و با توجه به دستیابى دانشمندان ایرانى به دانش هسته اى بازسازى تاسیسات تخریب شده کاملاً عملى و امکان پذیر است. علاوه بر این حمله نظامى به ایران موجب خواهد شد که ایران از تمام ظرفیت هاى نظامى و غیرنظامى خود براى مقابله استفاده کند. و جامعه جهانى نیز بر این امر صحه خواهد گذاشت چه آنکه در یک جنگ نابرابر، ایران کاملاً مجاز است که از تمام توانش براى حفظ استقلال و تمامیت ارضى خود و حفظ جان و حیثیت شهروندان خود استفاده کند. معضل دیگرى که حمله نظامى غرب به ایران ایجاد خواهد کرد افزایش حس انزجار کشورهاى منطقه و مسلمانان جهان از غربى ها است که بالطبع عکس العمل گروه هاى دوست ایران در خاورمیانه را در پى خواهد داشت به علاوه همچون بحران عراق، حمله به ایران موجب مى شود که مردم جهان با ایرانیان احساس همدردى کنند و تبلیغات نادرست غربى ها در مورد مردم ایران و مقصر دانستن رژیم ایران بى اثر شود. نکته دیگر آنکه قبل از هر حمله اى آمریکا باید مطمئن شود که در نتیجه حمله به ایران این کشور با چین و روسیه متحد نمى شود چه در غیر این صورت نتیجه تمام تلاش هاى آمریکا عاید این دو کشور خواهد شد چرا که آمریکا به طور ناخواسته ایران را از یک کشور مستقل با مواضع گهگاه مخالف آمریکا به یک کشور متحد با رقیبان و دشمنان آمریکا تبدیل کرده است. به علاوه باید در نظر داشت حمله نظامى به ایران تنها با یکى از دو روش عمده زیر ممکن است: در حالت اول یک جنگ کوتاه مدت با حمله هوایى به مراکز مهم و استراتژیک و تاسیسات اتمى خواهد بود که نبردى با این مشخصات علاوه بر مشکلات گفته شده به دلیل ابعاد کم آن نتیجه موردنظر آمریکا را نخواهد داد. حتى عوارض روانى این حمله مسلماً آن قدر نیست که موجب سقوط و یا حتى تضعیف نظام اسلامى شود بلکه برعکس موجب اتحاد و انسجام بیشتر مردم و اقتدار زیادتر نظام اسلامى خواهد شد. علاوه بر آن هیچ تضمینى وجود ندارد که ایران جنگ را به جبهه دیگر به خصوص جنوب غربى مرزهاى خود گسترش ندهد که در این صورت نیروهاى غربى دچار مشکلات فراوانى خواهند شد. با توجه به جنگ طولانى ایران و عراق، نیروهاى نظامى ایران نه تنها به خوبى با منطقه یاد شده آشنا شده اند بلکه از آمادگى رزمى بسیار بالایى نیز برخوردار شده اند که آنان را قادر مى سازد به راحتى هر دشمن متجاوزى را سرکوب کنند. و احتمال همکارى شیعیان عراق با ایران وجود دارد. با توضیحات فوق به خوبى مشخص مى شود که آمریکا مى تواند شروع کننده یک جنگ احمقانه باشد ولى الزاماً پایان دهنده این جنگ نخواهد بود. و معلوم نیست دامنه آن تا کجا گسترش خواهد یافت. شرایط امروز با سال ۱۳۶۷ بسیار متفاوت است. در آن زمان ایران خسته از یک جنگ طولانى هشت ساله با عراق بود. توان اقتصادى و نظامى ایران به شدت تحلیل رفته بود در حالى که امروزه شرایط تا حد زیادى فرق کرده است و ایران هم توان نظامى خود را بسیار افزایش داده است و هم توان علمى، تکنولوژى و اقتصادى خود را و برعکس آمریکا در باتلاق عراق فرو رفته است. حالت دوم حمله نظامى گسترده غرب به ایران است که شامل حمله هوایى و زمینى و احتمالاً دریایى خواهد بود و به صورت یک جنگ تمام عیار ظاهر خواهد شد. در این حالت علاوه بر مشکلات موجود در حمله محدود همچون نامشخص بودن زمان اتمام جنگ، آسیب پذیرى نیروهاى غرب در مرزهاى غربى کشور، احتمال همکارى و همراهى شیعیان عراق با ایران و شدت گرفتن بحران عراق و اتحاد استراتژیک و نظامى ایران با روسیه و چین مشکلات فراوان دیگرى را به دنبال خواهد داشت: یک جنگ گسترده موجب خواهد شد که حجم بالایى از اقتصاد جهانى متزلزل شود، بازار بورس و سرمایه سقوط نماید، ارزش دلار کاهش یابد، جریان انرژى مختل شود و فشارهاى موجود بر اقتصاد آمریکا و غرب به شدت افزایش یابد. موارد فوق مى تواند موجب شکاف بین متحدان آمریکا شود. علاوه بر آن در صورت عدم دستیابى آمریکا به اهدافش در زمان تعیین شده و اطاله جنگ بر مسیرى غیر از منافع آمریکا و غرب که کاملاً متصور است قطعاً مقام ابرقدرتى آمریکا در جهان تهدید خواهد شد. به دلایل فوق به نظر مى رسد در صورت ارزیابى منطقى غرب از شرایط موجود، حمله نظامى جایگاهى نداشته و احتمال آن در حد صفر است. مگر آنکه بوش و دست اندرکاران حکومت میلیتارى آمریکا بخواهند دست به یک حمله انتحارى احمقانه بزنند.
ب _ تحریم: تحریم در شوراى امنیت به دو طریق عمده مى تواند اعمال شود: نوع اول آن در عراق تجربه شده است و برنامه نفت در برابر غذا نام گرفت. آمریکا جهت اجراى این نوع تحریم علاوه بر راضى کردن متحدان خود و کشورهاى غیردائم عضو شوراى امنیت سازمان ملل متحد مى بایست چین و روسیه را هم راضى نماید. امرى که سخت و پرهزینه خواهد بود. همان طور که قبلاً گفته شد آمریکا از ایجاد یک اتحاد استراتژیک بین ایران، چین و روسیه واهمه دارد و قطعاً طورى عمل خواهد کرد که این امر صورت نپذیرد. در غیر این صورت از تحریم ایران اجتناب خواهد کرد. کشورهاى چین و هند نیازمند نفت و گاز ایران هستند و مانند روسیه داراى پیوندهاى محکم اقتصادى و سیاسى با ایران هستند. تمام مسائل فوق هزینه آمریکا براى حصول یک توافق با این سه کشور را افزایش مى دهد هر چند که در بین سه کشور فوق هند سهل الوصول تر بوده و اهمیت کمترى دارد. ولى چین و روسیه در محاسبات خود هر نکته اى را مورد نظر خواهند داشت. بعد از به دست آوردن راى مثبت این کشورها و تحریم همه جانبه ایران مشکلات اجرایى خود را نمایان مى سازد. مرزهاى طولانى ایران عملاً غیرقابل کنترل است و نظارت بر این مرزها نیرو و امکانات بسیارى را مى طلبد که در توان نیروهاى غربى نیست. هر گونه تنش در منطقه خلیج فارس موجب ناامنى در منطقه و بروز بحران اقتصادى و سیاسى در کشورهاى دوست آمریکا خواهد شد. حتى بدون یک تنش جدى و درگیرى نظامى در خلیج فارس قیمت هاى نفت بعد از تحریم همه جانبه ایران به بشکه اى بیش از صد دلار خواهد رسید و فشار مضاعفى بر اقتصاد غرب و جهان وارد خواهد کرد. ایران بیش از پنج درصد انرژى مورد نیاز جهان را تولید مى کند و دومین صادرکننده نفت اوپک است در شرایطى که عرضه و تقاضاى انرژى بسیار نزدیک به هم است قطع صادرات نفت و گاز ایران قابل جبران نیست، هرگونه تحریم موجب خواهد شد که قیمت هاى نفت و گاز به شدت افزایش یابد. بدیهى است مصرف کنندگان عمده انرژى چون چین، هند و ژاپن این افزایش قیمت را به حساب آمریکا خواهند نوشت. حتى اگر آمریکا بتواند بر تمام مشکلات فوق فائق آید باز هم هیچ تضمینى وجود ندارد که نتایج مورد نظر آمریکا در زمان کوتاهى حاصل شود. صنعت هسته اى ایران از زمان هزینه برى آن گذشته است و در حال شکوفایى است. از طرف دیگر ایران مى تواند بازرسى و کنترل آژانس انرژى اتمى را تعلیق کند. این موضوع کنترل جامعه جهانى و غرب را بر صنعت هسته اى ایران دشوار مى سازد. هر چند که توان ایران طى تحریم تحلیل خواهد رفت ولى نظام اسلامى در این مدت آنقدر توان دارد که از نقطه بدون بازگشت در صنعت هسته اى عبور کند و در نتیجه تحریم ها کارآیى مورد نظر غرب را نخواهد داشت. به علاوه تحریم همه جانبه یک بار علیه ایران اسلامى اعمال شده است آن هم در اوج جنگ هشت ساله و در زمانى که ایران تازه از دوران مبارزات داخلى و سرنگونى رژیم شاه سربلند بیرون آمده بود و قدم هاى ابتدایى را در بازسازى کشور برمى داشت و مدیریت ارشد کشور دوران حصول بر آمادگى را مى گذراند و فاقد تجربه کافى براى اداره مملکت بود. صنایع مملکت در اثر انقلاب صدمه فراوان دیده بود، ارتش در حال بازسازى بود، نظام جدید در حال شکل گیرى بود، گروه هاى تروریست داخلى هر روز مسئله مى آفریدند، ترورهاى کور در کشور ادامه داشت و هزاران شکل دیگر اما در عین حال اراده مردم و رهبرى امام بر همه چیز پیروز شد و ایران از همه این آزمایش ها سربلند بیرون آمد. با توجه به بررسى هاى فوق مى توان دریافت که تحریم همه جانبه گزینه مناسبى نیست. اما در حالت دوم «تحریم هوشمندانه» مطرح است که در آن موضوعاتى چون نفت را دربرنمى گیرد و شامل تحریم هاى تسلیحاتى، صنعتى، تجارى و دیپلماتیک خواهد بود و از هر کدام جنبه هایى را دربر خواهد گرفت. اجرا کردن این تحریم ها هم آسان تر است و هم موافقان بیشترى دارد و هزینه کمترى براى آمریکا خواهد داشت. احتمال هم داستانى روسیه و چین نیز در این موارد بیشتر است. با وجود همه اینها مشکلاتى چون عدم کنترل مرزهاى ایران، خروج ایران از NPT و شدت گرفتن تنش در منطقه خاورمیانه و به خصوص عراق را به دنبال خواهد داشت. یادآورى مجدد این نکته ضرورى است که ایران سال ها این نوع تحریم ها را در مقیاس بسیار بزرگتر تحمل کرده است و در همین زمان تکنولوژى هسته اى خود را رشد داده است. با توجه به مطالب فوق واضح است که اگر غربى ها پرونده هسته اى ایران را به شوراى امنیت سازمان ملل ارجاع دهند و قبل از آن همه مشکلات سر راه ارجاع پرونده ایران را نیز برطرف نمایند در واقع راحت ترین مرحله را طى نموده اند و مشکلات بسیار دیگرى را پیش رو خواهند داشت که از توان آنان خارج است. به نظر مى رسد مذاکرات جدى غرب با ایران در رابطه با تمام مسائل فى مابین و به رسمیت شناختن نقش ایران در منطقه و جهان تنها راه حل منطقى است که منافع آن بین طرفین تقسیم خواهد شد و از این رهگذر جامعه جهانى نیز متنفع خواهد شد. چرا که صلح با توسعه و رشد پایدار ارتباط تنگاتنگى دارد. با این وجود مولفین اعتقاد دارند که راه حل اخیر عملى نخواهد شد زیرا که نیروهاى متعددى در آمریکا و اروپا مخالف مذاکرات همه جانبه هستند. اسرائیل مخالف هرگونه نزدیکى ایران و آمریکا و حل مسائل منطقه اى است. رژیم اشغالگر و تروریست اسرائیل حیات خود را در وجود بحران و تنش در منطقه مى داند. کشورى چون روسیه ادامه بحران ایران و آمریکا را به نفع خود مى داند. چرا که با افزایش قیمت نفت و گاز روسیه سود سرشارى خواهد برد و از طرف دیگر آمریکا جهت همراهى نمودن روسیه مجبور به دادن امتیازات عدیده اى خواهد بود. اروپایى ها اگرچه به ظاهر از ایجاد رابطه دوستانه ایران و آمریکا اظهار خوشحالى مى نمایند ولى حداقل انگلستان از این امر خوشحال نخواهد بود. زیرا در این رابطه دوطرفه جایگاهى براى آنان در نظر گرفته نخواهد شد و یا منافع اندکى را به دست خواهند آورد. در ایران نیز نیروهاى قدرتمندى هستند که با هرگونه نزدیکى ایران و آمریکا در شرایطى که آمریکا هنوز بر خوى استکبارى خود اصرار مى ورزد و بر طبل جنگ مى کوبد و دارایى هاى ایران را بلوکه نموده است و در مجامع جهانى روش و مواضع خصمانه علیه ایران اتخاذ مى نماید و بر توقف فعالیت هاى صلح جویانه هسته اى ایران اصرار مى ورزد مخالفت خواهند کرد. بنابراین با وجود فواید مذاکره، مخالفان آن بسیارند و در شرایط فعلى یک مذاکره جدى و همه جانبه منتفى است. مسئولان پرونده هسته اى کشور جهت پرهیز از اشتباه محاسبه مى بایست تمام سناریوهاى ممکن را پیش بینى کرده و راه حل عملى آن را آماده سازند. به نظر مولفین در بدترین شرایط تحریم هاى هوشمندانه اى را پیش رو خواهیم داشت که با پیش بینى و آینده نگرى مى توان آن را نه تنها بلااثر نمود بلکه تهدید را تبدیل به فرصت کرد و با اتحاد و انسجام و توسعه فعالیت هاى تحقیقاتى این بحران را پشت سر گذاشت. هرچند که بعضى از اثرات مضر آن اجتناب ناپذیر است و این بهایى است که براى عزت و سرفرازى و اقتدار کشور پرداخته مى شود. در خاتمه با ذکر یک حدیث از مولاى متقیان حضرت امیرالمومنین این مطلب را به پایان مى بریم: من قام بشرایطه الحریه اهل له و من قصر عنه اعیه فى الرق، هر کسى آماده پذیرایى و پرداخت شرایط و هزینه هاى آزادگى و استقلال باشد براى استقلال استحقاق پیدا مى کند و هر کس در این راه کوتاهى نماید مجدداً دچار استبداد و استکبار خواهد شد. بایستى هزینه هاى استقلال و آزادگى را با کمال میل پرداخت چرا که هر کالاى باارزشى را قیمتى است.
این مقاله با همکارى دکتر محمود فرزین نوشته شده است.