تاریخ انتشار : ۲۸ شهريور ۱۳۸۹ - ۰۸:۵۵  ، 
شناسه خبر : ۱۶۲۰۹۸
ترجمه و تنظیم: ف.م.هاشمى مقدمه: در طول چند قرن اخیر، یکى از عوامل مؤثر در سرنوشت بسیارى از کشورها، «گروه هاى شبه نظامى» بوده است. گروه هایى که بدون برخوردارى از حمایتى قوى و تنها به پشتوانه بخشى از مردم فعالیت مى کنند. گروه هاى شبه نظامى به رهبرى زاپاتا، چه گوارا، دانیل اورتگا و فیدل کاسترو از جمله این گروه ها بودند که در این راه براى مقاصد خود مبارزه کردند، اگر چه برخى از آنان در این راه جان خود را نیز فدا کردند. در طول صد سال اخیر در منطقه خاورمیانه نیز گروه هاى شبه نظامى بسیارى پا به عرصه نهاده اند که در اینجا به سراغ برخى از آنها رفته ایم تا با آنان بیشتر و بهتر آشنا شوید.

۱ـ جماعت التوحید و الجهاد
گفته مى شود «جماعت التوحید و الجهاد» ، تحت رهبرى «ابومصعب الزرقاوى» قراردارد.
«زرقاوى» یک مسلمان سنى مذهب اردنى است که روابط بسیارنزدیکى با «القاعده» دارد. او به اتهام انجام چندین عملیات تروریستى علیه نیروهاى آمریکایى مستقر در عراق، تحت تعقیب است.
این گروه، اخیراً یک شهروند آمریکایى مستقر در عراق را سربرید و نوار ویدیویى آن را براى اطلاع جهانیان منتشرکرد.
گروه «زرقاوى» امیدوار بود با این کار، خشم و مخالفت افکارعمومى آمریکا و جهان را علیه نیروهاى اشغالگر عراق برانگیزد.
عنوان این نوار ویدیویى «سربریدن یک آمریکایى توسط الزرقاوى» بود. دراین نوار، «نیکلاس برگ» شهروند ۲۶ ساله آمریکایى برروى زمین زانوزده است و یک مرد نقابدار بیانیه اى را مى خواند که به موجب آن «نیکلاس برگ» در پاسخ به بدرفتارى آمریکا با زندانیان زندان «ابوغریب» ، اعدام مى شود. سپس مرد دیگرى درحالى که یک دشنه بزرگ در دست دارد، آن را زیر گلوى «برگ» مى گذارد و سر او را مى برد. مردان درحین انجام این عمل، فریاد الله اکبر سرمى دهند. سپس قاتل، سرقربانى را جلوى دوربین مى گیرد.
«ابومصعب الزرقاوى» روابط بسیار نزدیکى با گروههاى «اثبات النصر» و «حزب الله» دارد. او علاوه بر اینکه کمکهاى مادى و مالى عظیمى که به عملیات ضدآمریکایى درعراق مى کند، درعملیات متعدد تروریستى نیز شرکت داشته، تروریستها را آموزش داده، هسته هاى تروریستى تشکیل داده و به جابه جایى تروریستها در سطح دنیا کمک مى کند. یکى از عملیات بزرگ او، ویران کردن سفارت اردن در بغداد بود.
«زرقاوى» تروریستهاى خود را دراردوگاههاى «القاعده» آموزش مى دهد.
اگرچه پایگاه «زرقاوى» در عراق و پایگاه «القاعده» در پاکستان است، اما این دو گروه روابط بسیارنزدیکى با یکدیگر دارند.
در ،۱۹۹۹ جمع بزرگى از نیروهاى «زرقاوى» راهى افغانستان شدند و بسیارى از آنها در اردوگاه «الفاروق» ازسوى القاعده آموزش دیدند. سپس «الزرقاوى» اردوگاه آموزشى خاص خود را در «هرات» تأسیس کرد. وقتى نیروهاى آمریکایى، رژیم طالبان را از قدرت خلع کردند، «الزرقاوى» ، اردوگاه خود را به شمال شرقى عراق منتقل کرد.
دراین زمان، روابط نزدیکى میان عوامل «زرقاوى» و «اثبات النصر» برقرارشد. در اکتبر ،۲۰۰۰ «زرقاوى» به دلیل مشارکت در بمب گذارى هتل Radisson,SAS امان و چندین حمله دیگر به اتباع آمریکایى، اسرائیلى و مسیحى در اردن، غیاباً محاکمه و به مرگ محکوم شد.
درنیمه سال ،۲۰۰۱ «زرقاوى» از هرات به قندهار رفت. بالاخره با کمکهاى بى دریغ «حزب الله» و برخى دیگر از گروههاى فلسطینى و عرب پاى «زرقاوى» از اوایل سال ۲۰۰۲ به فلسطین نیز بازشد.
«زرقاوى» درمه۲۰۰۲ از شمال غربى عراق به بغداد آمد و قریب دوماه در پایتخت بغداد به معالجه خویش پرداخت.
در ۲۸ اکتبر ۲۰۰۲ «لورنس فالى» یکى از دیپلمات هاى آمریکایى مقیم اردن ازسوى عوامل «زرقاوى» ترور شد.
دو تن از افرادى که دراین ترور شرکت داشتند «سالم سعد» و «سالم بن سواید» از اعضاى «القاعده» بودند و براى طراحى و اجراى این ترور، بیش از پنجاه هزار دلار دریافت کردند.
اخیراً «سواید» که یک لیبیایى الاصل است توسط مقامات اردنى دستگیرشد.
«زرقاوى» درمدت اقامت خود درعراق، مقادیر بسیارى سلاح سبک و سنگین را به داخل خاک اردن قاچاق کرد. «التوحید» نام یک جنبش سنى مذهب است که در اردن ریشه سنتى دارد و «زرقاوى» نیز نام جنبش خود را ازآن گرفته است.
او نیز مانند «بن لادن» ، جهاد امت اسلام را علیه مشرکان و صلیبیون در سراسرجهان تبلیغ و ترویج مى کند.
در اوایل سپتامبر ،۲۰۰۱ «زرقاوى» با یکى از یاران نزدیکش به نام ABU DHESS که مقیم آلمان است در ایران دیدار کرد و از او خواست که حمله علیه اتباع و تأسیسات یهودى و اسرائیلى را درخاک آلمان شدت بخشد.
دولت آلمان اخیراً اعلام کرد که «شادى عبدالله» ، که روابط نزدیکى با ABU DHESS دارد، دستور داشته اهداف بالقوه را درخاک آلمان شناسایى کرده و سلاحهاى موردنیاز خود را نیز از «جمال مصطفى» مسؤول هسته سازمان در دوسلدورف دریافت کند.
اما، قبل از این کار، او به همراه «جمال مصطفى» ، ABU DHESS، «اشرف النجمه» و «اسماعیل شلبى» از سوى پلیس آلمان دستگیرشدند و هم اکنون همگى در زندان به سرمى برند.
در ۱۷ اکتبر ،۲۰۰۴ گروه «الزرقاوى» با انتشار بیانیه اى رسماً اتحاد خود را با گروه «القاعده» اعلام کرد.
دراین بیانیه آمده است: «درمذاکراتى که میان شیخ ابومصعب الزرقاوى و برادران گروه القاعده صورت گرفت و هشت ماه ادامه داشت، برادران القاعده، استراتژى مبارزاتى جنبش جماعت التوحید و الجهاد را در سرزمین بین النهرین (عراق) به رسمیت شناختند.
بدین ترتیب به فرمانده گروه التوحید و الجهاد و سربازان او، سرسپردگى خود را به اوامر شیخ المجاهدین» اسامه بن لادن «ابرازکرده، فرامین او را با جان و دل پذیرا خواهندبود.»
اعلامیه مزبور با این شعار پایان مى یابد: «جوانان عراقى! زیرپرچم القاعده به گروه الزرقاوى بپیوندید!»
«جماعت التوحید و الجهاد» در روزهاى اخیر نیز با انتشار بیانیه هاى متعدد، بر پیوستگى خود به القاعده تأکید کرده است. در یکى از این بیانیه ها که توسط شبکه تلویزیونى الجزیره خوانده شد، گروه الزرقاوى، خود را «رافدین» نامیده است.
نمودار تشکیلاتى رهبرى گروه «الزرقاوى»
الزرقاوى
ابواشرف
ابوتیزر
ابوحفص (روس)
ابوعطیه (پاکستانى)
منادبن جلالى (در بازداشت)
مروان بن احمد (در بازداشت)
۲ـ گروه ابونضال
سازمان تروریستى اى که پس از انشعاب «صبرى النباء» از سازمان آزادیبخش فلسطین در ۱۹۷۴ شکل گرفت ، در واقع حاصل اختلاف نظر میان عرفات و صبرى النباء در مورد مسائل محورى جنبش ، ازجمله امکان سازش سیاسى اعراب اسرائیل و دامنه جغرافیایى عملیات تروریستى بود. در واقع، اختلاف نظر عرفات و ابونضال آنقدر شدید بود که سازمان آزادیبخش فلسطینى ، صبرى النباء را غیاباً محکوم به مرگ کرد. گروه ابونضال از چند کمیته عملیاتى تشکیل مى شود که در میان آنها، نقش کمیته هاى نظامى، سیاسى و مالى از بقیه مهمتر است. این گروه معتقد است که تروریسم عرب و فلسطینى باید در یکدیگر ادغام شود تا انقلاب عربى به وقوع پیوسته ، سرزمین فلسطینى آزاد شود، اهداف سیاسى گروه ابونضال عبارت است از:
۱)مبارزه مسلحانه علیه اشغالگران صهیونیست باید در رأس اولویتهاى مبارزاتى جنبش فلسطینى قرار گیرد،
۲) فرایند صلح اسرائیل فلسطین باید از طریق تشدید عملیات تروریستى دراسرائیل، اروپا و خاورمیانه ، ناکام گذاشته شود،
۳) رژیم هاى ارتجاعى عرب در مصر، اردن ، کویت ، عربستان سعودى و شیخ نشین هاى خلیج فارس باید مورد تهدید یا حمله قرار گیرند،
۴) تعهد اعراب به نابودى اسرائیل باید مورد پافشارى و تأکید قرار گیرد،
۵) کشورهایى که اعضاى گروه ابونضال را به زندان انداخته اند را باید وادار به آزادکردن گروگانها کرد.
بدین ترتیب ، حمله گروه ابونضال به جریانهاى میانه روى فلسطینى شدت گرفت. در آوریل ،۱۹۷۸ حدود ۱۳۰ چریک وابسته به گروه ابونضال در جنوب لبنان که خود را آماده حمله به خاک اسرائیل مى کردند از سوى سازمان فتح دستگیر شدند. در نیمه سال ۱۹۷۸ ، گروه ابونضال ۳ شخصیت برجسته سازمان آزادیبخش فلسطین را ترور کرد. گروه ابونضال از طریق برخى کشورها تغذیه مالى مى شود. این سازمان همچنین در کار تجارت قاچاق فعال است و مالک چندبنگاه اقتصادى در جهان عرب نیز هست.
صبرى النباء از دسامبر ۱۹۹۸ در عراق مستقر شد و فعالیت خویش را در اردوگاههاى فلسطینى لبنان شدت بخشید . مشکلات مالى و هرج و مرج تشکیلاتى موجب شد که فعالیت این گروه در حال حاضر بسیار کاهش یابد. فعالیت گروه ابونضال در لیبى و مصر، از سال ۱۹۹۹ به بعد ممنوع اعلام شد.
گروه ابونضال در اوج قدرت خود در سالهاى پایانى دهه ،۱۹۸۰ پانصد چریک در اختیار داشت و داراى یکصد دفتر نمایندگى در سراسر جهان بود. این گروه تا اوایل دهه ۱۹۹۰ کمکهاى بى شائبه اى در زمینه هاى مالى ، تدارک مخفیگاه، تأسیس اردوگاه آموزشى ،عرضه کمکهاى لجستیکى و کمکهاى مالى از عراق، لیبى و سوریه دریافت مى کرد.
ابونضال تا هنگام مرگ خود در سال ،۲۰۰۲ در عراق ساکن بود. گروه ابونضال فاقد شخصیت برجسته اى جز «صبرى خلیل البناء» (ابونضال) است.
۳ـ انصارالاسلام
انصار الاسلام در دسامبر ۲۰۰۱ تأسیس شد. این گروه اسلام گراى سنى مذهب، متشکل از کردهاى افراطى است که هدف اصلى خود را مخالفت با «اتحادیه میهنى کردستان» قرار داده است. «اتحادیه میهنى» یکى از دو گروه عمده کرد است که با حمایت آمریکا با رژیم سابق عراق مى جنگید.
حیطه فعالیت انصارالاسلام، مناطق شمال شرقى عراق است و این گروه، روابط نزدیکى با القاعده دارد. گفته مى شود شخص «اسامه بن لادن» در تشکیل گروه انصارالاسلام شرکت داشته و کمک هاى مالى فراوانى نیز به این گروه کرده است. مناطق تحت تسلط انصارالاسلام در شمال شرق عراق، در واقع مناطقى امن براى عوامل القاعده محسوب مى شود وگفته مى شود عناصر فرارى القاعده از افغانستان، در این مناطق پنهان شده اند.
گروه انصارالاسلام تاکنون چندین عملیات تروریستى در عراق انجام داده است که توطئه براى ترور «بهرام صالح» نخست وزیر دولت منطقه اى اتحادیه میهنى در آوریل ۲۰۰۲ و تلاش براى ترور ژنرال «شوکت حاجى مشیر» سیاستمدار برجسته کرد در شهر حلبچه از آن جمله مى باشد.
یک گروه اسلامگرا که خود را «جندالاسلام» مى نامید توانست در سپتامبر ۲۰۰۱ کنترل چند روستا را در نزدیکى حلبچه عراق به دست گیرد و یک دولت اسلامى را در منطقه اعلام کند. بسیارى از اعضاى این گروه، دوره هاى آموزشى را در اردوگاه هاى آموزشى القاعده در خاک افغانستان گذرانده اند. این گروه در دسامبر ۲۰۰۱ نام خود را به «انصارالاسلام» تغییر داد و توانست در پایان سال ۲۰۰۲ کنترل منطقه کوچکى را در منتهى الیه شمال عراق در مجاورت مرز ایران به دست گیرد. در این زمان، هدف گروه مزبور، حاکم کردن اصول شریعت بر تمامى نقاط شمالى عراق اعلام شد و در واقع، این اصول در مناطق تحت سلطه گروه مزبور به شدت اجرا مى شد.
در فوریه ،۲۰۰۳ وزارت خارجه آمریکا از کمیته مجازات سازمان ملل خواست که نام انصارالاسلام را در زمره حامیان القاعده قرار دهد و دارایى هاى این گروه را در سراسر جهان توقیف کند.
رهبر انصارالاسلام، فردى به نام «ملا کرکار» است. وى در مصاحبه اى در ۲۴ اوت ۲۰۰۳ با نشریه «لاریپوبلیکا» چاپ ایتالیا، اظهار داشت که هیچ نقشى در انفجار مقر سازمان ملل در بغداد نداشته و این عمل را به بازمانده حامیان صدام حسین نسبت داد.
وى همچنین هر گونه رابطه با «اسامه بن لادن» و القاعده را رد کرد و گفت: هرگز وى را ملاقات نکرده است. «ملاکرکار» در عین حال، بن لادن را مانند جواهرى دانست که بر تارک اسلام مى درخشد. انصارالاسلام اعلام کرده است که اگر آمریکا سرزمین هاى اسلامى را ترک نکند، تکرار حوادثى مانند ۱۱ سپتامبر محتمل است.
بنا بر برخى گزارش هاى منتشره، در اواخر ،۲۰۰۳ رهبرى گروه انصارالاسلام به «ابوعبدالله الشفیعى» رسیده است، زیرا «ملاکرکار» از ژوئن ۲۰۰۴ در زندان نروژ به سر مى برد.
«الشفیعى» اعلام کرد نام سازمان متبوعش را به نام مخفى دیگرى تغییر داده است. ممکن است انصارالاسلام در دوره اخیر فعالیتش، روابط نزدیکى را با گروه اسلامگراى کردستان به رهبرى «محمدعلى باپیر» برقرار کرده باشد.
وزارت خارجه آمریکا از مارس ۲۰۰۴ نام انصارالاسلام را در لیست گروه هاى تروریستى گنجانده است. این اتفاق هنگامى روى داد که گروه مزبور رسماً مسؤولیت حمله به مقر اتحادیه میهنى کردستان عراق (Puk) و مقر حزب دموکرات کردستان (KDP) را پذیرفت. اخیراً گروه انصارالاسلام در شورش هاى شهر فلوجه عراق فعال بوده است.
۴ـ لشکر بدر
«مجلس اعلاى انقلاب اسلامى عراق» (SCIRI) یک بازوى نظامى دارد به نام «لشکر بدر» . این گروه شبه نظامى ، نخست در قالب یک گردان تشکیل شد و سپس به یک هنگ و سرانجام به صورت یک لشکر درآمد. لشکر بدر، متشکل از سربازان و افسران عراقى است که از ارتش صدام گریخته و به «مجلس اعلاى انقلاب اسلامى عراق» پیوسته اند. این ارتش، بعدها از میان پناهندگان و فراریان سیاسى عراق نیز سربازگیرى کرد.
یک هدف لشکر بدر در بدو تأسیس ، مقابله با تحرکات سازمان مجاهدین خلق ایران بود که یک گروه چریکى ایرانى محسوب مى شود که در نخستین روزهاى پیروزى انقلاب ۱۹۷۹ از ایران گریخت و درعراق مستقر شد. در سپتامبر سال ۲۰۰۳ ، رهبر مجلس اعلاى انقلاب اسلامى عراق اعلام کرد که با وجود درخواست آمریکا براى خلع سلاح و انحلال لشکر بدر، این نیرو همچنان فعال باقى خواهد ماند.
رهبرى جنبش اسلامى عراق، پس از پیروزى انقلاب ۱۹۲۰ این کشور ، روش هاى مدنى را در جنبش مذهبى، فرهنگى و سیاسى در پیش گرفت.
اما پس از کودتاى دوم بعثى ها در ۱۹۶۸ جنبش اسلامى طى دهه هاى ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰ با سرکوب گسترده رو به رو شد. هزاران طلبه حوزه هاى علمیه وفعال سیاسى دستگیر و شکنجه شدند وصدها نفر از آنها به قتل رسیدند.
در واقع، رژیم بعث حاکمیت خود را با سرکوب گسترده جنبش اسلامى عراق به رهبرى آیت الله سیدمحسن حکیم آغاز کرد و این شخصیت ؛ نفوذ سیاسى و مذهبى را تحت زندان خانگى قرار داد.
سیدمهدى حکیم پسر آیت الله حکیم، که به جرم خیانت به کشور تحت تعقیب بود از عراق گریخت وچندى بعد به سال ۱۹۸۸ در سودان ترور شد. در سال ۱۹۷۴ پنج فعال برجسته مذهبى عراق اعدام شدند.در ۱۹۷۷ ، وقتى رژیم بعث مانع زیارت مرقد امام حسین درکربلا شد، یک خیزش همگانى به وقوع پیوست.در پى این شورش ها، سیدمحمدباقر حکیم ، پسر آیت الله العظمى حکیم، دستگیر شد. و پس از تحمل شکنجه هاى فراوان محکوم به حبس ابد شد.
در سال ۱۹۸۰ آیت الله محمدباقر صدر که پس از مرگ آیت الله العظمى حکیم رهبرى مذهبى عراق را به دست گرفته بود، همراه با خواهرش «امینه صدر» اعدام شد. رژیم بعثى با انتشار بیانیه اى اعلام کرد که همه فعالان جنبش اسلامى را اعدام خواهد کرد.
بدین ترتیب، جنبش اسلامى تصمیم گرفت به دفاع از خود بپردازد.
آیت الله محمد باقر حکیم از عراق خارج و در ایران مستقر شد و شروع به سازماندهى مهاجران عراقى کرد. آن دسته از سربازان و افسران عراقى که طى ۸سال جنگ با ایران از ارتش عراق گریخته، به ایران مى آمدند جذب مجلس اعلاى انقلاب اسلامى عراق مى شدند. استراتژى آیت الله محمد باقر حکیم و رهبرى مجلس اعلاى انقلاب اسلامى عراق به قرار زیر بود:
۱ ایجاد هسته هاى مخفى مقاومت در داخل عراق
۲ سازماندهى عراقى هاى خارج از کشور و آموزش نظامى آنها
۳ ایجاد یک نیروى نظامى مقتدر براى مقابله با رژیم صدام
آیت الله حکیم، فعالیت بازوى نظامى سازمان خود را با تشکیل یک گردان آغاز کرد. پس از خیزش مردمى مارس۱۹۹۱ در عراق که به شدت از سوى رژیم صدام در هم شکست، بر خیل مهاجران و فراریان عراقى به ایران افزوده شد و مجلس اعلاى انقلاب اسلامى عراق از میان همین افراد دست به سربازگیرى گسترده زد.
رهبرى لشکر بدر را «عبدالعزیز حکیم» برادر آیت الله حکیم بر عهده داشت و ستاد فرماندهى لشکر بدر نیز، قبل از تحولات اخیر عراق در ایران قرار داشت. لشکر بدر شامل واحدهاى پیاده، زرهى، توپخانه، ضدهوایى و کماندویى است. دوره هاى آموزش لشکر بدر را فرماندهان و افسران فرارى عراق اداره مى کنند. استراتژى لشکر بدر به قرار زیر مى باشد:
۱) احداث پایگاه در مناطق امن جنوب و کردستان عراق،
۲) ایجاد هسته هاى مخفى مقاومت در سراسر عراق،
۳) حفظ اردوگاههاى آموزش خود در خارج از خاک عراق و عمدتاً در کشورهاى همسایه عراق
در جریان خیزش مردمى مارس،۱۹۹۱ هسته هاى مخفى مجلس اعلاى انقلاب اسلامى عراق، نقش برجسته اى در قیام و گسترش آن از جنوب به اقصى نقاط عراق ایفا کردند.
آیت الله محمدباقر حکیم در جریان بمبگذارى اخیر در شهر نجف کشته شد و جاى وى را عبدالعزیز حکیم گرفت.
5ـ جنبش مقاومت اسلامى (حماس)
حماس (که مخفف عبارت عربى «حرکة المقاومة الاسلامیه» است) یک گروه تندرو و بنیادگراى اسلامى است که فعالیت نظامى خود را از بدو انتفاضه آغاز کرد. حیطه عملیاتى این سازمان، نخست غزه بود. اما بتدریج به تمامى سرزمین هاى اشغالى گسترش یافت.
حماس در اواخر سال۱۹۸۷ با انشعاب از گروه «اخوان المسلمین» از سوى شیخ احمد یاسین شکل گرفت. در ابتدا عناصر حماس در مبارزه خود توأمان از حربه هاى سیاسى و قهرآمیز استفاده مى کردند، اما اکنون توسل به ترور براى تأسیس یک دولت اسلامى در فلسطین، حربه اصلى این سازمان محسوب مى شود. حماس، حق حیات براى اسرائیل قائل نیست. بازوى علنى این جنبش در مساجد و مؤسسات عام المنفعه فعالیت مى کند تا از این طریق، ضمن جذب نیرو و تبلیغات گسترده، منابع مالى موردنیاز سازمان را نیز جمع آورى کند. حماس در نوار غزه بیش از دیگر نقاط اشغالى نفوذ و محبوبیت دارد. در برخى از مناطق کرانه غربى نیز فعالیت حماس چشمگیر است. به همین دلیل نفوذ حماس در نوار غزه ریشه دار و عمیق است. حماس، علاوه بر فعالیتهاى قهرآمیز، در برخى اقدامات سیاسى نیز فعال است. مثلاً این گروه در انتخابات اخیر اتاق بازرگانى کرانه غربى، فعالانه شرکت کردو توانست به موفقیتهایى نیز نایل شود. اما در مجموع باید حماس را قوى ترین گروه مخالف با فرایند صلح خاورمیانه تلقى کرد.
فعالان حماس، بویژه آنهایى که در گردانهاى عزالدین قسام عضویت دارند، تاکنون عملیات گسترده اى را در سرزمین هاى اشغالى انجام داده اند که حملات انتحارى علیه اهداف نظامى و غیرنظامى اسرائیل، اقدام علیه عوامل سرسپرده اشغالگران و رویارویى با رقباى سازمان فتح، از آن جمله است. در اوایل دهه ،۱۹۹۰ تصفیه خونینى، درون جنبش فلسطینى صورت گرفت که عوامل حماس و ابونضال مجرى آن بودند. در سالهاى ۲۰۰۱ و ،۲۰۰۲ حماس بر عملیات خویش افزود و ضرباتى جدى بر منافع اسرائیل وارد آورد. اما این گروه اعلام کرده است که به منافع آمریکا لطمه نمى زند.
نوار غزه، سنگر اصلى حماس است. در اوت ۱۹۹۹ دولت اردن، دفاتر حماس را در این کشور بست و رهبران و اعضاى دفتر سیاسى این جنبش را دستگیر کرد. گفته مى شود یک سوم فلسطینى هاى ساکن سرزمینهاى اشغالى از حماس حمایت مى کنند. بخشى از محبوبیت حماس در میان مردم عادى فلسطین به علت برنامه هاى گسترده اجتماعى، آموزشى و بهداشتى است که این جنبش در سرزمینهاى اشغالى اجرا مى کند.
منابع مالى موردنیاز حماس از طریق زیر تأمین مى شود: فلسطینى هاى مقیم خارج، ایران، عربستان سعودى و برخى دیگر از کشورهاى میانه روى عرب. بخشى از منابع مالى این گروه نیز از سوى فعالان جنبش در اروپاى غربى و آمریکا جمع آورى مى شود. بنابر تخمین سازمان هاى اطلاعاتى آمریکا، بودجه سالانه جنبش حماس بالغ بر ۵۰میلیون دلار است که بخش عمده آن وجوهى است که به مثابه یک سازمان خیریه و عام المنفعه در اختیار این جنبش قرار مى گیرد. با وجود اینکه جهانیان از «حماس» همچون یک گروه تروریستى یاد مى کنند، مردم عادى فلسطینى، حماس را سازمان خیریه اى مى دانند که به ساخت و ساز مدرسه و بیمارستان مشغول است و هر جا مقامات دولت خودگردان از انجام وظایف خود باز مى مانند، حضور پیدا مى کند.
اما، دولت اسرائیل، نظر دیگرى دارد. مقامات صهیونیستى چندى است که امحاى فیزیکى آن دسته از جریانات و شخصیتهاى فلسطینى را که موجودیت اسرائیل را نفى مى کنند در دستور کار خود قرار داده اند. چندى پیش، یک گروه کماندویى اسرائیل با ورود به منطقه هبرون (۲۱ژوئن۲۰۰۳) عبدالله قواسمه متفکر و تئوریسین برجسته جنبش حماس را به قتل رساند. پس از این عملیات، مقامات اسرائیلى، طى بیانیه اى، قواسمه را مسؤول، طراح و مجرى یک سلسله عملیات بزرگ تروریستى خواندند که به قتل تعدادى از شهروندان اسرائیل منجر شده است.
در ۱۲ ژوئن ،۲۰۰۳ هلیکوپترهاى توپ دار اسرائیلى چند موشک به سوى اتومبیل حامل فعالان برجسته حماس شلیک کردند که همگى آنها به قتل رسیدند. یکى از این افراد، «یاسر طه» رهبر بازوى نظامى حماس بود. دختر سه ساله طه نیز در این حمله کشته شد.
رهبر روحانى گروه حماس، شیخ «احمد یاسین» است. وى چندین بار از توطئه ترور عوامل صهیونیستى جان سالم به در برد، تا اینکه سرانجام در ۲۲مارس ،۲۰۰۴ هنگام ترک یک مسجد در شهر غزه، هدف موشکهاى شلیک شده از هلیکوپترهاى اسرائیلى قرار گرفت و جان باخت. دو رهبر عمده دیگر حماس، یعنى «عبدالعزیز رنتیسى» و «خالد مشعل» بر ادامه راه احمد یاسین تأکید کرده و هرگونه سازش با اسرائیل را رد کرده اند.
رنتیسى که یک پزشک ۵۴ساله است ۷سال از زندگى خود را در زندانهاى رژیم صهیونیستى گذراند و در سال۱۹۹۲ به لبنان تبعید شد. وى توانست چندین بار از توطئه ترور جان سالم به در برد. سرانجام او نیز در ۱۷آوریل ۲۰۰۴ هدف موشکهاى اسرائیلى قرار گرفت.
«خالد مشعل» که معلم فیزیک است ۴۰ساله است و رهبرى دفتر سیاسى حماس در دمشق را بر عهده دارد. در اکتبر ۱۹۹۷ چند جاسوس اسرائیلى با پاسپورت کانادایى وارد اردن شده، سعى کردند مشعل را مسموم کنند، اما دستگیر شدند و خالد مشعل راهى بیمارستان شد و از مرگ نجات یافت. اما از آن زمان به بعد، «خالد مشعل» و «محمود زهر» دیگر رهبر سیاسى ۵۳ساله جنبش حماس، همراه برخى دیگر از رهبران این جنبش، بارها و بارها مورد سوءقصد قرار گرفته و بسیارى از آنها نیز جان باخته اند.