جعفر توفیق سبحانى
متولد سال،۱۳۱۷ تبریز
دکتراى زبان و ادبیات فارسى از دانشگاه تهران
بیش از ۳۰ سال تدریس در دانشگاههاى مختلف ایران
استاد مدعو دانشگاه دهلى براى تدریس زبان و ادبیات فارسى ۱۳۷۴ تا ۷۶
نایب رئیس انجمن آثار و مفاخر فرهنگى
مصحح آثار نفیس فارسى در دوران مختلف و مترجم شاخص ترکى به فارسى
برخى از آثار وى عبارتند از: ترجمه شرح مثنوى شریف در ۶ جلد اثر عبدالباقى گولپینارلى «تعلیقاتى بر تجارب السلف» (تصحیح و ترجمه)، تصحیح مجالس السبعه از مولانا، تصحیح و توضیح «مکتوبات مولانا جلال الدین»، ترجمه «مولانا جلال الدین » و «مولویه» و «شرح مثنوى»، ترجمه ملامتیه و ملامتیان و آداب و ارکان سماع از گولپینارلى، تصحیح «سیره ابن خفیف» از آن مارى شیمل، ترجمه «منتخب التواریخ» عبدالقادر بداؤنى و «مکتب تفسیر اشارى»، تألیف «نگاهى به تاریخ ادب فارسى در هند»، ترجمه «لغت شاهنامه» اثر عبدالقادر بغدادى، ره آوردهاى سفر (سفرنامه دوساله به هند) و فهرست نویسى آرشیو ملى هند، کتابخانه بمبئى، دهلى نو و...
در میان آنهایى که دستى بر آتش ادب و ادبیات این خاک دارند نام جعفر توفیق سبحانى هم نامى آشنا و گرانمایه است و براى آنها که علاوه بر ادبیات، ارادت و اخلاص ویژه اى به مولانا جلال الدین محمدمولوى بلخى دارند، نام توفیق سبحانى روایت پژوهشگر خستگى ناپذیرى است که براى شناختن و شناساندن مولانا جلال الدین، مویى را به راه او سپید کرده و در این میان تصحیح «مجالس السبعه» مولانا و تصحیح و توضیح «مکتوبات مولانا جلال الدین» و ترجمه «مولویه» و شرح ۶ جلدى مثنوى از «گولپینارلى» از آثار پرتبختر و پروزن جعفر توفیق سبحانى است که براى تدوین وتبیین آنها عمرى را طى کرده و از این همه کوشش و جهد و جدیت فراوان آموخته و بر دانش خویش اندوخته است. در کنار ترجمه سترگ شرح مثنوى شریف عبدالباقى گولپینارلى، یکى از آثار مهم جعفر توفیق سبحانى در زمینه مولانا را مى توان تصحیح «کلیات شمس» او براساس نسخه اى از فروزانفر مرحوم دانست. این کتاب براساس نسخه اى فراهم شده که بین سالهاى ۴۶ - ۱۳۳۶ به تصحیح و حواشى مرحوم استاد بدیع الزمان فروزانفر در چاپخانه دانشگاه تهران به چاپ رسیده و از سال۱۳۵۵ انتشارات امیرکبیر همان چاپ را در قطعى کوچکتر، بارها افست کرده است. فروزانفر این تصحیح را براساس ۱۲ نسخه - که از ۹ نسخه آن استفاده کرده - فراهم آورده است. نسخه ها به ترتیب قدمت از کتابخانه اسعد افندى در سلیمانیه، موزه مولانا در قونیه، کتابخانه چسترسیتى، باز نسخه دیگرى در قونیه، نسخه کتابخانه بلدیه استانبول، کتابخانه گریک احمد پاشا در افیون ترکیه (دو نسخه)، نسخه مرحوم حاج محمدآقا نخجوانى در تبریز، نسخه دو جلدى موزه مولانا در قونیه و دو نسخه خطى متعلق به شخص مرحوم فروزانفر بوده است که همگى نشان از جدیت و ثابت قدمى محقق آنها داشته و ارزشى گرانقدر است که وى به فرهنگ و ادب این سرزمین هدیه کرده است.
گرچه از «کلیات شمس» تاکنون گزیده هاى متنوعى توسط محققین و پژوهشگران مختلفى فراهم آمده است و در این میان «گزیده غزلیات شمس» با مقدمه و شرح لغات و ترکیبات و فهارس که به کوشش دکتر محمدرضا شفیعى کدکنى از سرآمدترین و برجسته ترین آثار تصحیح شده این کتاب محسوب مى شود اما کلیات شمسى که توسط دکتر توفیق سبحانى به بازار نشر روانه شده است چیز دیگرى است. خود توفیق سبحانى درباره علل و علت چاپ و نشر این کتاب مى نویسد: «در سال۱۹۷۶ با مرحوم «عبدالباقى گولپینارلى» نشسته بودیم و درباره مسائل گوناگون صحبت مى کردیم. سخن به کلیات شمس آمد. آن مرحوم فرمود که کلیات شمس به تصحیح استاد فروزانفر عالى است، اما دریغ که غزل هاى دیگرى با تخلص شمس که در نسخه هاى مورد استفاده استاد راه یافته بوده، متأسفانه در تصحیح استاد هم عیناً آمده است. بعد درباره «شمس الحقایق» رضا قلى خان هدایت بحث کردند و فرمودند: «در آن چاپ هم خطاهایى وجود است، اشعارى در آن درج شده است که از مولانا نیست. در آن تاریخ براى من پذیرفتن این ادعا مثل الآن آسان نبود، اما زمانى که مکتوبات مولانا را تصحیح مى کردم و تصمیم داشتم که گوینده اشعار نقل شده در مکتوبات مولانا را پیدا کنم، متوجه شدم که از اشعار سلطان ولد، پسر مولانا هم در میان نامه ها راه یافته است، آن ادعا را پذیرفتم.»
وى سپس اشاره مى کند به اینکه مرحوم فروزانفر در جایى نوشته: «تا وقتى که نسخه صحیح از کلیات به دست نیامده، مى توان به یکى از دو راه در تشخیص اشعار مولانا توسل جست: یکى کتب قدیم مانند «فیه مافیه» و «معارف سلطان ولد» و مثنوى هاى ولدى و «مناقب افلاکى» و «شرح مثنوى کمال الدین حسین خوارزمى» که اشعار مولانا به اقتضاى حال در ضمن آنها آورده شده و ما بیشتر روایات افلاکى را که متضمن سبب نظم یکى از غزلیات بوده در این تألیف مندرج ساخته ایم. دیگر تتبع دقیق در غزلیات و تطبیق مضامین و تعبیرات آنها با مثنوى که اثر مسلم مولانا مى باشد و تصحیف و تغییر نسبت به غزلیات در آن کمتر راه یافته است.»
توفیق سبحانى سپس به ذکر دلایل دیگر خود براى پرداختن به کار صعب دیوان شمس آن هم براساس نسخه مرحوم فروزانفر اشاره مى کندو مى نویسد: «مقدمه کلیات شمس مرحوم بدیع الزمان فروزانفر، در لابه لاى اطلاعات بسیار وسیع و دقیقى که درباره کلیات شمس و آثار مولانا به دست مى دهد، در واقع نوعى جهت حال و قصه غصه مصحح بى نظیر کلیات شمس هم هست و نشان مى دهد آن استاد فروزانفرى که دانشورانى چون مرحوم دکتر عبدالحسین زرین کوب، استاد دکتر منوچهر مرتضوى، استاد دکتر مهدى محقق، استاد دکتر محمدرضا شفیعى کدکنى، استاد دکتر محمدامین ریاحى، استاد مرحوم عبدالباقى گولپینارلى، استاد دکتر حسن انورى و... همیشه از آن مرحوم با اعجاب و احترام یاد مى کردند و یاد مى کنند، در اثناى گردآورى نسخ کلیات و مقابله و تصحیح آن با بحرانهایى مواجه بوده است که قهراً نمى توانسته است آنچنان که مى خواسته، کار عظیم خود را دنبال کند. من تلفیقى از نوشته استاد راکه گویى حلقه هاى ناملایمات چون دانه هاى زنجیرى به هم پیوسته، روزگار را بر آن مرد بزرگ تلخ و تحمل ناپذیر کرده است، براى استحضار کسانى که آن مقدمه را نخوانده اند، نقل مى کنم.»
توفیق سبحانى سپس دو آرزو مى کند ودر مقدمه کلیات شمس مى نویسد: «کاش دو آرزوى نگارنده این سطور، هر دو با هم و یا یک به یک برآورده شود: آرزوى نخست اینکه نسخه دو جلدى شماره۶۹ - ۶۸ موزه مولانا در قونیه که به هر حال فیلمى از آن در اختیار مرحوم فروزانفر بوده، عیناً و به طور عکسى چاپ و در اختیار علاقه مندان قرار گیرد. اگر فیلم متعلق به استاد قابل استفاده نیست، با همکارى وزارت فرهنگ و هنر ترکیه فیلم دیگرى تهیه شودو به چاپ برسد.
دیگر آنکه نسخه نفیس دیگرى که اکنون در تملک جناب مهندس مهدى فیروزان است و در «یوم الدربعافى اواسط جمادى الاخر لعام اربع و خمسین و ستمائه» به خط عبدالله الاحقر الافقر المفتقر الى سعة رحمة ربه خلیل المولوى، در ۳۱۱ برگ که تمام غزل هاى فارسى در ۳۰۷ برگ ۴ ستونى در ۳۱ سطر کتابت شده و خارج نویسى هاى آن به خط چلبى (حسام الدین) نوشته شده است، به هر نحوى که مقدور باشد، به چاپ عکسى برسد.»
در واقع این دو آرزو، آرزویى است که توفیق سبحانى به تبع استاد خود مرحوم فروزانفر مى کند. چه در جایى پیش از این مى نویسد: «کاش این امید استاد برآورده مى شد: «و امیدوار است که حق تعالى امداد توفیق بازنگیرد و تار و پود نگسلد تا مقابله و طبع این دیوان عرشى به انضمام فهرستها و فرهنگ لغات و مصطلحات و شرح اشارات و مشکلات و رساله خصوصى که متضمن تحلیل و نقد ادبى غزلیات معروف مقام بلند مولانا در شاعرى و سخن سرایى تواند بود، به پایان رسد... » دریغ که برآورده نشد.»
فى الواقع توفیق سبحانى معتقد است که اگر آرزوى مرحوم استاد برآورده مى شد، غزلهاى دخیل از «کلیات شمس» کنار گذاشته مى شد و خوانندگان در اثناى مطالعه با خطاهایى که اکنون در آن راه یافته است ، مواجه نمى شدند. مرحوم فروزانفر در تألیف «شرح مثنوى شریف» چنان که خود تصریح کرده است ، « به یارى بعضى از دوستان که ترکى مى دانند از فاتح الدبیات اسماعیل آنقروى استفاده کرده »، اما در ابیات معدود ترکى «کلیات شمس» ، ظاهراً به کسى مراجعه نفرموده است . از این رو در نقل ابیات ترکى خطاهایى پدید آمده است.
جعفر توفیق سبحانى البته آثار ماندگار دیگرى نیز در عالم ادبیات دارد که «تعلیقاتى و تجارب السلف» اثر هندوشاه نخجوانى از آن جمله است. این کتاب اگرچه اولین کتابى است که به اهتمام او او در سال ۱۳۵۶ منتشر شد اما تأثیر شگرف و فراوانى بر دانشجویان و محققان زبان و ادبیات فارسى و بویژه آثار کهن و کهنه فارسى گذاشت. علاوه براین تصحیح «سیره ابن خفیف» از مرحوم «آن مارى شیمل » و «مکتب تفسیر اشارى » و «منتخب التواریخ» از عبدالقادر بداؤنى و «نگاهى به تاریخ ادب فارسى در هند» از دیگر آثارى است که چون ستاره هاى فروزان در کهکشان ادب و زبان فارسى مى درخشد و از کارنامه درخشان این محقق متواضع و فروتن حکایت مى کند.
در باره «مکتب تفسیر اشارى » که نشر دانشگاهى به چاپ رسانده و ترجمه آن توفیق سبحانى مى گوید: « دراین کتاب تفسیر عرفانى کلام الله مجید از آغاز تا قرن حاضر را مورد بررسى قرار مى دهد. تفسیرهاى عرفانى که حسن بصرى داشت و یا سهل بن عبدالله تسترى ، جنیدبن محمد و معروف ترین آنها عبدالرحمن سلمى از قرآن مجید داشتند. البته تفسیر ثعلبى و تفسیر قشیرى - نویسنده رساله قشیریه - و تفسیر خواجه عبدالله انصارى هم دراین کتاب مورد بررسى قرار گرفته است. این کتاب را پروفسور «سلیمان آتش » نوشته است.»
در مورد جایگاه این کتاب باید گفت که چنین کتابى و چنین پژوهشى تاکنون درایران منتشر نشده بودو نویسنده این کتاب در مورد همه تفسیرهاى معروف قرآن سخن گفته، این کتاب به نوعى تاریخ تفسیرهاى قرآن از دید عرفان اسلامى است.
از دیگر آثار قابل ملاحظه و توجهى که جعفر توفیق سبحانى به تصحیح آن پرداخته کتاب «سیره ابن خفیف» است که پیشترها توسط مرحوم آن مارى شیمل تصحیح و منتشر شده بود. توفیق سبحانى در باره این کتاب مى گوید: «ابن خفیف شیرازى از عرفاى قرن پنجم هجرى است و یکى از فرزندان او به نام ابوالحسن دیلمى سخنان و گفتارهاى او را مکتوب کرده بود. خانم شیمل این کتاب خطى را در آنکارا پیدا کرده و با راهنمایى یک پروفسور آلمانى به نام ریتر تصحیح و منتشر کرده بود. زمانى که این کتاب را شیمل تصحیح و منتشر کرد بیست سال داشته و ظاهراً براى رساله دکترایش انجام داد که این «سیره ابن خفیف» با تصحیح خانم شیمل داراى لغات ثقیل و غلط خوانى و ایراد بسیار بود و من آن را تصحیح و منتشر کردم.»
«منتخب التواریخ » عبدالقادر بداؤنى که در سه جلد تألیف شده هم یکى از آثارى است که توفیق سبحانى دست به تصحیح آن زده است: او در پاسخ به این سؤال که چرا شما از این کتاب ۳ جلدى، جلد سوم را براى شروع ترجمه و منتشر کرده اید، مى گوید: «درست است که «منتخب التواریخ » در سه جلد تألیف شده ولى جلد سوم آن مربوط به عرفا و شاعران است و به نوعى تاریخ ادبیات است . من به دلیل علاقه به عرفان و ادبیات، ابتدا جلد سوم را ترجمه کردم ، اما بسیارى از دوستان و مخاطبان درخواست ترجمه جلد اول و دوم را هم داشتند که به ناگزیر این تاریخ را که از آغاز تا سال ۱۰۱۴ دربرمى گیرد، ترجمه و منتشر کردم . این کتاب در قرن یازدهم تألیف شده بود. »
جعفر توفیق سبحانى متولد سال ۱۳۱۷ تبریز است و از فرهیختگان دوران معاصر در عرصه ادب و زبان پارسى محسوب مى شود. او دکتراى ادبیات فارسى خود را از دانشگاه تهران اخذ کرده است و سابقه سالیان سال تحقیق و تدریس را دراین دانشگاه یدک مى کشد. او در زمینه زبان و ادبیات فارسى عمرى را صرف تحقیق و تفحص و تصحیح و ترجمه کرده است و در حال حاضر نیز نایب رئیس انجمن آثار و مفاخر فرهنگى است و در دانشگاههاى مختلفى به تدریس زبان وادبیات فارسى مشغول است.
توفیق سبحانى علاوه بر تدریس در دانشگاههاى مختلف داخلى ، در دانشگاههاى هند نیز تدریس داشته و به پژوهش و تحقیق نیز مشغول بوده است. وى از سال ۱۳۷۴ تا سال ۱۳۷۶ شمسى در دانشگاه دهلى به تدریس زبان و ادبیات فارسى اشتغال داشته و هم اکنون نیز براى تحقیق و پژوهش دائماً در تعامل و سفر دانشگاههاى معتبر است.
فهرست نویسى نسخ خطى و نیز آرشیو کتب فارسى کتابخانه هاى معتبر هندوستان در سالهایى که او در آنجا اقامت داشته نیز از دیگر خدمات ارزنده توفیق سبحانى به جامعه پژوهنده فارسى زبان است.
او مجموعه کتب خطى فارسى دانشگاه دهلى ، انستیتو غالب ، آرشیو ملى هند، کتابخانه بمبئى، میکروفیلم خانه فرهنگ دهلى نو و درگاه پیرمحمدشاه احمدآباد گجراتى را فهرست نویسى کرده و ره آوردهاى ارزنده اى از سفر چندساله خود به هندوستان فراهم کرده است. آخرین کار سترگ توفیق سبحانى نیز ترجمه کتاب «لغت شاهنامه » اثر عبدالقادر بغدادى از ترکى به فارسى است. مى گویند اقبال و علامه قزوینى هر دو قبل از بزرگداشت فردوسى در سال ۱۳۱۳ توصیه بسیار کرده بودند که این کتاب به فارسى ترجمه شود تا مورداستفاده شاهنامه پژوهان قرار گیرد و حالا بعد از این همه سال «لغت شاهنامه» را با ۲۷۰۰مدخل اعلام و فعل، توفیق سبحانى به فارسى برگردانده است.
آثار او چه در حوزه تصحیح و تحشیه و چه در حوزه ترجمه و تطبیق متون، از چنان روشمندى مستحکمى برخوردار است که نام او را در عرصه پژوهش زبان فارسى ماندگار خواهد کرد.