پرویز اسماعیلی
«یک امضای ما، یک حکم ما، یک حرف ما، یک قضاوت ما، یک نشست و برخاست ما در محل تصمیمگیری میتواند اثر مستقیم خودش را به جماعتهای زیادی برساند. این نوع گناه هم استغفار متناسب با خودش را دارد. مسالهاش فقط با استغفار حل نمیشود. انسان باید آن [عمل گناه] را درست کند. مقوله اصلاح کردن و مشکلات را برطرف کردن اینجا پیش میآید.» رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار اخیر کارگزاران نظام با ایشان با طرح موضوع «گناه مدیران» پنج سرفصل مهم را در این باب به آنها متذکر شدند؛ سرفصلهایی که با نیم نگاهی آسیب شناسانه به فراز و فرود روند تمور کشور در سالهای اخیر، خود فرمولهای کارآمد و موثری هستند که رضایت خداوند متعال، تامین حقوق و مطالبات مردم، حفظ اقتدار و امنیت ملی و نهایتا سربلندی مدیران را رهاورد دارد. بازنگاهی به فرمایشهای، حکیمانه ایشان، این نگرانی را پدید میآورد که هرگونه «غفلت» عموم مسوولان کشور از «فرصت» بزرگی که در پی شناخت راهکارهای معنوی، اخلاقی و عملیاتی ارایه شده از سوی معظمله برای «استغفار» و «اصلاح» پدید آمده، آنان را در معرض گناهی به مراتب بزرگتر قرار دهد؛ گناهی که بیتردید خسارتهای آن بر مصالح و منافع ملی نیز زیانبار خواهد بود.اکنون، همه ما در برابر این «پنج سرفصل» مهم آزمون سختی را پیشرو داریم. امروز با علم به «گناه» بودن بسیاری از رویکردها، غفلت مجدد از آنها هیچ عذر و بهانهای برجای نمیگذارد.
1- هر «اختلاف»ی که کوچکترین آسیبی به منافع مردم و یا فرصت حل مشکلات آنها برساند، نیازمند توبه است. توبهای که به مفهوم بازگشت از «اختلاف» و حاکم شدن روح وحدت در انجام مسوولیتها است.توجه ویژه رهبر انقلاب به «فرصت بودن» هم جهتی سه قوه برای ملت ایران، و این که «نگذارید این فضای هماهنگی و با طرح بیمورد برخی از اشکالات یا با بزرگ کردن چیزهایی کوچک از بین برود» ناظر به این است که مشغول شدن مسوولان ارشد کشور به«چشم و گوشهای بدخواه و بددل» غفلت از وظایف بزرگ آنها در قبال ملت را به دنبال خواهد داشت. دینهای بزرگی که از سوی مردم بر عهده مدیران است اما در صورت ادا نشدن به عنوان گناهان بزرگتر در کارنامهها ماندگار خواهد شد. لذا، بزرگترین استغفار، حداکثر استفاده از فرصت بزرگ هماهنگی است.
2- هر «خودخواهی» و هر «حمایت بیاستدلال و متعصبانه از خود، از حزب خود، از جناح خود، از خویشاوند و دوست و رفیق خود» نیازمند توبه است، توبهای که به مفهوم بازگشت از «قبیله»گرایی در امور مرتبط و متعلق به عموم مردم است.هر مسوولی، چنانچه در خلوت با خدا، گماردن حتی یک نفر از زیر دستان خود به مسوولیتهای بزرگ مرتبط با یک ملت را متاثر از «قبیله» و «رفیق» گرایی از یک سو و لجبازی و «تعصب» شخصی از سوی دیگر میداند، همین امروز موظف به بازگشت از این مسیر و جایگزنی مدیرانی شایسته بر امور مردم است. «غفلت» از این مهم «گناه بزرگتر»ی را به پرونده ما خواهد افزود.
3- کوچکترین «غفلت از مردم و خدمت به آنها» نیازمند توبه است، توبهای که به مفهوم بازگشت از مرجع قرار دادن خود و یا یک گروه معدود به جای یک ملت در تصمیمگیریها است. هر مسوولی بدون تعارف بارها مواجه با این «گناه» ها است.
4- کوچکترین «غفلت از مبانی اقتدار ملی» و کوچکترین غفلت از دو راه اصلی تحقق اقتدار ملی یعنی «علم و اخلاق» نیازمند توبه است. توبهای که معنای آن بازگشت از کم توجهی به نهضت نرمافزاری و نظریهپردازی و توسعه زیرساختهای علمی از یک سو و بازگشت از کم عملی به مبانی اخلاق محمد(ص) و هدر دادن «تواناییها و ظرفیتهای موجود» کشور از سوی دیگر خواهد بود.
5- و کوچکترین «غفلت از دشمن» و خیال این که «با غفلت از توطئه، توطئه از بین میرود» نیازمند توبه است.
توبهای که مفهوم آن بازگشت از کم توجهی به مولفههای اقتدار ملی، نادیده گرفتن راهبردها و توطئههایی است که هر روز طرح جدیدی را علیه نظام اسلامی در خارج و داخل کشور ساماندهی و مدیریت میکند. بیتردید خنثی کردن توطئه دشمن نیز، جز با «وحدت و همدلی»، پرهیز از «خودخواهی و قبیلهگرایی»، اهتمام به «خدمت و عشق به مردم» و نیز «اقتدار علمی و اخلاقی» میسر نمیشود. نکته آخر این که، شاید اشاره رهبر معظم انقلاب به این سیاستهای معین شده در برنامه چهارم توسعه و این که این برنامه همه آنچه «مربوط به خدمت و عدالت است را در خود دارد» باید به برنامه اجرایی تبدیل و عملیاتی شود، هشدار و توجه به دولت در قبال این «فرصت» است. فرصتی که «غفلت» از آن هم «گناه» را در پرونده ما و هم ناکارآمدی در تحقق «شعار»های ما را در پی دارد.