علی شکوهی
سرنوشت سوریه و آینده سیاسی این کشور، تاثیری شگرف و تعیینکننده بر وضعیت منطقه خاورمیانه دارد و به تعبیری، استقرار نظم مورد نظر آمریکا در این منطقه دقیقا به سرنوشت دولت سوریه وابسته است. در این میان، لبنان دروازه ورود به سوریه و عقبه استراتژیک این کشور تلقی میشود و به همین دلیل، آمریکا و فرانسه برای کنترل و مهار حاکمان دمشق، بازتولید سلطه یا دستکم نفوذ سیاسی و نظامی خود در لبنان را در دستور کار خود قرار دادهاند. سوریه در مقطعی دیگر نیز چنین جایگاهی را برای کل جهان عرب عهدهدار بود که به نظر، آن را جدی نگرفت و ارزان از دست داد. کیسینجر معتقد بود اعراب، بدون مصر نمیتوانند بجنگند و بدون سوریه نمیتوانند صلح کنند. بر مبنای این تحلیل، آمریکاییان موفق شدند قرارداد کمپ دیوید را به امضاء برسانند تا مصر صلح کند و دیگر جنگی علیه اسرائیل رخ ندهد. در ادامه نیز موفق شدند سوریه را سر میز مذاکره بکشانند و به مذاکرات صلح با رژیم غاصب فلسطین، مشروعیت بخشند.
در این مذاکرات، سوریه چیزی به دست نیاورد؛ اما راه سازش با اسرائیل را برای همه عربها گشود و ایجاد رابطه عادی با این رژیم غاصب را برای همه دولتها تسهیل کرد. در مقطع کنونی نیز سوریهشان اختصاصی یافته و به تعبیری سد راه استقرار خاورمیانه آمریکایی شده است. این شان و جایگاه بدون به کار گرفتن استراتژی مردمی در داخل و تنظیم دقیق و درست مناسباتش با جهان پیرامون بویژه با لبنان، پاس داشتنی نیست.
دولت سوریه برای کم کردن فشارهای آمریکا، در داخل کشور باید مردمسالاری را بتدریج تجربه کند و درباره لبنان، ضمن بازنگری در سیاستهای گذشته به گروههای دارای پایگاه مردمی از جمله جزبالله تکیه کند و با خویشتنداری در قبال مخالفان سیاستهای خود، امکان ایجاد تفاهم داخلی در آن کشور را به دور از مداخله قدرتها خارجی بویژه آمریکا، فرانسه و اسرائیل فراهم آورد.
ریشههای سوریه گریزی ایجاد شده در برخی احزاب و گروههای لبنانی را بیتردید باید در عملکرد گذشته سوریه در لبنان جستجو کرد و در عین حال، برای وابستگیهای برخی از این گروهها به بیگانه هم باید سهمی قائل شد.
رفتار سیاسی دولت در این شرایط پیچیده بسیار تعیینکننده است، بویژه آن که طرحهای دشمنان نیز پیاپی به اجرا در میآورند و برای خارج کردن کامل لبنان از دایره نفوذ سوریه، عملی میشوند. در این وضعیت، سوریه نباید بر بهانههای مداخله بیگانگان بیفزاید و شرایط جهانی را علیه خود نامساعدتر کند.
حامیان منطقهای سوریه همچون ایران و گروههای بانفوذ لبنانی همچون حزبالله قطعا از دولت سوریه در قبال توطئههای آمریکا حمایت میکنند و این کشور را به مثابه سدی در مقابل یکدست شدن سیاسی منطقه میدانند؛ ولی در عین حال توقع دارند رفتار سیاسی دولت سوریه در قبال رخدادهای تازه از جمله گزارش نماینده سازمان ملل درباره ترور حریری، به گونهای باشد که به گسترش دخالتهای آمریکا نینجامد و بدبینی موجود در گروهها و احزاب لبنانی نسبت به سوریه را بتدریج کاهش دهد. تنها به این شرط دولت سوریه میتواند از شان و جایگاه مهمش در مقابل حضور آمریکا، پاسداری و حضور مستقل خود در حیات سیاسی منطقه را تضمین کند.