تاریخ انتشار : ۲۵ شهريور ۱۳۸۹ - ۱۱:۱۸  ، 
شناسه خبر : ۱۶۱۹۹۸

جواد دلیرى
تابستان ۸۴ مقطعى پرتلاطم براى سیاست خارجى ایران به شمار مى آید .
در نخستین روز گرمترین فصل گرما ، نهمین رئیس جمهورى ایران انتخاب شده و چشمان بسیارى از دولتمردان غربى و شرقى به انتخاب ها و راهبردهاى جدید ایران در قبال نظام بین الملل دوخته شده است .
از هم اکنون این پرسش در اذهان وجود دارد که در سیاست خارجى رئیس جمهور ایران چه موضوعى در اولویت قرار خواهد گرفت ؟ باید خاطرنشان کرد که ایران از جمله کشورهایى است که همواره سیاست خارجى و روابط بین الملل را جدى گرفته و مى گیرد و دیپلماسى همواره در اولویت سیاست ها و برنامه هاى آن قرار دارد .
علاوه بر این سطح تأثیر گذارى دیدگاه ها و طرز تلقى و تفکرات رهبران سیاسى بر سیاست خارجى کشور به گونه شگفت آورى موقعیت ممتاز و ویژه اى دارد .
اگر با نگاه و سطح تحلیل دیدگاه نامزدهاى انتخابات ریاست جمهورى در عرصه سیاست خارجى کشور مورد بررسى قرار گیرد ، به طور قطع ، در ترسیم یک چشم انداز از آینده سیاست خارجى کشور بسیار مؤثر خواهد بود . البته اهمیت این حضور هنگامى افزایش پیدا مى کند که بدانیم پیروز انتخابات ، فردى است که با شناسایى اقدامات کوچک پیروزى هاى بزرگ را نصیب خود کند . به عبارت بهتر با توجه به موقعیت امروز نظام بین الملل و همچنین محیط داخلى کارت برنده در انتخابات ریاست جمهورى موضوعات مربوط به حوزه سیاست خارجى ایران است .
از طرف دیگر شرایط کنونى مذاکرات ایران و اروپا نیز چگونگى پیشبرد برنامه هسته ایران به مرحله حساس و پیچیده اى رسیده که بازتاب هاى آن به خوبى در داخل کشور قابل مشاهده است.
اکنون بررسى دیدگاه هاى نامزدان فعلى براى حضور در صحنه انتخابات نشان مى دهد که ایدئولوژى وسنت و مصلحت در هر دو جناح ،ویژگى شاخصه اصلى سیاست خارجى است .
در جناح اصولگرایان در سر یک طیف، على اکبر ولایتى قرار دارد و در سر طیف دیگر ، على لاریجانى . ولایتى که جناح سنت گرا را نمایندگى مى کند ، مصلحت را در سیاست خارجى به خوبى مى شناسد . براى او ، هرچند به دلیل سنت گرا بودن ایدئولوژیک جایگاه مهمى دارد اما با این حال وى سالها به مصلحت توجه ویژه داشت ، چنان که محمد جواد اردشیر لاریجانى را معاون خود کرد. در طیف مقابل ، راست گرایانى قرار دارند که نیم نگاهى به اندیشه هاى رادیکالیستى نیز دارند . تاکنون احمد توکلى که بعد از انتخابات مجلس هفتم به همراه عده اى دیگر به گروه سوسیالیست هاى تخیلى مشهور شدند و همچنین على لاریجانى که تئورى پردازان راست ، او را نوگرا مى نامند ، در این طیف قرار دارند . آنان در درجات مختلف و از زوایاى متفاوت معمولاً به هر نوع مراوده و تعامل با کشورهاى غربى نگاه بدبینانه دارند. آنچنان که احمد توکلى در مرکز پژوهش هاى مجلس قراردادهاى اقتصادى با دنیاى غرب را به زیر ذره بین برده و آنان را به غل و زنجیر بسته است. یا آنکه على لاریجانى آنچنان در این مسیر پیش مى رود که توافق نامه پاریس میان ایران و اتحادیه اروپا را درخصوص مباحث هسته اى به مبادله مروارید و آب نبات تشبیه مى کند . آنان سیاست مصلحتى و انعطاف پذیر را نفى و مصادیق آنها را نیز به عنوان سازش ضعف و کاستى قلمداد مى کنند .
از نگاه این جریان به اعتقاد خود ، نوظهور ، در همین ماجراى هسته اى این سیاستمداران آبادگر بودند که ایران را به خروج از NPT و زیر پا گذاشتن شروط این پروتکل توصیه مى کردند و مى گفتند ایران باید راه خود را برود و از حساب پس دادن به سازمانهاى بین المللى پرهیز کند . در جناح چپ و اصلاح طلب نیز دیدگاه هاى متفاوتى در عرصه سیاست خارجى مطرح است. چپ هاى سنتى به رهبرى مجمع روحانیون مبارز ، سیاست خارجى ایدئولوژیک را اصل و اصول خود قرار داده اند . چپ هاى نواندیش نیز از منظر دیگرى به سیاست خارجى مى اندیشند. آنان در سیاست هاى ترسیمى خود به دنبال «نگاه واقع بینانه» به نظام بین الملل هستند و از این منظر ، سیاست خارجى ایدئولوژیک را ناکارآمد مى خوانند .
راستگرایان ، طى ۸ سال گذشته در پى این باور بودند که طیف اصلاح طلب در اندیشه عبور از محدوده ها و مرزهاى ارزشى و هنجارى سیاست خارجى است و در صدد است دروازه هاى کشور را به روى بسیارى از طرف هاى رقیب و متخاصم کشور بگشاید و حتى چشمداشت حمایت ویژه غرب از موج تحولات داخلى ایران را دارند . در حالى که اصلاح طلبان بر این باور بوده که رقیبان سنت گرایشان حاضر به تحمل موفقیت ها و پیشرفت هاى جهانى اصلاح طلبان که با نواندیشى به دست آمده است ، نیست.
با این حال هیچکدام از این نامزدها و گروهها به این که چگونه مى خواهند برنامه هاى خود در عرصه بین الملل را به اجرا درآورند اشاره اى ندارند. امروز موضوعاتى مثل جهانى شدن حضور در سازمان تجارت جهانى و دموکراسى بین المللى ، حقوق بشر و ... مسائلى بحث برانگیزند که به طور ناخواسته دو حوزه سیاست خارجى و داخلى را به همدیگر پیوند مى دهند . بنابراین نگاه ها و الگوهاى سنتى تحلیل سیاست خارجى در شرایط کنونى چندان راهگشا نیست و به نظر مى آید که در ارزیابى فعل و انفعالات دیپلماسى باید متغیرهاى جدید عصر ارتباطات و قدرت هاى نوپدیدى به نام رسانه ها را دخالت داد . امروز ، کسانى که مى خواهند براى چهار سال آینده به طراحى و تنظیم سیاست ها و راهبردها مبادرت کنند ، باید مثل گذشته تنها به بازتاب آن در نگاه دو سه قدرت بزرگ جهانى نیندیشند ، بلکه واکنش افکار عمومى و بازیگران عرصه تجارت و حقوق بین الملل نیز برایشان اهمیت ویژه اى دارد .
البته این پرسش که دستگاه دیپلماسى در کجاى این فرآیند پرشتاب تحولات جهانى قرار دارد و به چه میزان در طراحى فکرى خود آن الزامات بین المللى را لحاظ مى کند ، نکته اى بسیار تأمل انگیز است ، چرا که فاصله چشمگیرى بین قابلیت هاى دستگاه دیپلماسى کشور با مطالبات و اقتضائات جامعه نوجوى ایرانى وجود دارد. با گشت و گذارى در تولیدات مطالعاتى و تحلیلى این مجموعه مى توان دریافت که هنوز کانون مدیریت سیاست خارجى با مشکلى به نام روزمرگى و فعالیت هاى غیربرنامه اى دست به گریبان است .
جلوه عینى راهبردها و راهکارها، پرونده هسته اى ایران و نوع رابطه ایران با آمریکا است که به عنوان نخستین دستور کارهاى آقاى رئیس جمهور منتخب تابستان ۸۴ روى میز کار او قرار مى گیرد .
نامزدان ریاست جمهورى بى شک اکنون باید علاوه بر همه موضوعات یک سیاست را برتر از همه در نظر بگیرند . آنان باید به جامعه جهانى بقبولانند که اولاً ایران تهدیدى براى صلح جهانى نیست و ثانیاً زیرساخت هاى متعادل ایران آن را براى بازى مبتنى بر مسؤولیت بین المللى آماده کرده است .
انتقال این پیام به جامعه جهانى نقطه کانونى رسالتى است که رئیس جمهورى آینده پیش رو دارد . دولتمردى که انتقال این پیام را مى خواهد برعهده بگیرد . باید چنان اقتدارى داشته باشد که هم بتواند ناسازگارى با بازى جهانى ایران را در داخل و خارج بى اثر کند و هم اینکه بازیگران مؤثر بین المللى در سیماى او ، اراده اقدام جسورانه و منطبق با قواعد بازى جهانى را ببیند در پایان گزیده از افکار و برنامه ها و دیدگاه هاى نامزدان احتمالى در بخش سیاست خارجى که از سخنرانى ها و مصاحبه هاى آنان استخراج شده است ، در پى مى آید.
مهدى کروبى:
توفیق من در طول خدمتم استفاده از دو مؤلفه گفت وگو و مقاومت بوده است و تاکنون سعى کرده ام هویت خود را از دست ندهم. در صورت انتخاب شدن، براى تمام بحران ها و مانع تراشى ها برنامه دارم که رایزنى، ایستادگى، مقاومت و تعامل از جمله این برنامه ها است.
وى سیاست موردنظر خود را، ارتباط با همه کشورهاى دنیا به جز رژیم هاى نامشروع دانست و گفت: ما سخنى منطقى داریم و هر کس که سخن منطقى داشته باشد، مى تواند با حفظ اصول و آرمانها، با همه کشورهاى دنیا گفت وگو کند. وى گفت: من هم مانند هر نامزد دیگرى با هدف پیروزى وارد انتخابات شده ام و امیدوارم با رأى مردم بتوانم گامى در جهت حل مشکلات مردم برداریم. اما در عین حال، انتخاب با مردم است.
من همین امروز هم مذاکره با آمریکا را مشروط به تمکین دو کشور به مذاکره عادلانه مى دانم. اما بد نیست بدانید هرگاه شرایطى پیش بیاید که آمریکاییان با پذیرش هویت مستقل ایران، آماده مذاکره باشند، اینجانب آن مذاکره را مفید مى دانم، همان طور که در سال۷۹ وقتى به صورت اتفاقى در موزه «متروپولتین» نیویورک با سناتورهاى آمریکایى مواجه شدم هم حرفهاى خودم را به آنها گفتم و هم سخن آنها را شنیدم. ما هیچ راهى به جز پیگیرى شعار صلح و دوستى براى کشور، منطقه و جهان نداریم. در سایه صلح و دوستى، ایران و کشورهاى منطقه مى توانند سرنوشت خود را رقم بزنند.
مصطفى معین:
ما در عرصه سیاست داخلى و خارجى دچار مشکلاتى هستیم. البته مهمترین شعار ما، دولت کارآمد است و سعى مى کنیم در دولت از انسجام و یکپارچگى کافى برخوردار باشیم، همچنین حداکثر استفاده را از فرصت ها بکنیم. اگر مردم مشارکت حداکثرى در انتخابات داشته باشند، مطمئناً رئیس جمهور آینده از اقتدار کافى برخوردار خواهد بود.
پرونده هسته اى ایران، مشکل پیچیده اى است که در سطح جهانى مطرح شده، من فکر مى کنم روندى که آغاز شده است، باید ادامه پیدا کند و به تلاش خود براى اعتمادسازى ادامه دهیم، البته این مذاکرات برپایه منافع ملى ایران و در چارچوب تعهدات بین المللى باشد. ما اکنون در عصر ارتباطات به سر مى بریم و ارتباط کشورها با یکدیگر، تأثیرى دوسویه دارد. کشورها مى توانند در تعامل با یکدیگر بر سیاستهاى یکدیگر نیز تأثیرگذار باشند، ولى ما از یک نظام مردمى برخاسته ایم و کشورمان از استقلال برخوردار است، همچنین استقلال خود را با حضور در صحنه هاى مختلف تضمین کرده ایم. ما به هیچ وجه اجازه نمى دهیم که قدرتهاى خارجى در امورمان دخالت کنند، ما باید یک رویکرد علمى نسبت به سیاست خارجى داشته باشیم و از فرصتهایى که در اختیارمان هست، استفاده کنیم. ایران اکنون چالشى براى آمریکاست و آمریکا نیز چالشى براى ایران.
نه تسلیم مذاکره هستیم و نه از مذاکره پروایى داریم، اگرچه اصل مذاکره و ایجاد رابطه یک هدف نیست. براساس منافع ملى و مشترک مى توان در شرایط کاملاً برابر با حفظ منافع ملى و در عین شفافیت و صراحت و از طریق کانال هاى رسمى مانند وزارت امور خارجه، مذاکره با آمریکا را مورد بررسى قرار داد.
محسن رضایى:
پارادایم جدیدى را در سیاست خارجى ابداع خواهیم کرد، سیاست خارجى ایران چه در بعد از انقلاب و چه قبل از آن در سردرگمى به سر برده است. پارادایمى مى خواهیم که قدرت فعال شدن سیاست خارجى را به ما بدهد و در مسأله هسته اى کمتر از توانمان حرکت کردیم و در برخى از مسائل دیگر، بیشتر از توانایى مان حرکت کردیم و ایران مى تواند کانون یک اتحادیه سیاسى آسیاى جنوب غربى شود.
دو کار اساسى که خواهیم کرد، آن است که استراتژى و دکترین سیاست خارجى ایران رابه ایران منطقه اى تبدیل مى کنم و دیگر اینکه ایران را کانون آسیاى جنوب غربى کرده و تعاملات چندجانبه را با کشورهاى منطقه پیگیرى خواهم کرد و از طرف دیگر ، با ایجاد بازارهاى مشترک اقتصادى سرمایه گذارى مشترک متقابل با کشورهاى منطقه انجام مى دهیم.
ما با دیپلماسى ذلیلانه به جایى نمى رسیم. ما در مذاکره با اروپا نیاز به تجدیدنظر داریم ، چرا که ما باید اقتدار ملى خود را به دست آوریم. اگر ما با اروپایى ها همکارى کردیم و اطلاعات به کلى سرى خود را در اختیار آنها قرار دادیم، آنها هم باید با ما همکارى کنند و اگر این همکارى نتیجه نداشته باشد، این دیپلماسى فایده اى ندارد. در جریان مسائل هسته اى، غربیها به این نتیجه رسیدند که با تهدید مى توانند بر تصمیم گیرى ما مؤثر باشند و لذا تهدید ایران را به یک تئورى در سیاست خارجى خود تبدیل کرده اند و از سیاست چماق و هویج در مقابل ایران صحبت مى کنند. دیپلماسى کشور باید در مقابل تهدیدات خارجى نه براساس تسلیم و جنگ ، بلکه براساس اتخاذ شیوه هاى عقلانى براى انتخاب گزینه اى غیر از موارد ذکر شده باشد.
احمد توکلى:
اولین خبرى که در سال ۸۳ مرا بسیار ناراحت کرد، خبر امتیاز دادن بى مورد هیأت مذاکره کننده هسته اى بود.
عزت ما، ریشه در روحیه عدالت طلبى و ظلم ناپذیرى حسینى دارد. ما امتیازهایمان را از خون جوانان شهادت طلبمان در جبهه هاى جنگ و مجاهدتهاى ایثارگرانه دانشمندانمان در عرصه هاى علمى به دست آورده ایم.
به نظرم، کسانى که در سال ۸۳ پاى میز مذاکرات هسته اى با اتحادیه اروپا مى نشستند، حداقل تا اواسط سال، ارزش فوق العاده این امتیازها را دست کم مى گرفتند. اگر قرار باشد از این قبیل امتیازها به غرب بدهیم ، باید در مقابلش منافع خیلى خیلى بیشترى براى کشورمان بگیریم.
وقتى شنیدم تیم مذاکره کننده هسته اى در برابر وعده هاى مبهمى مانند حمایت از ایران براى پیوستن به WTO، امتیازهاى بزرگى به غرب داد و ارزش زحمات و دستاوردهاى دانشمندان هسته اى ایران را دست کم گرفت، واقعاً ناراحت شدم. البته در اسفندماه همه دیدیم که نگرانیها و هشدارهاى ما پس از موافقتنامه پاریس، چقدر ضرورى بودو اروپا چقدر به وعده هایش عمل کرد.
راهى که در مورد پژوهش هاى هسته اى یا سلول هاى بنیادى شروع کرده ایم، راهى است که سرنوشت ملت ایران را عوض خواهد کرد و آینده تمدن ایران را شکل خواهد داد. حرکت در این راه واقعاً چقدر مى ارزد که در ازاى چندامتیاز کوتاه مدت و مبهم، از آن چشم بپوشیم. البته همانطور که گفتم، غرب سلطه طلب، حرکت ما در این مسیر را تحمل نخواهد کرد، اما این بستگى به ما دارد که در مقابل تشرها و تهدیدهاى غرب جا بزنیم و یا با اعتماد به نفس و تدبیر، تهدیدها را خنثى کنیم.
على لاریجانى:
در بعد خارجى، دیپلماسى ما باید معطوف به هدف باشد. اگر قرار است ایران را تبدیل به قدرت نماییم و بدین ترتیب از موقعیت یک کشور ژئوپولتیک به کشور استراتژیک ارتقایابیم، باید توان ملى را بالا ببریم و دیپلماسى ما در خدمت این خواسته باشد. به همین دلیل حرکت دیپلماسى ما باید به سمت بین الملل باشد تا زمینه براى توسعه در داخل فراهم شود.
دیپلماسى کشور باید عزتمندانه باشد تا مایه غرور ملى و ارتقاى منزلت ایرانیان باشد و شکوه این ملت را بروز دهد. دیپلماسى باید درخدمت منافع ملى و توسعه کشور باشد.
اینطور نباشد که عده اى به مذاکره بیندیشند، اما فقط براى نفس مذاکره باید مذاکره و روابط دوجانبه یا چندجانبه با کشورها نفعى هم براى کشور داشته باشد. مثلاً ژاپن بعد از جنگ جهانى گفت که شعار ما این است که تولیدمان چهاربرابر شود و دیپلماسى خود را درخدمت این شعار قرارداد.
اگر امروز در ایران بر تکنولوژى هسته اى پافشارى مى شود، به دلیل هوى و هوس نیست، بلکه این تصمیم براى فرداى فرزندان ماست تا آنان در آینده سربلند شوند و معامله برسر چنین مسأله اى بزرگترین خیانت است.
انگلیس نیز همانند آمریکا با تکنولوژى هسته اى ایران مخالف است و آنان به دلیل مخالفت با پیشرفت ایران در راه به دست آوردن فناورى هاى دیگر نیز جلوى راه ما سنگ اندازى مى کنند.
در سالهاى اخیر، به بهانه واقع گرایى گاهى روى ظرفیت اسلام و انقلاب بى توجهى مى شود و عده اى گمان کرده اند معناى واقع گرایى این است که توان قدرتمند انقلاب را نادیده بگیرند. اگر نگاه ما دینى هم نباشد، وظیفه ملى دفاع از ملل مسلمان براى جلوگیرى از نفوذ استعمارنوین غرب است.
این سخت گیرى هاى اروپا، بزرگترین اشتباه اروپا است و نشان مى دهد که اروپایى ها ظرفیت حل مسائل بین المللى را ندارند و این مسأله تجربه بسیار بدى براى آنان خواهدبود. در تئورى خاورمیانه بزرگ، گسترش فرهنگ آمریکا و نوعى آپارتاید وجوددارد که بحث گسترش دموکراسى حتى با زور درآن گفته شده است.
درصورتى که درمذاکرات بر سلامت فناورى هسته اى ایران ازسوى طرف مذاکره کننده تأکید و براى آن تضمینى عینى داده شود، با روند مذاکره موافقم. درغیر این صورت، با این نوع مذاکره موافق نیستم.
على اکبر ولایتى:
براى تحقق اهداف چشم انداز بیست ساله و رسیدن به هدف اصلى که قدرت اول منطقه شدن است، نیازمند اتخاذ سیاستى هستیم که در چارچوب عزت حکمت و مصلحت است.
تنشها و تحولات کشورهاى همسایه و شرایط اقتصادى، سیاسى و اجتماعى و داخلى، ایجاد دولتى کارآمد را ضرورى مى نماید، دولتى که به تحولات بین المللى و پیچیدگى سیاست خارجى کاملاً آشنا باشد و بتواند از امکانات به خوبى استفاده کند.
جمهورى اسلامى سرنوشت خود را موکول به تصمیم اروپا نمى کند و مذاکرات را تا سقف زمانى موردنظر ادامه خواهدداد. درمورد مذاکرات هسته اى، ما راهى طولانى را طى کرده ایم و درتمامى مقاطع، پایبندى خود را با قوانین بین المللى ثابت کرده ایم، اما عده اى مثل آمریکاییها در صحنه بین المللى هستند که عادت به زورگویى دارند و درصدد تضییع حق ایران هستند. ما هرگز از حق خود درغنى سازى نمى گذریم.
اروپاییها تحت تأثیر آمریکا به تعهدات خود عمل نکرده اند و هرروز ادعاى جدیدى مطرح مى کنند. تعهدات متقابل بین ما و سه کشور اروپایى براساس نشستهاى تهران و پاریس صورت گرفته و تازمانى که اروپا استقلال و اتکاى به نفس نداشته باشد و برتعهداتش پایبندى نشان ندهد، ازمذاکرات چیزى عایدمان نمى شود.
محمود احمدى‌نژاد:
در روابط بین الملل ما خواستار مناسبات عادلانه هستیم.
 ما به دنبال گسترش مناسبات خود با همسایگان و کشورهاى مسلمان جهان و همه ملتها هستیم.
 چالش جمهورى اسلامى ایران با دنیاى مادى یک چالش مقطعى نیست، بلکه یک چالش تاریخى است.
 ما خواهان توسعه روابط با هر دولت و کشورى هستیم که به دنبال تجاوز و زورگویى نباشد و حق قانونى و طبیعى ملت ایران را به رسمیت بشناسد.
 گفت و گوى ما با دنیا بر پایه منطق و اصول و معیارهاى پذیرفته شده است. 
جامعه جهانى، از نظر ما جامعه اى مرکب از چند دولت محدود غربى نیست. 
جامعه جهانى مرکب از شش میلیارد جمعیت روى زمین است که بخش اعظم آنها با سیاستهاى ظالمانه حاکم بر روابط جهانى به شدت مخالفت مى کنند.
 در شرایط پیچیده امروز نکته اى که بیش از هر چیز اهمیت پیدا کرده است، تفکیک دوست از دشمن و شناخت این اصل مهم است که چگونه مى توان از تمامى ظرفیتها براى اهداف مقدس بهره گرفت و در برابر ترفندها، توطئه ها، برنامه ها، تاکتیکها و راهبردهاى دشمنان قسم خورده و ملت مسلمان ایران با آگاهى و هوشیارى عمل کرد.
 با یک سلسله مناسبات تحمیلى نمى توان جلوى پیشرفت یک ملت را گرفت.
 ملت ایران خود پایه گذار بسیارى از علوم دردنیا بوده است و اکنون که عرصه ها باز شده است ملت ایران ظرف چند دهه، تمام قله هاى علمى جهان را فتح خواهد کرد. 
نمى شود با یک سرى حرفهاى بى ربط جلوى رشد علمى یک ملت را گرفت. 
ما با همه دنیا رابطه داریم و از موضع منطقى گفت و گو مى کنیم واگر هم حق قانونى و طبیعى ملت ما را بپذیرند با آنها همکارى و همراهى مى کنیم.
 ملت ایران هیچ تعهدى نداده است که از خواسته هاى تحمیلى دیگران تبعیت کند.
 اگر مذاکرات صداقت نشان دهند ما هم باید با آنها صادقانه برخورد کنیم.
 اگر بخواهند به روش بازیهایى که با ملت فلسطین انجام دادند، رفتار کنند و مذاکرات را در چرخه اى بیندازند که سالها به طول بینجامد، حتماً سیاستهاى جمهورى اسلامى ایران تغییر خواهد کرد.
محمد باقر قالیباف :
در سیاست خارجى، ساز و کارهاى خاص در قانون اساسى پیش بینى شده است. معتقدم که بر اساس منافع ملى و منافع مشترک مى توانیم ارتباط برقرار کنیم. در این زمینه هیچ محدودیتى نیست. در عین حال نباید موضوعاتى مانند رابطه با آمریکا و بحث فناورى هسته اى، هزینه بحث هاى گروهى، فردى و یا انتخاباتى و رقابتى شود.
در مورد فناورى هسته اى، نظام حکیمانه و سنجیده عمل کرده است : از یک طرف تلاش شد که فناورى هسته اى صلح آمیز در کشور دنبال شود و از طرف دیگر هم سعى شد که در چارچوب قوانین بین المللى ارتباط برقرار و جلب اعتماد شود.
طبیعى است که ما نباید تسلیم فشارهاى غیرقانونى شویم و از سوى دیگر هم نباید به دنبال تخاصم بین المللى باشیم قبول ندارم که مشکلات ما با رابطه با آمریکا حل مى شود. در عین حال هم به دنبال تخاصم بودن، رویکرد من نیست.