رحیم نیکبخت
همچنان که انقلاب اسلامی معادلات جهانی را به هم ریخت، در عرصه تاریخنگاری هم 2 پیامد مهم داشت. نخست انتشار اسناد بیشماری که پایه تحقیقات ارزشمندی شد. از سوی دیگر، با تاکید رهبر بزرگ انقلاب، حضرت امام خمینی ثبت و ظبط خاطرات انقلابسازان به رایج شدن شیوه جدی در تاریخنگاری با عنوان تاریخ شفاهی منجر شد.
خاطرات و روایات شاهدان و آفرینندگان تاریخ از گذشته دور مورد توجه مورخان و نویسندگان بوده است. لیکن در تاریخ معاصر و انقلاب اسلامی چون واقعهای قریبالعهد است بسیاری از افراد دخیل در آن در قید حیات بوده یا هستند، گردآوری و تدوین و تنظیم خاطرات آنها ضرورتی انکارناپذیر داشت.
نخستین تلاش سازمان یافته با نگرش علمی برای ثبت و ظبط خاطرات انقلاب را در فصلنامه یاد بنیاد تاریخ انقلاب اسلامی صورت گرفت که تا امروز رشد تکاملی داشته است، ضمن اینکه در دفتر ادبیات انقلاب اسلامی با حضور محققان برجسته و ارزشمندی چون سعید فخرزاده، محسن کاظمی و دوستان دیگر، تاریخ شفاهی در این دفتر هم جایگاهی شایسته یافت.
مرکز اسناد انقلاب اسلامی هم به عنوان مهمترین متولی تاریخ انقلاب، پس از راهاندازی به دستور صریح حضرت امام، تلاش سازمان یافتهای را برای ظبط و تدوین خاطرات شفاهی و به تبع آن تاریخ شفاهی انقلاب اسلامی آغاز کرد. این مرکز با بخش تدوین خود در معاونت پژوهشی به این امر میپردازد.
ویژگی قابل توجه طرحهای تاریخ شفاهی در این مرکز، استفاده از اسناد نهادهای امنیتی و انتظامی رژیم پهلوی در مستند کردن خاطرات شفاهی مورد استفاده در تاریخ شفاهی است.
تعریف مختصر تاریخ شفاهی هم در اینجا بیفایده نخواهد بود. به روایات و خاطرات افرادی که شاهد و یا دستاندرکار وقوع حادثهای یا مرتبط با شخصی و جریانی بودهاند، وقتی در متنی به ترتیب تاریخی و موضوعی کنار هم فراهم آمد، تاریخ شفاهی گفته میشود. خاطرات هم باید در مصاحبهای فعال ظبط شده باشد. مثل تاریخ شفاهی واقعه 17 شهریور 57 یا واقعه 15 خرداد 42.
کتاب تاریخ شفاهی انقلاب اسلامی که در این مقال به آن خواهیم پرداخت، از مهاجرت امام خمینی به پاریس تا پیروزی در 10 فصل به یکی از مقاطع مهم تاریخ انقلاب اسلامی براساس خاطرات منتشر شده رجال و شخصیتهای دستاندرکار آن پرداخته است.
مولف در مقدمه خود به مقایسه بیان انقلابهای مهم جهان و انقلاب اسلامی پرداخته و وجه تمایزهای این انقلاب با انقلابهای بزرگ جهان را برشمرده است که مهمترین آنها را در ماهیت و رهبری آن میداند.
در فصل نخست که امام و نوفل لوشاتو نام دارد، مولف به سفر سرنوشتساز و تاریخی امام خمینی به پاریس میپردازد و فشارهای دولت عراق در دلایل انتخاب کشور فرانسه برای اقامت حضرت امام در این قسمت بررسی میشود. ایجاد محدودیتهایی که برای امام خمینی پس از واقعه 17 شهریور از سوی عراق صورت گرفت امام را مجبور به خروج از عراق کرد. نخست امام قصد عزیمت به کویت را داشت که با مخالفت دولتهای ایران و عراق مواجه شد. سرانجام پاریس به مشورت حاج احمدآقا خمینی، برای اقامت موقت تا بازگشت به ایران انتخاب شد. حضور امام خمینی در این شهر موقعیتی استثنایی برای رهبری انقلاب پیش آورد تا بتواند پیام انقلاب و مردم ایران را به گوش جهانیان برساند. هرچند مقامات فرانسه هم از ورود امام خمینی ره غافلگیر شدند و درصدد برآمدند تا از فعالیتهای بیشتر امام جلوگیری کنند. گفتههای خود حضرت امام، سیدمحمود دعایی و ابراهیم یزدی در این قسمت درج شده است. نکته مهم آنکه حضرت امام در وصیتنامه خود تصریح کردهاند که رفتن به فرانسه فقط با مشورت حاج احمدآقا صورت گرفته و کس دیگری در آن نقش نداشته است. مساله ورود امام به فرانسه و اقدامات اتخاذ شده در خاطرات ژیسکاردستن، رئیس جمهور وقت فرانسه هم پیگیری شده است. در همین ایام اعضای شورای انقلاب هم محرمانه در فرانسه انتخاب شدند که این مساله از عزم قاطع امام برای تشکیل حکومت اسلامی حکایت داشت.
در فصل دوم، آخرین تلاشهای محمدرضا برای تداوم سلطنت خود، یعنی ماموریت بختیار برای تشکیل دولت بررسی شده است. پس از آنکه دولت نظامی غلامرضا ازهاری نتوانست مانع انقلاب شود شاه از سرناچاری و به توصیه امریکاییها به یکی از مخالفان بیخطر خود یعنی بختیار متوسل شد که کشتی به گل نشسته رژیم را نجات دهد. تلاشهای محمدرضا پهلوی برای قبولاندن این کار به صدیقی و اعضای جبهه ملی که سلطنت را نفی نمیکردند و چگونگی قبولاندن آن به بختیار، براساس خاطرات محمدرضا پهلوی، شاپور بختیار، سفرای انگلیس و امریکا، احساس نراقی، ژنرال هایزر و قرهباغی بررسی شده است.
استقبال از حضرت امام ره موضوع مهم دوران انقلاب است که با جدی شدن عزم معظمله برای بازگشت به میهن از سوی رهبران و دستاندارکاران انقلاب به تشکیل کمیتهای منجر شد. چگونگی استقبال از امام، برقراری نظم در جریان ورود امام، اعضای هر یک از بخشهای کمیته استقبال در پرتوی خاطرات فعالان آن تبیین شده است. براساس این خاطرات روشن میشود که 3 طیف در این کمیتهها حضور داشتهاند. نخست علما و روحانیون مبارز و بعد اعضای هیاتهای موتلفه اسلامی و دیگر اعضای نهضت آزادی ایران، با خروج شاه از کشور، امام خمینی اعلام کرد که در اولین فرصت به میهن باز خواهد گشت. زیرا ایشان گفته بودند: «تا وقتی شاه در ایران است، من به ایران باز نمیگردم.» راهپیمایی تاسوعا و عاشورا و اربعین سال 57 به منزله رفراندومی بود که مشروعیت نظام و سلطنت پهلوی براساس آن کاملا نفی شد. پس از این حرکتهای میلیونی و سراسری شاه با چشمان گریان، ایران را ترک کرد و مهمترین مانع برای ورود امام مرتفع شد. تلاشهای مذبوحانه بختیار برای جلوگیری از ورود امام خمینی به ایران، بستن فرودگاهها، تحصن علما و شخصیتهای مذهبی در مسجد دانشگاه تهران و سرانجام تمهیدات به کار گرفته شده برای مانع شدن از حمله هوایی به هواپیمای امام خمینی در فصل چهار کتاب درج شده است.
استقبال بینظیر از رهبری که نزدیک به 15 سال از مردم و امت خود دور بوده است، در تاریخ ایران بیش از یک بار تکرار نشد. صبح 12 بهمن، تهران در دریای احساسات مردم سراسر ایران متلاطم بود، بیش از ورود امام، سالن فرودگاه مملو از جمعیت و رجال مذهبی و سیاسی بود که برای استقبال حضور یافته بودند. سرود خمینی ای امام در سالن فرودگاه در حضور امام خمینی چنان طنینانداز شد که هر شنوندهای را مبهوت میساخت. نصرالله شاهنوش، دانشجوی دانشگاه اصفهان جوانی بود که پیام خوشامدگویی به حضرت امام را خواند. این متن را استاد شهید مطهری نوشته بود.
امام خمینی پس از بیاناتی کوتاه در فرودگاه، برای سخنرایی تاریخی خود با وجود مخالفت برخی نزدیکانش عازم بهشت زهرا شد. این مسیر که در تصرف دریای مواج مردم بود چگونه طی شد و در بهشت زهرا چه گذشت، موضوع فصل بعدی کتاب است. در این فصل نقش آقایان ناطقنوری و محمدرضا طالقانی، کشتیگیر در حفاظت و انتقال حضرت امام به داخل شهر به صورت مشروح بیان شده است.
استقرار امام در مدرسه رفاه، سرآغاز حرکت عملی در برقراری حکومت اسلامی، پایانبخش فصل پنجم است. در فصل ششم اقامتگاه امام به عنوان ستاد انقلاب موضوع بحث است. مدرسه رفاه و پس از آن مدرسه علوی که محل استقرار امام خمینی شد، به ستاد انقلاب اسلامی تبدیل شد، جایی که با پذیرایی از سیل جمعیتی که برای ملاقات با حضرت امام آمده بودند، شاهد هر روزه عشق و ارادت مردم به رهبر خود بود.
ملاقات همافران با رهبری و اجرای مراسم نظامی در حضور وی، ارکان رو به اضمحلال رژیم پهلوی را هرچه بیشتر متزلزل کرد.
عزم امام بر آن بود تا با تشکیل دولت موقت، تشکیل نظام جمهوری اسلامی را عینیت بخشد. انتصاب مهندس مهدی بازرگان به این سمت باوجود دست و پا زدنهای بختیار، در همین راستا صورت گرفت.
در فصل هفتم انتصابات صورت گرفته از سوی امام خمینی بررسی میشود.
فصل هشتم کتاب تاریخ شفاهی انقلاب اسلامی از مهاجرت امام خمینی به پاریس تا پیروزی به مذاکرات سیاسی اختصاص یافته است. نیروهای انقلابی برای آنکه بتوانند با کمترین هزینه موفق به سرنگونی رژیم پهلوی شوند، تلاشهای بسیاری صورت دادند. این اقدامات بویژه پس از ورود حضرت امام ره به ایران بیشتر قابل ملاحظه است. در این روند سید جلال تهرانی استعفا کرد که این خود ضربهای به بختیار و دولت رو به زوال او بود. نیروهای انقلابی بر آن بودند تا خود بختیار را نیز به شیوهای مسالمتآمیز وادار به استعفا کنند که توفیقی حاصل نشد.
موضوع بسیار مهمی که در رابطه با انقلاب اسلامی در این کتاب بررسی شده، ارتش و عملکرد آن در این مقطع است. ارتش شاهنشاهی که به عنوان مهمترین بازوی محمدرضا بیشترین بودجه کشور را به خود اختصاص داده بود، اینک باید به وظیفه خود در مقابل سلطنت عمل میکرد، اما به دلایل متعدد، ارتش در برابر انقلاب قرار نگرفت و بسرعت به انقلاب پیوست.
از دلایل عمده پیوستن ارتش به ملت، بدنه ارتش بود که به اقشار مردم تعلق داشت. اینان سر در اطاعت از مرجعیت شیعه داشتند و دیگر اینکه محمدرضا پهلوی تمام اختیارات را در دست خود متمرکز کرده بود. ارتش بدون حضور وی نمیتوانست ابتکار عملی به خرج دهد.
بهترین اقدام شورای انقلاب در آستانه 22 بهمن 57، مذاکراتی بود که با سران ارتش صورت گرفت. شرایط به گونهای شد که فرماندهان ارتش در اعلامیهای بیطرفی خود را در مسائل سیاسی جاری کشور اعلام کردند.
شاپور بختیار و قرهباغی تلاش کردند شکست در برابر انقلاب را به گردن یکدیگر بیندازند، «اما هیچکدام نخواستند باور کنند که انقلاب سرنوشت آنها را رقم زده بود و با هم بودن یا نبودن، در ماهیت قضیه تغییری نمیکرد و سرانجام در برابر خواست مردم محکوم به شکست بودند.» ص 266.
فصل دهم، فصل پایانی کتاب است که به روزهای سرنوشتساز 21 و 22 بهمن اختصاص دارد، روزهایی که آخرین تلاشها برای براندازی نظام 2500 ساله شاهنشاهی صورت گرفت و با تصرف مراکز دولتی، نظامی و انتظامی، انقلاب اسلامی پیروز شد.
روز شمار حوادث، شرح حال راویان مجموعه و تصاویر جالب از دوران انقلاب، فهرست منابع و فهرست اعلام پایان بخش کتاب است.
کتاب تاریخ شفاهی انقلاب اسلامی و (از مهاجرت امام خمینی به پاریس تا پیروزی انقلاب اسلامی) فاصله زمانی 14 مهر تا 22 بهمن 57 را که از فصول مهم تاریخ انقلاب است در بر گرفته و براساس خاطرات دستاندرکاران حادثه و همچنین منابع کتابخانهای مثل نشریات داخلی و خارجی، روایتی جامع و مانع ارائه کرده است.