تاریخ انتشار : ۲۵ شهريور ۱۳۸۹ - ۱۱:۲۴  ، 
شناسه خبر : ۱۶۲۰۰۴
گفت‌وگو با معاون تعاون و امور اجتماعى ستاد کل آزادگان کشور
سجاد آذرى‌نیا اشاره: محمود شرافتى متولد سال ۱۳۳۸ اهل شهرستان نهاوند است. در سال ۱۳۵۸ با هدف و انگیزه خدمت به انقلاب وارد سپاه شد و بعد از ۱۳ ماه که در جبهه بود، اسیر عراقى ها شد. هشت سال و سه ماه در اسارت بود و وقتى به ایران برگشت در دانشگاه اصفهان ادامه تحصیل داد و سال ۱۳۸۱ بازنشسته شد. اما ارتباط خود را با ستاد آزادگان همچنان حفظ کرد. وى در حال حاضر نیز به عنوان معاون تعاون و امور اجتماعى ستاد آزادگان فعالیت مى کند.

* آقاى شرافتى از بدو ورود اسرا به میهن اسلامى، ستاد آزادگان تشکیل شد تا به امور آنان رسیدگى شود، چه اقداماتى تاکنون انجام داده و آیا تا به حال این اقدامات سیر صعودى داشته است؟
** اساساً مهمترین اهدافى که براى تشکیل ستاد آزادگان در نظر گرفته شد، یک مأمن و جایگاه قانونى بود که به آزادگان خدمات بدهد و ستاد تشکیل شده این چهار هدف اصلى را دنبال مى کرد: ۱- آموزشى ۲- بهداشت و درمان ۳- اشتغال ۴- مسکن.
ستاد تشکیل شده در روزهاى اول خیلى خوب جلو آمد، اما چون این کار با سازماندهى و کارشناسى پیش نرفته بود و مسؤولین نیز بدون برنامه ریزى و کارشناسى خدمات دهى مى کردند، این اهداف نه تنها تحقق پیدا نکرد، بلکه کاستى ها روز به روز بیشتر شد. اما اکثر آزاده ها که به خاطر یک سرى ارزش ها، مسائل غیرمادى و اهداف عالیه جلو رفته بودند، بر این نواقص و کاستى ها بردبارى کرده و مى کنند.
* شما که یکى از مسؤولان تأثیرگذار هستید، آیا از عملکرد ستاد راضى هستید؟ چه عواملى مى تواند در هرچه بهتر شدن این خدمات نقش داشته باشد؟
** بنده به عنوان کسى که در خدمت این عزیزان هستم و همچنین در اسارت با آنان بودم خیر؛ صد درصد راضى نیستم، البته خدماتى شده، هنوز هم دارد مى شود اما آن طورى که در شأن آزاده باشد نیست و این بیشتر برمى گردد به ابتداى ورود بچه هاى آزاده که نسبت به شناخت نیازهاى آزاده اقداماتى انجام نشده بود، دوم اینکه اداره و سازمانى که متولى خدمات به این عزیزان بود به صورت کارشناسانه تشکیل نشده بود که بفهمد در دوران اسارت، براى آزاده اى که بین پنج تا ده سال از جامعه عادى و مناسباتش دور بود کاستى هایى به وجود آمده است، لذا ابتدا بیایند کاستى ها را برطرف کنند و بعد براى خدمات دهى در کنار آزاده باشند، الآن هم با توجه به این مسأله ما خواهان همین هستیم. بنابراین آزاده اى که ایثار را به صورت عملى معنا کرده، نه تئورى لذا نیاز است که ایثارگرانه با او برخورد کنند. ایثارگرانه در خدمتش باشند. این عملاً تا حدودى تحقق پیدا نکرده و اگر مى بینید ایثارگران باز هم انتقاد دارند به خاطر این است که از ابتداى امر به مسائل آنان توجه نشده وگرنه اگر از همان روز اول به آزاده و ایثارگر گفته مى شد شما رفتید، خدا پدر و مادرتان را بیامرزد، دستتان درد نکند، بروید به زندگیتان بچسبید، ما هم دیگر نیستیم، مطمئن باشید ایثارگر هم سرشو پایین مى انداخت، کما اینکه الآن هم ما رزمنده هاى زیادى داریم که نه جانبازند، نه خانواده شاهدند، نه آزاده، حالا ترکشى هم نخورده و نامى هم نیستند، الآن هم خودشان زندگى خودشان را مى چرخانند.
* لطف کنید خلاصه اى از اقدامات عملى ستاد را در رابطه با این عزیزان (اعم از خدمات رفاهى، درمانى، اشتغال، تحصیل و غیره) را یک مقدار جزئى تر توضیح دهید.
** در راستاى همین چهار هدف اصلى که کلیه خدمات آزادگان را شامل مى شد، ستاد آزادگان شروع به کار کرد. تقریباً در مورد اشتغال و زمین اقدامات مناسبى را انجام دادیم، اما در خصوص کیفیت این اقدامات مقدارى صحبت هست که باید تجزیه و تحلیل شود، چرا که تعدادى از این عزیزان براى انجام کار به مراکز مختلف معرفى شده اند، اما باید قبل از معرفى آزاده در نظر مى گرفتند یک آزاده که ،۸ ۹ سال، یا حتى ۱۰ سال در تنگناى زندان بوده و مورد ضرب و شتم و شکنجه قرار گرفته، چطور مى تواند بعد از این دوران سخت مثل انسان دیگرى که سال ها در کارش بوده و در آن تسلط پیدا کرده، کار کند و یا حتى در خیلى از جهات رقابت کند، ببینید امتیازاتى که باید به آزاده داده مى شد عملاً صورت نگرفت. درست است که یک سال اسارت را دو سال - سابقه کار - حساب کردند، ولى این تبدیل بعدها به ضرر آزاده شد و آزاده با بازنشستگى زودرس مواجه شد و خوب توأمان از لحاظ اقتصادى دچار مشکل شد. در خصوص زمین هم همین طور، فقط به صرف اینکه یک قطعه زمین به آزاده داده شود کافى نبود، مهم این بود که این زمین با چه کیفیتى در کدام منطقه و با چه اعتبارى به اینها داده مى شد. آزاده اى که بعد از چند ماه ورودش به کشور بلافاصله گفتند این شغلت، این زمینت، برو دنبال ساختنش، خوب این قطعاً براى کسى که هیچ گونه اسارتى هم نداشته باشد مشکل است، چه برسد به کسى که مدت زیادى را از کلیه مسائل ادارى و اجتماعى مملکت دور باشد، اما در مجموع و با توجه به تمام نقصان ها و کاستى ها، مقدارى امکانات در اختیار آزاده گذاشته شد، بعضى ها توانستند استفاده کنند و بعضى ها متأسفانه نتوانستند.
* اکثر این آزادگان مدت زیادى را در اسارت بودند و امکان پیشرفت از آنان گرفته شد، آیا اجحاف نیست که الآن بعد از اسارت مشکل اشتغال داشته باشند یا در چرخاندن روند عادى زندگى با مشکل برخورد کنند؟
** این را الآن از من مى پرسید که در جایگاه یک مسؤول هستم، اما من دو بعد دارم؛ بعد اول اسارتم هست و اینکه به عنوان یک آزاده مطرح هستم و در بعد دوم به عنوان خادم آزادگان، اگر این سؤال را از کسى بپرسید که فقط بعد آزادگى را داشته باشد بهتر است، چرا که بعد آزادگى من به صورت عمقى و قلبى بوده و به همین دلیل بعد دومم را مى پوشاند. یعنى چون به خاطر یکسرى ارزش ها رفتم سعى مى کنم کمبودها، نارسایى ها و نقصان هایى را که در مورد ما اعمال شده، مورد توجه قرار ندهم. چون مى خواهم هدفم باقى بماند، مى خواهم ارزشى را که به خاطرش رفتم همیشه درونم باقى بماند. این سؤال را از مسؤولینى که در بعد آزادگى نبودند بپرسید و ببینید چه جوابى برایش دارند. فکر مى کنم براى ما هم شنیدنش جالب باشد
* آمار دقیق و مشخصى از تعداد آزادگان، اسراى باقى مانده و مفقودین دارید؟
** حدود ۴۳ هزار و ۶۰۰ نفر آزاده داریم که وارد ایران شدند اما در مورد آنچه که باقى مانده، هیچ گونه اطلاعى از اینکه در قید حیات باشند یا نه را در دسترس نداریم. خودم وقتى بر مى گشتم تعدادى از آنان که با هم بودیم زنده بودند موضوع را به اطلاع مسؤولین مربوط رساندم. مراتب مربوط به مفقودین به عهده اداره حمایت از اسرا و مفقودین است، آنان بهتر مى توانند جوابگوى شما باشند.
* آیا بین ارگان هاى ذیربط مثل ارگان هاى کمیته پیگیرى مفقودین هلال احمر، کمیته تفحص و بالاخص صلیب سرخ به منظور شناسایى و کاهش مفقودین و اسرا ارتباطى داشته اید؟
** اساساً آنها مستقل هستند و به صورت جداگانه کار مى کنند، رابطه اى در حد معاونت ها وجود داشته که الآن کمتر شده.
* مثمرثمر بوده؟
** تا حالا که توانسته اند ۴۳ هزار و ۶۰۰ نفر را آزاد کنند و وضعیت بسیارى از مفقودین و مفقودالجسدها را مشخص بکنند اما خوب انتظار مردم و خانواده هایى که هنوز عزیزانشان بر نگشته، کاملاً بجاست.
* تکلیف اسرایى که هنوز در عراق هستند و ممکن است حتى در کشورهایى که در زمان جنگ با عراق همدست بودند مثل اردن، اسرائیل و ... باشند چگونه است؟
** این را اصلاً اطلاع ندارم و باز بر مى گردد به اداره حمایت از اسرا و مفقودین.
* اینکه عنوان مى شود بعضى از اسراى ما پناهنده شدند یا قصد مراجعت به میهن اسلامى را ندارند صحت دارد؟
** من هم این شنیده ها را شنیده ام ولى برایم مسجل نشده چون این نیز بر مى گردد به اداره حمایت از اسرا و مفقودین و وزارت اطلاعات اما زمانى که من در اردوگاه بودم و تا زمانى که آزاد شدم چنین موردى اتفاق نیفتاد.
* از خاطرات آزادگان در دوران اسارت و نشر آنان در جامعه چه استفاده هایى شده و براى ثبت این خاطرات از قبیل فیلم و کتاب و ... چه اقداماتى از طریق ستاد آزادگان انجام شده است؟
** اساساً زندگى در اسارت جدا از زندگى توى مملکت خودمان نبود، ما سعى مى کردیم آنچه را در مملکت وجود داشت، آنجا هم پیاده کنیم، عراقى ها مى گفتند شما ما را اسیر کردید و این ما هستیم که اسیر شماییم، ما در مقابل کارهایى که انجام مى دادیم و برنامه هایى که داشتیم مجازات و شکنجه مى شدیم، خیلى چیزها به صورت مخفیانه و قلم و کاغذى به دیگران انتقال داده مى شد، چقدر هم مؤثر واقع شد، شما مى توانید اسراى قدیم را ببینید که تحصیلات عالیه را گذراندند، شاید در اردوگاهى که من بودم (موصل ۳ سابق) بیش از ۷۰۰ تا ۸۰۰ نفر فقط انگلیسى صحبت مى کردند، ده ها نفر حافظ کل قرآن بودند، قارى قرآن بودند، زبان هاى دیگر مى خواندند، درس هاى عربى مى خواندند و تمامش به صورت مخفى بود اما اساساً بعد از برگشت، انتظارى که ما براى انتقال این فرهنگ داشتیم برآورده نشد و اینها باید مفصل تجزیه و تحلیل شود. در قالب فیلم و کتاب اقداماتى شد اما براى اینکه آن فرهنگ عملاً در جامعه پیاده شود اقدامى نشده است.
* آیا در ارتباط با ثبت خاطرات و نشان دادن فداکارى هاى این گروه به وسیله موزه و یادبود اقدامى صورت گرفته اگر جوابتان مثبت است تشکیل مکان هاى این چنینى چه تأثیرى در دیدگاه عموم و ترویج حس دفاع در مردم مى تواند داشته باشد؟
** شما الآن ببینید کشورهایى که اصلاً با اسلام سنخیت ندارند مثل کره یا کشورهاى اروپایى، یا حتى بعضى کشورها که اصلاً در جنگ نبودند، قسمتى از یک مکان ادارى شان را اختصاص دادند به رزمنده هاى جنگ جهانى دوم. در مورد ما هم کارهایى شده اما نه آنگونه که ما رضایت داشته باشیم. در مورد فیلم، کتاب و در مورد تئاتر هم این مسائل انجام شده اما کم، مبحث ایثار و ایثارگرى و به تصویر کشاندن حماسه ها و یا به قلم آوردن آنها نیز کمتر صورت گرفته، اما در حال حاضر کارهایى در شرف انجام هست. با عزیزانى در روایت فتح درصدد همکارى هستیم و یک کتاب جامع در حال جمع آورى است که تقریباً اداره کردن یک اردوگاه را پوشش مى دهد، از تمام کسانى که در اردوگاه در قسمت هاى مختلف مسؤولیت داشته و زحمت کشیدند دعوت به عمل آوردیم. مرتباً با روایت فتح در تماس هستیم، شاید بتوان گفت مجموعه اى مثل بینوایان، در حال تنظیم شدن است تا در دسترس عموم قرار بگیرد. خوب موضوعاتى جالب و قابل پردازشى در اردوگاه ها اتفاق مى افتاد که در نوع خود استثنایى بود مسؤولان صلیب سرخ، وقتى مى آمدند مى گفتند ما توى دنیا دو میلیون اسیر داریم اما وقتى مى آییم پیش شما ایرانى ها احساس مى کنیم که با دیگر اسرا فرق بسزایى دارید، هیچ وقت نشده شما رو غمناک ببینیم.
در هر صورت ما تمام تلاش خود را کردیم که همه موارد، در فیلمى که روایت فتح در حال تنظیم کردنش است را انعکاس دهیم، اما متأسفانه دیدیم که در دوازده الى سیزده قسمت فیلم نمى گنجد، بودجه مجزا و اعتبار مى خواهد که ان شاءالله برادران مسؤول در بنیاد شهید و ایثارگران بتوانند هم به موزه رسیدگى کنند، هم به فیلم، حتى موزه شهداى ما هم که در خیابان طالقانى دائر است در خور شهداى ما نیست و اسمش رو هم نمیشه موزه گذاشت، بلکه یک اتاقکى است که فقط در آن کاغذ چسبانى مى کنند، البته ناگفته نماند که مسؤولین (بعضى از مسؤولین) در این امر کوتاهى کردند.
* بعضى از آزاده ها توانمندى هاى بالایى دارند، همان طور که گفتید گروهى از آنان به چند زبان بیگانه تکلم مى کنند و حتى قادر به آموزش در مراکز عالى کشور هم هستند، براى شناسایى این استعدادها چه اقداماتى شده تا از آنان به نحو شایسته اى استفاده شود یا در صورت لزوم مدرک معادل به آنان داده شود؟
** بسیارى از این آزادگان با توجه به تمهیداتى که در دستورالعمل هاى ستاد آزادگان قرار داده شده بود، در برگشت ادامه تحصیل دادند، بعضى از این عزیزان در حال حاضر استاد دانشگاه، جراح و نیز بعضى دیگر در قسمت هاى اقتصادى فعالیت هاى اقتصادى دارند، این امکانات در اختیارشان گذاشته شده که بتوانند ادامه تحصیل بدهند، اما برخى از آنان بنا به شرایط سخت زندگى و یا مریضى ناشى از اسارت، قادر به ادامه تحصیل نشدند ولى یک تعدادى هم واقعاً ایثار کردند و با توجه به شرایط سختى که هم از لحاظ زندگى و هم از لحاظ جسمى، بعد از اسارت برایشان به وجود آمده بود، ادامه تحصیل داده و در حال حاضر در قسمت هاى مختلف فعالیت مى کنند، اما نسبت به شناسایى و بکارگیرى آنان از سوى برخى مسؤولان کوتاهى شد. شاید براى آنان یک مقدار ثقیل بود، از این که آزاده اى یک دفعه جهش کرده و حالا مى خواهد بیاید کنار خود وى بنشیند، این موضوع را نمى پذیرفتند و خوب به خاطر همین سختى و نامهربانى هایى که کردند، بعضى از آزاده ها و شاید بیشتر آنان مجبور به درخواست بازنشستگى زودرس شدند تا بتوانند مکانى فراهم کنند و تنها باشند و زیاد مورد تحقیر قرار نگیرند. البته هیچ وقت ناامید نشدند و هدف بیشترشان که خدمت به ولایت، ایران، حفظ ارزش ها و حفظ نظام بود را فراموش نکرده و آرمان هاى نظام و انقلاب اسلامى و رهبر کبیر انقلاب امام خمینى و مقام معظم رهبرى را همیشه دنبال کرده اند.