در دنیای پرآشوب کنونی، واحدهای ملی در عین همبستگی جهانی، علائق و منافع خاصی دارند که دستیابی به آنها ممکن است مورد پسند برخی کشورهای دیگر نباشد. این تعارض منافع چنانچه در مسیر عقل و احساس مسئولیت قرار گیرد، بیتردید با شیوههای مسالمتآمیز و مبتنی بر مصالح طرفینی حل و فصل میگردد. اما چنانچه یک یا چند کشور منافع و علائق خود را جهانشمول تعریف کنند و هیچ حد و مرزی را برای دستیابی به آن منافع رعایت نکنند، جهانی که در آن زیست میکنیم، آنچنان خواهد شد که اکنون هست؛ عرصهای که تعارض منافع جای همزیستی مسالمتآمیز را میگیرد و کشورهای مستقل ناگزیرند که برای تأمین علائق مشروع خود مقاومت کنند. تردیدی نیست که در این رویارویی ناگزیر، افزونطلبان به انواع ترفندها متوسل شوند و یکی از مهمترین آنها تلاش برای انزوای استقلالطلبان و سپس اقدام جهت بیثبات کردن نظام سیاسی حاکم بر کشورهای مستقل است.
آنچه که این روزها بر کشور ما میگذرد، مصداق بارز مقدمه بالاست. مردمی که اراده کردهاند مستقل بمانند و خود، برای مسائل خویشتن تصمیم بگیرند، اکنون با مداخلهجوییهای غیرمشروعی روبرو هستند که مشروعیت و اراده مستقل آنها را آماج گرفته است. به مدد نظام رسانهای قوی و تلاش بیوقفه دشمنان که ناشی از گستردگی تعاملات بینالمللی است، مردم ما به ناحق مورد تهدید قرار گرفتهاند و اراده آنان برای دستیابی به فناوری پیشرفته، نادیده انگاشته شده است. آنگاه که مردم ایران بر استقلال رأی و تصمیم خود پای میفشارند، علاوه بر موج قوی رسانهای علیه خود، با صفبندی بینالمللی افزونطلبان روبرو شده و در این رویارویی تلاش میشود تا صدای حق آنان در عرصه جهانی منزوی شده و در صحنه داخلی نیز انسجام مردم که راز قدرتمندی آنان در مواجهه با مداخلهجویان است، به آفت تفرقه گرفتار آید. آری انزوا و تفرقه دو سلاح خطرناکی است که علیه مردم ایران بکار گرفته میشود و ملتی که میخواهد مستقل بماند و به قلههای پیشرفت دست یابد، طبیعی است که با شناخت تدابیر دشمنان، سلاح آنان را خنثی کند و در چنین موقعیتی است که انسجام اسلامی جهت پرهیز از افتادن در دام دشمنان و تفرقه در جهان اسلام مطرح میشود. تدبیری که ناشی از درک عمیق شرایط و موقعیت خودی و شناخت حیلههای دشمنان است. از سوی دیگر، بیتردید تمامی رهبران دلسوز در جهان اسلام تا توانستهاند بر انسجام و یگانگی مسلمانان و تأکید بر نقاط اشتراک آنان و پرهیز از تفرقه تأکید کردهاند؛ چه، انسانهایی که در توحید و نبوت و ضروریات اشتراک نظر دارند، میتوانند بجای طرح نکات تفرقهانگیز، بر اشتراکات تأکید کنند و با انسجام و یگانگی، ضمن حفظ دیدگاههای منطقی خود، حیله دشمنان را خنثی سازند.
در این حال باید افزود که تنوع اقوام، ادیان و مذاهب در کشور ما واقعیتی است که قانون اساسی نیز به آن اذعان دارد و مردم ایران را از هر قوم و قبیله که باشند در بهرهمندی از حقوق و انجام تکالیف برابر دانسته است. به عبارت دیگر، تنوع قومی، فرهنگی در کشور ما نه تنها تهدید، بلکه فرصت بینظیری است که میتواند نقطه قوت ما در رویارویی با دشمنان باشد و در اینجاست که دشمن با سلاح تفرقه و تأکید بر تفاوتها، تلاش دارد تا جبهه مقابل خود را تجزیه کند و این همان تدبیری است که در سال جدید بر آن تأکید شده و تحت عنوان «اتحاد ملی» همه اقشار مردم در یک مسیر برای پیشرفت فراخوان شدهاند. طبیعی است که اتحاد ملی تنها در سایه عمل به شاخصهای آن که مهمترین آنها احترام به تنوع قومی، فرهنگی و ... است حاصل میشود و در چنین عرصهای هیچ دشمن خارجی توان و امکان بروز تأثیرگذاری بر خواستهای ملی برای پیشرفت، استقلال و دستیابی به زندگی شایسته در سایه وحدت و انسجام همگانی را ندارد. باید بپذیریم که دشمن به تنها زمینه نفوذ خود یعنی تفرقه دل خوش کرده است و تدبیر ما در این مقطع زمانی میبایست از بین بردن زمینههای تفرقه، یعنی اتحاد ملی و انسجام اسلامی باشد.