تاریخ انتشار : ۰۱ مهر ۱۳۸۹ - ۱۰:۴۵  ، 
شناسه خبر : ۱۶۲۱۸۱

محمداسماعیل امامزاده
در جهان هستی نمی‌توان جاذبه مطلق داشت و از هر دافعه‌ای بی‌نصیب بود. به عبارت دیگر نمی‌شود که در فرآیند حرکت رو به تکامل، همه دوست شما باشند و هیچ دشمنی متعرض‌تان نگردد، که اگر چنین چیزی ممکن می‌بود، می‌بایست خالق هستی متمردی بنام شیطان نمی‌داشت و پیامبران صلح و رحمت،‌ که برای سعادت و خوشبختی حقیقی انسانها همه زندگی‌شان را ایثار می‌کردند، نمی‌بایست از سوی دشمنان بشریت به شهادت می‌رسیدند.
اینکه آمریکا دشمن انقلاب اسلامی و مردم ایران است که پایه‌گذاران جمهوری اسلامی هستند، چیز شگرفی نیست و همه عداوت‌ورزی و کینه‌جویی‌های کمپانی‌های مسلط بر کاخ سفید علیه این ملت نیز طبیعی به نظر می‌رسد، اما با همه تلاش استکبار آمریکایی در پیچیده و مخوف جلوه دادن سیستم و دستگاه تصمیم‌سازی خود، می‌توان به وضوح مصداق اصیل این فرموده سیدالسجادین امام العارفین زین‌العابدین (ع) را در بسیاری از مواضع رسمی دولت آمریکا مشاهده کرد و با سفیر نینوا هم نوا شد و گفت: خدایا، تو را بیکران سپاس که دشمنان ما را از نادانان و حمقاء قرار داده‌ای.
اعلام حمایت دولت آمریکا، که خود را ارباب و مبصر جهان می‌داند، از ضد انقلاب و کوتوله‌های اپوزیسیون و صدور بیانیه بوش و اظهارات وی در حمایت قاطع از آنها از مصادیقی است که برای آن باید در آستان ربوبی پیشانی عبودیت به خاک سائید. تنزل شیطان بزرگ و مدعی ابرقدرتی به جایگاهی که ناچار به همراهی با خیمه‌شب‌بازی‌های کودکانه است، گویای نادانی و ناداری آمریکائیان است. وقتی در جریان پرونده هسته‌ای ایران بارها مقهور اقتدار کشورمان شده و فضاحت ابرقدرتی‌شان به اثبات آژانس بین‌المللی انرژی اتمی رسید و از اعتماد به سازمان منافقین درس عبرت نیاموختند، لاجرم باید رسوایی‌های دیگری را در حوزه‌های مختلف تجربه کنند. اگر هزاران توطئه ناکام ظرف سالهای پس از انقلاب، که به اتکای ضد انقلاب رنگارنگ نتوانست درسهای لازم را به دشمنان بدهد، باید به بسیط و پوشالی‌بودن دستگاه تصمیم‌سازی آمریکا و متحدان او پی برد، چرا که این بستر و عناصر ضعیف و اصلی آمریکا موجب شد تا علیرغم پیش‌بینی‌ها، مجموعه سیستم حکومتی آمریکا در قضیه افغانستان و عراق نتوانند به حداقلهای اهداف خود دست یابند و گرفتار چنان چالشی شوند که از آن به عنوان مرداب یاد کنند.
بهره‌گیری آمریکا از عناصر وابسته و نفوذی خود در سطوح موثر و وارد آوردن ضربات و خسارات سنگین به جمهوری اسلامی، آنگاه که یک روز بیش از 70 شخصیت مطرح و در روزی دیگر رئیس‌جمهور و نخست‌وزیر محبوب ملت را به شهادت می‌رساندند و با استفاده از بازی خوردگانی سبک مغز جو ترور و وحشت را بر کشور حاکم کرده بودند، نتوانست حرکت ملت ایران در دستیابی به اهداف و آرمانهای خود را متوقف سازد، چگونه می‌توان علیرغم سابقه شکست آن سناریوهای منظم و پرهزینه و بعضا جهانی، تلاشهای بی‌ارزش کنونی را در سطح و اندازه ابرقدرتی آمریکا ارزیابی کرد.
آیا آمریکا به این حقیقت نمی‌اندیشد که به حمایت از کوتوله‌ها، شأن ناداشته خود را بیش از همیشه تنزل داده و نابود می‌سازد؟ از سویی، آیا این اعلام حمایت بوش حکایت از اقتدار ملی و بین‌المللی جمهوری اسلامی ندارد که اپوزیسیون داخلی‌اش افرادی ورشکسته و بازیگر و دشمنان خارجی‌اش قدرتهای استکباری هستند که هیچ منطق و اندیشه انسانی را پشتوانه کار و سیاست‌های خود ندارند؟
صرفنظر از اینکه ماجرای امثال گنجی‌ها می‌تواند دام‌های فضاحت دیگری تلقی شود، نکته اساسی برای دشمنان جمهوری اسلامی، لزوم اندیشه بر این محور مهم است که آیا با پایداری نظام اسلامی در قبال فهرست بی‌سابقه دسائس و حتی مواجهه این نظام الهی با رئیس‌جمهور نفوذی همچون بنی‌صدر و حفظ صلاحیت و اقتدار خود، چگونه پس از تجربه‌اندوزی‌های فراوان، نظام برآمده از آرمان ملی ایرانیان در دوره کنونی از چند مخالف، که به هیچ وجه در میان مردم به حساب نمی‌آیند، خوفناک بشود و آسیب ببینند؟! درخت کهن و تناور ایمان و استقامت ایرانی دارای چنان ریشه و تنه و شاخه و برگ سترگی است که با هیچ تندبادی نخواهد لرزید چه رسد به فوت مورچه‌ها.
یریدون لیطفوا نورالله بافواههم، و الله متم نوره و لو کره الکافرون.
این موهبت بر ملت بزرگ ایران گوارا باد که دشمنانی اینگونه احمق دارند.